نظرات | شکیلا میلانی
ترتیب نمایش
اخیرا موفق شدم لاین یارا برند اقتصادی لطافه رو تست کنم.
یه راهنمایی شسته‌رفته راجب رواح گروماندش که گیج نشین.

یارا صورتی
نوع رایحه:میوه‌ای-گورماند-وانیلی
طبع رایحه:شیرینِ ملایم
جنس رایحه:لاکتونیکی/خامه‌ای/وانیلی
چه بویی داره؟رایحه توت‌فرنگی نسبتا واضح در بستری کاملا نرم،وانیلی،خامه‌ای و کمی پودری(به مشام بعضیا حتی نارگیلی)
.
نت توت‌فرنگی به شکل ۱۰۰/۱۰۰ بُلد و مشخص نیست و انگار یه میکسی از انواع توت‌ها(از جمله توت‌فرنگی)رو بین کلی پودروانیل و خامه احساس می‌کنی.اون حالت وانیلیش به مشام من یه مقدار مشخص‌تره.شیرینیِ زیاد نداره و خیلی مِلو و به قول معروف عروسکیه.

یاراکندی
نوع رایحه:میوه‌ای-گورماند-فانتزی
طبع رایحه:کاملا شیرین و ملس(ترش) اما خیلی گرم و خفه‌کننده نیست و بیشتر معتدل هست.
جنس‌رایحه:آبنباتی/آدامسی/میوه‌ای
چه بویی داره؟دُز توت‌فرنگی یه مقدار نسبت به مدل صورتی بیشتره اما به دلیل fizzy(ترش و شیرین) بودن و نت نارنگی سبز و انگور،بیشتر حالت آبنباتی و ملس داره تا کِرِمی و وانیلی.
پخش و ماندگاری یه مقدار بیشتری داره و کلا رایحه‌اش شاداب‌تر و شیطون‌تره.

یارا توس
نوع رایحه:میوه‌ای،گورماند،گلی
طبع رایحه:نسبتا گرم و شیرین
جنس رایحه:استوایی/نکتاری/نارگیلی
چه بویی داره؟محوریت رایحه با انبه هست و باید رایحه انبه رو دوست داشته باشین.اینو در نظر داشته باشین میوه‌های استوایی و گرمسیری در کل رایحه شیرین‌تر و نکتارگونه و شیره‌ای تری دارن(به طور مثال انبه یا آناناس و پشن‌فروت)
در کنار انبه نت نارگیل رو داریم که کاملا مشخص هست و یه رگه‌هایی گلی از یاس.

8 تشکر شده توسط : محمدرضا ملکشاهی shima a
دقیقا نکته‌ای که راجب یاراکندی وجود داره اینکه توت‌فرنگیش آبنباتی،گامی‌محور و حتی ژلاتینه.
توی نت‌هاش هم گفته شده strawberry candy fizz
یعنی اون آبنباتای ترش و شیرین توت‌فرنگی.
مثلا میگن یه کندی یا آبنباتی fizzy هست یعنی ترکیب پودر قند یا شکر دانه درشت با حالت ترش و اسیدی(اسید سیتریک).
برعکس یارا معمولی توت فرنگی خامه‌ای و لاکتونیکی داره.
بوی توت‌فرنگی در کنار روایح وانیلی و پودری،رایحه به سمتی کاملا نرم،ملایم و خامه‌ای سوق پیدا کرده.
بنابراین اگه توت‌فرنگی ترش و ملس مثل آب‌نبات و حتی ژله مدنظرتونه یارا کندی.
اگه خامه ای و وانیلی میپنسدین،یارا صورتی.
6 تشکر شده توسط : Mahdisss حمیدرضا شیری
رویو دوم(تکمیلی)

حدود چهارسال پیش هم دسکریپشن خود سایت کالکشن کازاموراتی زرجف رو رویو کردم و هم بازخورد خودم رو راجبش گفتم.
چندتا نکته تکمیلی هست که مایل بودم ریویو اول رو کامل‌تر کنم.
خاطرم هست اولین‌بار،تابستان دکانت این عطر رو گرفته بودم و اون موقع به شکل عجیبی گیرآوردن دکانتش دشوار بود.
روزانه از بادی‌میست کوکونات‌پشن ویکتوریا استفاده می‌کردم و کاملا به شکل مداوم.
چندساعت بعد فارغ از اینکه متوجه باشم بادی‌میست استفاده کردم،این عطر رو اسپری می‌کردم و به شکل ناخودآگاه و بر اساس لِیرنگی که انجام شده بود،خیلی فانتزی بنظرم رسید.
همون‌طور که گفتم اونقدر من از این بادی‌اسپلش استفاده و یجورایی تمدیدش می‌کردم در طول‌روز،به قول معروف به خُرد پوستم رفته بود و مشامم رو تا حدودی پر می‌کرد و متوجه نبودم.
خلاصه من برداشتی به مراتب زنانه‌تر و فانتزی‌تر از این رایحه داشتم و چند روز پیش داشتم شیشه‌‌های خالی دکانتام رو مینداختم دور که به دکانت این عطر رسیدم.
آمالفیش پاک شده بود و دولچه به شکل محو مونده بود و وقتی بو کردم مدام فکر کردم این چه عطری بوده و نمی‌شناختنمش.
فکر کردم شاید کاری از دولچه اند گابانا بوده و نهایتا کم‌کم یادم اومد که این همون دولچه‌آمالفی دوست‌داشتنی منه که...
خیلی عجیب بود اولش که بو کردم ذهنمو برد سمت گرند سویر و تا حدِ کمی انجلزشیر.
نسبت به تست اولیه،به‌مراتب مَسکلین‌تر و اسپایسی‌تر به مشامم می‌رسید و به معنای واقعی شیفته پیچیدگی رایحش شدم.
خصوصا در فاز درای‌داون یکسری روایح بخوری و اینسنس(دودی) که با همراهی میخک،کاملا حال‌وهوای عودی و کمی شرقی به رایحه می‌دن در حالی که نوسان انبوهی از روایح میوه‌ای و آبدار در لایه‌های زیرین کاملا قابل تشخیص هست.
بُلد شدن وجهه بخوری/اینسنس و تا حدی کهرباگونه،دقیقا نقطه‌ای بود که ذهنم به سمت گرندسویر MFK حرکت کرد.
در ادامه ترکیب شدن رایحه سیب و به با هل،میخک و نت‌های ادویه‌ای معطر ذهنم رو سمت رایحه پای‌سیب برد که قبلا هم حس کرده بودم و بعدا توی عطر انجلزشیر هم متوجه شده بودم و دقیقا بوی دارچین و سیب رو به شکل گورماند حس می‌کردم و بر همین اساس نه از جهت تشابه‌کامل،بلکه از نظر فضا و حافظه‌تصویری به انجلز شیر شباهت دادم.
در مجموع نسبت به قبل،رایحه‌اش شیک‌تر،مجلسی‌تر و با غنای بیشتری از روایح ادویه‌ای و کهربا به نظرم رسید.
وجه آدامسی که دوستان اشاره کردن،حتی نسبت به تست اولیه به مراتب خیلی کمتر احساس کردم.
یه رایحه شیرینِ کهربایی،میوه‌ای و حتی کمی بوزی خصوصا در اپنینگ کار و بشدت ادویه‌ای(نه به شکل تند مثل فلفل‌سیاه،صورتی یا پاپریکا،بلکه به شکلی معطر و ادویه‌های معطرکننده و تاحدودی گرم به ترتیب میخک>هل>زعفران)داره.
نوع رایحش با حال‌هوای پاییز مچ‌تر اما توی کشورهای شرقی باتوجه به کانسپت طراحیش می‌تونه توی شب‌های‌تابستان یا غروب مورد استفاده قرار بگیره.
یه تجربه دیگه اینکه من میخک داخل دمنوش و چای زیاد استفاده می‌کنم و برای مقایسه رفتم سراغش و درش رو باز کردم.
بوی ظرف میخک همانا،دولچه آمالفی همانا...
می‌شه گفت پررنگ‌ترین نت این کامپلکس هست و احتمالا بخاطر همین طرفدارهای خاص خودش رو داره چون هر وقت من مهمون دارم و می‌خوام چای دم کنم می‌پرسم میخک،هل یا دارچین،معمولا همه می‌گن میخک؟اصلااا یا هر چی می‌خوای بریز جز میخک...
میخک به خیلیا حس خفگی،رو مخ رفتن یا حتی حالت تهوع و سنگینی می‌ده اما با ذائقه چشایی و بویایی خودم خیلی جوره و هم توی چای سیاه می‌پسندم هم ماسالا و احتمالا دلیل علاقه بی برو برگشتم به دولچه‌آمالفی همینه.
تجربه بعدیم این هست که من خصوصا فصل سرد،به رو توی آب میجوشنم،به مرور آبش رو می‌کشه و در پایان یه لایه مربایی مارمالادگونه روش وایمیسته.کاملا به یه دسر تبدیل میشه و روش پودر دارچین میریزم و میخورم و نکته اینجاست که فضای خونه رو حین جوشیدن بشدت معطر می‌کنه و من تازه اون موقع فهمیدم چه نت دلربایی هست این بهِ نازنین!
خلاصه دومین نت غالب هم از دید من به هست و مجموعا به ترتیب:۱-میخک۲-به۳-کهربا۴-سیب و هل در این رایحه غلبیت دارن.
پخش و ماندگاری بسیار زیاد و بالایی داره و جای گله نمی‌ذاره.

سپاس از نگاه ارزشمندتان
9 تشکر شده توسط : مارین سعید رضایی شوشتری
ایکس‌نیهیلو به معنای واقعی توی خلق روایح معتدل،طبیعی با کانسپت شیپق و فوژه به شکلی مدرن و غیرکلاسیک بسیار پیشرو هست.
تقریبا می‌شه گفت با ساده‌ترین نت‌ها(عموما ترنج،شکوفه‌پرتقال،مرکبات)در کنار بعضی ترکیب های سینتیک،روایحی به معنای واقعی خاص می‌سازه،همونطور که معنی عبارت Ex Nihilo که یه عبارت لاتین هست،همینه
"خلق از هیچ"
یعنی آفرینش چیزی کاملا جدید از خلا
و اما بلو تالیسمان یا همون طلسم‌آبی
این عطر برای دهمین سالگرد برند ساخته شده و می‌شه گفت یه پروژه جانبی برای سالگرد برند بوده اما موفقیت و محبوبیتی هم‌تراز با فلورنارکوتیک پیدا کرده.
شروعی فرش،سرحال و کمی تند از روایح مرکباتی و زنجبیل داره،رایحه گلابی قابل تشخیص اما با گذرزمان و معتدل شدن رایحه،به شکلی شیرین‌تر و آبدارتر خودش رو نشون می‌ده.
فازهای پایانی رایحه مشک لطافت رایحه رو دوچندان و صیقل می‌ده،آمبروفیکس و جیروجیوود مولکول های چوبی هستن که حس چوبیِ خشک و به اصطلاح مدادی رو تقویت می‌کنه اما وجه‌تمایز و غلبیت با چوب آکیگالا هست که آکیگالا رایحه چوبیِ ادویه‌ای یا فلفلی داره و چیزی که در فازهای پایانی کمی رایحه رو تیز می‌کنه و دوستان هم اشاره کردن غلبیت آکیگالا هست.
در مجموع رایحه تقریبا یونیسک*س،جذاب،میوه‌ای و خاصی داره.
اگر به روایح فرش،میوه‌ای و کمی چوبی/ادویه‌ای علاقه داشته باشین مورد توجهتون قرار خواهد گرفت.
استایل بسیار مینی‌مال،شیک و تایملسی داره و یکی از نکاتی که راجب عطر های ایکس‌نیهیلو دوست دارم ارائه اون حس طبیعی،نچرال و مینی‌مال مدیترانه‌ای هست.
تو رویو قبلی گفتم برند رامون‌مونگال یه سبک مدیترانه‌ای پرزرق و برق مثل فرهنگ اسپانیا و ایتالیا رو ارائه می‌ده اما ایکس‌نیهلو تماما فرش،با الهام از طبیعت،بدون عنصر فانتزی یا اوردوز هست.



24 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی حامد
عطر اُله از رامون مونگال برخلاف فلامنکو که جنبه‌ای رمانتیک و آتشین رو ارائه می‌ده،بیشتر روی جنبه‌ی جشن، تشویق و سرزندگی اسپانیایی تمرکز داره.
خود واژه اُله همونطور که دوستان اشاره کردن فریادی‌ هست که توی فلامنکو یا گاوبازی برای تحسین و هیجان گفته می‌شه
چیزی بین براوو و یک انفجار احساسی.
مونگال این عطر رو به‌عنوان تجسمِ شور زندگی اسپانیایی طراحی کرده،اما نه با حس سنشوال و اغواگر فلامنکو، بلکه با نور، بازیگوشی و انرژی.
رایحه‌اش خیلی درخشان‌تر و آفتابی‌تر هست.
اپنینگ کار میوه‌ای و با حال هوای استوایی گرمسیری و غلبیت نت آناناس که همزمان یه حس ترشی هم تزریق می‌کنه شروع می‌شه،انگار سبدی از میوه‌های رسیده توی ظهر تابستان مدیترانه رو بو می‌کنی.
فضای گلی-میوه‌ای دارد، ولی اون حس شامپویی و سبک رو نداره و بیشتر شبیه نوشیدنی میوه‌ای لوکسی هست که داخلش حس شیرینی و گَسی از ادغام آناناس و تمشک در کنار رایحه صمغ‌گونه و تا حدی چوبی درخت نراد حل شده باشن.
در مجموع رایحه میوه‌ای غیرتکراری،شیرین و گَس به مشام بعضیا حتی شور و کمی چوبی هست.
اگر فلامنکو مخمل قرمز و سالن تاریک و اجرا هست، اُله پیراهن سفید، نور خورشید، خنده و انرژی جمعیت هست.

ولی زیر این ظاهر شاد، باز هم امضای مونگال را حس می‌کنید رایحه‌ها معمولا خیلی بافت‌دار هستن،یعنی تخت و خطی نیستند،انگار لایه‌لایه ساخته شدن و به معنای واقعی غیرتکراری.
احتمالا به خاطر همون ذهنیت معمارانه و وسواس رامون مونگال روی مواد اولیه و ساختار هست.
رامون مونگال به استفاده از مواد پیچیده و گرون هم معروفه و تقریبا در تمام مراحل تولید شخصا دخالت می‌کنه،از انتخاب اسانس تا مَسراسیون و بسته‌بندی.
در کل، چیزی که برند رامون مونگال را جذاب می‌کنه اینه که عطرهایش فقط خوشبو نیستن، خیلی از اونا شبیه بیانیه فرهنگین. مخصوصا کالکشن اسپانیایی‌اش، که انگار تلاش می‌کنه گرمای خورشید، هنر، اغراق احساسی، غرور و حتی درام اسپانیایی را به بو تبدیل کنه.


29 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی Athena of Greece
فلامنکو در اصل فقط یک رقص نیست،یک فرم هنری و حتی برای خیلی از اسپانیایی‌ها یک حالت روح محسوب می‌شه.
ریشه‌اش برمی‌گرده به منطقه آندلسِ جنوب اسپانیا و ترکیبی از آواز، گیتار و رقص هست،ولی چیزی که فلامنکو را خاص می‌کنه اون بار احساسی شدیدش هست.
غم، شور، غرور، خشم، حسادت، اغواگری و حتی رنج رو خیلی اغراق‌شده و خام بیان می‌کنه.
شروع فلامنکو مثل باز شدن یه پارچه مخملی قرمز توی هوای گرم شب های اسپانیایی هست.
تمشکِ بسیار آبدار و شیرین اول به مشام میاد اما نه تمشک شاد و خیلی دخترانه،بیشتر شبیه مربای تمشک غلیظ در کنار رز هست.
بنفشه و زنبق یک حالت آرایشی-پودری لوکس بهش می‌دن،در ادامه کم‌کم رز قرمز و یاس سفید رایحه رو رمانتیک‌تر و عمیق‌تر می‌کنن، نه به شکل تمیز و مینیمال فرانسوی، بلکه با یه اغراق مدیترانه‌ای.
در درای‌داون، چوب سدر و کاج ظاهر می‌شن و رایحه رو خشک‌تر و بالغ‌تر می‌کنن. هنوز رد میوه‌های قرمز و رز در بک‌گراند کار قابل حس هست.
جالب اینجاست که فلامنکو با اینکه رز و تمشک داره،رایحه مطلقا لطیفی نداره،قدرت و جسارت عجیبی داره و تقریبا مثل اجرای زنده.
برای همین واضح،پررنگ و غیرخجالتی بنظر می‌رسه.عطری نیست که بخواد نجوا کنه،وارد فضا می‌شه و حضورش را اعلام می‌کنه.سیاژ و ماندگاری بسیار خوبی داره.
برای کسایی که دنبال رایحه رمانتیک و سنشوال هستن گزینه فوق‌العاده خوبی هست و برای دیت و قرارهای عاشقانه یکی از ایده‌آل ترین هاست.

برند رامون مونگال عملا از دلِ تاریخ عطرسازی اسپانیا بیرون اومده نه صرفا یه برند نیش مدرن که بخواد خاص به‌نظر برسه. رامون مونگال نسل چهارم خانواده‌ای هست که برند افسانه‌ای Myrurgia رو سال ۱۹۱۶ توی بارسلونا ساختن،همون مزونی که عطرهای کلاسیک اسپانیایی مثل Maderas de Oriente و Embrujo de Sevilla را خلق کرد و حتی تأمین‌کننده دربار سلطنتی اسپانیا بوده.
خود رامون مونگال اول معماری خونده بود و بعد وارد عطرسازی شد و بنظرم این نکته خیلی مهمی هست، چون نگاهش به عطر فقط بوی خوب نیست، بیشتر شبیه ساختن یه فضای معماری احساسی‌ هست که فرهنگ اسپانیایی رو به خوبی داخل روایح تزریق می‌کنه و به شکل لایه‌لایه کار می‌کنه.
من خودم واقعا مجذوب فرهنگ اسپانیایی و اون رنگ و لعاب هستم و این انعکاس رو توی این عطر و اوله حس کردم.
بنظرم کسایی که کلا روایح گرمسیری-میوه‌ای با کانسپت تابستونی موردعلاقشون باشه،قطعا با عطر های رامون مونگال به خوبی ارتباط می‌گیرن.
نکته آخر راجب فلنکر اکستریتش هست که دقیقا همین رایحه رو با بیس عودی-چوبی داریم و می‌تونم بگم حتی بیشتر از مدل اصلیش دوست دارم.
28 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی  Raaz
مدورای،چکیده‌ای از شهر مدورای و معبد جادویی میناکشی
مدورای یکی از مقدس‌ترین و قدیمی‌ترین شهرهای جنوب هست که به فضای‌معنوی،برج‌های عظیم رنگی و اسرارآمیز و آیین‌های هندو شهرت داره.
طبق افسانه‌های هندو وقتی خدای شیوا برای برکت بخشیدن به این شهر اومد،قطرات شهد مقدس از موهاش چکید و اسم‌شهر از این افسانه الهام گرفته شد.
برای همین برند ممو روی واژه نکتار به معنی شهد و دیواین‌فلاور به معنی گل الهی تاکید می‌کنه.
این معبد از معدود جاهایی هست که حس بویایی،بخش مهمی از تجربه معنوی محسوب می‌شه و رایحه یاس‌سامباک و مریم‌هندی در کنار دود بخور و عود به مشام می‌رسه.
از طرفی مدورای توی هند به شهریاس هم شهرت داره و یاس‌سامباک‌مدورای یکی از معروف‌ترین گل‌های هند محسوب می‌شه که یا به شکل زیور لابه‌لای موی‌زنان در دوران باستان استفاده می‌شده یا برای نیایش و مراسم‌های داخل معابد.
محوریت اصلی و قلب همون‌طور که انتظار می‌ره،رایحه یاس‌سامباک هست و به جرئت می‌تونم بگم به شکلی کاملا باکیفیت،تکرارنشدنی و خاص کار شده.
شروع کار با غلبیت یه یاس بسیار مخملی و کمی خامه‌ای شکل و نرم شروع می‌شه در کنار یه شیرینی شهدگونه و شاداب از هلو.
به سرعت رایحه آروماتیک می‌شه و انبوهی از روایح ادویه‌ای که ریشه در سنت هندی داره در کنار رگ‌هایی چوبی،به لطیف‌ترین شکل ممکن حس می‌کنید.
تفکیک نت در این شاهکار واقعا کار سختی هست اما باید بگم اگر به رایحه‌یاس علاقه دارید که توی یه فضای باکیفیت آروماتیک،ادویه‌ای و شیرین قلت بخوره و اصلا تند و آزاردهنده یا بیش‌از حد فلورال نباشه،مدورای افسانه‌ای رو نباید دست‌کم بگیرید.
کاملا رایحه بالانس،متوازن و شامه‌نوازی داره.
هم گلی و لطیف هست،هم شیرینی‌میوه‌ای خصوصا در شروع کار حس می‌شه،هم ادویه‌ای و شرقی بدون اینکه تند و تیز باشه.
شده حتی یه دکانت سه الی پنج میل تهیه کنید و نهایت لذت رو در دنیای عطر‌سازی و معجزه رقص‌نت تجربه کنید.
31 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی Bizi
مارفا از ممو،دلبر عزیزترازجان!

"مارفا،نام شهری دورافتاده در دل بیابان‌های تگزاس با آسمانی گسترده،نورهای اجرام آسمانی در آسمان شب
فضایی خارج از زمان و سرشار از امیدبخشی...
مارفا یعنی گل‌مریمی که وسط بیابان‌ خشک شکوفه کرده،یعنی امید به روشنی در تاریکی محض،درخشش همان ستاره‌های دنباله دار در تیرگیِ عمیق شب‌های بیابان..."
.
کانسپت طراحی این عطر از دید من در تعریف کلمات "اعجاز"،"معجزه" و تولد نور در دل تاریکی خلاصه می‌شه و اما رایحه جذابش
یه نت خامه‌ای،وانیلی بسیار جذاب از مریم که توی فضای اولیه در کنار نت‌های مرکباتی قرار می‌گیره و در ادامه با روایح مُشکی-چوبی،کمی تلخ و حس نوستالژیک گل یلانگ‌یلانگ ماندگار می‌شه و وجود همچین پایه‌ای باعث می‌شه اون حس درخشان،سفید،خامه‌ای-وانیلی مریم که ابتدا گفتم بیشتر و بیشتر به چشم بیاد
واقعا رایحه جادویی و خاصی داره و می‌تونم بگم این کار به شکل معاصر و کارنال فلاور به شکل نوستالژیک و استخوان‌دار تر شمارو غرق یه تجربه کاملا جدید،جذاب،خاص،نیش و به مراتب بسیار ماناتر نسبت به دیگر روایح مریمی می‌کنند
سیاژبالا و ماندگاری خوب جایی برای گله نمی‌ذاره و واقعا در خور رایحه هست
یه کار بیشتر از هر چیز مریم،کرمی/لاکتونیکی،وانیلی،مرکباتی با رگه‌های تلخی هست که به معنای واقعی متمایزکننده هست
33 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی خردمهر
چندوقت پیش برای انجام یه کار اداری رفته بودم یکی از دفاتر پیشخوان،و همون‌طور که قابل پیش‌بینیه، طبقه آخر یه ساختمان نسبتا فرسوده بود
باید از راه‌پله‌ای باریک و کم‌نور رد می‌شدیم که بیشتر لامپ‌هاش سوخته بود و بخاطر گرمای هوا و نبود تهویه، بوی کهنگی و دم‌کردگی توی فضا پیچیده بود
یه طبقه مونده بود برسم که یه دختر خیلی خوش‌استایل و شیک از کنارم رد شد که از این عطر استفاده کرده بود
اون رایحه شیرین، شاداب، شامپویی و میوه‌ای، دقیقا نقطه مقابل فضای خفه اونجا بود و همین تضاد باعث شد چند برابر بیشتر از قبل به چشمم بیاد
انگار وسط یه فضای سیاه‌وسفید، یه رنگ زنده و درخشان رد شد،همون‌قدر حال‌خوب‌کن، دوست‌داشتنی و انرژی‌بخش
خلاصه چند ثانیه روی پاگرد مکث کردم و واقعا حس کردم با اون بو رفرش شدم
مثل یه آبمیوه خنک وسط گرمای تابستون
یه جور تجدید قوا
اونجا بیشتر از قبل فهمیدم عطرهای شفاف، آبدار و میوه‌ای، مخصوصاً با اون حس تمیزی و شامپویی، چقدر برای تابستون حال‌خوب‌کن هستن
اینکه وسط هوای گرم و فضاهای دم‌گرفته، یه همچین "شوک زیبایی" تجربه کنی واقعاً لذت‌بخشه
حتی اگر سیاژ خیلی قوی‌ای نداشته باشن، باز هم ارزش حمل شیشه و تمدید کردن رو دارن
شروع عطر خیلی شاداب، آبدار و میوه‌ایه
ترکیب گلابی و ترنج یه حس تمیز،خنک و کمی شیرین میده، درحالی‌که پرتقال تلخ نمیذاره زیادی آبنباتی یا بچگانه بشه
اول کار یه وایب بنفش/صورتیِ میوه‌ای و لوکس داره
شبیه بوی شامپوهای گرون یا محصولات اسکین‌کر کرمی‌فروتی
پوماروز هم اون حس بین رز، سیب و میوه‌های قرمز رو میده و ماهونیال، یه تمیزی فلورال مدرن شبیه یاس و مگنولیا وارد کار می‌کنه
در نهایت، آمبروکسان و سیلکولاید آکوردی نرم، تمیز و کمی مُشکی به عطر میدن که باعث میشه رایحه روی پوست خیلی خوشبو، لطیف و جذاب بشینه
در کل، بوی یه لوسیون میوه‌ای لوکس و شامپویی رو میده
تمیز، شفاف، زنونه و به‌شدت حال‌خوب‌کن

سپاس از نگاه ارزشمندتان
24 تشکر شده توسط : نیلوفر کرامتی فرهاد
Accento
لینک به نظر 17 اردیبهشت 1405 تشکر پاسخ به Eric Revo
خیلی هم زود قضاوتش نکنید بنظرم
من خودم حتی یکسری باتل‌های عطر مردونه دارم که روزهایی که خونه هستم به قول معروف واسه دل خودم استفاده می‌کنم یا توی لِیِر کردن ازشون کمک می‌گیرم
من شخصا دو تا کتگوری عطر دارم
عطرهایی که دلی باهاشون کیف میکنم فارغ از جنسیت،نت و سلیقه شخصی و بیشتر توجاهای کم‌جمعیت‌تر یا تنهایی استفاده می‌کنم
و
عطرهایی که سعی می‌کنم با استایل و تاحدودی کارکترم هارمونیک و تکمیل‌کننده باشه که اون aura و هاله‌ارژیمو توی اجتماع بالاتر ببره
مثل آدمی که دایره‌وسیعی از ارتباطات رو داره و با هر کسی توی یه چهارچوب اخلاقی و استاندارد فارغ از اعتقاد، سلیقه‌شخصی،سن و سال،جنسیت و طبقه اجتماعی میتونه به بهترین شکل ارتباط پیدا کنه،انگار از جنس اون آدماست و می‌ره توی کالبدشون اما در زندگی خصوصی دایره بسیار بسیار محدودتری داره و تلاش میکنه کسایی رو انتخاب کنه که اشتراکات و هارمونی‌شخصیتی بیشتری باهاش داشته باشن
منم تا حدودی اینطورین و توی کالکشن دلی‌طورم عطر با استایل گورماند دارم،شیپق دارم،کاملا گلی دارم،عودی و سنگین دارم،سبک و آکواتیک دارم،در واقع تمام استایل‌ها(هم با لیبل زنانه،هم مردانه،هم یونی‌سک*س)
اما تعداد عطرهایی که توی اجتماع و اکثر اوقات استفاده می‌کنم خیلی محدودتر هستن و میتونم بگم توی انتخابشون پنجاه درصد سلیقه‌شخصی رو درنظر میگیرم و الباقی هارمونیک بودنش و اینکه بهم میاد یا نه.یعنی توی این زمینه صدرصد دلی و سلیقه‌ای عمل نمی‌کنم
سر همین عطری نیست که بدم بیاد،درست مثل آدمها
سعی میکنم با هر کدوم توی کانسپت خودشون وقت بگذرونم و کیف منم به شما هم این پیشنهاد رو میدم
18 تشکر شده توسط : سعید رضایی شوشتری نیلوفر کرامتی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan