نظرات | HOMON
ترتیب نمایش
در این کوچه‌های تاریک ‌
من از سطح سیمانی قرن می‌ترسم…

ابرهای تیره و تار
طراوت بهار و گشاده دستی آسمان
باراش باران و بمب!!
آوای رعد و انفجار!
اقساط معوق
تحسین دقت بانک دراخطارهای به موقع تا به یاد آوریم همه چیز بر روال عادی است!

پشت در اتاق عمل، نشسته و از عطر می نویسم،
مادرم آرمیده بر تخت؛ مادرانه ... فارغ از هراس بازی سرنوشت و سایه فرشته مرگ
زیر تیغ و تقلا برای بودن یا نبودن
دختر بی تاب و هراسناک! اشک استیصال هم گام با بمب و باران، فرو می افتد بر زمین سرد و خاکستری
دعایی منجمد بر مغز که راهی به زبان نمی یابد..
مامان! امشب تو برامون دعا بخون ...!!

در حسرت دسترسی به شبکه جهانی برای گریز از حس و احساس بودن...
و پیامک صورتحساب اتصال به شبکه جهانی!
دیوار نم کشیده مریضخانه و رایحه خاک مرطوب، باران!
من اصلا از روزی که به یاد ندارم نبوده ام...

پتریکور... نارسیسو فور هیم
شمایلش، سنگ مزار سرد زندگی نزیسته ام
رنگش، رنگ این روزهاست...
رایحه اش، رایحه این روزهاست
عجیب عطر این روزهاست.

برقرار باشید عزیزان
32 تشکر شده توسط : broken Abed
Peau de Pierre
لینک به نظر 5 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Reza
درود بر شما
آخرین خریدم حدود قیمت ۴۰ دلار بود که یکی از اقوام زحمت کشیدن ولی ۶ سال میگذزه….
هیچ کدوم از دو باتل هم نصیب خودم نشد!!
6 تشکر شده توسط : broken هاشم پور
Peau de Pierre
لینک به نظر 5 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Reza
سلام خدمت شما بزرگوار
تبریک متقابل و آرزوی بهترین ها
من ابتدا از فروشگاه ا.ر.م.غ.ا.ن تو وزرا میخریدم
ولی بار آخر که نداشت گفتم از امریکا بگیرن که جالبه اونجا هم خرید اینترنتی از ایالتی خیلی دورتر فقط ۲ باتل خرید شد. (بیشتر نداشتن)
در مجموع عطر اقتصادی و خوش قیمتیه که پیدا کردنش کمی سخته…
با مهر
10 تشکر شده توسط : broken هاشم پور
7Anonimo
لینک به نظر 24 اسفند 1404 تشکر پاسخ به مهرداد
سلام و ارادت
آخرین باتل آنونیمو همون شیشه مشکی تو عکسه که افشانه بی کیفیتی هم داره!
بین سه گزینه به نظرم برای شما مناسب تره! یه رایحه چسب زخم مانندم داره که خودم دوست دارم.
کلا سعی کردم از بلایندبای منصرفت کنم که با اطمینان و بعد از تست اگه دوست داشتی خرید کنی!
از بابت شبیه نبودن سول و M7 خیالت راحت. بابت تست ام‌ سون اگه راه ارتباطی پیدا کنی سورپرایزت میکنم…
تلاشتو بکن
مواظب خودت باش
8 تشکر شده توسط : broken هاشم پور
به مهرداد عزیز
سلام و وقت بخیر
من هر سه رو داشتم! بلک اینسنس میشه گفت رایحه اش نیشه. همه چیز نسبت به قیمت ارزنده است. فقط یه مشکل داره اونم اینه که عطر خیلی پوشیدنی نیست. جالبه من چند سال پیش بلک اینسنس و اولین باتل آنونیمو رو تو یه روز خریدم!! اما بلک اینسنس رو پس از کمی مصرف به دوستی هدیه دادم در حالیکه آنونیمو 7 رو دوبار دیگه خریدم!
جالبتر اینکه بعدا اگه کسی از اینجا عبور کنه می بینه ما تو چه شرایطی راجع به عطرا کامنت می نوشتیم!

شباهت بلک اینسنس به گوچی گیلتی بیراه نیست و تم و مایه کمی مشتقات نفتی و گازوئیلی داره. عود و چرم و دود خیلی تیره و سنگین. فقط تو سرمای زمستون و احتمالا با یه استایل رسمی. ماندگاری خیلی بالا.
در مجموع می تونم بگم پرفورمنس هر سه کار حرفی برای گفتن نمیزاره.

عطر سول بین این سه تا از بقیه باکیفیت تره. من نسخه 2015 یعنی سری اول رو داشتم. نمیدونم پرفورمنس دچار کاهش شده باشه ولی کیفیت بعیده دستخوش تغییر شده باشه چون کاستوم نشنال اصلا همچین برندی نیست. با این حال این عطر رو برای شما که جوان هستی خیلی پوشیدنی نمی بینم. به نظرم هم سن استفادش بالاس هم موقعیت پوشیدنش کمه.

قبلا گفته بودم که نظرات شما رو با دقت میخونم به همین دلیل به خودم جرات میدم و موضوعی را باهات در میون میزارم. سیر عطربازی شما کاملا نشون میده که طبع کیفیت ‏شناس و کیفیت‏ گرایی داری و خیلی به سختی راضی میشی که البته باید بهش غبطه خورد.
یاد اون ترانه پینک فلوید می افتم:
چه زود راز را دریافتی
ماه را فریاد زدی
من به لذت های دم دستی تن می دم. برام عطر دم دستی معنی میده. مثلا اوایل همین ماه چون دیدم هزینه خرید سی اچ من برام سنگینه به جاش بنتلی مومنتوم اینتنس رو تقریبا با یک سوم قیمت خریدم و کاملا هم راضیم.
با این حال بعید می دونم چنین انتخابایی شما رو راضی کنه! مثال اون نرم تن پیچیده در پیله اش در حسرت برگ درخت توت دوردست.. غافل از اینکه با دراومدن از پیله دیگه پروانه شده و از شهد گلها خواهد چشید.
من مثل اون پیله ام. اما شما باید بگم پروانه شدی و شاید خودت خبر نداری...!
از بلایندبای عطر دم دستی روزانه که پنج میلیون باشه مغبون نمیشی زیاد. اما دست رو کارای میان رده ای گذاشتی که احتمالا نه کیفیتشون راضیت کنه و نه اینکه به خاطر قیمتشون به راحتی با پیامد مخاطراتش کنار بیای.
به نظرت امکان داره بازم اسیر وسوسه چرخه معیوب بلایندبای، شده باشی؟؟

تنت سالم و دلت خوش
16 تشکر شده توسط : broken هاشم پور
Missoni Parfum Pour Homme
خط بطلان بر امضای ایتالیایی!!

سال‌ها شنیده بودیم امضای ایتالیایی در صنعت عطر، یعنی شفافیت، نور، مرکبات درخشان و نسیمی که از سواحل آمالفی می‌وزه. وقتی دیدم این عطر در فرگرنتیکا کامنت مثبت گرفته و کاربرا از شباهتش به Bleu de Chanel می‌گن، قلبم تند زد. عطر اقتصادی، ساخت ایتالیا، مشابه بلو د شنل؟ این دیگه رؤیای طبقه متوسط و محروم عاشق رایحه است!
با وجود حجم انبوه افترشیو، دئودورانت، مام، شامپو، خوشبو کننده های دستشویی های بین راهی و احتمالا چیپس، پفک، نوشابه و بیسکوییت که با اسانس بلو شنل تولید شدن بازم در مواجهه با رایحه عطر اصلی تفاوت کیفیت حتی برای افراد ناآشنا با این موضوعات، آشکاره و من هنوز نتونسته بودم جایگزین اقتصادی براش پیدا کنم.

سفارش دادم. همان روز رسید. باکس باشکوه. بطری شیک. درِ سنگین. افشانه نرم.
و بعد…دو پاف. فقط دو پاف.
دوستان: به‌به! عجب عطری!
تنگی نفس جدی و آزاردهنده. تو دنیای دیزاینری‌ها فقط یه بار دیگه چنین تجربه‌ای داشتم: نسخه وینتیج هوگو باس!
عطر همون روز تقدیم یکی از دوستان شد.
از رایحه سیتتیک از نوع بی کیفیت این برند ایتالیایی که اومده تا به تنهایی امضا و سبک خانه های عطر این کشور یعنی شفافیت، روشنایی و سبک بودن رو بشوره و ببره، خیلی متعجب شدم. همینطور از تعریف دوستان از رایحه!
اگه خانه عطر ایتالیایی کاستوم نشنال با فاصله گرفتن از جریان رایج مارکت و نوآوری در خلق آثارش به سبک خودش داره فاصله اش رو با خودستایی تاریخی این کشور به نمایش میزاره، میسونی با الهام از جریانات چپ جنوب کشور، دست به سلاح شده و با روش های خشونت آمیز داره به طرف سایه ها میره!!! سایه‌هایی که انگار از انبار اسانس‌های بی‌کیفیت شروع می‌شن...

اما داستان اینجا تموم نشد.
چند هفته بعد دوباره دیدم کاربرای بیشتری از شباهتش به بلو شنل نوشتن. و اینجا بود که جمله منسوب به آلبرت انشتین جلو چشمام اومد: «جهل یعنی تکرار یک کار مشابه و انتظار نتیجه متفاوت داشتن.»
با خودم گفتم: استاد، شما هنوز جهل ندیدی...
دوباره سفارش دادم. دوباره آنباکس. دوباره دو پاف. دوباره «به‌به» دوستان.دوباره ریه‌های معترض.
و دوباره تقدیم به دوستی دیگر.
اگه قرار باشه برای این جور کارها به من اسکار حماقت بدن، به خدا قسم این یکی حتی نامزد هم نمی‌شه؛ سوابق خیلی درخشان‌تری دارم که حتی جرأت نکردم به تراپیستم بگم چه برسه تو عطرافشان بنویسم!

نتیجه اخلاقی: اگه نمی‌خواید هزینه بلو د شنل رو بپردازید، دنبال سایه‌اش نگردید. دنیا پر از عطره. لازم نیست به امید معجزه، وارد چرخه معیوب «شبیه ولی نه واقعی» بشید.
و اگه دو بار یک عطر رو خریدید و هر دو بار به دیگران هدیه دادید…لطفاً قبل از بار سوم، اول پنجره رو باز کنید، بعد سبد خرید رو..

برقرار باشید
20 تشکر شده توسط : broken HAMID
Marc Joseph Mine Pour Homme

در یکی از جلسات تاریخی و سرنوشت‌ساز شورای پول و اعتبار، مقرر شد جمله‌ای بر روی اسکناس‌ها درج شود که هم اعتبار ببخشد، هم آشنا باشد، هم میراث فرهنگی محسوب شود و هم اگر شد، بشود در کتاب مطالعات اجتماعی پایه هشتم ازش سؤال چهارگزینه‌ای طرح کرد.
پژوهشگران با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، یادگیری عمیق، یادگیری نیمه‌عمیق، و حتی یادگیری سطحی، به سراغ انبوهی از متون فارسی رفتند؛ متونی که در قالب اعداد باینری، در سرورها خاک می‌خوردند. پس از کاوش در میلیاردها ایمیل، نامه اداری، درخواست مرخصی استعلاجی و اخطار کسر حقوق، سرانجام الگوریتم با صدایی رسا اعلام کرد:
«این گواهی بنا به درخواست نامبرده صادر شده و فاقد هرگونه ارزش قانونی دیگری است.»
برای لحظاتی طولانی، سکوت بر جلسه حاکم شد. سپس یکی از اعضا در حالی که اشک می ریخت زیر لب گفت: «فرهنگ، یعنی این»!!
بدیهی است برای درک عمق این شاهکار، نیازی به حقوق‌دان بودن نیست. اگر گواهی، ذاتاً ارزش قانونی دیگری دارد، که این جمله نمی‌تواند آن را سلب کند و اگر هم ذاتاً هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد، درج این جمله دقیقاً معادل این است که زیر آب بنویسیم: «این مایع، خیس است.»!!
اما ریشه‌های تاریخی این عبارت فاخر، طبق یافته‌های هوش مصنوعی، به بیست‌وچهار سال پیش بازمی‌گردد؛ زمانی که کارمندی محافظه‌کار، بسیار وسواسی و به‌طرز الهام‌بخشی خواب‌آلود، برای اولین بار در انتهای نامه‌ای آن را تایپ کرد. دندان‌هایش هنوز بقایای شام دیشب را با خود حمل می‌کرد و پنج پاف کامل از عطر Mine زده بود؛ پنج پافی که سرنوشت مکاتبات اداری کشور را تغییر داد.
همان لحظه که انگشتش روی کلید «Print» رفت، تاریخ به دو نیم تقسیم شد: قبل از «فاقد هرگونه ارزش قانونی دیگری است» و بعد از آن.
آن عطر نیز خود شاهکاری مستقل بود؛ تصویری کاریکاتوری از اونتوس. با حذف آن وجه دودی و آناناس آبدار نسخه اصلی، و افزودن رایحه بیسکویت ویفر پرتقالی — از آن مدل‌های بی‌نام‌ و نسان که در سوله‌ای دورافتاده میان چند گونی آرد تولید شده و در ورودی ترمینال های اتوبوسرانی به فروش می رسند — اثری خلق شده بود که رایحه آن برای شامه های تربیت شده یادآور آن جمله تاریخ ساز بود.
سال‌ها بعد، وقتی این مسئله با مدیری نسبتاً جوان و متقی — که در استخدام دولت سودای ارضای حس عمیق ریاست‌طلبی خویش را داشت — مطرح شد، ایشان با صلابت مدیریتی فرمودند:
«ما سال‌هاست که ذیل گواهی‌های صادره می‌نویسیم این گواهی بنا به درخواست نامبرده صادر شده و فاقد هرگونه ارزش قانونی دیگری است.»
و بدین‌سان، هرگونه امکان تفکر انتقادی در نطفه خفه شد. چون وقتی سال‌هاست می‌نویسیم، دیگر چرا ننویسیم؟
هیهات از این همه منطق. هیهات از این قدرت اقناع‌گری!!
شایان ذکر است که عطر آن مدیر نیز همان Mine بود؛ عطری که بعدها در مسیر تعالی اداری، به King Richard صادره از بندر چابهار، ارتقا یافت؛ رایحه‌ای مناسب برای امضای بخشنامه‌هایی که هم هستند، هم نیستند، هم ارزش دارند، هم ندارند.
و این‌گونه بود که جمله‌ای بی‌بدیل، از دل مکاتبات اداری برخاست، بر تارک فرهنگ نشست، و ثابت کرد اگر چیزی را به اندازه کافی تکرار کنی، بالاخره تبدیل به حکمت می‌شود!

روزگارتان معطر باد.
25 تشکر شده توسط : حسن کارن کریمی
Le Male Elixir
لینک به نظر 7 اسفند 1404 تشکر پاسخ به محمد
به محمد عزیز
درود بر تو 🌸

نقد من بیشتر به فضای مارکتینگ این صنعت برمی‌گشت. اینکه تو این عطر رو انتخاب کردی، هم از خوش‌سلیقگیته هم از خوش‌شانسی اطرافیانت؛ بالاخره برند ژان پل گوتیه اس دیگه 😊

منم از خدامه آدم‌هایی که تو طول روز باهاشون در ارتباطم، این بو رو بدن.

ممنونم از اینکه نظرت رو گفتی.
مواظب خودت باش 🤍
6 تشکر شده توسط : هاشم پور محمد
Dirty English
مرثیه ای بر یک رویا

تو اگر نبودی، اینجا نبودم من!

تا چند سال پیش اصلاً نمی‌دونستم چیزی به اسم «ریفورموله شدن» وجود داره. هر وقت رایحه یا شیشه عوض می‌شد، پخش و موندگاری آب می‌رفت، بی تفاوت از کنارش میگذشتم یا می‌گفتم حتماً تقلبیه!
ساده بودم… و جهان پیچیده‌تر از این حرف‌ها بود.
اولین برخورد نزدیک از نوع سوم با ریفورموله، با Dirty English رقم خورد.
اوایل ورودش به بازار کشور؛ توی وزرا قدم می‌زدم، از سر خیابون هفتم به سمت پایین، مغازه به مغازه دنبال یه عطر جدید بودم. فروشنده یک فروشگاه قدیمی گفت: این تازه اومده، تست کن.
ظاهرش اون‌قدر خاص بود که آدم حس می‌کرد اگه تستش نکنه به خودش خیامت کرده.رایحه؟ از باتل هم زیباتر.

هنوز کشف قیمت نشده بود و من تقریباً دو برابر قیمت ماه‌های بعد بابتش پول دادم. چرا؟ چون جای دیگه‌ای نبود که مقایسه کنم! بالاخره پیشگام بودن همیشه هزینه داشته؛ منم هزینه توسعه صنعت عطر کشور رو شخصاً تقبل کردم!! (دیگه کاری بود که از دستم برمیومد)

چند ماه بعد که بیشتر مغازه‌ها آوردنش، با نصف قیمت باتل دوم رو گرفتم. یکی برای خودم، یکی برای خواهرم که اونم شیفته اش شده بود. ما فکر می‌کردیم داریم هوشمندانه خرید می‌کنیم؛ نمی‌دونستیم داریم آخرین روزای یه تمدن رو جشن می‌گیریم.

به نظرم شرکت Juicy Couture پیشرو در ادغام صنعت عطر و صنعت آب و فاضلاب بود! حتی جلوتر از L’Oréal و خانه‌های Dior و Yves Saint Laurent! با درک درست از تغییرات تجارت در دهکده جهانی با هر ریفورموله، چند لیتر پساب به این اثر اضافه کرد.

اگه می‌دونستم چنین تراژدی‌ در راهه، همون موقع ۳۰ باتل می‌خریدم. تو شرایط خاص ازشون محافظت می کردم. هر نیمه دوم سال یکی رو باز می‌کردم. نیمه اول سال هم خاک بر سر می‌ریختم و با خاطره‌ها زندگی می‌کردم.هفده سال پیش، ۳۰ باتل می‌شد حدود یک میلیون و دویست هزار تومن! اصحاب کهف، برای بقیه ملل افسانه‌ست؛ برای ما خاطره!

از همون اول هم پرفورمنسش معمولی بود؛ عطری درونگرا، گرفته و غیرشفاف، با بالانس چوب، چرم، عود و ادویه‌ها. یه حس اعتیادآور و س.ک.سی و در عین حال متین و باوقار داشت. هیچ آکوردی قصد کودتا علیه دیگری نداشت. تیمی متحد، هماهنگ، شریف.واااای که چقدر دوستش داشتم…

بعد کم‌کم رایحه ضعیف‌تر شد. به جون باتل هم افتادن. فلز شد پلاستیک. سنگینی شد سبکی. کیفیت شد خاطره. کم مونده بود تو کاسه پلاستیکی بدن دست مشتری و نماینده شرکت هم برای تکمیل کار، یه تف نمادین داخلش بندازه که پیام این خانه عطر شفاف‌تر منتقل بشه: «نخرید!»
ولی ما چی کار کردیم؟ همه تغییرات رو گذاشتیم پای تقلبی بودن. گفتیم اصلش رو پیدا نکردیم. بعد هم وقتی از پیدا کردن «اصلِ خیالی» ناامید شدیم، قهر کردیم و نخریدیم.شرکت ریفورموله می‌کرد، ما توهم می‌زدیم؛ همکاری دوطرفه برای نابودی یک عشق.

همین دنبال کردن سراب درتی انگلیش روز به روز من رو تو وادی عطر آواره‏تر کرد... و اگه این عطر با همون کیفیت اولیه میموند احتمالا میشد تنها عطرم و نقطه پایان عطربازی.

آخرین شیشه از دست خواهرم افتاد و شکست.حدود ۶۰ سی‌سی عطر، فقط برای پنج ساعت، شعاع سه متر رو معطر کرد.اونجا فهمیدم نسخه‌های قدیمی حتی در مرگ هم باوقارترن!

شباهتش به Gucci Pour Homme فقید رو هم خیلی جدی نگیرید… بعضی مقایسه‌ها فقط برای نمک پاشیدن روی زخم‌اند.

ایام به کام؛ و اگه عطری دوست دارید، قدرِ اولین باتلش رو بدونید… شاید آخرین نسخه واقعیش باشه...

پ ن: همین حکایت برای Zino Davidoff هم صدق می کنه! وقتی دیدم برند یونیک لاکچری تونسته تکنولوژی آمپلی فایر رو تو صنعت عطر بیاره با خودم گفتم یعنی این شرکت می تونه دوباره درتی انگلیش و زینو رو احیا کنه؟ انتظار پخش و موندگاری غول ندارم همینکه پیکر تقریبا بی جان این دو اثر رو که آخرین علائم حیاتی رو هم دارند از دست میدن بتونه زنده نگهداره و دوباره بتونن فقط بشینن (نه راه برن و نه حتی بایستند) منت گذاشتن!
در حال جمع آوری امضا و مکاتبه با یونیک لاکچری، دیویدف و جویسی کوتور هستم ..!!
19 تشکر شده توسط : randal هاشم پور
Le Male Elixir
لینک به نظر 6 اسفند 1404 تشکر پاسخ به مهرداد
سلام مهرداد عزیز

این لطف شماست و من حقیقتاً جز قدردانی چیزی برای گفتن ندارم. همیشه نظراتتون رو با دقت و تأمل می‌خونم. بی‌پرده، بی‌اغراق و صادقانه می‌نویسید و همین صداقت، تجربه‌هاتون رو ارزشمند می‌کنه. برای من که هنوز خودم رو شاگرد این مسیر می‌دونم، این اشتراک تجربه‌ها کم از چراغ راه نداره؛ واقعاً من کجا و شما کجا…

چند روز پیش هم گلایه به‌ حقی که از شرایط داشتید رو خواندم؛ راستش دلم گرفتاز اینکه هر روز دایره دسترسی‌مون به چیزهایی که دوست‌شون داریم تنگ‌ تر میسه. این محدود شدنِ آرام و بی‌صدا، بیشتر از هر چیز آدم رو خسته می‌کنه. انگار نه فقط انتخاب‌هامون، که نفس کشیدن‌هامون هم سهمیه‌بندی شده.

امیدوارم طلیعه‌ای از نور، هرچند کم‌سو، بر این تاریکی چیره بشه. امیدوارم دوباره روزی برسه که بی‌دغدغه و بی‌حسرت، کنار هم از علایقمون حرف بزنیم و لذت ببریم.

و با همه این امیدها، گاهی ته دلم زمزمه می‌کنم:
حالِ ما خوب است… اما تو باور نکن.

ارادتمند
12 تشکر شده توسط : هاشم پور میثم

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan