نظرات | علیرضا خورشیدی
ترتیب نمایش
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

اصلا عطر خطی و یکنواخت نیست،واقعا مثل یک ضرب آهنگ بالا و پایین دارد.مثل موسیقی که اولش نمیدونی چه آهنگی قرار نواخته شود،در شروع مخاطب جذب آهنگ میشود وسط آهنگ اوج میگیره به وجد میاره و در آخر نه ملایمت اول داره و نه اوج میانه را.دوسش داشتم این عطر چون چالش برانگیز بود برام.
در اپنینگ برگ بنفشه اینجا سبز و نمناک و کمی تلخ است، اما سیب قرمز کنارش نمیگذارد این تلخی خشک شود یک شادابی ترش و گازدار در هواست اما زیر آن یک بوی سوخته‌ به مشام میرسد این پارادوکس دوست داشتم چون ذهن درگیر میکنه که میخوایم به کدوم سمت بریم و این هیجان انگیز واقعا.
در میانه راه تکلیف معلوم شد عطر به سمت روایح دودی،اسموکی میره،پچولی میاد حالا در پس زمینه که نقش کنترل کننده بازی کنه.تنباکو که کاملا خشک و جدی هست تلخی و دودی خاصی به کار میدهد و کمی هم توامان با دود ماری جوانا هست اینجا مخاطب خاص خودشو میخواد چون اوج کار اینجاست نه اون حالت دوگانگی اپنینگ داره و نه ملایمت درای داون.
در ایستگاه پایانی چوب سرو،سدر شتابان میان که عطر از دود نجات دهند و کمی خود را غلطان به دود کنند تا مرهمی شوند با کمک چرمی که نمک خورده است.این مرحله به کمک چوب و چرم توانسته اند دود را خشک کنند ولی هنوز بوش به مشام میرسد.
عطرهای چوبی،اسپایسی،دودی همیشه مورد پسند من بوده اند و اینهم برام جذاب و خاص بود.موزیک فستیوال بازی هارمونی نت ها داره و برام تکمیل کننده ترانه شروع است.
آتشفشان عشقمو دریا یه پر تلاطمم
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»




22 تشکر شده توسط : هادی 𝒜𝓎𝓁𝒾
بارونو دوست داشتی یه روز تو خلوت پیاده رو
پرسه پاییزی ما مرداد داغ دست تو
بارونو دوست داشتی یه روز عزیز هم پرسه ی من
بیا دوباره پا به پام تو کوچه ها قدم بزن
شونه به شونه میرفتیم من و تو تو جشن بارون
حالا تو نیستی و خیس چشمای من و خیابون

این عطر باید زیر بارون زد بیاد جنگل مه گرفته شمال جنگلی که دست نخورده و بکر مانده هنوز،سکوت محض،و آواز پرندگان،شبنمی که در برگ ها نشسته.لذت از جلوه های بصری و زیبایی و استشمام عمیق از طبیعت و عطری که زدی.
راستش خیلی از عطرها به ما میگویند که رایحه جنگلی دارند، اما این عطر به راستی مثل اسمش روح جنگل،این را میشه با تمام وجود حس کرد. اپنینگ عطر بیشتر شبیه به قدم گذاشتن در مسیری است که تازه باران خورده و مسیر را طراوت خزه ها و برگهای له شده پر کرده. تندی فلفل قرمز شیرین، مثل نسیمی که ناگهان میان درختان میپیچد، با ترشی و شیرینی میکس لطیف و به یادماندنی انگور فرنگی سیاه ترکیب شده تا پل بزند به عمیقترین نقطه جنگل،جایی که درختان بلوط کهنسال با تنپوشی از خزه،داستانهای سربه زیر و پر رمز و راز خود را زمزمه میکنند.در میانه عطر از توصیف یک جنگل معمولی دست میکشد و به شعر حماسی تبدیل میشود. عصاره درخت افرا، مثل صمغی گرم و اندکی شیرین خودش را در آغوش رزینی به نام لابدانیوم میاندازد در حالی که تکه چوبهای تازه تراشیده شده نراد مثل یک آتش کم جان، دود ملایمی از خود بلند کرده. بویی شبیه به آن لحظه که کلبه چوبی قدیمی را در دل جنگل باز میکنی،هنوز بوی خاک پاییزی و تنه درختان بریده شده با رزین های خشکیده در فضا مانده اما از پنجره باز، هوای سرد و مرطوب جنگل میاید.اما جایی که این عطر جان میگیرد و فراموش نشدنی میشود،درای داون آن است. پچولی بیشتر خاکی و چوبی است با سدر به چنان پیوندی میرسد که باورکردنی نیست. بوی خاکستر سرد آتشی که ساعتها پیش خاموش شده اما هنوز عطر دود در لابه لای پوست درختان و برگهای خزان زده خانه میکند. این پایان یک داستان طولانی نیست،شروعی است برای یک خاطره که ساعتها روی پوست باقی میماند، بی آنکه اذیت کند، محو شود یا تکراری به نظر برسد.
شباهتی به روح یک نقاشی از کاسپار داوید فریدریش دارد،جایی که آدمیزاد کوچک در برابر عظمت طبیعت بیکران ایستاده است. این عطر خود طبیعت است در یک فرمول شیمیایی،آنقدر صادق که انگار ریشه دوانده ای و آنقدر رویایی که انگار مال هیچ جای این روزهای شلوغ نیست.
فقط این عطر را در هوای بارانی و نمناک امتحان کنید. در روزهای آفتابی و گرم، خزه بلوط کمی خشک و تلخ میشود. اما وقتی رطوبت هوا بالاست جادو میکند، اون موقع است که میفهمیم چرا اسمش روح جنگل است.نکته جالبتر در مورد درای داون رفتار غیرمنتظره اش با پوستهای مختلف است. روی پوست گرم پچولی بیش از حد سردی نمیکند بلکه به چوب سدر طعمی تقریبا مغزدار و کمی شور میدهد. روی پوست خنک دودی گونه بیشتر خودشان را نشان میدهند.کمتر عطری پیدا میشود که با درجه تغییر دمای بدن دو داستان متفاوت روایت کند.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»

37 تشکر شده توسط : میثم Bizi
عطری زنانه که به شدت هم دوسش دارم و هم متنفر چون برام تداعی کننده خاطرات خوب و بد بسیار هست با یار که عطر همیشگی اش بود.یاد این ترانه منو میندازه این عطر:
این اخرین تلاشمه این اخرین فرصت ماست
اتاق خاطراتمو پر میکنم از عطر یاس
این زندگی بدون تو ادامه هم داره مگه
حتی بخوام باور کنم عطر تو میذاره مگه
عطر تو میذاره مگه عطر تو میذاره مگه

بگذریم بریم برای تحلیل این عطر پر از تنفر و عشق برای من.
در شروع یک نت مشخصی سبز نمیشود بلکه یک حجم مه آلود و گلی،عسلی هجوم می‌آورند.ولوت ارکید اینجا حیله گر است.آن حس اولیه ترکیبی است از گل شقایق و مریم گلی شرابی که به طرز عجیبی خشک و شیرین است در آن واحد که ذهن را درگیر خواهد کرد با حس مرکباتی.در میدل نت ولوت ارکید نقاب برمیدارد،اینجا نت ستاره ماجرا خودش را نشان میدهد و اون کسی نیست جز یاس.(یاس به طور واضح در نت ها ذکر نشده ولی ترکیب گل های ذکر شده توهم قوی یاس القا میکند)
عطر یاسی است که در ساعات گرگ و میش شکفته و کمی مشک سیاه به گردنش بسته. توأمان هم شیرین و مخملی دارد هم یک تلخی سبز و ماندگار که از هل می‌آید.درست در همین فاز است که کسی که این عطر را زده، بدون اینکه بداند، دارد خاطرهای گلی در فضای اتاق پخش میکند. ماندگاری روی پوست در این مرحله بیش از حد.درای داون اینجا دیگر خبری از مرکبات اولیه نیست. خبری از آن هفت گل با شخصیت‌های متفاوت هم نیست. همه‌ آن هیاهوها فروکش کرده و حالا یک چیز واحد روی پوست نشسته یک بافت گرم، تقریبا مومی و پودری.بوی صمغی و چرمی و وانیلی که با چوب صندل سفید بافت خامه‌ای گرفته و با جیر نرم شده و تمام اینها نه جدا از هم بلکه مثل یک تکه مخمل کهنه و ارزشمند روی پوست کشیده شده.
انگار عطر دیگر نمیگوید،من گلی هستم یا من مرکباتی هستم. فقط میگوید،من همان چیزی هستم که از تو و خاطراتت باقی مانده. نرم، گرم کمی تلخ و فراموش‌نشدنی.
دوستش دارم چون هنوز بوی او را میدهد، متنفرم چون دیگر او نیست که این بو را بدهد.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»
44 تشکر شده توسط : فرهاد مهران میرزایی
Layton Exclusif
لینک به نظر 14 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به عارف
درود عارف جان واقعا دقیق درست فرمودی معضلی که همه تجربه کردیم و دست و پنجه نرم کردیم باهاش.آقا این حس بویایی قوی هم دردسری شده واسمون،همش دنبال کشف روایح هستیم،اونایی که نمیپسندیم گهگاهی هم ناخواسته مثل مکان های عمومی(مترو،تاکسی،بازار،ادارات و...) تو ذوقمون میزنه و کاریش هم نمیشه کرد.واقعا کاش فرهنگ سازی بشه این بهداشت فردی و جمعی آخه یک مسواک زدن،دوش گرفتن،ضد تعریق ها و عطر زدن واقعا کار دشواری آخه.امید که همه سلامت و شاداب و معطر باشیم.
23 تشکر شده توسط : کیوان معروفی عسل خلیلی
Decision
لینک به نظر 14 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به کامبیز سخی
درود بر عزیزان عطرافشانی،کامبیز خان ببخشید که اجباراً در اینجا مطلب مینویسم.میدونم همه دوستان در شرایط سختی هستیم و به غایت خشم رسیدیم ولی ما در فرهنگ اصیل خودمان همیشه احترام به بزرگتر سرلوحه بوده و از تجربیات آنها استفاده میکردیم حالا گاهی سواد جوان ها و اقیانوس اطلاعات تضادی ایجاد میکنه با تجربیات بزرگترها ولی چه خوب میشد که پیوند این شور اشتیاق و علم جوانان با تجربیات بزرگان درهم آمیخته میشد اون موقع است که سرانجام هر کاری میشود.در خصوص نقد منصفانه هم میشود خیلی به نحوه بیان تاثیرشو گذاشت.خب قشنگی و زیبایی دنیا در تفاوت ها الخصوص بحث ما که یکی از حواس پنجگانه بشیریت است و پرودگار متعال حس بویایی نعمت داده.پس در تفاوت سلایق هیچ شکی نیست،همه ما انقدر بازخوردهای متفاوت دیدیم و تجربه کردیم که چیز جدیدی نیست ولی تاثیر بیان نقدر خیلی تو ذهن باقی میماند.مثلا شنیدیم میگن فلان عطر (بوی حشره‌کش،خوشبو کننده دستشویی،بوی حام،بوی عرق،بوی قیمه و قرمه و.......) خب بخاطر کدی که تو حافظه ذهنی باقی مانده و تا شامه میکنه سریع یاد اون بو میفته.ولی وقتی از نظر علمی و نقد درست بیان شود مثلا میگه من این عطر بخاطر این نت یا ترکیب این عناصر یا مثلا اپنینیگ کار نمیپسندم دیگه گارد نمیگیریم و منطق کنار میاد باهاش ولی وقتی الفاظ نادرست بکار گرفته شود علاوه بر زیر سوال بردن اون پرفیومر به متعصب های اون عطر بازخورد منفی میده و لاجرم ناخوشایندی پیش میاد.مثلا من خودم این عطر جز ۵ کار برتر که میپسندم هست در صفحه ام ولی بخاطر جریانات اخیر نتونستم نظرمو راجبش بگم.حیف است در این محفل عطرآگین که تراوش بوی خوب هست کدورت باشه واقعا قدر قدیمی ها و بزرگترها و استاید اینجا را بدانید کی بی چشم داشت دارند سطح علمی عطر بالا میبرند،خداوند همه را برای ما حفظ کنه و بتوانیم از حضور مفیدشان استفاده کنیم و لذت ببریم.
ببخشید که سخن به درازا کشید،بازم از جناب سخی عذر میخوام که در بخش شما مجبور به این گفتگو شدم🙏🏻
36 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Emaar
Intense Tiare
لینک به نظر 13 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به آرش وقوعی
درود دوست گرامی خوش ذوقم مخلصیم به روی چشم باز ادامه میدیم اگر بقیه دوستان هم موافق باشند و مشارکت کنند.تا نظرات همه رو بدانیم.موفق و موید باشید
10 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Eric Revo
Intense Tiare
لینک به نظر 13 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به کاوه
درود کاوه جان عزیز،خواستم یکم سلایق همه عزیزان بهتر بشناسیم و چالش جنسیت نداره،عزیزان بانوان هم میتوانن عطرهای که برای مردها میپسندن شرکت کنند.حالا معیار هر چندتا میتونه باشه من ده تا گفتم اونایی که تست داشتم و رو تن بانوان میپسندم.امیدوارم نظرات دوستان راهنمایی خوبی باشه برای هر دو جنسیت.و سلایق متفاوت همه رو نظاره گر باشیم.
18 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Eric Revo
Intense Tiare
لینک به نظر 13 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به خردمهر
درود جناب خردمهر عزیز،فکر کنم اکثرا متن ها رو نمیخونن چون تو چالش شرکت نکردند.سپاس از توجه شما و احسنت به انتخب هایی که کردید.
5 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Eric Revo
درود دوستان عطر افشانی عزیز امیدوارم حال دلتون خوب باشه،دیروز با چندی دوستانم چالش ده عطر برتر از نگاه هر فرد که برای جنس مخالف میپسند انجام دادیم نظرات جالبی دادند.اگر دوستان اینجا هم موافق باشند باهم این چالش انجام بدیم و هر کس از دید و سلیقه خودش ده عطر که برای جنس مقابل میپسند معرفی کن.من خودم در انتها بررسی این عطر نظرمو میگم.
اگر عطرها را به فیلم‌های سینمایی تشبیه کنیم،مونتال اینتنس تیاره یک موزیکال عاشقانه و ابریشمی است. این عطر از آن دسته شاهکارهایی است که با هر بار اسپره، شما را به سفری بدون بلیط به جزیره‌ میبرد. اما راز این همه اغواگری در چیست واقعا،بیایید آهنگ این سمفونی معطر را نت‌ به‌ نت بشنویم.
وقتی برای نخستین بار اسپری این عطر را حس میکنید در واقع با یک ملودی چندلایه روبرو میشوید. آرپژ در موسیقی به معنی نواختن نت‌های یک آکورد به صورت پشت سر هم و پژواک‌دار است. در این عطر نت یاس هندی درست مثل همان آرپژ عمل میکند. یاس در اینجا سرکش نیست اما هر بار که فکر میکنید نت وانیل همه چیز را پوشانده،یک پژواک لطیف از یاس و تیاره از دوردست میاد و شما را غافلگیر میکند. این بازی بین وانیل و یاس نمناک باعث می‌شود عطر هرگز یک‌ بعدی و خسته‌کننده به نظر نرسد.
در اول عطر مستقیما سراغ اصل ماجرا میرود.برگ پرتقال و نرولی در اپنینگ مانند نوای یک فلوت شیرین، تازگی سبزی را القا میکند که طعم تلخی سبز و شادابی دارد. اما این نوای خوش‌ آغاز فقط چند دقیقه مهمان شماست و راه را برای میانه‌ی طوفانی باز میکند.در میدل نت اینجا جایی است که عطر هویت واقعی خود را فاش می‌کند. یاس هندی، تیاره (گل مخصوص تاهیتی که خویشاوند یاس و سوسن است) و یلانگ یلانگ وارد میشوند. ترکیب تیاره و یاس چنان لایه‌های کرمی و چرب‌ و شیری دارد که شما را به یادکرم‌های آفتاب گیر با رایحه گل‌های سفید می اندازد. یلانگ یلانگ هم با ته‌مایه‌ های لاستیکی و عسلی خود حس گرمای شرجی تداعی میکند. این بخش روح واقعی اینتنس تیاره است.دری داون بعد از چند ساعت طوفان گل‌ها فروکش میکند و شما روی یک تخت نرم از وانیل، مشک تمیز و کهربا وارد میکند. درای داون این عطر دیوانه‌ وار جذاب است. وانیل بافتی پودری و خامه‌ای دارد. مشک سفید هم به آن پوستی نه حیوانی بودن میدهد، انگار عطر از روی پیراهنتان به پوستتان چسبیده.و کهربا سفید یک لایه نازک شوری و گرمی به آن اضافه میکند که مانع از شکرزده شدن اثر میشود.پرفورمنس قابل قبولی داره.
اما پیرو عرض اولم ده عطر زنانه مورد علاقه من:
ایو سن لورن لیبر اینتنس زنانه
آمواج گایدنس 46
سوسپیرو اکسنتو
زرجوف مور دن ووردس
زرجوف بوکت آیدیل
زرجوف اوورتور
بای کیلیان آنجلز شیر پارادایس
بودیسی د ویکتوریوس هرویین
تیزیانا ترنزی اندرومدا
مونتال اینتنس تیاره

41 تشکر شده توسط : مهران میرزایی broken
درود دوستان عزیز،در مقطع زمانی هستیم که به جای پیش رو داریم عقب گرد میکنیم و به قول شاعر تو فصلی که زمین برعکس میچرخه.ما شیفتگان عطر هم از این قاعده مستثنی نیستیم انگار باید به گذشته بر گردیم و هر آنچه که داریم زندگی کنیم.من سعادت این داشتم که تست چندتا عطر خوب قبل از جنگ داشتم که یکی از آنها همین اثر بینظیر که در ادامه بررسی کنیم.
این عطر را دو دسته دوست دارند آنهایی که از پیچیدگی لذت میبرند و آنهایی که می‌خواهند پوستشان حرف بزند نه عطرشان. اگر طرفدار عطرهای خطی و ساده هستید شاید این اثر شما را پس بزند. اما اگر از آن دسته‌اید که می‌گویید بگذار هر بار چیز جدیدی بو کنم پس این اثر را بخر و چشمهایت را ببند خواهی دید چه میشود.
این عطر یک پارادوکس است اسمش میگوید چشم‌ها را ببند، اما ترکیب نت‌هایش چنان تصویرسازی میکند که هر بار که بو میکنی یک فیلم کوتاه در ذهنت پخش میشود. فیلیپو سورچینلی در این اثر خبری از ساده‌سازی نداده. او یک هرمنوتیک بویایی خلق کرده.
سفری از ترنج تا عود داریم که برخلاف بسیاری از عطرها که نت‌ها مثل قطار پشت هم می‌آیند اینجا هر نت در زمان خودش رویا میسازد.
ترنج و لیموترش شروع کننده هستند،ترنج زیر سایه‌ی برگ درخت نارنج قرار گرفته. یعنی تلخی و سبزی همراه با روشنایی.ترنج و لیموترش با برگ نارنج و پچولی خیلی تیزوارد میشوند.گویی کسی لیمویی را روی چاقوی سرد بریده و همان نزدیکی لاوندر خشک شده روی آتش است. اصلاً قرار نیست خوشایند عام باشد، قرار است غافلگیرکننده باشد.
در میدل نت پچولی با لاوندر، سالویا اسکلاریا و گیاه درمنه این چهارتایی در کنار هم چیزی خلق میکنند که مرز بین داروخانه قدیمی و جادوگری است.لاوندراینجا تیز و هوشیار است. سالویا اسکلاریا بوی بدن عرق‌کرده در چمن را تداعی می‌کند.افسنطین نیز تلخی سبزی را به سطح اعتیاد میرساند. توت فرنگی اینجا غافلگیری بزرگ است.رسیده و نزدیک به تخمیر. گویی یک مشت توت فرنگی را له کرده‌اند در همان هاون سبزی‌های تلخ میکس کردند.این نت هوشمندانه باعث میشود مخاطب نتواند بگوید عطر شیرین است یا تلخ یا شاید هر دو .وتیور و لابدانیوم بوی صمغ گرم چسبناک و کهربایی که همه چیز را به هم میچسباند و تکمیل کننده هستند.این مرحله عطر ادویه‌ای،سبز،میوه‌ای و صمغی است. چیزی که در هیچ عطر دیگری تجربه نخواهید کرد.
عود، کهربا، سدر و چوب صندل سفید، چهار غول چوبی و گرم. عود اینجا دودی و کلیسایی است. کهربا شیرینی ملایمی به عود میدهد. سدر خشکی مدادی را تداعی می‌کند و چوب صندل سفید آن را به سمت شیری و نرم سوق میدهد.
عود نجیب و کهربای گرم روی تختی از سدر و صندل سفید میخوابند. عطر فروکش میکند اما هرگز از نفس نمی‌افتد. پوستتان بوی یک چوب کمیاب و کهربای کهنه میدهد. آن توت فرنگی تلخ فقط در خاطره میماند. این پایان کار شاعرانه است شروع تیز و انتها آرام.پرفورمنس بالایی دارد.
«روایت این عطر تمام شد،اما خاطره اش میماند»
33 تشکر شده توسط : Korowsh broken

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan