دو سال پس از تولید دانهیل دیزایر، شرکت دانهیل محصولی با همان شکل و شمایل در رنگ آبی و با نام دیزایر بلو معرفی کرد. این محصول بر خلاف دانهیل دیزایر، رایحهای خنک داشته و تابستانی است.
دیزایر بلو از عطرهای مردانه اما ظریف و خاص است که اولین بار در 2002 معرفی شد. آمیزه دانهیل دیزایر بلو از نت پرتقال در کنار ترنج و مشک شکل میگیرد و بوی خنکش هرکجا که باشید، لبخند را به لبان شما میآورد. دیزایر بلو یکی از بهترین گزینهها برای موقعیتهای کژوال یا اوقات شاد و مفرحی است که کنار دوستانتان سپری میکنید. این عطر مردانه تا چندین ساعت ماندگاری دارد و حس خاصی به شما میدهد تا بتوانید در هر موقعیتی با اعتمادبهنفس و اطمینان رفتار کنید.
دانهیل دیزایر بلو محصول سال 2002 شرکت آلفرد دانهیل را با معرفی عطرافشان برای روزهای گرم خود خاطره انگیز کنید.
| نوع عطر | ادو تویلت |
| برند | دانهیل |
| عطار | فیلیپ رومانو |
| طبع | خنک |
| سال عرضه | 2002 |
| گروه بویایی | معطر گیاهی |
| کشور مبدأ | انگلستان |
| مناسب برای | آقایان |
| اسانس اولیه | ترنج ، لاله مردابی، نارنگی ماندارین، سرخالو |
| اسانس میانی | اقاقیای برزیلی ، آب دریا ، پرتقال |
| اسانس پایه | دانه تونکا ، لوبان ، مشک ، کهربا |
و همین جمله کافیست تا Desire Blue دیگر فقط یک عطر نباشد، بلکه به چیزی شبیه یادگارِ یک عشقِ تازهجوشیده و عمیق بدل شود؛ به شیئی کوچک، شیشهای، آبیفام، که درونش نه فقط رایحه، که تپشِ دستهای او، مکثِ نگاهش، و نرمیِ دلش پنهان شده است.
وقتی درِ شیشه را باز میکنم، انگار شب، آهسته پرده از چهره برمیدارد.
بویی بلند میشود که شبیه مهِ آبیِ سحرست؛ مهی که بر شانههای شهر افتاده و همهچیز را کمی غمگینتر، کمی زیباتر، و بسیار رازآلودتر کرده است. این عطر، بوی روشنِ آرامش نیست؛ بوی عاشقانهایست که در تاریکی گفته میشود. بوی آن لحظهایست که دستِ کسی را در تاریکی میگیری و هنوز چیزی نگفتهای، اما جهان، به طرز مرموزی، از همان تماسِ کوتاه، تمام حقیقتش را فاش میکند.
Desire Blue برای من مثل نامهایست که با جوهرِ آبیِ شب نوشته باشند نامهای که در آن کلمهها کمتر از سکوتها معنا دارند. هر نتش، مثل قدمزدن در راهرویی بلند و نیمهتاریک است که انتهایش را نمیبینی، اما میدانی کسی آنجا منتظر توست. عطریست با وقارِ غم، با لطافتِ اندوه، و با آن نوع جذابیتی که فقط چیزهای اندکی خطرناک دارند؛ همان خطرِ شیرینی که در لبخندِ معشوقی هست که بیش از حد خوب میشناسدت.
این بو، شبیه آبیِ چشمهای کسی نیست
شبیه لحظهایست که در چشمهای او گم میشوی.
شبیه انعکاس ماه بر سطح آبِ تیرهی شب است؛ نه روشن، نه تاریک، بلکه چیزی میان این دو: یک برزخِ شاعرانه که در آن دل، بیاختیار، آهستهتر میتپد.
و چه چیز از این عاشقانهتر که اولین عطرِ تو، هدیهی او باشد؟
انگار بخت، برای لحظهای کوتاه، تصمیم گرفته زبان داشته باشد و به جای هزار وعدهی بیثمر، یک شیشهی کوچک آبی را جلوی تو بگذارد؛ شیشهای که در آن، عشق به شکلِ رایحه درآمده است. از این پس، هر بار که آن را بر پوستت میزنی، تنها عطر نمیزنی؛
خاطرهای را بر تن میپوشی که از جنسِ محبت است
چیزی که با هر نفس، دوباره زاده میشود؛ دوباره میلرزد؛ دوباره مثل دودی لطیف از میان انگشتهایت بالا میرود و در هوای اتاق میپیچد، درست مثل حضورِ کسی که دوستش داری، حتی وقتی نیست.
Desire Blue برای من بوی مردیست که تازه فهمیده دوستداشتن، یک مفهوم نیست؛ یک زخمِ زیباست.
بوی کسیست که در تاریکی هم، به روشناییِ نامعلومِ یک نفر دیگر ایمان دارد.
بویِ شبنشینیِ تنهایی با امید.
بویِ شاخهایست که در باد نمیشکند، فقط بیشتر خم میشود تا عطری که بر آن نشسته، بهتر در هوا پخش شود.
و حالا این عطر، برای من چیزی فراتر از یک انتخابِ خوشبوست؛
نشانِ آن لحظهایست که عشق، بیهیاهو، در سادهترین شکلش ظاهر شد:
در شیشهای آبی، در هدیهای کوچک، در نگاهِ همسری که خواست بگوید «من تو را میشناسم» —
و این، شاید تاریکترین و زیباترین شکلِ عشق باشد:
شناختهشدن،
و با اینحال،
باز هم دوستداشتهشدن.