سلام کاربر گرامی
چطور می توانیم به شما کمک کنیم؟
COMME des GARCONS Gosha Rubchinskiy Гоша Рубчинский - کام د گارکونس گوشا روبچینسکی
محصول سال 2016 می باشد و در گروه بویایی رایحه های معطر که عطرهای بسیار جذابی را در خود جای داده است، قرار دارد. و عطار آن الکسیس دادیه می باشد . از اسانس های بکار برده شده در این عطر می توان به سنبل ختایی ، آگتوسما، نارنگی ماندارین، بابونه ، نعناع هندی ، خس خس ، بوته وحشی جاوی اشاره کرد.| برند | کام د گارکونس |
| عطار | الکسیس دادیه |
| سال عرضه | 2016 |
| گروه بویایی | رایحه های معطر |
| کشور مبدأ | فرانسه |
| مناسب برای | آقایان و بانوان |
| اسانس اولیه | سنبل ختایی ، آگتوسما |
| اسانس میانی | نارنگی ماندارین، بابونه |
| اسانس پایه | نعناع هندی ، خس خس ، بوته وحشی جاوی |
بوی طبیعت؟؟
بوی بهار؟!!!!
بوی شکوفه (راستش رو بخوایین نوعش برام مهم نیست)؟
نگو دیگر نگو
اخه چرااا!!
چرااا ؟!
مگر نمیدانی در محفل کم د غارسون این کلمات حرامند ! حراممم !؟
کم د غارسون ما با طبیعت میانه خوبی ندارد
چرایش را میگویم
تقریبا 28 سال پیش این برند با odeur 53 حکم مرگ طبیعت را امضا کرد
درست زمانی که ری کاواکوبو
به درستی گفت سیمان از شکوفه به حقیقت نزدیک تر است
صدرا در باب وایب عطر بگو :
تصور کن جوانی هستی ۲۰ ساله در شورویِ دهه ۹۰.
میانِ بلوکهای بتنی، سرد و خاکستری، زندگیات را سپری میکنی. شهر چنان سرد و بیروح است که گویا در «شهرِ مردگان» قدم میزنی. هرچه میبینی سفت، خاکستری و سرد است. چنان بیروح که از توئه خوشگذران، یک «نیهیلیستِ منفعل» ساخته است.
غذا هم که خشک و بدمزه... چنان خشک و خاکستری که به زور از گلویت پایین میرود و آن را قورت میدهی. چند تا کنسروِ تن هم از آن طرفِ آشپزخانه با آن بدنه فلزیشان به تو خیره شدهاند... چه رمانتیک!!
اما خوشحال باش؛ چراکه دوستانِ «مرامِ اشتراکیمان» هستند.
آه... چه نامِ زیبایی: مرام! آن هم اشتراکی! (:
اما از این دوستانِ با مرام چه چیزی دارا شدی؟! هیچ. فقط یک تکه اسکیتبوردِ کهنه که آن هم دوستت به امانت به تو داده است.
بهتره سیاست رو ول کنی جوونی!
برو با اسکیت روی آسفالت. تند تند پا بزن. با چنان سرعتی برو که چرخهای اسکیت اصطکاک و گرما آسفالت رو حس کنن و ذوب بشن. بویِ پلاستیکِ سوخته و آسفالتِ داغ رو حس میکنی؟ این بویِ زندگیِ توست.
فقط مواظب باش... لای این خیابانِ تماماً آسفالت، تک بهتک «بابونههایی» شکوفتهاند. گلهایی نحیف که از میانِ آن سختی و سفتیِ آسفالت، سر بلند کردهاند تا به تو یادآوری کنند که حتی در دلِ این نیهیلیسمِ خاکستری، هنوز چیزی برای بوییدن هست.
«گوشا روبچینسکی» بویِ همین است: بویِ تقابلِ بابونههای معصوم با آسفالتِ بیرحم.
فیلم متناسب با عطر : 1997 Gummo
عجب فیلمی معرفی کردم خودمم خوشم اومد
نیهیلیسم ناب
پوچچچ