نظرات | شکیلا میلانی
ترتیب نمایش
مارلی اوریانا،درک رایحه‌ای بهشتی
مارلی اوریانا رو می‌تونم یکی از خاص‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین تجربه‌هام از دنیای عطر بدونم،عطری که نه فقط یه بو، بلکه قصه‌ای از خاطره، سردرگمی، تغییر نگاه و نهایتا پیوند عمیق با رایحه بود.
برگردیم به سال ۲۰۰۹ یا ۲۰۱۰. اون دوران بحث خوشبو بودن ریانا بین سلبریتی‌ها حسابی داغ شده بود. توی مصاحبه‌ها، وقتی ازشون می‌پرسیدن خوشبوترین فردی که می‌شناسن کیه، خیلی‌هاشون می‌گفتن ریانا و اینکه بوی بهشت می‌ده.
من اون موقع یه دختر نوجوان بودم و همین جمله‌ی “بوی بهشت” تبدیل شد به یه سوال جدی تو ذهنم:
یعنی دقیقاً چه بویی؟
سال‌ها گذشت. وارد دنیای عطر شدم، تست کردم، خریدم، علاقه‌م جدی‌تر شد.
حدود سه سال پیش، هم‌زمان با تست دو عطر از برند مارلی Cassiili و Oriana،دنبال همون رایحه بهشتی بودم. ولی چون پشت سر هم تستشون کردم، نت‌ها برام قاطی شدن و نتونستم درای‌داون دقیق‌شون رو تشخیص بدم.
نزدیک عید بود که دوباره دلم هوای همون تجربه رو کرد. این بار بین دو گزینه مونده بودم: Love Don’t Be Shy از کیلیان (که معروفه به عطر امضای ریانا) و Oriana از مارلی.
انتخاب سختی بود. ولی حضور حمید مراتی کاشانی، پرفیومر ایرانی‌تبار توی تیم ساخت اوریانا، و حس تازگی این عطر، باعث شد دکانتشو سفارش بدم،خصوصا که اون موقع Love Don’t Be Shy هم ناموجود شده بود.
اما زمستون رو پر از روایح گرم، وانیلی و سنگین گذرونده بودم.
اولین باری که اوریانا رو اسپری کردم، واقعا خورد تو ذوقم.
به‌جای اون رایحه خامه‌ای، کرمی و گورماندی که انتظارشو داشتم، یه فضای تیز و شارپ فلورال مرکباتی با غلبه‌ی نرولی و شکوفه پرتقال حس کردم.
خیلی دور از چیزی که فکر می‌کردم.
اوریانا نه‌تنها برام “بهشتی” نبود، بلکه یادآور شامپو و کرم‌های ارزون اسانسی و مصنوعی شد.
چیزی که معمولا مادرم استفاده می‌کرد(مرطوب کننده های نرولی)و برام کاملا تکراری و حتی خسته‌کننده بود.
مشکل اصلی من اینه که با عطرای فلورال سفید، مخصوصا وقتی توی اپنینگ تیز و خطی باشن، دچار گارد ذهنی می‌شم.
و اینکه ذهنم مدام دنبال اون رایحه‌ی خامه‌ای و مارشمالویی بود که از اوریانا شنیده بودم و پیدا نمی‌کردم، باعث شد تجربه‌ی اولم کاملا منفی باشه.
نرولی، نرولی، نرولی…
انگار توی یه اسپری، همه‌ی نرولی‌های زندگی‌م جمع شده بودن.
اما داستان اینجا تموم نشد.
فروردین که رسید، من یه سفر رفتم. کمی از فضای همیشگی جدا شدم، ذهنم آزادتر شد.
بعد از دو هفته برگشتم و یه‌بار دیگه اوریانا رو زدم.
این بار بی‌انتظار، بی‌پیش‌داوری، فقط برای اینکه ببینم هنوز هم همون حس قبلی رو می‌گیرم یا نه.
و درست همین‌جا، یه جادوی واقعی اتفاق افتاد.
اون اپنینگ تیز، این بار برام فوق العاده بهاری،فرش و مرکباتی بود. شکوفه پرتقال، به‌جای اینکه یادآور کرم‌های عطری بشه، این بار حسی ظریف، دخترونه و بهاری داشت.
بعد از چند دقیقه، اون چیزی که بار اول اصلا ندیده بودم، شروع کرد به ظاهر شدن:
یه بستر نرم، خامه‌ای، فانتزی که حس مارشمالو و بوی پوست تمیز و لطیف بچه رو تداعی می‌کرد.
همه‌چی یهو معنی پیدا کرد.
دیگه بوی نرولی نبود که حمله می‌کرد.
بلکه یه ترکیب بالانس‌شده از شکوفه پرتقال، کرم سبک، و پودر شیرین لطیف بود که نه تنها خسته‌کننده نبود، بلکه یه حس خاص و زنونه به آدم می‌داد،درست مثل همون مفهومی که سال‌ها پیش شنیده بودم:
“بوی بهشت"
نکته مهم دیگه ای که هست نت تمشک و انگور ابدا توی این رایحه غلبیت ندارن و به عنوان جمع بندی تکرار میکنم: یه رایحه پودری-مشکی و کمی کریمی با اکورد واضح مرکبات و نرولی هست.
مثلا پشمک پرتقالی یا تنقلات نرم با اسانس وانیل و پرتقال در کنار فضای بُلد و مشخص نرولی.
16 تشکر شده توسط : emilly 𝒜𝓎𝓁𝒾
Prada Candy یا برای من "بوی دخترای خارجیا"
پرادا کندی برای من فقط یه عطر نیست یه نوستالژی زنده‌ست از دوره‌ی تینجری، از ۲۰۱۱ تا حالا.
تقریباً هم‌زمان با لانچ شدنش بود که من توی اون بازه‌ی ۱۳/۱۴ سالگی بودم، و چند وقت پیش وقتی دوباره تستش کردم، انگار یه در زمان باز شد و برگشتم به ۱۲ سال پیش.
همون بوی پودری-فانتزی خاص اون سالا، همون حال و هوا، همون vibe دخترونه‌ی اروپایی.
با اینکه توی نت‌ها کارامل هست، ولی اصلاً انتظار یه رایحه خوراکی یا گورماند نباید داشت و اگه دنبال رایحه کارامل محور هستید راضیتون نمیکنه.
کارامل توی Prada Candy بیشتر یه اسم نمادینه و بستر رگه های غیرملموس و فانتزیه. نت‌های پودری و مشک اون‌قدر غالبن که اجازه نمی‌دن کارامل خودی نشون بده یا حس شیرینی خوشمزه بده.
این عطر دوره خودش خیلی هایپ شد، مخصوصاً بین دخترا‌ی ۱۶–۱۷ سال. پکیجینگش، تبلیغاتش، و اون فضای پر زرق‌وبرقش حسابی جذب می‌کرد.
من خودم اون سال ها با خانوادم موقتا ترکیه زندگی می‌کردم و سفرهایی به قبرس و جاهای دیگه داشتم و دقیقا یادمه این بو رو خیلی از دخترای هم‌سن‌وسالم داشتن.
یه رایحه‌ی خاصی بود که هرجا می‌رفتی، یه دی ان ای ازش رو می‌شنیدی،هم این عطر و هم فنتسی بریتنی اسپیرز حتی غیر مستقیم مثلا از توی کیف یه دختر یا سالن و حتی تافت.
ولی وقتی برگشتم ایران، هیچ‌وقت مشابه این دو رایحه رو حس نکردم روی کسی و برای همینه که هنوزم تو ذهنم مونده با عنوان:
“بوی دخترای خارجیا”همون حس اروپایی، خاص، و غیرتکراری.
پودریه، ولی نه مامان‌طور
یه نکته‌ی مهم اینه که پودری بودن پرادا کندی مثل Valentino Poudre یا Hypnotic Poison حس سنگین، بالغ یا آرایش‌مامی‌طور نداره.
برعکس، بوی لوازم آرایش دخترونه بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ رو میده. همون رژگونه‌ها، عطرای کیف مدرسه،لیپ گلاسای شاینی که اون موقع ترند بود و حتی اسپری‌هایی که یه بوی خاصی داشتن.
یه حس بلوند، خاص، اروپایی و حتی کمی فانتزی.
برای من، با همه سادگی‌ای که داره، هنوزم خیلی خاصه.
در مجموع، Prada Candy برای من بیشتر از یه عطر، یه دروازه به یه حس خاصه.
دورانی که بوی خاص داشتن معنای متفاوتی داشت.نه جیغ، نه اغراق‌شده، نه زیاد شیرین. فقط یه رایحه‌ی تمیز، پودری، و لطیف که تو رو می‌برد وسط یه سالن آرایش لوکس یا داخل کیف آرایش یه دختر خارجی با موهای روشن و حال‌وهوای خاص.

14 تشکر شده توسط : Ghazal 𝒜𝓎𝓁𝒾
درود دوستان عزیزم

توی این روزهای پرتلاطم و نه‌چندان ساده، بیشتر از هر وقتی دلمون دنبال یه گوشه آرامشه. یه لحظه نفس راحت، یه لبخند بی‌دلیل، یه رایحه خوش که حال آدمو عوض کنه. امیدوارم هر جا که هستین، سلامت باشین و دلتون قرص باشه به روزهای آروم‌تری که حتماً میان.

منم مثل خیلی‌ها، هفته پیش درگیر بستن چمدون سفر بودم. و خب، یکی از چالش‌های همیشگیم مخصوصاً وقتی مقصد، شمال ایران با اون هوا و رطوبت خاصش باشه انتخاب یه عطر درست‌وحسابیه. عطری که این چندتا ویژگی رو با هم داشته باشه:
حال‌خوب‌کن و انرژی‌بخش باشه، حتی تو روزای سخت هم یه تلنگر کوچیک باشه برای لبخند زدن
حس تازگی و تمیزی بده، مخصوصاً وقتی گرما و رطوبت اذیت می‌کنه
پخش بو و ماندگاری بالا داشته باشه، چون واقعاً تو هوای شرجی نمی‌شه هی تمدید کرد
و در نهایت، اون‌قدر خاص باشه که دیده بشه بدون اینکه اغراق‌آمیز باشه

و خب، انتخاب اولم “کیرکه” بودو باید بگم، چه انتخاب جذابی

از همون لحظه‌ای که وارد هتل شدم، واکنش اطرافیان شگفت‌زده‌م کرد. از رسپشن گرفته تا بقیه مسافرا توی آسانسور، همه با لبخند می‌پرسیدن اسم عطرت چیه؟ یه جور حس خوب پخش می‌کرد که انگار خود عطر داشت حال آدمارو بهتر می‌کرد.
با اختلاف همونطور که پارسال گفتم،امسال هم تکرار میکنم پربازخورد ترین رایحه ای که دارم هست و خصوصا توجه کسایی که توی این فیلد حرفه ای هستن و کسایی که انتظارات بالا و لوکس پسند دارن رو خیلی جلب میکنه.

کیرکه واقعاً یه عطرِ شاد، زنده و پرانرژیه. رایحه‌ای میوه‌ای و گرمسیری با یه حس لطافت و تمیزی که انگار تازه از یه دوش خنک تابستونی اومدی بیرون. برای هوای مرطوب، مخصوصاً نواحی ساحلی، یه همراه بی‌نقصه. نه تنها روی پوست دوام فوق‌العاده‌ای داره، بلکه توی هوا هم خیلی خوب می‌مونه و پخش میشه.

در کنارش،عطر لاتوسکا زرجف هم همراهم بود که برای فضاهای جنگلی و کوهستانی شمال عالی جواب داد با نت‌های اکالیپتوس و بنفشه حس خنک، سبز و آرومی میداد که خیلی با فضاهای خنک تر و جنگلی مچ بود و همونطور که میدونید لاتوسکا هم توی رطوبت عملکرد واقعا بی نظیری داره.

اگه مقصد سفرتون شماله یا جایی با هوای مرطوب، واقعاً توصیه می‌کنم یکی از این دو عطر یا ترکیبی از هر دو رو همراه داشته باشین. ترکیبی از حس خوب، استایل و عملکرد واقعی توی شرایط خاص.

با آرزوی لحظه‌هایی آروم، دل‌چسب و خوشبو برای همه‌مون 💚

18 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 خردمهر
و اما دیواین، همون رایحه‌ی تابستونی الهی از ژان پل گوتیه که خود سایت برند هم به‌عنوان یه عطر مخصوص تابستون معرفی‌ش کرده.

قبلاً گفتم که گوتیه همیشه یه جور اغراق و شلوغی توی کارهاش داره، پس قطعاً یه عطر تابستونی از این برند نباید مثل روایح خنک و مینیمال بقیه‌ی برندها باشه. برای من که معمولاً با عطرهای خنک سخت ارتباط می‌گیرم، دیواین بهترین انتخاب بود.

اپنینگ با نت کالیپسون شروع می‌شه که یه حس نسیم دریا و یه جور رایحه‌ی سینتتیک هندونه رو داره،یه شروع رنگارنگ، شاداب و پرانرژی. با گذر زمان، عطر یه فاز معتدل‌تر و نرم‌تر می‌گیره؛ توی درای‌داون، ترکیب مرنگ، گل‌های سفید و لیلی غالب می‌شه، اما هنوز اون حس دریایی، کمی شور و ازنیکِ ابتدای کار، به شکل لطیف‌تری همراهشه.

اگه بخوام فضا و حس‌وحالش رو به عطرهای دیگه نزدیک بدونم، می‌تونم المپیا از پاکو رابان و ومنیتی از موگلر رو مثال بزنم. کانسپت کلیش هم بی‌شباهت به این دوتا نیست.

برای من که پاییز و زمستون پارسال رو با لا بل له پارفوم از همین برند گذروندم، قطعاً دیواین یه انتخاب پرزرق‌وبرق و هیجان‌انگیز برای این نیمه‌ی سال خواهد بود.

لا بل دقیقاً همون رایحه‌ی وانیلی اعتیادآوری بود که همیشه توی ذهنم به‌عنوان یه عطر ایده‌آل داشتم. وقتی برای اولین بار تستش کردم، حس کردم اون تصورِ ایده‌آلِ من از یه عطر، بالاخره به واقعیت تبدیل شده. درباره‌ی دیواین هم دقیقاً همین حس رو دارم.
اگه قرار بود خودم یه عطر تابستونی طراحی کنم، حتماً از نت‌های دریایی و حال‌و‌هوای تابستون استفاده می‌کردم، اما اجازه نمی‌دادم که خیلی لایت و خنک بشه و میذاشتم اون گرما و حس و حال طلایی و سوزان خورشید تابستون توی عطر و طبعش منعکس بشه و باید اون حس اغراق و زرق‌وبرقش حفظ می‌شد، درست مثل دیواین.

در نهایت، پرفورمنسش هم کاملاً رضایت‌بخشه و جای هیچ گله‌ای نمی‌ذاره.
از اونجایی که کانسپتش تابستونی هست و نت کالیپسون،سی بریز یا نسیم دریا و اکورد ازنیک و آکواتیک مشهودن اصلا توی پاییز یا زمستون استفادش رو مناسب نمیدونم و یجورایی بی ربطه هرچقدر هم طبعش معتدل یا گرما داشته باشه.
15 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 ~
برند ژان پل گوتیه رو اگه بخوام تو یه کلمه خلاصه کنم، قطعاً اون کلمه exaggerate یا اغراق،فراتر از حالت طبیعی و همیشه یه پله جلوتر از چیزی که انتظار داری.

از اون طرف، کوئنتین بیش، عطار این عطر، پرفیومر موردعلاقه‌ی منه. کسی که همیشه رایحه‌های ساختارشکن می‌سازه؛ عطرایی که کاملاً پویا و متغیرن و اصلاً رایحه‌ی خطی ندارن. عطرای کوئنتین بیش معمولاً از همون لحظه‌ی اول دلبری نمی‌کنن، ولی هرچی بیشتر ازشون استفاده کنی، بیشتر بهشون وابسته می‌شی. انگار سیاستش همینه که تو رو آروم‌آروم درگیر کنه، نه اینکه تو همون اولین اسپری عاشقش بشی.

تعامل با عطرهای کوئنتین بیش همیشه یه جور چالشه. حتی اگه توی اپنینگ حس خاصی بهش نداشته باشی یا حتی پس بزنت، یه چیزی ته ذهنت وادارت می‌کنه که بهش فرصت بدی. چون می‌دونی که ارزش صبر کردن رو داره. یه جورایی مثل اون رابطه‌هایی که اولش خبری از عشق در نگاه اول نیست، ولی با گذر زمان، تبدیل به یکی از عمیق‌ترین و موندگارترین عشق‌ها می‌شه.
14 تشکر شده توسط : مرجان غریب 𝒜𝓎𝓁𝒾
و در آخر اینو بگم که اگه میگرن یا مشکل تنفسی خاصی ندارین که مجبورتون کنه فقط عطرای ملایم بزنین، سعی کنین با همه گروه‌های بویایی ارتباط برقرار کنین، اونم با تست کردن شاهکارها و نمادین‌ترین عطرها، ترجیحاً از برندهای نیش.

خیلی مهمه که رایحه‌تون این حس رو به دیگران بده که "من از یه عطر اصیل و باکیفیت استفاده کردم" نه یه رایحه ضعیف و معمولی که فقط همه‌پسنده.

دلیل اینکه من گرن بالو از این لاین رو انتخاب نکردم دقیقاً همین بود. گرن بالو خیلی همه‌پسندتر و حتی واسه خودم دلرباتره، اما در حد و اندازه یه ادوپرفیوم واقعی و جایگاه یه عطر اصیل نیست. نهایتاً کیفیت و نوع رایحه‌ش در حد یه بادی میست یا لوسیون خوبه. کیفیت، شفافیت و ملایمت رایحه‌ش هم دقیقاً همینطوره.

مثلاً وقتی شما لاتوسکا می‌زنین، بقیه حتماً میگن علاوه بر اینکه طرف ادوپرفیوم زده، برندش هم نیشه.

اما وقتی گرن بالو می‌زنین، ممکنه بگن از یه بادی اسپلش خوب یا یه عطر دیزاینری همه‌پسند مثل ویوا لا جویسی استفاده کرده. درسته همه‌پسنده، اما شیک و در خور جایگاه یه عطر واقعی؟ فکر نمیکنم.
راجب تمام روایح کالکشن کازاموزاتی زنانه رویو دادم اما صدر و پرچم دار روایح گرم بوکت آیدل و صدر روایح خنک لاتوسکا هست.

اضافه کنم گروه بویایی گرن بالو گلی-میوه ای-گورماند هست و همونطور که گفتم شما میتونید توی گروه بویایی خودش از روایح شاهکارتر مثل لاو دونت بی شای برند نیش کیلیان،فلامینکو از برند رامو مونگال یا لیپ استیک رز از برند فردریک مال استفاده کنید که هم کیفیت رایحه بشدت بالایی دارن،هم همه پسند و پرباخوردن و هم پخش و ماندگاری بی نظیر،چند روزه و فوق العاده ای دارن.
یه شاهکار توی هر گروه بویایی باید تمام ویژگی هارو یکجا داشته باشه.
✅ترکیب بجای نت ها،بالانس بودن و عدم شلوغی هرم بویایی که شفافیت نت هارو از بین ببره و گیج کننده باشه.
✅رقص نت واضح و تشخیص هنر لایه بندی و تغییر فاز ها،نه یه رایحه خطی و بدون لایه.
✅سیلاژ و ماندگاری قوی و در خور یه برند نیش

13 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Mahdisss
در مورد صابونی بودن و شباهت به مایع لباسشویی باید بگم که من اصلاً تو برخورد اول و مخصوصاً فاز درای‌داون این حس رو نگرفتم.

لایه‌بندی این رایحه اونقدر حرفه‌ای بود و اونقدر بوش استادانه که انگار داد می‌زد "من یه عطر نیش اصیلم"! تلخی و خنکی و حس گل‌های وحشی مدام در نوسان بودن و مخصوصاً با غالب بودن مشک تو خط بو، اگه من رد بوی این رایحه رو از یه نفر دیگه با فاصله حس کنم، عمراً نمیگم این بوی لباس یا مایع لباسشوییه.

حتی لالیک لامور هم بخاطر نزدیک بودن لایه‌هاش و خطی بودن رایحه گل‌های سفیدش، میشه گفت بوی تمیزی و لباس‌های تمیز میده، ولی لاتوسکا واقعاً اینطور نیست.

اگرم کسی همچین حسی بگیره، خب طبیعیه چون تو هیچ پودر و مایعی از وانیل یا نت‌های گورماند استفاده نمی‌کنن و معمولاً برای القای حس تمیزی از مرکبات، اکالیپتوس، اسطوخودوس و بنفشه استفاده می‌کنن. این حس به نسبت طبیعیه، اما متأسفانه نحوه بیانش تو کامنت‌ها از جنبه درستی نیست و بیشتر حالت طعنه و تمسخر داره.
11 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾          nazanin
لاتوسکای عزیز و دلبر؛ انتخاب اصلی من واسه بهار امسال

از ریویوهایی که قبلاً گذاشتم پیداست که عاشق بوهای گرم و گورماند و شرقی بودم و هنوزم هستم. ولی یه چیز مهم که از اول تو دنیای عطر یاد گرفتم اینه که هر عطری رو نباید با سلیقه شخصی بسنجی، بلکه باید ببینی تو گروه بویایی خودش چقدر خوب کار کرده.

تو کالکشنم اصلاً عطر فلورال سنگین ندارم، اما اگه یه عطر گلی باکیفیت و درست‌حسابی بهم هدیه بدن یا پیشنهاد خرید بدن، عمراً ردش کنم.
همونطور که عطرهای دیزاینری یکنواخت گلی و بی‌خلاقیت منو از این گروه زده کرده، یه عطر غنی و نیش و خفن گلی می‌تونه منو با این سبک آشتی بده - دقیقاً کاری که لاتوسکا و بقیه عطرهای گلی نیش با سلیقه من کردن.
لاتوسکا رو واسه اولین بار فکر کنم پنج سال پیش تست کردم، دقیقاً یادمه بهمن ماه بود و هوا حسابی سرد. اول عطرو رو مچم و بعداً رو بلاتر تست کردم، ولی اون شروع تند و مرکباتیش اصلاً چنگی به دلم نزد و بلاتر رو انداختم تو کیفم. دومین عطری که رو مچ راستم زدم نارسیسو فور هر صورتی بود که اونم برام جذابیتی نداشت.

از فروشگاه که اومدم بیرون، سوز سردی مثل همین روزا می‌زد و یهو حس کردم بوی رز و بنفشه با کلی مشک داره تو هوا می‌پیچه. انگار داشتم یه رز خیس کنار یه سری گلای وحشی (که مخلوط اکالیپتوس و بنفشه بود) رو حس می‌کردم. اول به دوستم که همراهم بود شک کردم، گفتم شاید از تست‌های اونه، ولی مچمو که بالا گرفتم دیدم کار لاتوسکاست! باورم نمی‌شد این همون عطری باشه که شروعش اینقدر تند و مرکباتی بود.

وقتی نشستیم تو ماشین، کاملاً متوجه شدم که کل فضای ماشین پر شده از بوی لاتوسکا و علاوه بر سیلاژ بی‌نظیرش، نوع و شفافیت رایحه‌ش حسابی جذبم کرد. دوستمم هی می‌گفت چه بوی شیکی می‌ده و با اینکه هیچکدوم خیلی طرفدارش نبودیم، نمی‌تونستیم منکر کیفیت و خاص بودنش بشیم.

یه نگاهی هم به نارسیسو فور هر انداختم و دیدم واقعاً جلوی رایحه لوکس و گلی لاتوسکا، حرفی واسه گفتن نداره و از خجالتش کاملاً محو شده. یه طرف یه شاهکار قدرتمند و بی‌نقص گلی، یه طرف یه رایحه خجالتی، بدون اعتماد به نفس و فاقد کیفیت کافی از نارسیسو.
9 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾          nazanin
تیزیانا ترنزی-کیرکه: شاهکاری در عرصه عطرسازی که مرزهای تجربه بویایی و رد بو را جابجا می‌کند.

این عطر، نمادی از هنر معماری رایحه است که با دقتی هوشمندانه، سمفونی بویایی متناسب با روح مدیترانه و گرمای مناطق استوایی را خلق می‌کند. چشم‌انداز بویایی آن با انفجاری حماسی از نت های ترش و تازه شامل تمشک و پشن فروت آغاز می‌شود که در میانه راه با شیرینی نرم و مخملی کوکتل هلو ادغام می‌گردد.

ساختار پیچیده این عطر در فاز پایانی، با خلق اکوردی تیره و عمیق همراه می‌شود. لایه‌های پایانی با ظرافتی باورنکردنی، نت‌های الدهیدی-پودری را با اسانس مشک تلفیق می‌کند و نتیجه‌ای خلق می‌کند که حسی فراتر از یک عطر معمولی؛ حسی از تمیزی لوکس و فرش بودن را منتقل می‌کند.

اگرچه قدرت و ماندگاری بالای آن ممکن است ذهن مخاطب را به سمت استفاده در فصول سرد سوق دهد، اما کانسپت اصلی آن کاملاً متمرکز بر تابستان است. طراح با مهارتی بی‌نظیر توانسته حسی از لوکس بودن رایحه با محوریت تازگی و پاکیزگی را حتی در گرمای طاقت‌فرسای تابستان به مخاطب هدیه دهد.
پرفورمنس و سیلاژ این عطر در سطحی است که آن را به یک تجربه حسی منحصر به فرد تبدیل می‌کند. با این حال، باید توجه داشت که برخی افراد ممکن است واکنش‌های آلرژیک یا میگرنی به برخی نت‌های بویایی داشته باشند.

پی نوشت:از قلم نندازم که این رایحه در کمال ناباوری پربازخورد ترین عطر من در تابستون گذشته بود و بنظرم این چندتا ویژگی باعث بازخوردها بودن:
ـحفظ کیفیت و شفافیت بالای نت و رد بوی بسیار قوی حتی در مناطق گرم و شرجی.
ـسازگار بودن با کانسپت و انرژی تابستانی،انگار نت هاش رو از دل تابستون چیدن،علیرغم قوت و شیرینی رایحه اش‌
ـجز القای حس استفاده از عطر به مخاطب،حس تمیز بودن و شامپویی و تازه از حموم اومدن رو میده که تو گرمای تابستون خیلی مهم و خوش آینده.

ممنون از نگاه ارزشمندتان❤️


35 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 مه سـ‌‌ـــا
رایحه لابل له پارفوم در کتگوری نسبتا جدیدی قرار می‌گیرد که ترکیبی هوشمندانه از دو جریان اصلی عطرسازی مدرن را به نمایش می‌گذارد.

ترند سال‌های اخیر در دنیای عطرهای زنانه، به سمت روایح شرقی-وانیلی گورماند حرکت کرده است. این جریان با نمونه‌های موفقی همچون بلک اپیوم از ایو سن لوران، گودگرل از کارولینا هررا، پویزن گرل از دیور و رولینگ این لاو از کیلیان شناخته می‌شود. این عطرها غالباً بر پایه وانیل، تونکا و سایر نت‌های گورماند مانند پرالین، قهوه یا بادام ساخته شده‌اند و معمولاً ساختاری مشخص دارند: یک اوپنینگ میوه‌ای با تلفیق برگاموت و گلابی، میدل نتی از گل‌های سفید برای ایجاد شادابی، و در نهایت یک بیس خوراکی و وانیلی.

در کنار این روایح دیزاینری و آشنا، طیفی از عطرهای حرفه‌ای‌تر وجود دارند که بجای تکیه بر پایه وانیلی و تونکا، از ترکیبات پیچیده‌تر امبرکسان و عود در کنار طیف‌های متنوع رز و ارکیده بهره می‌برند. نمونه‌های شاخص این دسته شامل دلینا اکسکلوسیف از پارفوم دو مارلی، امبر نویت و عود اسپهان از لاین پرایوت دیور، امواج گایدنس، چری عود و عطرهای کالکشن L'Art & La Matière از گرلن می‌شوند که روایحی اشرافی‌تر و غنی‌تر را ارائه می‌دهند.

لابل له پارفوم دقیقاً در مرز این دو جریان قرار گرفته و توانسته نقاط قوت هر دو سبک را در خود جای دهد. از یک سو، همان حالت همه‌پسند و شفافیت عطرهای تجاری موفق را داراست که به سرعت توسط مخاطبان عمومی درک می‌شود، و از سوی دیگر، از کیفیت و پیچیدگی‌های فنی عطرهای نیش بهره می‌برد.

نت‌های این عطر بسیار فراتر از ترکیب ساده گلابی، یاس و وانیل است. در اوپنینگ، با رایحه‌ای میوه‌ای و کمی ترش مواجه می‌شویم که در آن گلابی و آلبالو غالب هستند. شفافیت نت آلبالو به حدی است که در تمام بازخوردها به آن اشاره شده است. در میدل نت، یاس با شفافیت نسبتاً کمتر در میان نت‌های گلی حضور دارد، در حالی که ارکیده ملموس‌تر است. همزمان، نت‌های آجیلی مانند فندق در کنار دارچین غالب، به وضوح قابل تشخیص هستند. در نهایت، عطر به یک بستر وانیلی امبرکسانی می‌رسد که با تونکا، وتیور، عناصر چوبی، تندی آیریس تکمیل می‌شود.

این عطر با تعادل قابل توجه در پخش رایحه، از افراط در سنگینی و شیرینی اجتناب کرده است. رد بوی آن برای هیچ مشامی آزاردهنده نیست و قابلیت استفاده در تمام فصول را دارد. همین ویژگی‌ها، چه در نسخه کلاسیک و چه در این فلنکر، آن را به گزینه‌ای ایده‌آل برای رایحه امضا تبدیل کرده است.

سپاس از نگاه ارزشمندتان🌹
21 تشکر شده توسط : 𝒜𝓎𝓁𝒾 Mrjn j

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan