نظرات | nazanin
ترتیب نمایش
هان آدمی زاد! از کجا آمده ای؟
هان! به یاد بیاور!..
به دماوند می نگرم! گدازه هایش گرم، ژرف آرمیده اند در زمین.. به اعماق آن می نگرم و چه یادِ شیرینی! حلاوت می بخشد بر دل، آن زمان که رسوخ می کنم بر قلب او!..
به یاد می آورم که هرچه ژرف تر، دور تر خواهم شد و نزدیک تر به 'من'..
رگه های خیال انگیزِ شیرینِ زمین، همچون قندی در وجودم آب می شود و لبخندی می زنم تلخ..می نگرم به درختانِ نیم سوخته، به شعله های دامن سوز اش..
از تمامِ 'آن جا' دود مانده و ما بقی همه محو گشته و ما، به یادِ آنچه یادگار مانده، خود را با عود خفه خواهیم کرد..
باز هم چوبی لطیف، کمی خسته؛ این بار ما را دلداری می دهد..
آرام در گوش راستمان زمزمه می کند: من هم دلم برای پدربزرگ تنگ شده است!
عمیقا، ژرف، بی انتها...


Terroni,
A love letter to grandpa:)
45 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 Poison Ivy
Viride
لینک به نظر 27 اردیبهشت 1402 تشکر پاسخ به سعید رضایی شوشتری
سلام آقای شوشتری:)
بی نهایت ممنونم از لطف و محبت شما
خدا حافظ شما باشه
13 تشکر شده توسط : Poison Ivy کامیار فخر
ارتو پاریزی، باغِ آقای بینی!
این ها رگه های عود در دل دارند که او کاشته، کود داده، کِشت و برداشت کرده است!
از ما شروع و به ما ختم می شود و آن رایحه می شود آیینه ی روح..
سبز، مردانه ای ست زحمت کش. پوستِ آفتاب بوسیده؛ تلخ..ردِ معطر، سرخ، بر گونه هایش به جا؛ چشمانش به سیاهی سُرمه..
روح اش سبز است به رنگ چمن! چمنِ باران خورده..بارانی که شبنم اش رگه های رزماری را از خواب بیدار کرده..رزماری چَشم باز می کند، لحظه ای خیره خیره نگاهت می کند و باز چَشم می بنند؛ این بار با لبخند!
هوا آن بیرون گرم است، اما او خنکای سدر می نشاند بر روح..به قطرات عرقِ نشسته بر پیشانی اش می نگری، به سبزه، به قامتی ورزیده..جایی از جثه که بوی بیشتری دهد، روح بیشتری در آن جمع شده..و او سراسر روح است...
سدر و یادش می ماند در خاطرت!
باز می خندی و چوبی لطیف و نرم، فرح بخشِ وجودت می شود و باری دیگر آرزو به دل می مانی که به آنجا روی و باز می روی به آنجا، جمله که آن شهر توست...
62 تشکر شده توسط : رسول رجبی Poison Ivy
سلام آقای کاوه با تاخیر:)
بزارید اول نوشته ی آقای مسیح که خطاب به پرنیان عزیز راجب سالومه و نقاشی گوستاو دوره بود رو اینجا بزارم:
جمله چی داره می‌گه؟ می‌گه بسان ترسیم شمایلِ آشوبه.... درست همان‌گونه که گوستاو دوره در نقاشی‌های خود جنون، اغتشاش و بلوا رو در جانِ تابلو تزریق می‌کنه. درواقع تشبیه شوروغوغا و هرج‌ومرجِ "عطر سالومه" به آن‌چه دوره در آثار خود انجام می‌ده و ربطی به تراژدی "سالومه" نداره جانم :)
...................
خودمم رفتم باز سرچ کردم کانسپتش رو و به این نوشته برخوردم و دیدم بله درسته!
There is nothing melancholic or wistful hidden behind the veils of scent, no feeling of a life once lived.

وجه انیمالیک و رایحه خزه و گل های قدیمی در ابتدای کار یادآور پوستی داغ و عرق کرده و بعد از چند ساعت و در درای دَون رایحه ای مشکی پودریِ گرم بر شانه های سرد شده باقی موند. (یه همچین چیزی نوشته بود..)
کلا فقط می خواسته رقص و اون مدل کرکتر از یک زن رو به ما نشون بده و ورود پیدا نکرده به ماجرای یوحنا و..
و اینکه حضرت یحیی (یحیی بن زکریا) همون یوحنا معمدانه:) یونانی ها میگن یوآنس..
24 تشکر شده توسط : Poison Ivy کامیار فخر
لوچه دِ کواری به معنای نور قلب ها!
اینم یه نشونه ی دیگه!
و وقتی آدم نشونه هارو دنبال کنه و بهشون باور داشته باشه خیلی زودتر می رسه به اون چیزی که باید..
به قدری تلفیق مُشک و رز اینجا زیباست که زبانم قاصره! نه مشکی که فضا رو صابونی یا پودری کنه؛ بلکه عمق و روحانیت بخشیده به فضای عطر! من دیوانه ی اینجور مشک هام!
ینی واقعا آدم دلش میخواد یه جا بره گم و گور شه و دخیل ببنده! در این حد حالِ روح خوب کنه! قشنگ یه دستی میاد پشتتون و هدایتتون میکنه به جایی که باید و سراغ چیزی که باید.. مقصد حقیقی رو پیدا می کنید و مست می شید از عطرِ خوش!
و خب قطعا عطر خلوت و تنهاییه چرا که چنانچه در مقابل مشام افراد دیگه قرار بگیره با همچین نظرات مواجه میشید: بوی گلاب، بوی اماکن مذهبی، بوی حرم و..
شخصا برای من وایب یه روستای خیلی کوچیک و خلوتی رو داشت که یه مسجد کاهگلیِ کوچولو داره. منم نشستم دم در مسجد و چشمامو بستم و گوش سپردم به باد صبا و نفس مشک فشان اش و دگر باره جوان شدم...
33 تشکر شده توسط : Poison Ivy آرش م
Voix Humaine 8
لینک به نظر 12 اردیبهشت 1402 تشکر پاسخ به حسن کبیری
نه منم از اصفهان گرفتم:\ فکر کنم یه بلایی سر دکانت شما اومده..
موافقم!
سورچینلی عالیه.. عکساشو میبینم میگم عجب دیوونه ای هستی تو!:)
18 تشکر شده توسط : Poison Ivy کامیار فخر
خب بالاخره اومد:)
یه پاف اسپری کردم به مچم و از همون ابتدا شاهد رایحه ی بسیار ملیحی بودم:) یواش و آروم مثل زمزمه ای که با دهان بسته از گلو خارج میشه. نوسان و لرزش صدا هم نداشت. یکنواخت و یکنواخت:) میشه ساعت ها بهش گوش داد و به خواب شیرین فرو رفت:) حقیقتا خیلی خیلی بیشتر از صدای پایپ ارگان قراره روح شمارو با صداش نوازش بده:)
رایحه ی بسیار تمیز اما بسی کهنه و قدمت دار و بسیار بسیار عمیق در عین کمرنگی و شاید شفافیت! خیلی عجیبه..
ترنجِ سن و سال دار و پَره های معطر شده از هل که مدت هاست در شیشه ای محفوظ مانده؛ در مکانی که دودِ کندر اونجارو در بر گرفته اما نه به صورت خفقان آور بلکه بسیار ملیح و هاله ی کم رنگِ خامه ای به سفیدیِ یاس و لبخند های ژکوندِ وانیل به هنگام خواب:) حقیقتا هر بار که بینی ام رو به مچم نزدیک کردم گفتم: خدای من! نگاهش کن!:)
پی نوشت: ضمن سلام به جناب کبیری، هر چی گذشت رایحه محو تر و محو تر شد. نمی دونم حالا برای شما به چه صورت بوده دقیقا.. راستی رنگ مایع داخل دکانت من هم زیتونی کمرنگه.
35 تشکر شده توسط : Poison Ivy علی
Voix Humaine 8
لینک به نظر 10 اردیبهشت 1402 تشکر پاسخ به حسن کبیری
سلام آقای کبیری
احتمالا فردا به دستم برسه اما فکر کنم اگر با توجه به کانسپت بخوایم عطر رو بررسی کنیم، اونوقت پخش و یا ماندگاری پایینش منطقی باشه. از بابت اون سایت خیالتون راحت باشه. از قابل اعتماد ترین ها هستند..
مثلا Voix Humaine از اونجایی که برگرفته شده از یکی از استاپ های ارگ کلیسایی هست، وقتی بیرون کشیده میشه یا به اصطلاح روشن میشه، با نواختن کلاویه ها صدایی زمزمه مانند شنیده میشه. البته صدایی که از گلو خارج میشه و بین نت ها جا به جا میشه و هم چنین بینِ صدای سر و صدای سینه تا حدودی در نوسانه. به سبک اپرایی هم خیلی میاد.. سورچینلی هم چون خیلی به موسیقی و تمپو و ارتباط اونها با عطر مقیده، طبعا جوری فضای عطرش رو خلق می کنه که در نهایت برای ما زمزمه مانند و ساده و شاید دارای ارتعاشات ریز باشه؛ و ما بیشتر، حسشون کنیم.
حالا کانسپتی هم که برای Mudejar Obscur پیدا کردم به این صورته: عطرِ پیاده روی در شب است که ابتدا ما را به باغ هایِ قصرِ مادِجار، جایی که هوا مملو از عطر است، می برد. و در قصر، از سایه هایی که تیره تر شده اند شگفت زده می شویم. جایی که طراوت، تند و تیز تر است..
اگر بخوایم عینی بهش نگاه کنیم به قول شما میشه یک هوای ضعیف از چیزی شبیه به عطر.
من میگم برید توی قصر شاید یه چیزی دستگیرتون بشه:) خیلی در باغ قدم نزنید:)
فکر کنم اهلِ خلوت و سفر به درون باشید که جناب ایکاروس گفتن این عطر مخصوص شماست..
22 تشکر شده توسط : Poison Ivy کامیار فخر
سلام آقا ایلیا و آقا کاوه
به به:)
با این عطر و ملودی های باخ و موسیقی interstellar میشه واقعا رفت فضا. خوبیش اینه آدم با این عطرها آرزو به دل نمی مونه:)
مرسی:)
21 تشکر شده توسط : Poison Ivy کامیار فخر
بی صبرانه منتظرم سمپل اش برسه، اما گفتم یه توضیحی در مورد این عطر و برندش بدم، بنظرم جالبه:)
اول اینکه سورچینلی عاشقِ پایپ ارگان یا همون ارگ کلیسایی است..به به:)
و موسیقی ارگ فرانسوی رو ستایش می کنه به عبارتی. به همین جهت بچه های این خونه همشون ضمن ادای احترام به پایپ اُرگان خلق شده اند. و فیلیپو خیلی در اینجا تاکید کرده به موزیکال بودن عطر و همچنین تمپو هم براش خیلی مهمه:)
این خونه، سالِ 2016، به هنگام تاسیس، SAUF نامیده شده بود و شمایلِ کمی متفاوتی داشته چراکه در 2018 اسمش به Extrait de Musique تغییر کرد و پکیجینگ اش هم از نو طراحی شد.(فلاسک های باتل مانند و سبز رنگ با درپوش هایی الهام گرفته شده از عاج).. اما در کُل، باتل هاش الهام گرفته شده از استاپ ارگان ها بوده. دقیقا همین شکلی اند که در تصویر قابل مشاهده است و جزئی از اندام لوله های پایپ ارگان اند که هوای تحت فشار رو به بالای لوله ها می فرستن و باعث تولید صداهای متفاوت می شن. (جالبه بدونید 2300 سال پیش، در اولین ارگان ساخته شده، به جای هوایِ تحت فشار، از آب استفاده شده. بهش می گفتن هایدرالیس یا واتر ارگن.)
خلاصه که این Voix Humaine یکی از همون استاپ ارگان هاست، که صدای انسان رو تقلید می کنه:) و از قدیمی ترینِ استاپ هاست:)
بشینید لمس کنید و ببینید این مخلوق خارق العاده قراره چی بهتون بگه:)) بو نکنید! گوش بدید؛)
39 تشکر شده توسط : Poison Ivy کامیار فخر

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan