نظرات | Mahyar
ترتیب نمایش


لطفا یکم لحن تون رو درست کنید.

برید محترمانه باهاشون صحبت کنید و بگید که لباس شون رو عوض کنن یا بیشتر حمام کنن. اینجا نق زدن مشکل شما را حل نخواهد کرد خانم محترم.

با آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما
14 تشکر شده توسط : کیوان معروفی مهدی رضایی
باتشکر از خاطره جالب شما
خواستم بگم(هم به شما و هم به سایر دوستانی که قصد خرید این عطر رو دارن) فول باتل نخرید یا حداقل یه تستی از نسخه های جدید داشته باشید اول.

کالان، اون کالان نیست. وقتی اومد رایحه نسبتا پیچیده با مواد اولیه نسبتا باکیفیت و ساختار لایه بندی شده داشت. عطر متفاوتی بود و میشه گفت واقعا شیک بود.

الان جسم بی جانی داره این کالان. خبری از اون پرتقال خونی و ادویه جات باکیفیتش نیست. ساختار به کل عوض شده و از اول تا انتها یه رایحه خطیِ دل آزار و ملالت آورِ تلخ و گس به مشام میرسه.

امید که برای شما و دوستان مفید بوده باشه.
موفق باشید
31 تشکر شده توسط : عقیل رضایی میثم
English Oak & Hazelnut
لینک به نظر 3 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Hami
سلام آقای حامی
خوبین؟

والا تهیه اش نکردم. تو خود بوتیک جو مالون تو یکی از کشورها تستش کردم. ولی هستن فروشگاه هایی که از خارج کشور سفارشی وارد میکنن. به همین عطرافشان مثلا یه پیام بدید ببینید میتونن براتون تهیه کنن یا نه.

موفق باشید
10 تشکر شده توسط :          nazanin مرتضی ع
در ادامه این مطلب خواستم چند خطی هم در مورد اماراتی ها بنویسم.

توصیفات پرشوری که از طرف علاقمندان به برندهای پر سر و صدا بیان میشه تاحدودی قابل فهمه. اما جالب(و عجیبه) که این تابوسازی حتی پیرامون عطرهای کپی اماراتی داره شکل میگیره!
اگه عطرهای عطاران معروف مورد تحسین قرار میگیره این قابل درکه بجهت اینکه میتونه ثمره سالها تلاش این افراد جهت خلق باشه. اما خب عطرهای اماراتی که اسانس شون رو از اروپا یا آمریکا وارد، رقیق و بسته بندی میکنند و میفروشند دیگه زیاد جای خلق افسانه و تعاریف آنچنانی نداره. چون واقعا کار خاصی دارن نمیکنن.
اگه بنا بر تعریف و تمجید از برندهای کپی کار باشه اتفاقا برندهای ایرانی مستحق ترن. الان به وفور در کشورمون برند کپی کار عطر داریم که مستحق تعاریف مشابه هستن. چون حمایت شون میتونه کمک به هموطن و به کشور باشه. در حالی که این مورد متاسفانه که مورد سکوت قرار گرفته.

من اینجور نوشته هارو نمیپسندم و بهتر میبینم که در مورد عطر اصلی صحبت و واکاوی صورت بگیره، در انتها مشابه ایرانی یا اماراتی معرفی بشه به جهت اینکه کمکی باشه به خریدار ایرانی.
چون که جامعه ایرانی گرایش به شیک پوشی و خوش پوشی داره. حتی اگه فقیر بشه باز عطر استفاده میکنه. یعنی حتی اگه نتونه اورجینال بخره عطرهای ارزان کپی خواهد خرید. پس مقوله عطر اماراتی قابل جمع شدن نیست. وجود داره و وجود خواهد داشت. اما فضای خاصی که حول شون شکل گرفته بنظرم گاها از منطق خارجه و اغراق زیادی داره.

آرزوی موفقیت و سلامتی برای همه شما
15 تشکر شده توسط : 🄼🄾🄽🄰 میثم
سلام به دوستان عزیز عطرافشان
وقت بخیر

کامنت جالبی ذیل همین متن اومد که دلیلی شد در مورد 3تا از تابو های بزرگ دنیای عطر یکمی بنویسم:
1-گولتیری، عطرها و برندهاش(اورتو و ناسوماتو)
2-پارفومز دمارلی
3-(تا حدودی) مزون فرانسیس کرکجیان و کرید

یعنی اگه هم دوست عزیزی پیدا بشه که مثل همین نظر پایین از حس منفی اش بگه، نیازه که معذرت خواهی کنند و یاداوری کنند که قصدشون جسارت نبوده! چرا واقعا؟

همونطور که عرض کردم این 3مورد بزرگترین تابوهای عطری هستن. صاحبان شون خواسته یا ناخواسته فضایی رو ایجاد کردند که یک موج مثبت اغراق آمیز شکل بگیره و منتقدان در یک مارپیچ سکوت قرار بگیرن. نه یک دیکتاتوری خیلی جدی، ولی تا حدود قابل تاملی واقعی.

بطور مثال وقتی صحبت از گولتیری میشه میبینیم که لحن آدمها عوض میشه. یهو همه چیز رازآلود و مبهم میشه. عطر غیرقابل فهم، درک و توصیف میشه. همه چیز سورئال، افسانه ای و دست نیافتی و مرموز میشه و قابل درک تنها توسط عده ای خاص.
عطرهای گولتیری رو تعدادیش رو تست کردم. بد نیستن. خوبن. خوب هاش هم بنسبت قیمت خیلی گرونن باز. "دورو" بهترین کار گولتیری بوده تا اینجا بنظر من. عطر باوقار و جنتلمنیه. گرانه اما اگه پول مازاد باشه ارزش خرید داره باز.
و خب همین. درنهایت تعدادی عطر هستن بالاخره! مثل هر برندی چندتا کار خوب و تعدادی کار ضعیف در کلکسیون دارن. چیز افسانه ای یا ماورایی وجود نداره اینجا. برخی نظرات قابل تامله.

یا مثلا وقتی قراره از عطرهای مارلی بنویسن یهو اسب های وحشی و اصیل ظهور میکنن:) تاریخ های چند صدساله اروپایی رو میشن، از اصیل زاده ها و نجیب زاده های انگلیسی و فرانسوی صحبت میشه و...

وقتی اینو در نظر میگیریم که مارلی(خصوصا سال های اخیر) داره قیمت های نجومی طلب میکنه، این حس ایجاد میشه که عمدا این فضای خیالی رو ایجاد کردن که با قیمت چند برابر بفروشه.
اکثر کارهاش رو تست کردم. اکثرا عطرهای خیلی معمولی و حتی دم دستی هستن(هم زنانه هاش و هم مردانه ها). کیفیت متریال شون هم در حد قابل قبول، خوب یا بالای متوسطه ولی قطعا درجه یک نیست. عطرهاش فراز و فرود خاصی ندارن، هارمونی ندارن، داستان خاصی تداعی نمیکنن. فلذا من همخوانی خاصی با فضای شکل گرفته پیرامون شون نمیبینم.

کرکجیان(و تا حدودی کرید) یک مقدار کمتر ولی باز مثل دو مورد قبل، با تفاوت هایی بجهت لوکس بودن. اینجا فراوان ذکر سِر و دوک ها مطرحه و توصیفات جالبی از خیابان های لندن، پاریس و منهتن:) کرکجیان عطر خیلی زیاد داره. از بین چندتایی که تست کردم یکی دوتاش درحد خرید خوب بودن. مثلا گرندسویر عطر خوبی بود ولی درکل خروجی عطرها با قیمت همخوانی نداره. فروش عطر به اون قیمت بدون فضاسازی ممکن نیست و این فضا رو ایجاد هم کردن.

خیلی ممنون. با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما
23 تشکر شده توسط : علیرضا خورشیدی 🄼🄾🄽🄰
Rouge Assassin
لینک به نظر 23 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Sam
جناب سام سلام
قربان ادبت:)

بله پمپاژ یاس خوب نیست اما نمیتونیم جلوی اظهارنظر آدمها رو بگیریم واقعا. میتونیم؟ اتفاقیه که داره میفته. من خودم مخالف آزادی بیان هستم چون معتقدم اکثریت جامعه نه تنها حرف مفیدی برای گفتن نداره بلکه گمراه گر بقیه است. اما دارم در زمانه ی آزادی بیان زندگی میکنم و خودم رو با این موضوع تطبیق دادم. فلذا هرگز به کسی نمیگم چرا نظرت اینطوره چرا اونطوره. اگه نظر بهتری داشته باشم ارایه میکنم و یا سکوت میکنم.

در مورد بحثی که شد من از دریچه نگاه خودم به دنیا مطالبی رو نوشتم. فکر میکنم درسته، که اگه نبود این تاثیر رو در شما نمیذاشت. ولی اگه غیر از اینه خوشحال میشم که شما یا دوستان دیگر تکمیل بفرمایید یا نظر خودتون رو ارایه کنید.

بنظر من یک نظر مخالف یا حتی دارک نباید باعث ایجاد تزلزل یا یاس در جامعه بشه. ولی اگه اینطور شد جامعه از قبل متزلزل بوده و مشکلی داشته. جامعه ایران هم متاسفانه اینطور هست. با پمپاژ رسانه ای منفی که براش وجود داره سلامت رو از هر نوع ازش گرفتن. جامعه متزلزلی شده، بخصوص با جنگ اخیر. ولی خب باز هم دلیل نمیشه جلوی بیان یکسری حقایق کلی رو که در چارچوب درست بیان شده بگیریم.

نظرات مثبت و منفی هردو خوبن. باید باشن و سپیدی و سیاهی کنار هم معنی پیدا میکنن اما زیاده روی در هرکدوم خوب نیست. مثلا یکسری شبکه های تلویزیونی بین برنامه هاشون مرتب جملات انگیزشی میذارن. یا اون موقع که اینستاگرام وصل بود همیشه لابلای مطالب، محتوای مثبت و انگیزشی بود. خب واقعا لازمه این همه حرف های بظاهر قشنگ؟
من که خسته ام از این حرف های پوچ و بظاهر قشنگ که هیچ فایده ای هم ندارن. بنظر من اتفاقا این موج مثبت گرایی افراطیه که مشکل داره و نشون میده یجای کار میلنگه.

منم امیدوارم که شرایط زندگی در همه جای جهان بهتر بشه. حال خوب و برکت در زندگی همه جاری باشه. اما با دیدگاه شما هم اختلاف زیادی داشتم که لازم دیدم بیان کنم.

خیلی ممنون. موفق و سلامت باشید
13 تشکر شده توسط : 🄼🄾🄽🄰 Abed
Rouge Assassin
لینک به نظر 22 فروردین 1405 تشکر پاسخ به Amelie
سرکار خانم آملی
سلام علیکم

من فردای روزی که کامنت دادین خواستم یه چیزی بنویسم که تا الان عطرافشان ام پرید :)
ولی انگار برای همه نبوده؟ چون امروز آنلاین شدم و دیدم کلی پرسش و کامنت اومده. در هر صورت تو روزهای سخت جنگ و بی اینترنتی، قطع بودن سرور عطرافشان هم مزید بر ناراحتی بود. چون عطرها بقول شما پناهگاهی امن برای قشر خاصی از جامعه است که اینجا پاتوق شونه. قطع بودن عطرافشان هم، بخصوص در این روزهای سخت بیش از پیش ملال آور بود که شکر خدا انگار برطرف شده.

اولا بگم که خوش برگشتین. خوب های قدیمی هربار که اکتیو میشن کلی خوشحال میشم. شما هم از دل مینویسید و قشنگ مینویسید. ایشالا که حضورتون مستدام. مدتی بود متوجه حضور شما بودم و الان که این کامنت رو نوشتین فرصت شد که احساسم رو بگم.

"دنیای پلاستیکی". دنیای پرفریب و دنیای وارونه هم بنظر من به این دنیا میچسبه. اینجا بعضی چیزها خیلی توی چشم هستن و زیاد مهم نیستن، چیزهای مهمی هم هستن که دور از چشم و مورد بی اعتنایی هستن.

من فکر میکنم هم سپری شدن کودکی و هم به زوال رفتن جهان هردو در احساسی که دارید موثره. قطعا بعد از کودکی لذت ها فروکش میکنه اما بنظر من همون لذت ها هم برای کودک امروزی به زوال رفته، و اصلا بقول شما پلاستیکی شده.

و همین. در مورد سایر موارد با شما هم نظرم.
ممنون، شما و سایر دوستان عطرافشان هم ایشالا سال خوبی داشته باشید.
14 تشکر شده توسط :          nazanin broken
سلام به دوستان عزیز. سال نو رو بهتون تبریک میگم

سال 2012 بمب خبری، "پایان دنیا" بود. هر رسانه ای سهمی ازش میخواست برای دیده شدن. از مجله های علمی گرفته تا شوخی و سرگرمی. از فروم های اینترنتی گرفته تا فیسبوک و صفحه های میم... همه صحبت از تقویم مایا ها و پایان دنیا بود.

یکی به شوخی و کنایه میگفت همچین چیزی امکان نداره. دنیا میلیون ها سال بوده و باز خواهد بود.
عده ای روشنفکر این چیزهارو احمقانه میدونستن و طرفداران این تفکر رو تمسخر میکردن.
عده ای هم با قلم علمی به ریشه های این تقویم و علت این پیشگویی میپرداختن.

نتیجه بعضی از این تحقیقات این بود که اون تقویم در اون سال یک دور به پایان میرسه و دور بعدی شروع میشه. و این اتمام دور به اشتباه توسط برخی بعنوان پایان دنیا تلقی شده که اشتباست.

خلاصه داستانی شده بود. اون موقع هم اینطور نبود که موج پشت موج شکل بگیره و یا هرکسی یک موج جدیدی ایجاد کنه. خبرها کمتر بود و یک بمب خبری تا مدتها روش بحث میشد. خلاصه تا خود روزی که در پیشگویی اعلام شد، و حتی بعدش، جدل ادامه داشت و طرفداران و مخالفان باهم بحث و بگومگو فراوان کردن.

گذشت و شرایط به ظاهر به نفع جریان علمی و روشنفکر تمام شد. که بادی در غبغب انداختند و گفتند"هه، دیدید دنیا تموم نشد؟!!!!!!! ما که از اول میدونستیم هیچی نمیشه"

در هر صورت 2012 تموم شد و 2013 شروع شد و اتفاق خاصی هم نیفتاد. جهان به راه خودش ادامه داد. مردم زندگی شون رو کردن. دانشجوها درس خوندن، کارمندها کار کردن و حاکم ها حکمرانی. آب از آب تکان نخورد و اون ماجرا هم انگار یکی دیگه از اون حربه های رسانه برای توجه گرفتن، یا پرت کردن اذعان از یک اتفاق مهمتر بود. به هر حال اون تاریخ گذشت و اکثرا به خودشون و اطرافیان میخندیدن که چرا اونقدر انرژی صرف یه بحث بی جواب گذاشتیم و دلیل اون همه بحث و جدل چی بود؟

همونطور که گفتم تاریخ پیشگویی شده به راحتی گذشت و ظاهرا آبی از آب تکان نخورد. اما ظاهرش این بود!
حالا که به گذشته نگاه میکنیم میبینیم پیشگویی درست بود و دنیا به اتمام رسید. دنیا مُرد. واقعا مُرد. لفظا نه، ولی عملا.
جهان مُرد بدون اینکه بفهمند که مُرد. در یک شب و در یک تاریخ اعلامی بخصوص به یکباره نمرد اما مرد. ذره ذره و آرام آرام. یکهو نه اما قطعا.

عطرها مُردن. خلاقیت، روح و کیفیت از عطرها رفت. عطر آبکی تر و ضعیف شد با نت های سنتتیکِ بی جون. هنرِ عطر شد بیزنس عطر. عطرهای شاخص و خوب بمرور کم شدن و اون هایی هم که خوب بودن رفتن به لاین های نیش با قیمت چندبرابر.

موسیقی مرد. ساز مرد. هامونی مُرد. ترانه و احساس هم مرد. موزیک شد کالبد بی روحی از چیزی که بود: ریتم داشت، آکورد داشت، گاهی هم صدای ساز و بیس میومد اما مثل موزیک های قبل نبود که روحت رو به پرواز دربیاره، آرامت کنه یا اشکت رو دربیاره. روح نداشت. صداها شبیه هم شد، موزیک ها شبیه هم شد، تنظیم ها شبیه شد. خواننده ها اسم هاشون عوض میشد ولی.

فیلم مُرد. بخصوص بعد از کرونا. دیگه فیلم درست و حسابی ندیدیم یا خیلی کم دیدیم. سناریوها ضعیف، کارگردانی و اَکت ها مصنوعی. خیلی از جوایز و نمرات بالای سایت های امتیازدهی هم که قبلا با سختی بدست میومد، شد با زد و بند.

خودِ انسان مُرد. اخلاقیات و معنویات مردند. حریم ها و چارچوب ها شکسته شد و خط قرمزها رد شد.

غذاها، دوستی ها، روابط، درآمدها، کیفیت زندگی، سلامت روان و جسم، همه اینها بعلاوه صدها مصداق که الان ذهنم یاری نمیکنه، همه اینها هم ایضا.

پایان دنیا شاید حتی از قبلتر شروع شد. با شروع قرن جدید. یه چیزهایی از اون موقع عوض شد، یه چیزهایی غروب کرد. چیزهایی که بعضیش هم گفتنی نیست، حس کردنیه. فقط باید حس کرد و فهمید. باید حس کرد فقط.

اول خواستم در صفحه فلنکر آکوا بولگاری بنویسم بعنوان نماد دورانی که برندها عطر نیش در بطری نیش ارائه میکردن بدون اینکه لاین نیش و قیمت نیش داشته باشن. بعد بنظرم اومد در این صفحه بنویسم. جای خلوت و دنج، محصول ارائه شده در سال پایان دنیا.

موفق و مؤید باشید. برای همه سال خوب و پربرکت آرزومندم
مهیار
36 تشکر شده توسط : فروهر 🄼🄾🄽🄰
مایلم از این تریبون استفاده کنم و دو تن از کاربران خوب و قدیمی سایت که مجددا حضور پیدا کردن، دعوت کنم برامون بنویسند.

جناب "آرشیتکت" و "سلطان عطربازهای ایران و توران".
از بخش تشکرها معلومه مجدد به سایت سر میزنند. ایشالا که اگه حوصله و دل و دماغی داشتند برامون بنویسند. خصوص جناب آرشیتکت که احساس میکنم دِین کوچکی نسبت بهشون دارم چرا که کمی مورد بی مهری بنده قرار گرفته بودند. امید که تکدر خاطری نباشه و در حلالیت باشیم.

آرزوی موفقیت و سلامتی در سال نو برای هردوی شما و سایر عزیزان سایت
22 تشکر شده توسط : Mehrdad Ebrahimi بهروز خوش بین
عید باشد و دل من خون باشد.
چرا؟
معلومه. کشوری که هر روز گوشه ایش تبدیل به مخروبه میشه.
هر ساعت جایی نابود میشه. یه جایی درون ما هم هر روز نابود میشه. ذره ذره و کم کم.
فرزندانی که یتیم میشن و والدینی که بی فرزند میشن.
اموالی که در این بلبشو مورد تعرض قرار میگیرن.
مردم بیچاره ای که بدبخت میشن و یا بدبخت هایی که بیچاره میشن.
با این اوصاف دل من پاره پاره و خون نباشه؟ چرا! خونه. منم دارم همراه با کشورم ویران میشم.

اما امیدوارم این دوران تیره و تار که کل دنیا رو در خود فرو برده به پایان برسه و کشور ما هم که برای او جز کینه توزی و تلخ کامی و بی اعتنائی نخواستند، بال و پر گرفته و به آسمان نورانی اخلاق، علم، برکت و قدرت برسه. ایشالا.

اما کمی هم از عطر بنویسم
اولا من تا حال ندیدم مرکبات بر بستر کهربا خوب بشینه. وصله خوبی برای هم نیستن، علی الخصوص که مرکبات فراتر از تاچ جهت بازگشایی رایحه باشه.
دوما نسخه پرفیوم رو میشه عملا یک کار مستقل در نظر گرفت چرا که چندان به نسخه پیلار مرتبط نیست.

اما رایحه با حضور پرقدرت و ادامه دار مرکبات شروع میشه. پرتقال، ترنج و شاید چیزهایی دیگر. شروعی آبدار، طلایی ولی کدر و غمگین. روایح سبز در زمینه حس میشه که با پیش رفتن، نمود بیشتری هم پیدا میکنه، فضای عطر رو بدست میگیره اما جزئیاتش قابل تفکیک و واکاوی نیست.

اما بستر بزرگ امبری. پُر دوز و پرغلظت ولی تحریف شده. این، اون امبر خام نیست که در سایکدلیک دیدیم. اینجا امبر تحریفات گسترده ای به جهت همنشینی با سایر نوت ها پیدا کرده. این قسمت، بخش اعظم جانِ عطره بطوری که بطور خلاصه پارفم رو میشه اینطور بیان کرد: بخش مرکباتی و سبز ابتدایی و قلب و انتهایی همچنان سبز و کهربایی و با حضور زمینه ایِ مرکبات.

رایحه بلاتکلیفه. نه جوانه و نه جاافتاده است. مدرن نیست و کلاسیک استاندارد هم نیست. غمزده و کم روحه. با یک تیپ نیمه رسمی بهتره.
به سنت کارتیر در ساخت عطرهای صیقلی و نرم پایبنده.

ماندگاری خیلی خوب، پخش متوسط.ارزش خرید 3 از 10.
20 تشکر شده توسط : Mehrdad Ebrahimi حسین رفیعی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan