نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Gold Oddity
لینک به نظر 21 بهمن 1404 تشکر پاسخ به کاوه
کاوه عزیزم
دوست معطر من و عطرافشان که حضورت مایه مباهات و افتخار است .
چند روزی ست بشدت گرفتارم و فرصت تشرف ندارم با تاسف !
از اسباب کشی متنفرم :)
یک ماه باید جمع کنی ، یک ماه دنبال سقف جدید بگردی و یک ماه هم پهن کنی !
خدارا شاکرم که وارد هر منزلی که میشوم همسایگان و صاحب منزل بواسطه لطف خدا ، دوست ام دارند ( که اگر لطف خدا نبود ، چون گناهکار و روی سیاه ام ، همه از من متنفر بودند ! ) و هفت هشت سالی میمانم ، رکوردم ۱۱ سال است :)
اجالتا مشغول جمع آوری و پیدا کردن سقف جدید ام ، چون از اسباب کشی متنفر ام مدام استرس و نگرانی دارم :)
ازین باب دوست ندارم با این حال و حوصله وارد جمع دوستان عزیز عطرافشانی ام شوم که معطرترین بندگان خدایند !
با این وصف اما ، هر شب یا دو شب یکبار قبل از خواب سری به عطرافشان عزیزمان میزنم و تنها تصاویر و نام اکانت ها را نگاه میکنم تا ببینم کدام یک از دوستان پرمهر قدیمی ، ایضا چه کسی از دوستان جدید حاضر اند ، یا عطر تن جدیدالورود ها را ببویم :)
اگر بگویم این حقیر بیش از مدیریت عزیزمان از حضار عطرافشان مطلع ام گزاف نگفته ام :)
چند نفر عضو اند ، چند نفر مشارکت میکنند ، هر یک چه خصوصیت اخلاقی ای دارند ، چه کسانی اهل خوشبویی اند و چه کسانی معطر اند به جان ، جدیدهایمان چگونه مردمی اند و از عطر چه یاد گرفته اند و آیا میمانند یا چون نسیمی معطر خواهند رفت ، چه کسانی اهل مهر اند و چه کسانی بدلائل دیگری حاضر اند ، و ... :)
خصوص بانوان این خانه که بدلائل متعدد که ذکرشان بطول میانجامد اهم اند بر این خانه !
هر جمعی را بانوان اش هدایت میکنند خصوص و خصوص با مهر !
ما مردان ، خدمتگذار ، نگاهبان ، تکیه گاه ( حقیقت اش معکوس است ) و بیننده ی ایشانیم .
ریش سفیدان این جمع ، دقیق و به تجربه ( و نه حتی لزوما به مطالعه و تحقیق ) میدانند چه عرض میکنم .
خلاصه که یک به یکِ بهترین مردم ایران را که ذیل این سقف معطر جمع اند به مهر و لبخند و انتشار عطر ، میشناسم :)
تصویر و نام زیبای تو را دیدم پس از روزگار دلتنگی ، و لبخند بر لب آمد :)
متن مهیر ات را نیز مطالعه کردم به لبخند :)
سلام ات رسید به نهایت مهر ، من نیز دلتنگ شما بودم .
وقتی بد ای چون حقیر ، توسط مهربانان معطر ، خوب توصیف شود پس زهی سعادت که نیک معامله ای کرده ام به صرف زمان و حضور !
خدای را سپاس بابت این شادی بزرگ و نعیم !
من بر این جمع و گردانندگان اش در دفتر مرکزی مدیون ام !
از عده ای از ایشان ، گرانبهاترین رایحه دنیا را دریافت کرده ام آنچنان که از بودن در کنار شما آنچنان معطر شده ام که عطرم در هر دو جهان بوییده میشود به انتشار !
هرگاه حضورم نقض شد ، بدانید که دیگر مخیر نیستم !

دیشب ، دکانت خمره را تست کردم پس از چندین روز بی رایحه ای ، اما دیدم العجب حتی شیرینی بی انتها و غلیظ این عطر هم ، تاب تقابل تلخکامی های ما ندارد !
مدتی پیش رایحه ای بر مام وطن گزیدم لیک مدیر عزیزمان به حق ، منتشر نکرد رایحه ی تلخ اش را .
آرزوی انتشار روایح شیرینی ها و شادکامی ها دارم خصوص و بالاخص بر معطرانی که از اهالی آنند و قدر اش میشناسند و انتظار بوییدن اش کشند !
همیشه گفته ام : در هنگامه ی بوییدن نوآر ترین و تاریک ترین و سیاه ترین رایحه جهان به غلیظترین غلظت ، نا امید مباشید ، که خدای عطردوست و عطرساز و معطرساز ما ، به اشاره ی تماس بر زهِ ساز ، رایحه فجر مینوازد به انتشار و رایحه دوستان ، مست از بوییدن عطر می ی سحرگاهی ، چون تجربه ی دیگربینانی چون حافظ !
به کررات در قرآن ، ایضا کتب تمااامی حکما و شعرا مقیود است .
ایران زمین قدیمی ترین است در دریافت عطر او !
چون تصویر زیبای اکانت تو ، برف سپید بر تن های شیکپوش ما خواهد نشست تا از بوییدن عطرهای تن ما ، آب شود و بخار شود به انتهای لذت !
از دیدنت خوشحال شدم کاوه ی عزیزم
ایضا از دیدن حضور تک تک دوستان معطر ام

امروز از دفتر مر‌کزی سورملینا ( نه از بخش فروش ) تماس گرفتند که فلانی سورملینا به پاس همیاری شما درین چند ساله تاسیس فلان مبلغ را به تخفیف ویژه برایتان منظور داشته و محصول بادی کلون ما چنین است و چنان . ( تست کرده ام به درخواست ، نزد دوستانی که تهیه کرده اند )
من هم همه را گوش دادم ، سپس گفتم شما عطرافشان را میشناسید ؟؟ گفت خیر !
گفتم کسی که عطرافشان را نشناسد ، عطر نمیشناسد ، حتی عطر مصرفی خویش ! جهت اثبات اش ، آیا میخواهید ریز به ریز خصوصیات محصول شما را از نحوه ساخت ، درصد تخلخل ، غلظت ، مواد متشکله و روش ادغام ، نوع اسانس و کشور صادره ، درصد شباهت و حتی دلیل اینکه شما میفرمایید بسته ی سرد و بسته گرم ، حال آنکه هر دو یکسان است را بگویم ؟!
( آونتوس معتدل و گودگرل گرم در بسته ای تحت عنوان سرد و ساواژ گرم و اکلت خنک در بسته گرم چیده شده اند ! البته آنها بلد اند لیک اگر آونتوس و اکلت در یک بسته باشند دیگر کسی بسته ی دیگر را نمیخرد ! )
بادی کلون خوب است لیک نه برای ما که هرگز جای عطور را نمیگیرد اما محصول مام اسپری اش الحق عالیست برای ما حتی با وجود رقیق شدن اش با شیبی بیش از ملایم از اولین سری تا کنون !
بهترین اسپری ضد بوی تعریقی ست که تاکنون دیده ام و برای ما الزامی ست ، از آن بسیار راضی ام .
چند سال پیش هم در عطرافشان خودمان معرفی اش کرده بودم .
اگر تا کنون آزمایش اش نکرده اید حتما یک بسته برای آزمایش تهیه کنید که برای ما عطربازان از خودِ عطر واجب تر است !
یک بسته اش که دو عدد است برای یکسال یک نفر کافیست البته فقط برای زیر بغل .
جلوی تعریق را نمیگیرد اما بو و لک تعریق را به کل نابود میکند ، کاملا هم گیاهی ست با حلالیت آب . ارزان است .
چون از دید من محصول خوب و مکملی ست برای ما در پوشیدن عطر و جلوگیری از ادغام عطر ما با بوی تعریق خصوص زیر بغل ، لازم دیدم همه شما مطلع باشید از وجودش :)
دوستتان دارم
ارادت ها تقدیم به یکایک شما عزیزان ام
این روزها علاوه بر انتشار بوی خوش از تن هامان ، انتشار آرزوهای خوب از قلبهامان برای وطن و هموطنان عزیزمان بر ما واجب است بسیار !
خود حدس بزنید تجمیع روایح هر یک از ما ، چه میزان شود به عظمت !
این یک ، به خودمان نیز برمیگردد با قدرتی مضاعف شده از هر کدام !
💐
13 تشکر شده توسط : Mehran M  Wolf
Imagination
لینک به نظر 1 بهمن 1404 تشکر پاسخ به 🄼🄾🄽🄰
مونای عزیزم
زیبای این خانه
جان ات معطر ، دل ات دلدار ، دوستی ات پایدار ، پذیرش ات هماره ، عز ات جاودان و مهر ات تابنده و پاینده انشاله
عطر مسیر است ، هدف نیست !
بر تو زنده میشود ، با لبخند انگشت اشاره به هدف میگیرد و آرام آرام بر تن تو میمیرد !
عطر روحی هادی ست ، تو را به سویی هدایت کند ، سویی که هدف است ، غایت است ، انتهاست لیک عشق و مهر اش بی انتها !
نزدیکان ام در این خانه ، که خود نیز از اهم ایشانی ، نیک میدانند من از عطر چیزی دیگر آموختم و تمام کوشش ام اینجا ، انتقال همان است !
نقد ات کاملا صحیح است ، در این هیچ بحث نیست !
لیک در ابتدای کار ، خود را در جلد نویسنده ی آن متن ( و هر متن دیگر ) تصور کن !
در مرکز توجه دوستان ، دشمنان ، حسودان ، بدخواهان ، همیشه مخالفان ، شیاطین و ...
دیشب کسی گفت : چرا منفی اینقدر از مثبت بزرگتر است در آسمان ؟
گفتم اینگونه نیست ! ظهورات منفی گسترده تر است نه قدرت اش ! و باید باشد که اگر نباشد قدر مثبت که در ظاهر کمتر است و در باطن بزرگتر ، شناخته نشود و از آن مهمتر : قدر و منزلت روی آورندگان به مثبت ، که در ظاهر کوچکتر است و سخت تر ، سنجیده نشود !
قبلا هم گفته ام ، ما ۷۰۰۰ سال است که بر اهورا و مزدا ( نور و تاریکی ) که مفهوم تضاد را در دنیای ما معنی کند اندیشه میکنیم .
نکته مهم : بر کل نظر کن ، یعنی چه ؟ یعنی این خانه جزعی کوچک از کلی بزرگ است ، یعنی اتفاقات درون این خانه ، مشتی از خربار است ، یعنی از اینجا درس بیاموز برای آنجا !
معکوس اش هم صادق است !
یعنی اگر میخواهی چیزی را در بیرون ازین خانه تحقیق کنی ، میتوانی اینجا آزمایش اش کنی !
یعنی : آن ریویوِ بقول خودت نامفهوم ، و بقول من پر رمز و راز و کلید را دوباره بخوان ، و از خودت بپرس :
چرا یک نفر ( خاصه آن نفر ) نمیتواند حرفش را راحت و بدون پیرایه مطرح کند ؟
چرا نمیتواند راحت عصبانی شود و راحت عصبانیتش را بروز دهد ؟
چرا نظر ، عصیان و یا مخالفت اش را پشت یک پیرایه و کاور ( داستان ) مخفی میکند ؟ ( که این خود یک هنر بزرگ است و از هر کس نشاید ! )
کلید : یادت نرود که میگفت : اینجا پناهگاه است !
یعنی می آید به پناه !
پناه از چه ، پناه از که ؟
پناه از بیرون به درون !
و تازه باید به قسمی پناه آورد که هم راه اش دهند و هم صحبت اش گوش کنند !
آنهم جایی که علاوه بر دوستان ، دشمنانی کاربلد هم حاضر اند !
پس مونای عزیزم که از دوست ترین های منی درین خانه معطر و در قلب من جای داری ، یک درس بزرگ ، که بزرگترین درس زندگی ، و قله ی تجربه ی من است تقدیم به توی زیبا و دیگر دوستان نازنین ام :
در هر ماجرایی ، دو کار کن :
- اول : از جلد خودت خارج و به درون جلد طرف ات برو و از منظر چشمان او به موضوع نگاه کن !
- دوم : از جلد او بیرون بیا و سپس از بالا و بعنوان سوم شخص ناظر و فقط و فقط شاهد ، یعنی نه ذینفع نه ذیضرر ، ماجرا را به "کل" تماشا کن !
حتی خودت را هم در هر ماجرا ، از دید طرف ات و سپس از بالا نگاه کن !
یک بار به دقت و ظرافت ، این کار را بکن !
میدانی چه میشود ؟؟
زندگی ات ، مسیر ات ، علائق ات ، هوش ات ، دانایی ات ، عقل ات ، جهان بینی ات ، آینده نگری ات ، ... ، و از همه مهمتر و قابل توجه تر :
قضاوت ات
به کل تغییر خواهند کرد !
چنان بزرگ میشوی که جهان درون تو جای میگیرد !
خدا میشوی !
گر به خود آیی به خدایی رسی !
یعنی از دید او میبینی !
و این مسیر ، چیزی را در تو روشن میکند !
که می برد ات به جایی که باید بروی !
حال ، کوچکترین دریافتی اش این است :
آنقدر راحت و بسرعت ، بدخواهان و موافقان بدخواهان را میشناسی ، و دلت به حالشان میسوزد !
و برایشان طلب خیر میکنی .
تذکر : این مطالب ( بدخواهان ) را که گفتم یکوقت تعمیم ندهی به ماجرای این ریویو و این عطر که موضوع بحث ما بوده :))
خودت و دیگر دوستان قدیمی نیک میدانید که چه میگویم و مهمتر : از چه میگویم !
هنوز هم هستند لیک اجالتا به دلائلی که اهم آن "مهر" یست که با زحمت فراوان جاری شده است درین خانه ، اجالتا در سایه اند و خاموش !
لیک به محضیکه فرصت یابند کار خویش شروع کنند و همرهانشان به تایید کوشند به گسترش !
تا دوباره چراغ های این خانه خاموش شوند !
لیک الک زمان ، مهر ، تجربه و کوشش دوستان ، خیلی خوب کار کردند که امروز میبینیم قریب به اتفاق ساکنین این خانه ، هوشمندان ، تیزبینان ، عاقبت اندیشان و مهیرانند !
و هنوز هم : جواب ابلهان خاموشیست ، کار میکند :)
زیبایی گوهریست که به سختی و کوشش بسیار حاصل شود و تو این کوشش کرده ای و آفرین بر تو و بر همه ی زیبا رویان زن و زیبا خویان مرد این خانه معطر ، همه به صورت و سیرت .

ریویو سخت هم ، خود ریویویست :)
تفکر را به کار اندازد !
اندیشه را فراخ کند !
هنرهای دیگر را مزید کند بر عطر !
آن ریویو و قیاس دو عطر جناب مدارا که سخت نبود ، تنها باید معکوس اش میکردی :)
و سپس بر هنرش آفرین میگفتی و میخندیدی بر استعاره و ایهام قیاس اش :)
ایضا نقود مسیح و آبزورد و نازنین و تعدادی دیگر از دوستان جان ام که خواندنشان علاوه بر لذت ، اندیشه را نیز درگیر کند .
و باز ایضا دو تن از دوستان که نام اکانتشان اکنون یادم نیست و متعاقبا عرض خواهم کرد و در عطرگرام یا پرسش ها با من در ارتباط بودند ، که از خواندن متون آنها روح ام تازه میشد لیک با تاسف خاموش اند اکنون !
و حق هم دارند !
این حقیر نیز اگر مدیون این خانه و کسان اش نبودم اکنون در کنار ایشان به خاموشی میگذراندم .
برای هر عطر و برای هر نوع خواننده و جوینده ای ، انواع ریویو داریم خصوص ساده ، بالاخره هر کس پاسخ پرسش خویش می یابد اینجا خداراشکر .
و اتفاقا ریویوهای خودت که بهترین است در جمع بانوان همراه با عده ای که همه میشناسیم تک تک ایشان را چه حاضر و چه فعلا خاموش .
که بهترین زنان و مردان معطر ایران اینجا جمعند با سرور و افتخار !
و چه جالب که میبینم بانوانی به جمع ما پیوسته اند که انشایی زیبا و روان و دلنشین دارند و من از خواندن مطالبشان که چون خودشان زیبا و دلنشین هستند لذت میبرم و به سهم خود از ایشان تشکر کرده و خواهم کرد .
تو نیز عزیزی بر من به غایت .

ارادت ها تقدیم به تو و دیگر همه ی دوستان جان ام
با لبخند 💐
36 تشکر شده توسط : Herod Mehran
دوستان عزیزم سلام
اینروزها سرم کمی شلوغ است ، گرفتارم ، انشاله پس از رفع عرض خواهم کرد .
ببخشید عدم حضور این حقیر را .
لیک برخی اوقات به خانه مان سر میزنم و نظرات مطالعه نشده ی دوستان عزیزم در یکسال و اندی غیبت را میخوانم .
اول یک چیز بگویم :
دوستان خارج از عطرافشان ام میدانند ، همیشه گفته ام :
من نوکر تمام زنان این سرزمین ام ، حتی آن نامردهایشان !
و ، مردان مرد ؟
هم نوکر ایشان ام و هم به تعظیم و تکریم ایشان کوشم .
اما دندان ام بر جگر و خرخره ی نامردان میگزد !
این را چرا گفتم ؟
زنان این خانه که مزید به معطریت هم هستند دیگر جای خود دارند !
همه را دوست دارم ، عده ای را دوست تر دارم و قلیلی را دوست ترین دارم !
هر یک خود باخبر اند که در کجای قلب من نشسته اند .
مشغول مطالعه نظرات سرکار خانم مونای زیبای این خانه که جزء دوست ترین های من است بودم که دیدم : دی ! عجب اشتباهی !!
از آن عجیب تر :
۶۵ نفر ذیل این پیام را لایک کرده اند لیک هیچیک متوجه موضوع نشده اند ؟؟!
البته میدانم به چه منظورِ "درست و صحیحی" تایید و لایک کرده اند ، اما منظورم این است که هیچیک نه تنها متوجه اصل ماجرا نشده اند بلکه انتاج به عکس کرده اند ، یعنی برعکس متوجه شده اند !
اکنون من دو راه دارم :
- لبخند بزنم و عبور کنم .
- آنچه را که آموخته ام به دوستانم عرضه کنم .
کدامش آسان تر است : راه اول .
کدامش آسوده تر است : راه اول .
کدامش زحمت ندارد : راه اول .
کدامش دشمن نمیتراشد : راه اول .
کدامش دلخوری ندارد : راه اول .
و و و کلی دیگر که همه راه اول را مینمایند !
لیک آموخته ام که حق را باید گفت حتی اگر هزینه داشته باشد !
ایرج روحانی عزیزم در تماس تلفنی میگفت : شک ندارم که تو دکتر روانشناسی :)
من گفتم : نه دکترم و نه روانشناس لیک هر جایی به مطالعه ، نوکی زده ام :)
جدای همه ی اینها ، اینجا مطلبی از دوست عزیزمان ایکاروس معکوس برداشت شده است !
یعنی : مطلبی را به عکس ، به وی منسوب کرده اند !
یک روز با مسیح ، تلفنی راجع به ایکاروس صحبت میکردیم که بحث رفت به سوی مشکلات او در سایت ، به مسیح گفتم :
نه آنها که با وی در تضاد و مشکل اند میدانند که وی چه میگوید و نه حتی آنها که در تایید او کوشند ! اصل مطلب مخفی شده است و بر سر فرع مطلب میجنگند !

میتوانستم خیلی راحت ، و خیلی مختصر بگویم که : اینجا یک سوء تفاهم شده است و درست اش "این" است لیک چرا اینقدر آب و تاب اش دادم ؟؟
تا یک موضوع مهم زندگی را همه ی دوستان ام درین خانه بیاموزند !
و آن " قضاوت " بدون تحقیق و دقت است !
چرا تا این درجه مهم است که تو ( شاید و انشاله که اینگونه نباشد ) دوستانت را درین خانه برنجانی به دخالت آنهم زمانی که اصلا حاضر نبوده ای ؟
چون مهمترین چیز برای من ، سعادت و معطریت دوستانم هست حتی اگر از من برنجند ! چون آنطرف که بودم " دیدم " که تنها مشکل مردمان : قضاوت های ایشان بود که عموما اشتباه کرده بودند !
آیا قضاوت اشتباه دوستان تو درین خانه تا این حد مهم است ؟؟
البته که نه ! حتی در حد لبخند است :)
لیک میخواهم به آنها بگویم : ببینید چگونه یک سوء تفاهم پیش می آید و به پیش میرود و مدام بزرگتر میشود تا تبدیل به رنج یک شخص یا یک گناه شود در زندگی های اصلی ما !!
نتیجه اش خییییلی مهم است که ممکن است کسی مطلبی بگوید در ادامه مطلب اصلی و دل یک نفر را ناخواسته بشکند !
و این انتاج آنقدر مهم است که من میتوانم تا فردا صبح اینجا در نکوهش اش بنویسم ! و اصلا منظورم مورد اینجا و اکنون نیست که همانطور که گفتم ، در حدود یک لبخند است :)
اما همین کم و اندک هم اگر دوستان عزیز و معطر مرا درین خانه تهدید کند پس برای من مهم خواهد بود !
یادم هست سرکار خانم maary که از عزیزترین های من و ما بود درین خانه میگفت : شما مثل پدر اید درین خانه بر ما و روز پدر بر شما مبارک ، متاسف ام از غیبت ایشان و میخواهم بگویم : مهر هرگز فراموش نمیشود و این جمله ایشان بر من مسئولیت و وظیفه ساخت !
حال برسیم به سوء تفاهم :
همه ی شما دوستان عزیزم ، برعکس متوجه شده اید ، اتفاقا جناب ایکاروس نه تنها این عطر را نکوهش نکرده است بلکه به عکس ، از نکوهش و قضاوت دیگران در خصوص این عطر ، تا درجه عصبانیت پیش رفته است !!
آنقدر واضح و مبرهن است این موضوع که من تعجب کردم از برداشت همه ی دوستان عزیزم !
ببینید چند تا کلید داده است :
۱ - " لیز خوردن روی صابون " !
یعنی مراقب باشید به اشتباه لیز نخورید
۲ - " اول کار این گفتم که به کارتان برسید ! خدانگهدارتان و روزتان فرخنده ! "
عصبانیت اش از قضاوتهای اشتباه در خصوص این عطر کاملا روشن است :)
۳ - " تقصیر من بود " !
۴ - "یک استاد را دعوت کردم ( منظورش از استاد ، همین عطر است ! ) برای روز دانشجو ، قبلش گفت : "
۵ - "شما یونجه را صبح جلوی الاغ بگذارید هم نمیخورد" !!
متوجه استعاره اش هستید دوستان عزیزم :)
۶ - " گفت نمیفهمی بچه ! "
۷ - "دانشگاه را یک روز هم که شده ، از دست دانشگاه گرفته باشد" !
۸ - " حتی اگر خودش هم نداند این کار را دارد میکند" !
۹ - " بهتر است اتفاق بیفتد "
۱۰ - " تو من را می آوری چه شود ؟ "
۱۱ - " ۴۰ دقیقه ( !! ) به او وقت دادم "
یعنی تا این درجه از نظر من اهمیت دارد لیک چه شد :
۱۲ - " راضی اش کردم و کشاندمش ، چه شد "
۱۳ - " دقیقه ۵ ام هو اش کردند و رفت " !!
یعنی این عطر بزرگ را که از دید من استاد است ، همان دقیقه پنجم هو کردند و رفت ، آنهم توسط کسانی که داعیه ی دانش دارند در آن رشته !
۱۴ - " ده سال بعد ، به او گفتم : جا و مکان ممکن است مناسبت نداشته باشد " !
منظورش را که میدانید از جا و مکان و فرهنگ :)
۱۵ - " آن روز فهمیدم که من و مارکس هر دو شکست خوردیم " !
:) چرا ؟
۱۶ - " چون جهان را از صندلی مخاطبی که خود بر آن بودیم نگریستیم " !
یعنی با دید خود راجع به آنسویی که نمی بینیم قضاوت کردیم !
۱۷ - بعد شروع میکند به توصیف این عطر ، آنهم از کدام دیدگاه ؟؟
از دیدگاه همان صندلی ! آنهم با عصبانیت ، میگوید :
بشدت تکنیکال است آقا :) چای و دارچین و "چه و چه" را برده به زنجبیل خشک و نامحسوس ( همه را دارد از زبان منتقدین اش میشمارد ! ) " تا به فرم صابونی برسد "..... مدام بد میگوید .... !
۱۸ - بعد میگوید : "محصولی استاد ساخت" اما چه فایده که :
- پرستو ۲۸ ساله گفته بوی حمام میده ... تمیزه ها بوش ... ولی خب !!
- مهران هم همینو گفت
- آقا و خانم "خ" هم همینو گفتن " !!
متوجه اید ؟ آقا و خانم : خ !!
۱۹ - " مخاطب ... من از نشناختن مخاطب ، اینجا ضرر می بینم "
کلید ۲۰ - من خود سایز بزرگ خریده ام و ۱/۵ آنرا هم استفاده کرده ام !
نه تنها ایکاروس که همه ی ما عطربازان هر عطری را نمیخریم و اگر خریدیم یعنی میدانیم چه میخریم !
۲۱ - " ر.ک (!) به میسون فرانسیس ۷۲۴ بعنوان شاه صابون مدرن و امروزی و لوکس " !
:)
شاه کلید ۲۲ - امتیاز " ۱ از ۱۰ برای : مخاطبی که با همین اوبژه های مشترک بزرگ شده است " !!

سپس :
به توصیف تورینو ۲۱ زرجوف میپردازد با تمسخر :
" تورینو ۲۱ : زرجوف
من هنوز در تیم شما هستم !
اصلا من کاپیتان تیم شما هستم !
با این سند و ادله ( ! ) من تمام قد وکیل مدافع روایح اصیل ، طبیعی و بدون انحراف و تحریف شما هستم !!
تورینو چنین است و چنان است و شما را به حمام نمی برد :)
بعد شروع میکند به تفسیر سیاست منحرف زرجوف و با تمسخر میگوید :
اگر یک برندی کوبه و نیو داشته است و امروز آریاگلد و تورینو ۲۱ میسازد یعنی : "مخاطب" را شناخته است و میشناسد !
بعد با ناراحتی میگوید : یک سوپر عطر جابر ( بر نام جابر و تاریخ ایران و توصیف های بعدی ایکاروس دقت کنید ) بسازی و یک بلوند فرانسوی ( هالو ) بگوید بوی پی پی میدهد و شرح میدهد ....
سپس : " این میشود که برند در جایی می ایستد که نمیخواهد با بلوند فرانسوی قهر کند"!!
میبینید ؟ تا درجه عصبانیت پیش رفته است و از دید من کاملا محق است و تازه خیلی موءدبانه و تیزهوشانه تفسیر کرده است !
مهمترین کلید :
سپس در کل نتیجه میگیرد : " ایمجینیشن نشان میدهد کاوالیه چقدر استاد است و تورینو نشان میدهد مجموعه زرجوف چقدر خوب در این سالها مخاطب را آنالیز کرده است" ( اینجا مخاطب را در نوشته خود علامتدار کرده است یعنی : کلاه سر مخاطب میگذارد ) !
بعد میگوید : ایمجینیشن باید خاموش شود !
من دارم و دوستش هم دارم و ۱/۵ آنرا هم مصرف کرده ام اما بر اساس بازخوردهای الکی مردم میگویم با خیال راحت ( ناراحت ) از کنارش عبور کنید چون نابلدان به اشتباه تحلیلش میکنند !
:)

یعنی دقیقا همه چیز را معکوس کنید :)
یعنی مونای عزیز و زیبای ما که از بهترین دوستان من در اینجاست ، و ای همه ی دوستان دیگرم ، اتفاقا ایکاروس هم نظر و همرای شماست و اصلا فکر نکنید که در خلاف نظر ایشان نظری صادر کرده اید .
خیلی دیگر از تفاسیر ایشان در سالها قبل از حضور ما ، همینگونه شد و سپس با واکنش دیگران مشکلاتی پیش آمد .
نکته مهم : یادتان باشد دوستان عزیزم ، همیشه در زندگی ، واکنش های درجه دوم است که تولید مشکل میکنند !
یعنی چه : یعنی ابتدا یک سوء تفاهم پیش می آید ( که هیچ مشکل نیست فقط سوء برداشت است ) اما واکنش های بعدی میتواند تولید مشکل کند ، برخی سعی در رفع ، رجوع و اتصال کوشند و برخی فرصت را به تزلزل ، درگیری و جدایی غنیمت شمرند !
برخی همیشه با همه چیز و همه جمعی مخالف اند و شناسایی ایشان بسیار سهل و آسان است .
و اما در ارتباط با قبله و قطب عالم عطور و دیگر گفتارهای مشابه :
خود آقای مدارا ازین تفاسیر بارها برائت جسته ست .
اما ، این را هم نباید فراموش کرد که هر کس در هر رشته مرارت ها کشیده ، رنج ها برده و آورده ها کسب کرده و هرگز حتی دو کس در یک رشته مشابه نیستند برسد به تعدد بیشمار و بقول عامیانه :
همه چیز را همگان دانند !
هر گل بوی خود دارد !
از کوزه همان برون طراود که دروست !
بوی درون کوزه را زمان برون میطراود و در معرض بوییدن و قضاوت همگان قرار میدهد و این "جمع یا همگان" است که درجه ی خوشبویی ی هر شخص که مختص خود اوست و هیچ مشابه ندارد را بازتاب میدهد و معرفی میکند !
دوستان عزیزم هیچکس مساوی با هیچکس نیست ، هر کس منحصر بفرد است و همتا ندارد ! آنچه که گویند مساویست : شرایط آدمی ست که برای همه مساویست یعنی همه میتوانند با شرایطی مساوی به کمال انسانیت برسند !
گر به خود آیی ، به خدایی رسی !
لیک هیچ کس با هیچ کس مساوی نیست !
خلاصه که هر کس در این خانه در سر جای خودش نشسته است ، از جناب مدارا تاااا برسد به این حقیر قعر نشین .
ایضا هر کس جایگاهی در قلب دیگران دارد که بنظر و تجربه ی حقیر : این ، از هر چیز دیگر درین جهان مهمتر است !
زیستن در قلب دیگران یعنی : اوج معطریت !
چون تا خوشبو نباشی در قلب دیگران جای نداری !
من خود تست نکرده ام این عطر را لیک هم دکانت مشابه اش را مهربد عزیزم فرستاده است برایم و هم تعاریف دوستان کاربلد ام را شنیده ام و شک ندارم هم بهترین است و هم عاشقش خواهم بود !

این هم شد بهانه ی حضور امروز من در کنار شما معطران این منزلگاه !
که به قول جناب مدارا پناه گاه است .
لیک نمیدانم چرا خودش حاضر نیست :)
شاید روزگارش را به پناه نیاز نیست :)
انشاله که همین باشد و جز این نباشد !
برای همه ی ما حاضرین این خانه چنین باد ، البته حاضر هم باشیم اینجا :)
همه هماره در پناه او باشیم انشاله !
ارادت ها
33 تشکر شده توسط : Armin سعید بیاتی
دوستان عزیزم سلام ها بر شما
جناب محمد ماپار
درود بر شما
نظر شما را مطالعه کردم راجع به این عطر .
متاسفانه هنوز موفق به تست این عطر نشده ام تا بتوانم توصیفی دقیق از رایحه آن تقدیم کنم .
لیک بر حسب تجربه مواردی را حضورتان عرض می کنم :
این عطر بدون شک نبایست تنها یک نت داشته باشد و معمولا در برخی عطور که عطار نظر بر یک نت خاص دارد ، تنها همان یک نت را در عطر معرفی میکند و مابقی را به هر دلیل یا حتی بدون دلیلی مشخص ، مخفی ، نامشخص یا بدون معرفی باقی میگذارد یا از معرفی نت ها سر باز میزند .
رایحه لابدانوم یا بقولی گل آفتابی ( درون اش چون خورشید است و اطرافش همچون تشعشعات و انوار خورشید ) اینگونه است :
بسیار شبیه عنبر سائل !
کهربایی ، حیوانی ، چوبی ، مشکی و چرمی ی خشک با مزه ی رایحه ی شیرین .
یعنی تمام توصیفات فوق را در یک رایحه شیرین تصور کنید ، میشود رایحه لابدانوم ، که در کلیت شبیه عنبر سائل است .
این را هم عرض کنم که گلهای دیگری را نیز گل آفتابی نامیده اند ، خصوص در ترجمه زبان ها به هم ، برخی اوقات بعضی تشابهات باعث اشکالاتی میشوند .
مثلا گل هلیوتروپ را هم که گلهای کوچک بنفش رنگ زیبا و لطیفی دارد و از خانواده ی گاوزبان است خورشید چرخان یا چرخ خورشید ترجمان کرده اند . باز هم هستند تعدادی دیگر !
نیز اینکه با توجه به توصیف جنابعالی از رایحه این عطر ، حدس میزنم عطار از این گیاه بصورت همه جانبه استفاده کرده باشد ، یعنی میتواند علاوه بر نت اصلی لابدانوم که در عطرهای بسیاری توسط همه عطاران استفاده میشود ، از دیگر ضمائم این گیاه بوته ای نیز استفاده کرده باشد در ساخت این عطر .
یعنی خودِ لابدانوم در مرکز و محوریت اصلی رایحه قرار گرفته باشد و دیگر نت های این گیاه در حاشیه یا در پس زمینه یا جهت استحصال آکوردی خاص یا حصول شبه پله هایی ، بهره گیری شده باشند .
اینگونه ، توصیفات شما از رایحه ی گیاهی ی واصله و محسوس در پس زمینه ی لطافت اصلی رایحه ( که توصیف خودِ لابدانوم است ) معنی میگیرند .
ایضا اینکه لابدانوم نتی پایه و ستونی است در روایح و میتواند در غلظت بالا ، بسیار ماندگار باشد !
بوته گیاه لابدانوم از تیره ی آفتابیان و شبه رز ها هست که گلهایی سفید رنگ با مرکز زرد دارد .
صمغ قهوه ای رنگ و چسبناک اش را از طریق جوشاندن برگ ها و جوانه های گیاه بدست می آورند ( که بی شک قسمتی از حس و حال گیاهی همین عطر میتواند از آن باشد )
ابسولوت اش را از طریق استخراج با حلال
و اسانس اش را از طریق تقطیر گل لابدانوم استحصال میکنند .
خلاصه که کل بوته گیاه اش میتواند سازنده ی این عطر خاص باشد !
و اما حس استرس و نگرانی در عطرها چند دلیل دارد که همگی شناخته شده اند ، اما اصلی ترین آنها حس همزاد پنداری یا تشابه سازی ست یعنی ممکن است حین جلسه امتحان ، چنین رایحه ای را بوییده باشید ( حتی بدون توجه و حتی بدون اینکه اصلا به یاد داشته باشید ، لیک مغز شما به یاد دارد ) یا ایضا در زمانی دیگر که استرس داشته اید !
اما برخی عطور یک حس عجیب و جدید سنتتیکی دارند که خودم بارها کشف ، توجه و تحقیق کرده ام و شاید روزی مقاله ای راجع به آن بنویسم اگر عمری بود ، چون هیچ مقاله ای راجع به آن پیدا نکردم و از کسی هم نشنیدم !
و آن : القای حس انتظار است !
انتظاری که با هیجان یا نوعی استرس ( رسیدن ) همراه است !
مدام میبویی و با نگرانی ای خاص ، در انتظار بعد ، سرانجام و عاقبت رایحه اش هستی !
بدون اینکه بخواهی یا از قبل در موردش تفکر یا مطالعه و تحقیق کرده باشی !
که بی شک از نت هایی آزمایشگاهی نشاءت میگیرد زیرا قبلا هرگز چنین احساسی را تجربه نکرده بودم و از عصر نت های سنتتیک آغاز شد تقریبا !
اینگونه ، توجه به عطر ، حتی در حضور دیگران ، بحث راجع به آن ، پیگیری ، تحقیق و پرس و جو ، دغدغه ی ذهنی و ... خودش بهترین تبلیغ است در جمع ، توسط ما برای عطر و برند آن !
نمیدانم آیا برای شما دوستان عزیزم هم پیش آمده ست یا خیر !
( این ، با بیماری عطر متفاوت است ! بیماریهای عطور را که میشناسید ! برندها از آنها بهره ها میبرند و مدام ما را مبتلاتر میکنند ! )
حتی ممکن است تجربه اش کرده باشید لیک یا توجه نکرده باشید یا آن را با اشتیاق کشف رایحه ای جدید ( همچون حس بلاند بای ) اشتباه گرفته باشید !
یا حتی آن حس را با موارد موازی دیگر در همان زمان در زندگی مرتبط دانسته باشید !
دنیای معطرات ، خود دنیایی وسیع و همه جانبه است ، سبکی منفک از زندگی نیست بلکه خود زندگی ای مختص و مجزاست !

امید که مفید باشد .
انشاله اگر عمری بود و شرایط تست مهیا شد توصیف اصلی رایحه این عطر را تقدیم شما و دیگر دوستان عزیزم خواهم کرد .
معطر به جسم و جان ، هر دو باشیم بلطف خدای مهربانمان
سخت نیست دوستان عزیزم ، شما بیش از هر کس دیگر ، آموخته اید !
💐
31 تشکر شده توسط : Mehran Baby reXa
دوستان عزیزم
درودها خدمت همه شما
کل دیروز و دیشب را اختصاص دادم به این عطر ناز ، عمرش را با من گذراند به مهر !
بنابرین میتوانم یک ریویو کامل ازین عطر ناز را خدمتتان تقدیم کنم ، به حواشی نمی پردازم و مستقیم می روم سراغ توصیف کامل عطر ، که طولانی تر از این نشود :

□ زرجوف ۱۸۶۱ رنیسنس یا به گویش ما ، رُنسانس
عطار : کریس موریس یا همان کریستین کاربونل شهیر که همگی میشناسیدش و کارنامه ای معطر و درخشان دارد !
یونیسکس ، خنک ، ایتالیا ۲۰۱۱
ادوپرفیوم و مرکباتی معطر
مرکباتی گلی امبری مشکی
عطری با تعداد نت کم اما تاثیر زیاد

■ این عدد ۱۸۶۱ مندرج بر چهار شیشه عطر این خانواده ، یعنی زفیرو ، رنسانس ، دکا و ناکسوس به چه معنی ست :
در سال ۱۸۶۱ میلادی پادشاهی ایتالیا تاسیس شد توسط ویکتور امانوئل دوم ساردنی که اولین پادشاه ایتالیا شد ، پس از جنگهای پادشاهی ی ساردنی که در حقیقت حکومت ابتدایی این کشور بود .
پیش ازین کشور و مردم ایتالیا متحد نبودند ، پادشاهی ایتالیا تا سال ۱۹۴۶ م پایدار و توسط ۴ پادشاه از ۱۷ مارس ۱۸۶۱ تا ۲ ژوئن ۱۹۴۶ که توسط رفراندوم به جمهوری تبدیل شد ادامه داشت .
پایتخت ۴ پادشاه به ترتیب : تورین ، فلورانس و رم بود .
این چهار عطر به نماد این چهار دوره و چهار فصل جشن گرفته شد :
- زفیِرو بهار این دوره و جاودانگی رم را جشن می گیرد
- رنسانس تابستان این دوره را
- دکا پاییز و
- ناکسوس زمستان این دوران و یادواره سیسیل را .

■ توصیف :
این عطر دقیقا سه پله مجزا دارد که در رایحه و قدرت کاملا مجزا و دیگرگون عمل میکنند !
- پله اول یک رایحه قدرتمند سیتروسی با پخش انفجاری و ماندگاری بیش از انتظار ِ یک پله ی سیتروسی در عطرهای امروزی !
بر پوست و خصوص بر پوشاک .
- پله دوم یک رایحه گلی مرکباتی که در قدرت ضعیف است و باعث میشود تراز عطر بهم بخورد ! یعنی عطر از یک پله ی قوی به پله ای ضعیف ( در قدرت پرفومنس ) سقوط می کند .
- پله سوم یک رایحه امبری مشکی بالزامیک خاکی چوبی زیبا و ماندگار .
اینها توضیحاتی مجمل بود از مجموع ، توصیف کاملتر هر پله در ذیل تقدیم میشود بحضور .

■ تاپ نت :
آرپژ آکورد سیتروسی تاپ نت : پتی گرین .
( آرپژ به اولین نتی میگویند که در یک آکورد شکفته و محسوس میشود ، یک جورهایی مثل رئیس و سردسته و لیدر ، که خودش پیشاپیش هنگ ایستاده و فرمان حرکت یا حمله میدهد ، همان جناب سرهنگ خودمان :)
به محض اسپری ، عطری انفجاری از مرکبات محسوس میشود که اولین نتی که از جمع این روایح جلوه میکند یا بقولی زیباتر : می شکفد ، پتی گرین است که از عشاق اویم :)
تا آمد بلافاصله سلام نظامی دادم :)
عمر خودش هم درین هنگ و این پله ، طولانیست خداراشکر !
● نت پتیت گرین :
کل درخت پرتقال تلخ !
عجب نت زیبا ، همه کاره و قدرتمندی ست !
برخی جاها برگ نارنج هم مینامند او را .
مخلوطی از روایح شاخه ، برگ ، میوه و میوه نارس درخت پرتقال تلخ را پتی گرین گویند .
رایحه : بسیار تازه ، مرکباتی ، لطیف ، گلی رزی ، چوبی ( این قسمت چوبی اش بسیار زیبا و ملموس است که شاخه های تر درخت حس میشود ) ، سبز ( حس برگهای له شده ! ) ، علفی ، بالزامیک و تلخ !
نکته : شبیه نرولی هست اما این دو را اشتباه نگیرید ، نرولی از تقطیر شکوفه و گلهای درخت نارنج هست اما پتی گرین از تقطیر کل درخت نارنج . در پتی گرین نت هایی هست که در نرولی نیست . پتی گرین بسیار بزرگتر و کاملتر است ! یعنی در پتی گرین نرولی هم هست لیک عکس اش صادق نیست !
با پتی گرین زیاد برخورد کرده اید اما شاید آن را با موهیتو یا نرولی یا مجموع چند نت بصورت همزمان ، اشتباه گرفته باشید ، مثل جمع : میخک و پوست و برگ لیمو و لاوندر و اکالیپتوس و مشابهین شان مثلا !
همین عطر ، مرجع خوبی ست برای پتی گرین !
در عطرهای نامبرده ی زیر هم هست :
لانوین اکلت ، دیور او ساواژ ادوکلون ، دیور ادیکت ، بولگاری آکوا پوراوم ، لالیک وایت ، چنل پلاتینیوم اگویست ، کرید سیلور مونتاین .

پتی گرین اغلب در تاپ نت می آید مثل همین عطر اما برخی اوقات در قلب ، نقش پلی را بازی میکند بین تاپ و پایه عطر .
پتی گرین با برگاموت و انواع لیمو بسیار خوب ترکیب میشود .
پتی گرین بیشتر یک نت مردانه است تا زنانه ، بدلیل روایح چوبی و مزه ی تلخی که دارد !

خب ، نت های تاپ نت رنسانس :
پتی گرین ، برگاموت کالابریا و برگ اش ( یادم رفت بگویم نت های سیتروسی این عطر همگی محصول ایتالیا هستند ) ، نارنگی و لیموی آمالفی
● این نت لیموی آمالفی چیست :
آمالفی ، شهری ساحلی ست در سواحل جنوبی شبه جزیره سالرنو ی کامپانیا ی ایتالیا .
رنگ اغلب ساختمانهای آن زرد لیموئی ست :)
۵ هزار نفر جمعیت دارد اما سالی ۵ میلیون نفر توریست !!
سراسر این منطقه را باغهای لیمو فرا گرفته است که نوع خاصی از لیموست که به لیموی آمالفی مشهور است .
رایحه : ترش لیمویی اما از نوع قابض !
که وقتی میخوریم منقبض میشویم :)
و بسیار شاد و پرجنب و جوش است این رایحه .
مثلا اگر ماندارین مدیترانه ای داشت این عطر ، بویی مصنوعی از لیمو حس میکردیم درونش !

رایحه تاپ نت به لیموی آمالفی ختم میشود .
نکته : در کمتر عطری دیده ام که نت های تاپ نت اینقدر قشنگ و به ترتیب و نوبت شکفته شوند !
دقیقا مثل شوی لباس :)
که خوشگل های خوش اندام به ترتیب می آیند ، لبخندی میزنند ، قری به کمر میدهند و با رقص ... میروند :)
به همین دلیل است که این پله طولانی میشود در زمان ، برخلاف تاپ نت های سیتروسی عطور دیگر !
منتها ما آنقدر محو تماشا هستیم زمان را از دست میدهیم و به نظر زود میگذرد :)

مزه و رایحه پله : رایحه سیتروسی تلخ و سبز و علفی و چوبی گلی که بسیار شاداب اما در عین حال خشن و تلخ و مردانه است و سپس به ترنج ترش و برگ سبز و خاکی اش ادامه و به آمالفی لیموی ترش و بازیگوش و قابض ختم میشود .

■ قلب
تاپ نت به کل خاموش میشود !
در بسیاری از عطرها ، همه ی پله ها با نسبت های کم و زیاد ، همزمان حس میشوند لیک این عطر همانطوریکه گفتم سه پله کاملا مجزا دارد .
نت ها کلا تعویض میشوند و جنس رایحه و قدرت آن بکلی متفاوت میشود !
رز بلغاری و گل برف و نعناع و سوسن و نمک دریایی !
- اولا نعناع اش نه تازه است و نه خشک اما بوضوح قلب را منتول میکند !
یک جورهایی پلاسیده است بنظر من ، شاداب و پرقدرت نیست لیک چرا برخی از مخاطبین این عطر ، نعناع را پرقدرت حس کرده اند : چون از دو سو نیرو میگیرد رایحه ی نت نعناع !
یکی از تاپ نت : لیموی آمالفی
یکی از پایه : سدر ویرجینیا
- دوم : رایحه پودری قلب ، از زنبق یا بنفشه نیست ، بلکه از سوسن است و کمی هم از مشک پایه .
- سوم ، و اما قسمت بد رایحه قلب :
رایحه نمک دریایی را بوئیده اید دوستان من ؟
کمی بوی زُحم میدهد !
آن را در قلب حس کرده اید آیا ؟
بازسازی ایست از شن های سواحل ایتالیا که به حق از زیباترین سواحل دنیا هستند .
- چهارم ، ادغام رز بلغاری و زنبق دره و سوسن ، یک رایحه و آکورد رزی پودری صابونی ملیحی هم مجزا از روایح خود ساخته اند .
- پنجم : زرجوف از ماده لیلیال زیاد استفاده میکند در عطرهایش که کارایی مختلفی دارد و رایحه ای شبیه به گل سوسن دارد که رایحه لطیف گلی پودری مانند میدهد .
جایی خواندم که ایفرا جدیدا ممنوع کرده استفاده از لیلیال را بدلیل احتمال مسمومیت در دوز بالا . حال باید دید عطور زرجوف پس از ۲۰۲۵ چه تغییراتی را در رایحه خواهند داشت .
رایحه و مزه پله : گلی پاکیزه کمی صابونی مانند ، رزی پودری منتول نعنایی با کمی شیرینی و کمی بوی زُحم شن های خیس ساحلی .

■ پایه ، درای داون :
یک نکته را در ابتدا به دوستان جوان ام بگویم راجع به واژه " درای داون " :
درای داون در اصطلاح به پایه عطر میگویند اما درست اش این است :
عطر ، دو قسمت و رایحه دارد :
- وقتی خیس است .
- وقتی خشک میشود .
که این دومی را که عطر خشک میشود کاملا ، می گویند درای داون عطر یا همان خشک پایینِ عطر ، یعنی بویی که پس از خشک شدن عطر چه بر پوست و چه بر پارچه یا هر جای دیگر ، به مشام ما میرسد .
اما چون تقریبا وقتی عطر خشک میشود به پایه هم نزدیک میشود ، میگویند درای داون !
واژه درای داون جدیدا زیاد مرسوم شده ، چرا ، چون عطرها به زودی و تقریبا بدون وقفه پس از خشک شدن به درای داون میرسند !!
قبلا اینگونه نبود و از واژه پله سوم یا پله ماندگار استفاده میکردند !
و اما نت های پایه :
امبر ، پچولی ، سدر ویرجینیا و مشک .
مزه و رایحه پایه :
رایحه کمی گرم ، کمی شیرین ، پودری ، دارک ، انیمالیک ، سبز ، علفی ، خاکی ، آدامسی و بالزامیک میشود در پایه و تا مدتها باقی میماند .
رایحه پایه به حق زیباست ، و کامل !
تمامی روایحی که در بالا ذکر شد ، به زیبایی ، در هماهنگی کامل با هم جلوه گر اند و میدرخشند !
ستون عطر بر مشک استوار است ، البته رایحه ای از چوب صندل سفید هم در ستون عطر حس میکنم .

■ پرفومنس
- تاپ نت :
در تاپ نت زرجوف است !
پخشی انفجاری ، پروجکشنی با شعاع بلند در اطرافتان و ماندگاری ای به مراتب بیش از تاپ نت های سیتروسی عطور دیگر !
- قلب :
داون فال میشود رایحه یعنی یکهو افت میکند عطر ! شاید قدرت و پرفومنس عالی رایحه در تاپ نت مقصر این داون فال است و یک جورهایی هم توقع ما را بالا برده است !
پخش ضعیف میشود ، پروجکشن به سانت میرسد ، سیاژ دارد و ماندگاری پله هم ، حتی نسبت به تاپ نت پایین تر است !
- پایه یا درای داون :
پخش ، سیاژ و پروجکشن به وضوح ارتقاء داده میشوند ایضا ماندگاری بالا میرود و مدتها طول میکشد تا به ستون عطر برسیم که مشک و صندل سفید اند .
اما در کل و با وجود ارتقاء در همه بخش های پرفومنس در پایه ، باز هم نسبت به تاپ نت ضعیف است !

■ فلاکون عطر :
شیشه ، درب ، مارک ، برچسب ها و پکیج عطرهای زرجوف را که همه میشناسید !
به حق از بهترین ها هستند لیک برای سری ۱۸۶۱ رنگهای شیشه ای انتخاب شده که با روایت تاریخی که در ابتدای ریویو عرض کردم هماهنگ باشند در تعبیر و توصیف !
میتوانست تغییر کند ؟
بله ، خصوص در رنگ بطری و شفافیت آن لیک برای این عطر ، خصوص برای تاپ نت اش تقریبا و کم و بیش هماهنگ است !
اما چون هر پله از عطر ، رنگ ، عمق و شفافیت مجزای خود را دارد ، میتوانست جور دیگری انتخاب شود تا آدرس بهتری به مخاطب از نوع و جنس و عمق رایحه دهد !

■ فصل عطر :
بهار و تابستان بهترین زمان هستند لیک در پاییز هم به نوعی دیگر میدرخشد ، یعنی عطر بر قلب و پایه متمرکز خواهد شد که به حق زیبا خواهند بود در خزان !
زمستان ؟ در خانه و در میهمانیها از آن لذت ببرید و لذت ببخشید ، که اتفاقا از بهترین عطرهای درون خانه است !

■ زمان پوشیدن عطر :
بهترین زمان پوشیدن عطر عصر است !
تاپ نت اش بهترین است برای عصر و پس از غروب ، عطر به قلب و درای داون میرسد که زیبا هستند برای : شب !
میتواند برای شما یک شب رویایی بسازد !

■ مکان عطر :
همه جا بجز مجالس ویژه .
این عطر بدلیل قلب و پایه مجزا و متفاوت ، جدا دسته بندی میشود و جزء سیتروسی های مطلق نخواهد بود !
حتی در تاپ نت هم بدلیل وجود نت پتی گرین متفاوت است از سیتروسی ها و حتی رایحه چوب تر را نیز در خود دارد حین تاپ نت !
برای ورزشگاه نیز میتواند عالی باشد .
فقط برای مراسم و مجالس ویژه مناسب نیست ، نپوشید ! به غیر ازین میتوانید همه جا آزمایش اش کنید .

■ پوشش عطر :
با همه جور پوششی سازگار است !
از اسپرت و کژوال و نیمه کژوال گرفته تا کلاسیک ، لیک چون گفتم برای مراسم ویژه مناسب نیست پس با لباس رسمی ی آن مراسم هم نپوشید !

■ رنگ رایحه عطر :
چون هر پله اش واحد است و مجزا ، پس میتوانید هر پله یا هر نت از هر پله را با رنگ هماهنگ خود ، هارمونی ببخشید و ضعیف و غلیظ کنید !
رنگهای مرکباتی ، گلی ، سبز و علفی ، چوبی ، خاکی و کهربایی ، همه در این عطر هست !

■ شارژ چند باره در طول روز ؟
خیر ، مگر با رعایت فاصله زمانی ! چرا ؟
چون پله ها در طبع ، رایحه ، زمانبندی و قدرت با هم به کل مختلف اند مگر اینکه صبر کنید تا عطر خاموش شود .
شاید بشود دو بار در طول روز استفاده کرد اما پیشنهاد میکنم عصر بپوشید و تا انتهای شب از آن لذت وافر ببرید !

■ ضعف عطر :
فقط همان داون فالی که گفتم در شروع قلب ، که در برابر ویژگی های بیشمار عطر میتوان چشمپوشی کرد !
و کمی بوی زُحم نمک دریایی در انتهای قلب و ابتدای پایه ، البته شاید همه متوجه اش نشوند لیک شما دوستان دقیق ام خواهید شد !

■ خواهر یا برادرش در همین برند :
تورینو 21

خب ، خودم راضی بودم ازین ریویو :)
امیدوارم شما دوستان عزیزم هم راضی باشید و مطالعه اش مفید و آموزنده باشد برایتان !
ارادت ها تقدیم به تک تک شما معطرین این زیباخانه ی خوشبو
معطر بمانید خصوص معطر به جان !
درین روزهای بدبویی به معطریت شما بیشتر نیاز است ، در روزهای شاد که خوشبویی همه جا پراکنده است ، خوشبو بودن هنر نیست هرچند که معطریت هماره هنر است در همه جای !
💐
51 تشکر شده توسط : هاشم پور Mehran
دوستان عزیزم سلام
عجب رایحه نازی ست رایحه این عطر !
خدای من !
بقول اون دیالوگ فیلم پدرخوانده :
چطور من تا حالا شما رو ندیده بودم ؟؟
اولا اینکه همیشه میدانستم برند مانسرا عطرهای متفاوتی تولید میکند و عطربازها "باید" حتما کارهایش را دنبال کنند ، یعنی یک عطرباز باید حتما باخبر باشد از مانسرا ، حتی اگر تولیدات این برند مطابق با سلیقه اش نباشد و حتی اگر یک شیشه هم از عطور آن نخرد اما بدون هیچ شک : در موازات با سلیقه اش هست پس باید تست کند یا حداقل مطالعه !
یک روز اگر عمری بود باید مقاله ای راجع به :
سلیقه ، قرینه سلیقه و موازات سلیقه برایتان بنویسم ، خیلی جالب هست و از آن مهمتر خیلی باعث تعجب تان خواهد شد !!
یعنی اینکه سلیقه اکنون شما چه سلائقی را در قرینه و کدامین سلائق را به موازات خود دارد تا هنگام تلاقی !
در آتیه سلیقه ای خواهید داشت که اکنون در موازات شماست !
این ، جزء احتمالات نیست لیک فرمولی ریاضی دارد همچون بسیاری از دیگر اتفاقات زندگیتان !
ریاضیات در همه جای این جهان جاری ست همچون رایحه !
همه موجودات و اجسام این جهان بویی دارند ، فرمولی از ریاضی و قانونی از فیزیک و منشور یا آینه ای از متافیزیک !
یک چیز آهسته درب گوشتان بگویم :
ما هیچ چیز متافیزیک نداریم اما چون نمیدانستیم و نمیدانیم هنوز ، میگوئیم متافیزیک ! بسیاری از متافیزیک های قدیم اکنون شده اند فیزیک !!
مثل : میکرب ، تشعشعات ، امواج و بسیاری دیگر که کاشفین آنها را دیوانه و جن زده و روانی میخواندند در زمان خودشان و زندانی و اعدام میکردند اما امروز جزو دانشمندان و حکما و مخترعین جهان نام برده میشوند !!
تعدادی هم ، اکنون در لیست اند که جابجا شوند چون به اثبات رسیده اند !
بسیاری را نیز اکنون ما دیوانه میخوانیم لیک روزی نوادگان ما بنام دانشمند خطاب خواهند کرد :)
وقتی درب عطر را بوئیدم فورا متوجه شدم که این عطر متفاوت است !
یادتان هست به شما گفته بودم :)
اما وقتی دو شب تست اش کردم : خدااای من !
عجب نت هایی ، عجب زمانبندی هایی ، عجب پخش انفجاری ای آنهم فقط با یک پاف از سمپل ( ! ) ، عجب پروجکشنی ، یعنی وقتی فقط با یک پافِ سمپل آنهم در یک نقطه از بدن چنین پخش و پروجکشنی دارد حال ببینید با چندین پاف از افشانه اصلی و چندین نقطه بر پوست یا پوشاک چه میکند !
زنگ زدم به دو تن از دوستان قدیمی خبره ام ، یکی تهران هست و دیگری کرمانشاه .
هر دو از بهترین عطربازهای ایران بلکه جهان اند . تهرانی بهم گفت : من که همان چند سال پیش زنگ زدم و پرسیدم تستش کرده ای یا نه و گفتی هنوز نه ، گفتم "تو" باید حتما تستش کنی چون خیلی دوست دارم نظرت را راجع بهش بدانم ( خبر دارن همگی ی دوستانم که من عاشق همه ی عطرها هستم اما میدانند کدام نوع روایح میتوانند من را به وجد بیاورند ! ) ، سمپل بفرستم ؟ گفتی نه ، حتما هست میروم تست میکنم !
اما مگر فرصت تفریح به ما میدهند ؟؟
اگر نان حاصل شود دگر حتی نام نخواهیم !
که نمیشود و حتی نام خویش ندانیم و بر باد رفته نان و نام هر دو !

تا صبح دو برگ A4 را با خط ریز پر کردم از توصیفش :)
راستش درب این عطر را که بوئیدم چند روز پیش ، با خودم فکر کردم که چگونه ریویوی بر این عطر بنویسم ؟
- تخصصی ؟
که سالها پیش مینوشتیم با دوستان و رد و بدل میکردیم و تا بحال در عطرافشان ننوشته ام چون تنها مناسب عطربازان کهنه کاری است که با تمامی واژگان و اصطلاح ها آشنا و بر تمامی عطور و شاخه ها و ریشه ها و در کل به همه چیز مسلط اند و ژورنالیست و از اهالی مقالات روز دنیای معطرات اند . من چون خودم چند سال دور بودم از عطربازی ، ممکن است لنگ بزنم درین بخش :)
- نقد و بررسی ؟
که خود میتواند زیرمجموعه ای از مقاله ای تخصصی باشد لیک نقد و بررسی از دریچه ی قیاس ، خود نوعی ریویو است که بسیار طولانی میشود بجهت مقایسه ، چه از باب نت ها پله ها و در کل عملکرد عطر و جایی که آن عطر می ایستد در تاریخ و مختصات هنر و صنعت !
مثل سرکار خانم ندا احمدلو ی کارشناس نازنین خودمان در عطرافشان که ازین باب و در انواع مذکور فوق به حق کارشان درست و ستودنی ست !
نامشان پای هر مقاله ای باشد حتما مطالعه میکنم که بی شک خواندنی ست .
غیر ازین هم نباید باشد ، که زنان به کنه و فطرت هم معطر اند و هم خوشبو ، عطرباز و عطردوست هم که شوند ببینید چه میشود !!
- شاعرانه ؟
که چشمهایم را میبندم ، پرباز میکنم به پرواز ، و مینویسم ، که در حقیقت : مینویسند ! با قلم عشق و جوهر جنون !
- آموزنده ؟
که خدمتی ست که حقیر در عطرافشان انتخاب کرده ام به تقدیم ، که : از هر دری سخنی ست !
مخلوطیست از همه ، هرچند که سعی میکنم ساده ، روان ، خندان و آموزنده باشد خصوص از معطریت و نه تنها عطر !
عطر میتواند بوی خوش باشد ، یا : میتواند از معطریت بگوید که البته شنیدن صدای او یک طرف و ترجمه ی زبانش هم از دیگر سو به دو چیز نیاز دارد که کمی کمیاب است :
عشق و دیدی همه جانبه ( کل ) نگر !
عقل گوید شش جهت راه هست و دیگر راه نیست .
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها !
ضمنا سعی میکنم از کلمات تخصصی و واژگان خارجه پرهیز کنم و معادلات آنها را به زبان فارسی انتخاب کنم تا جوانان تازه وارد و علاقمند ، اجالتا متوجه و به مرور زمان مسلط شوند .

اما وقتی رایحه را بوئیدم ، گفتم بگزار خود عطر بنویسد :)
البته اگر بخواهم همه ی آن دو برگ A4 با خط ریز را بنویسم خیلی طولانی میشود چون هر ۴ نوع کم و بیش درونش هست ، خلاصه اش میکنم :

Saharian wind ، مانسرا
پیر مونتاله ، این عطار چیره دست را که میشناسید همه ، اگر خیر که حتما راجع به او که از سلاطین و بزرگان جهان عطاری است تحقیق کنید و مطالعه ، کارهایش را حتما محققانه دنبال کنید .
الان رایحه عطر رسیده به سوسن ، زنبق دره یا همان گل برف که عاشقش ام و مشک سفید لطیف و رزی غلیظ و متفاوت که دیوانه کرده اند مرا :)
و اما چرا باد صحرا ؟
عده ی بسیاری ( حتی همین دو دوست من که تلفنی راجع باین عطر صحبت کردیم ) به اشتباه این واژه را باد گرم صحراها و بیابان های خشک بی آب و علف معنی کرده اند !
درحالیکه عطار منظورش یکی از صاحبین بزرگترین صحرای گرم جهان یعنی همان کشور صحراست ! ( همان یک حرف آی ، i , در saharian کاملا روشن میکند این معنی را )
که در غرب آفریقا و ساحل شرقی ی اقیانوس اطلس است و با مراکش ( مغرب ) ، الجزایر و موریتانی همسایه است .
نکته جالب : حتی ادویه هایی که درین عطر بکار گرفته شده اند همگی از ادویه های افریقایی خصوص صحراست !
یادم هست چند سال پیش در مقاله ای به نقل از عطار ، خوانده بودم .
ضمنا نت یا آکورد چرم ندارد این عطر بلکه جیر است ( البته بنظر حقیر )
عطرهایی که الهام بخش یا توصیفاتی از صحراها خصوص صحرای صاحارا که ساهارا هم مینویسند ( صحرای ساهارا بیش از ۹ میلیون کیلومتر را شامل است که کل کشورهای شمال تا نزدیک مرکز قاره آفریقا را مشمول میشود ) داشته اند مثل :
L' air du desert morocain اندی تاور خصوص که البته بر مراکش که همسایه صحراست نظر دارد و chergui سرج لوتنز و meharees که یادم نیست کدامش بود و تست هم نکرده ام اما مطالعه کرده ام . لیک این عطر متفاوت است !
بلک پرستیژیوم هم الان به یادم آمد که از دیگر عطور مانسراست که در تعدادی از نت ها مشترک اند تا آنجایی که یادم هست !
مانسرا همیشه به ترکیب انحصاری رز و عود اش مفتخر است !
از حق نگذریم مانسرا در چند مبحث بسیار خوب عمل میکند مثل مبحث فلاکون محصولاتش !
( فلاکون به شیشه ، درب ، برچسب ها ، مارک و ملحقات و کلا طراحی همه جانبه ظروف نگهدارنده عطور اشاره دارد که بسیار اهمیت دارد بر قضاوت بیننده ایضا حس رایحه عطر توسط بیننده )
و نیز رنگ عطرهایش که به زیبایی انتخاب میشوند تا سرنخی دقیق به مخاطب دهند !
رنگ این عطر را دیده اید ؟
غلیظ ، ناب ، عمیق ، خالص ، گرم ، قدرتمند ، چرب ، غنی ، لوکس !
اگر عمری بود یک مقاله هم راجع به فلاکون و مایعات عطور برایتان خواهم نوشت تا بدانید برندها چه هزینه های گزافی را صرف جزء به جزء فلاکون ها میکنند ، از تحقیقات تا اجرا و اینکه چه نتایجی را دریافت کرده اند !
مانسرا ( تا جاییکه خودم تست و تحقیق کرده ام ) همه ی عطرهایش "واااو" نیست اما عطری بی کیفیت ندارد ، همگی در کیفیت جزء عطرهای بالای لیست هر دسته و رایحه اند .
اما از نظر و قضاوت مخاطبین مانسرا : خط محور مختصات "موفقیت - زمان" مانسرا مدام بالا و پایین میرود !

توصیفات این عطر :
- فصل ندارد به نظر من !
در همه ی فصول میتوانید استفاده کنید ، حتما میدانید که برخی از عطرهای گرم را میتوانید در شبهای تابستان هم با تعداد "پاف کم" استفاده کنید !
داغتر از اینترلود نداریم که من این کار را میکنم :)
- مناسب عطر امضاء
- منحصر بفرد است و دوستداشتنی
- عطریست مناسب برای آزمایش قدرت تجزیه و تحلیل حس بویایی شما !
- این عطر ترکیب رز و عود ندارد که در اغلب عطرهای مانسرا به زیبایی ، هستند در عوض ترکیب فلفل + وانیل + سرو دارد که ترکیبی عالی و اعلاست ، تاریک و خاص !
- دیگر رایحه ای بالزامیک خامه ای کمی بوزی ( ویسکی ایرلندی ) ، که تعادلی را با روایح چوبی سبز برقرار کرده ست !
- مناسب عطردوستان و خوشبو پسندان نیست ، فقط خطابه اش به عطربازان است . رایحه اش غیر عطربازان را ( بجهت استفاده ) خسته ، ناشکیب و حتی برخی را منزجر و فراری میکند !
- احتمال سردرد ؟
برای عطربازان : هرگز !
برای مخاطبین : ابدا !
لیک برای استفاده کننده ی غیر : آری ، خصوص اگر تعدد پاف آنهم نزدیک به بینی باشد !
نکته : پشت پیراهن یا کت بزنید تا خستگی بینی ( حس بویایی ) نیاورد ، چه این عطر و چه همه ی عطرهای سنگین یا داغ ، کلا اگر میخواهید خودتان هم از عطرتان لذت ببرید این روش را اجرا کنید !
اینگونه : سیاژ و رد بوی شما نیز مضاف میشود اما پخش و پروجکشن کمی ( تنها کمی ) کاهش می یابد ، در عوض حس بویایی شما همیشه آماده به کار باقی میماند و هرگز خسته نمیشود ، کربو که بماند !
- این یک عطر بالغ است در مانسرا ، عطر تنباکوی قرمز اش یادتان هست ( رد توباکو ) ؟
رایحه اش را بالغ تر و چوبی تر کنید ، شیرینی و میوه و دارچین اش را حذف کنید و یک لاوندر ناز و چرمی ( جیری ) باکلاس هم اضافه کنید تقریبا همین رایحه میشود ! این عطر مشابه ندارد در مانسرا هرچند که من همه ی عطور مانسرا را تست نکرده ام ! لیک دوست کرمانشاهی ام گفت : متفاوت ترین کار مانسرا هست . پرسید نظرت چیست اگر هل و زنجبیل را در ادویه و گشنیز را در سبزی و طراوت رایحه میداشت ، بهتر نبود ؟
گفتم اگر هل میداشت گل ها را خراب میکرد و زنجبیل هم گلها و هم وانیل و ادویه را ، ایضا حرارت رایحه را از تنظیم خارج میکردند ، گشنیز اما ، نمیدانم ، هرچند که گشنیز خیلی بیشتر و بزرگتر از "یک نت" است ! چتر بزرگی دارد و وقتی باز شد همه را زیر چتر خود میگیرد :)
در عطر اندی تاور بود تا جاییکه یادم هست . گشنیز یکی از گرانترین نت هاست حال اینکه اینطور بنظر نمیرسد !
- چون لاوندر و سرو و برگاموت و پچولی دارد پس فوژه یا باربرشاپی ست ؟ به هیچ وجه !

پرسشی قیاسگون :
دوستداران کدام عطرها ، میتوانند این عطر را هم دوست داشته باشند ؟ پاسخ :
دیور او ساواژ پرفیوم ، تام فورد آمبر لدر ، ممو آفریکن لدر ، ممو آیریش لدر ، ایسی میاکه نوآر آمبر ، ایوسن لورن اوپیوم پور اوم ، ایوسن لورن تاکسیدو ، گرلن هابیت رژ ، کالان مارلی ، گوچی گیلتی ابسولوت ، بنتلی اینتنس ، روشاس موستاچ ادوپرفیوم ، یاتاقان ، تق هرمس ، ماسکولین پلوریل کرکجان !
نکته : تعدادی از عطرهای نامبرده فوق ، در رایحه با این عطر مشابهت دارند ! چطور ؟
یعنی وقتی این عطر را میپوشید جایجای رایحه ، به یاد آن عطرها می افتید !
در برخی از عطرها ، بیش از یک جا یا یک پله شباهت دارد ، مثل : روژا داو ایزولا بلو !
که البته یکی از دوستان ام گفت ( خودم تست نکرده ام هنوز ، فکر کنم محصول ۲۰۲۳ باشد )

نکته دیگر : دوست کرمانشاهی ام به نکته جالبی اشاره کرد ، گفت به محض آمدن عطر بلافاصله از تهران سفارش دادم ، پله اول عطر با خودم گفتم عجب غلطی کردم دوباره بدون تحقیق بلاندبای کردم و توی این اوضاع خراب کلی ضرر به خودم زدم ، ( همینجا حرفش را قطع کردم و پرسیدم بلافاصله و از نزدیک بوییدی ؟؟ گفت بله ! گفتم چرا همه این اشتباه را میکنند ؟! از تو دیگر بعید است ! دوستان عزیزم وقتی بطری در اختیار دارید چند پاف بر یک لباس بزنید آویزان کنید و از اطاق خارج شوید ، سپس هر چند دقیقه وارد اطاق شوید و پس از چند دقیقه وارد شوید و ببوئید ، حتی نزدیک به آن لباس نشوید این کار را چند بار انجام دهید ، سمپل دارید ؟ یک پاف بزنید بر خط آرنج ولی هرگز بینی را نچسبانید به محل پاشش مگر در انتهای کار ! ) ادامه داد : اما از حوالی ۳۰ تا ۴۰ دقیقه بعد مرا دیوانه کرد ، عاشقش شدم ، الان که معتاد اش هستم :)
نتیجه : به عطرها زمان بدهید ، هیییچ عطری از ابتدا تا انتهایش بد نیست !
الان کل اش بد است ؟
صبور باشید باز هم ، اگر جمعی تعریف اش کردند پس شک نکنید که : تعریفی ست !
قبلا گفته ام : سلیقه مدام تغییر میکند ، هر ۷ سال یک بار : حتما و بی شک !
توضیح مفصل اش را قبلا عرض کرده ام .

■ نت ها بدون ترتیب :
مرکبات ( برخی داغ اند ! ) ، برگاموت ، پوست پرتقال ، لیمو ترش ، لاوندر خشک ، سرو ، اکالیپتوس ، بخور ، تنباکوی خشک ، عسل ، فلفل صورتی ، جیر ، ادویه افریقایی ، نمک ، نعناع ، زنبق دره ، سوسن ، رز ، پچولی ، کهربا ، یونجه خشک ، مشک سفید ، وانیل ، خاکستر چوب ، یک چوب رنده شده هم حس کردم .
■ شرح رایحه :
معطر ادویه ای چوبی گیاهی چرمی انیمالیک مرکباتی تنباکویی چرمی
چرمی ها خطی یا آکوردی هستند اما جیر در اینجا آکوردی نیست بنظرم و خیلی هم خوب ترکیب شده . در مواقعی سرو و جیر غالب میشوند و تنباکوی خشک و چوب ، ضمیمه راحیه قرار میگیرند !
عطریست با نت های گیاهان سبز که اغلب خشک اند ، مرکبات که اغلب گرم اند ، ادویه که نسبت به ادویه های آسیایی ، ملایم اند !
و گل ها که برخی غلیظ اند مثل رز و برخی ملایم مثل سوسن و گل برف و برخی خشک مثل لاوندر ، ایضا تنباکو اگر جزو گلها بگذاریمش !
و نت های انیمالیک مشک ( هرچند که سفید است و گیاهی ) ، کهربا و کمی وانیل ( همه گیاهی اند :)
■ حس و مزه رایحه :
گرم تند شیرین تازه معطر
■ ترتیب رایحه ( چون طولانی شده شرح و تفسیر پله ها را خلاصه میکنم )
- شبه فوژه ای تند و گرم با رایحه فلفل و جیری عمیق
- رایحه گلهای ناز ( زنبق دره و سوسن ورز که مدام غلیظ تر و سنگین تر میشود در کنار کهربا و مشک پایه ) سپس تنباکویی ی ترش و شیرین همراه با رایحه ی صابونی ای پاک بهمراه سرو سبز و تاریک و اکالیپتوس منتول که بر جیر می آیند .
- سپس بخشی زیبا از پچولی ( که سایه اش همه جا هست همچون ادویه که گویی عطار بر کف دست ریخته و بر کل عطر فوت کرده ست ! ) و کهربا و چوب و مشک و اندکی وانیل که رایحه شان گرم و نورانی اما دارک ، عمیق ، شیرین ، عسلی ، همراه با رزی روغنگون که برای من درای داون اش نشئه کننده است !
در برخی نقاط از رایحه عطر ، رایحه ای دارویی به مشام میرسد ، چیزی در مایه های گوچی گیلتی ابسولوت .
بد است ؟ نه ، شاید عطار حین ساختن عطر دستش بریده است و مرکورکروم و بتادین و چسب زخمی زده باشد :)
■ پرفومنس :
غلظت روغن ( اسانس ) خوبی دارد .
پخش اولیه : کولاک !
پخش : عالی تا ۲ ساعت ، سپس خوب تا رسیدن به سیاژ
ماندگاری : بسیار خوب ، مفید ۷ ساعت روی پوست و ۱4 ساعت مفید روی پوشاک
سیاژ : خوب ، طولانی مدت ، تا حین محو شدن رایحه سیاژ دارد !
پروجکشن : ۱ متر حین زمان پخش و کمی کمتر حتی هنگام ماندگاری مفید حوالی ۷ ساعت !
■ ارزش خرید :
برای عطربازان : بالا .
برای غیر از عطربازان : حتما تست شود !
■ لیر ( جهت خاص بازان یا امضاء خاص )
دوست ام میگفت در لیر با تق هرمس بسیار زیبا میشود ، من آزمایش نکردم اما بر حسب تجربه شمعدانی ، وتیور و پچولی تق ، روایح گلی و خاکی را اضافه میکند و الحق زیباتر میشود . البته یادم رفت بپرسم تقِ کدام سال ، چون زمانبندی ورود به پله ها بسیار مهم است ، تق های امروزی زودتر پله ها را سپری میکنند و ماندگاری کمتری نیز در کل دارند !
حتی در نت نیز تغییرات دارند !
اما بدی اش این است که زیبا رایحه ی تنباکوی خشک را ضعیف و ضعیفتر میکند !

الان : مشک و پچولی و کهربا و کمی تنباکو و رز ، نمیتوانم دستم را پایین آورم و از بینی جدا کنم ! گربه ام هی میرود سر جای همیشگی اش بالای کابینت نزدیک سقف بخوابد و هی پشیمان میشود و برمیگردد روی پای من دراز میکشد به بوییدن و چرت زدن !
خواه ناخواه معتاد شده مثل خودم به روایح :)

دوستان عزیزم
هم شارژ گوشی ام تمام شد هم شارژ خودم :)
ساعت ۱۰ و ربع صبح شده است !
تازه کارهایش را قبلا کرده بودم و نوشته بودم :)
عشقبازی همین است ، میگویند از زندگی میاندازد آدمی را لیک من گویم زندگی میبخشد !
شبی را با خوشبویی و عشق گذراندم و آوازه اش را بر شما دیگر عاشقان نوشتم :)
زیبا نیست ؟؟
امید که مفید باشد .
ارادت ها 💐
38 تشکر شده توسط : Mehran Baby reXa
Derrick
لینک به نظر 7 دی 1404 تشکر پاسخ به Telecaster
دوستان عزیزم سلام
تلکاستر عزیز
درود بر تو
اتفاقا عطرهای کرید زمانی از ماندگارترین ها بودند !
اما در خصوص نت های طبیعی :
تجربه حقیر : نت های طبیعی بسیار ماندگارند ، خیلی بیشتر از نت های سنتتیک !
دیگر اینکه عطرهای طبیعی اگر درست نگهداری شوند هرگز خراب نمیشوند !
من یادم نمی آید دیده باشم عطری از عطور کرید خراب شده باشد ، البته دوستان من همگی مطلع اند نحوه نگهداری عطرها چگونه است .
عطور یا دکانت های کرید خودم هم ایضا .
و اما تلکاستر عزیزم ، ماندگاری عطرها مربوط به نگهدارنده هایی ست ( مثل کومارین و غیر ) که در گذشته به میزان استاندارد آن زمان استفاده میشد اما به مرور که مباحث سلامتی ، قیمت ، لزوم استفاده مکرر از عطر بجهت اتمام و خرید دوباره یا همان مبحث فروش بیشتر ، ممنوعیت استفاده از برخی نت های ماندگار انیمالیک ، شروع استفاده از نت های سنتتیک و کلا :
تغییر کلی عطرها و سیاست های فروش و تغییر استانداردها ، باعث شد عطرها روز بروز ضعیفتر شوند !
در گذشته سیاست های فروش شرکت ها بر رقابت به جهت کیفیت استوار بود لیک اکنون کاملا معکوس شده است ! یعنی چگونه :
یعنی برندها امروز سیاست ساخت روایح جدید و عامه پسند و تغییر ذائقه ی بویایی ی هدف را پی گرفته اند با استفاده از کمترین ماندگاری و حذف یا کسر مواد اولیه طبیعی !
کشف بوهای جدید ، مد سازی ، کمترین هزینه و بیشترین فروش شده است سیاست برندهای امروزه !
به همین دلیل است که چندین سال پیش عرض کردم عطربازان به سمت عطور نیش خواهند رفت !
و این رفتنِ امروز عطربازان بسمت عطور نیش با رفتنِ عطربازان قدیم بسمت نیش ها متفاوت است !
در گذشته بدلیل خاص پسندی و انتخاب رایحه ای خاص و متفاوت بجهت حصول تمایز یا امضاء این کار میکردند و امروز بجهت حصول عطوری با کیفیت سابق !
و اگر کیفیت عطرهای سابق را با نیش حاصل کردند و درین بین روایح خاص هم حاصل شد که فبه المراد و نور الی نور :)
یعنی : از اینطرف فشار می آورند ، از آنطرف بیرون میزند :)
نکته : برخی هزینه ها را برندهای دیزاینر میپردازند ، مثل : تحقیق ذائقه ی نسل ( مثل دیور ساواژ ) ، مد سازی ( مثل عطور گورماند ) .
برخی هزینه ها را برندهای نیش ، مثل : کشف و اختراع روایح جدید ( مثل سفرهای گوالتیری منتج به بلک افغان و ... ) و کشف ذائقه ی عطربازان که خاص میپسندند ( مثل آزمایشات برند ناسوماتو ) !
یکی هزینه میکند و آنیکی هم بهره میبرد .
درین بین برندهای نیمه نیش یا ایندی نیش هم تاسیس شدند یعنی برندهایی که عطوری نیش را با تیراژ شبه دیزاینر میسازند !
همان سالها حدس زده بودم که بلبشویی میشود !!
برندها عوض میشوند ، بزرگ ها مجبورند کوچک ها را ببلعند و کوچک ها ناگزیر اند و ناگریز ( ! ) که توسط بزرگترها بلعیده شوند ، عطارها ویلان و سرگردان میشوند ( بجز غول ها که توسط همان بزرگترها استخدام میشوند ) ، برخی خود برندهای نیش کوچک کارگاهی میزنند ، شرکت ها و کارخانه ها جابجا میشوند بسمت نیل به کسورات مالیاتی و هزینه های نیرو و مواد اولیه و فی ی پایین تر ( هجوم به مناطق آزاد و کشورهای کارگر ارزان ) ، تقاضای زیاد و گرانی مواد خام و نیل به ساخت نت های آزمایشگاهی ، تکراری شدن روایح و نیل بسمت مدسازی و تغییر ذائقه ، و کلی اتفاق ریز و درشت دیگر که همگی به مرور اتفاق افتادند !
عطرسازی سفره ای پر رونق است لیک عده ی زیادی فهمیدند و دندان ها تیز شد !
یک عده به آنهایی که دور سفره بودند و جای خالی هم نبود ، گفتند : پاشین تا ما بشینیم ، نوبت ماست ، هرچه خوردید بس است !
و جنگ در گرفت !
همه زخمی شدند ، هرآنچه هم در سفره بود شکست و از بین رفت !
بسیاری زیر دست و پا له شدند ، عده ای هم زخمی فرار کردند و مخفی شدند !
غولهای بزرگ مدعی هم ، همه را خوردند !
حال :
هزینه های بازسازی دوباره و استخدام دوباره آشپزهای حرفه ای و تهیه مواد و شروع پخت و سرو کردن و چیدن سفره جدید با کیست ؟؟
معلوم است دیگر ، چون همیشه با ماست !
با بیچارگانی ست که فقط میخواهند خوشبو باشند :)
از اینطرف سودجویانی که سفره و جنگ را از دور با دوربین تحت نظر داشتند ، چه میگویند ؟
میگویند که ناراحت نباشید ، ما در غم شما شریکیم ، عطرهای ارزان ساخته ایم برای شما ، تازه سفره ما رنگین تر هم هست !!
اما هر که نشست بر سر آن سفره :
- نمیدانم چرا بدنم میخارد ، حال تهوع دارم !
= دی ، چرا شکل پلنگ شدی ، خالخالی شدی !
- شوخی نکن ، غذایش که خوشبو بود ، تو هم شکل مارِ زرد شده ای که !
= حتما درصد الکلش زیاد بوده ، توهم زده ایم بابا ! اولش بوی الکل میداد !
- اصلا الان هستیم یا نیستیم ؟
= ها ؟ همان داستان هملت ؟
- نخیر ، حمله ت ، کی حمله کرد ؟ کِی حمله کرد ؟ هی گفتم از اینهمه قارچی که یکهو سر درآوردند نخور !
= چرا نمیتونم بلند بشم از سر سفره ؟؟
:)
اکنون عطور در مملکت ما بلبشو به توان ۲ است :)
اجالتا حکایت دنیای معطرات ما اینگونه شده ، درصد الکل که بالا رفت مشکلات هم بالا گرفت !
یادتان که هست !
الان فقط به پشتمان میزنیم ، آنهم با پنبه !
منتظریم که خوب بشیم انشاله !
خلاصه که برای ساختن ، اول باید ویران کرد !
ما الان در مرحله ی ویرانی هستیم !

قبلا هم گفته بودم ، دنیای عطر پس از این حضیض به اوج خواهد رسید دوباره .
این قانون است ( قانون اوج و حضیض )
انشاله تا آنروز این وسط کسی پلنگ و مارِ زرد نشود :)
به چیزش هم نزند ، یعنی به سرش !
قبلترها میگفتم : کسی تا کنون سرطان عطر نگرفته است !
لیک آن زمان که گفتم ، به قبل ، چنین اوضاعی را تجربه نکرده بودم :)
حدس زدم اوضاع عطر اینطور میشود لیک حدس نزده بودم که همزمان با آن ، چنان اوضاعی میشود به موازات ، که قورباغه های بوگندوی مرداب ها ابوعطا بخوانند :)

و اما فرموده بودید که کرید بجهت تبرئه خود از ماندگاری ضعیف عطور امروزه اش ، ضعف مانایی ی مرکبات را بهانه کرده ست !
من این خبر را نشنیده ام لیک اگر اینگونه باشد کافیست یک سوال از وی پرسید :
مگر در عطور ماندگار قبل ، از همین نت ها استفاده نمیشد ؟!
آن روز از نت های طبیعی استفاده میکرد ، امروز هم ایضا !
مگر اینکه از مرکبات پلاستیکی عصاره گرفته باشد :)
ماجرا به نگهدارنده ها و ترکیباتی که بر ماندگاری نت ها در عطرها بکار میروند مربوط است .
حتی آن نوع ماندگاری ، به میزان و غلظت اسانس هم مربوط نیست !
دیده ای برخی شرکت ها اسانس یک عطر را رقیق میکنند و میفروشند ؟
حتی اگر با غلظت ۳۰ درصد هم ( یعنی دو برابر عطر اصلی ) رقیق کنند هم ماندگاری اش میتواند از عطر اصلی ( خصوص از عطر آنزمانها ) کمتر باشد هم ترتیب زمانبندی ظهور پله ها و نت ها بهم میخورد !
یعنی عطر سراسر آکوردی میشود ، یعنی هر سه پله همزمان ( البته با تلورانس مختلف سه مرحله ای ) حس میشوند !
یادتان باشد این اسانس با آن اسانس اصلی ی خود عطر متفاوت است .
مثلا من بهترین اسانس اینترلود دنیا را دارم ، اسانس اینترلود خودِ آمواژ را هم دارم ، تفاوتشان "در عمل" مشهود است .
ماندگاری عطور ، یک معادله ی چند مجهولی ست که برای حصول بهترین نتیجه ، باید چند چیز همزمان در اوج باشند !
مورد مهم دیگر :
اینکه میگوئیم "نت های مرکباتی از بین میروند" یعنی چند جا و بدلیل چند اتفاق از بین میروند :
- حین دکانت گیری ( اکسیداسیون ) آنهم پس از یکسال
- حین غلیظ شدن باقیمانده عطر ، آنهم زمانیکه ۱۰٪ مایع در شیشه مانده باشد و پس از چند سال
- حین تخریب عطر خصوص زمانیکه این تخریب بدلیل گرما یا تلورانس دما باشد
این را هم فراموش نکن که این نت ها عموما سنتتیک و ریزمولکول اند با فرکانس کوتاه !
خاصیت و حتی ویژگی شان زودپری ست !
ورنه عطوری دارم که پله سومشان مرکبات است یعنی مرکبات پس از یکساعت از عمر عطر پیدا میشوند و ساعت ها میمانند به انتشار !

کرید بزرگ که بماند ، من عطوری دیزاینر دارم با بیش از سی سال عمر که با پاف اول ، نت های مرکباتی اش مست میکنند ، و از آن مهمتر : عمر همین پله مرکباتی که پله نخست عطر باشد بیش از یک ساعت است !
قدیم عمر پله ها چندین برابر امروز بود و به همین دلیل بود که یک عطر تازه بعد از حداقل ۱۲ ساعت ، آرام آرام به درای داون میرسید و عمر درای داون به روزها میرسید !
بهمین دلیل است که قدیمی ها عطرها را با درای داون میشناسند و حتی الان هم درای داون عطرها برایشان اهمیت دارد .

امید که پاسخ کامل و مکفی بوده باشد و مفید انشاله
موفق و معطر بلطف و مهر خدا
36 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
Derrick
لینک به نظر 6 دی 1404 تشکر پاسخ به ارژنگ بوترابی
ارژنگ عزیز ما ، خود بهتر از هر کس در مورد عطور مطلع است که هم سواد این کار دارد و هم تجربه ی چندین ساله !
لیک از سر مهر و بنده نوازی اسم حقیر و دوست عزیزمان علیرضا دبل ایکس را می آورد !
البته در مورد دوست عزیزمان علیرضا دبل ایکس حق با ارژنگ است و این حقیر نیز تایید میکنم .
حتی بدون شک از ما پیرمردان هم مطلع تر است جناب علیرضا . چطور ؟
چون با ساخت عطور جدید سروکار دارد ، دوره هایی را درین باب سپری کرده و خصوص در مورد ساخت عطور ( که جدیدا به کل با قدیم فرق کرده است ) تبحر دارد .
ما اگر هم تجربه ای چندین ساله داریم ، مربوط به ساخت عطرهای قدیم است که با عطرهای جدید به کل متفاوت بودند ! یعنی چه ؟
یعنی در عطور جدید ، ترکیبات سنتتیک حرف اول را میزنند و این علم در ساخت عطرهای جدید ، جوان است .
در قدیم نیز از مواد ، ترکیبات و نت های آزمایشگاهی استفاده میکردند ( علم ساخت نت های آزمایشگاهی بسیار قدیمی ست ) لیک نه به اندازه ، تعداد و حجم امروزه و بکارگیری آنها در ساخت عطر !
حتی ۱۰ درصد نت ها هم از حیث تعداد ، سنتتیک نبودند !
و همه میدانیم که ترکیبات سنتتیک از همه نظر متفاوت اند با نت ها و ترکیبات طبیعی !
از حیث تولد ، ساخت ، نوع ترکیب ، خروجی ، عمر طولی ، عمر عرضی ، اتصالو پیوند و هماهنگی با دیگر نت ها و ترکیبات و کلی مورد دیگر !
و از همه مهمتر ، در خصوص فرمایش ارژنگ عزیزم ، شرایط تخریب و عمر مفید آنها !
چیزهایی که همیشه برای عطور مخرب بوده اند به ترتیب اهمیت ، اینها هستند :
- تلورانس دما
یعنی مایع عطر مدام گرم و سرد شود !
این دشمن ترین است بر عطرها !
تابستانهای گرم و زمستانهای سرد ، عطرها را سعی کنید در مکانی با تلورانس دمایی ی ثابت نگهداری کنید . حوالی ۲۵ درجه سانتیگراد .
به یکی از دوستانم گفتم : این عطر اینجا چه میکند ؟ ( درون ماشینش بود ! ) داغ شده بود ! آنهم عطری با شیشه شفاف ! گذاشتش درون داشبرد ! گفتم اینجا که داغتر است !
فردایش زنگ زد گفت گذاشتمش درون یخچال که حالی بهش بدهم !!
گفتم چه حالی دادی که نابودش کردی :)
بیاندازش دور دیگر !
نور آفتاب ، حرارت درون ماشین و سپس یخچال ! هر سه بدترین دشمنان عطر !
- نور ، خصوص نور مستقیم خورشید
هر نوری دارای انرژی ست !
و هر انرژی ای هرچند ضعیف ، باعث فعل و انفعالات شیمیایی و پیوندهای مولکولی در عطرها میشود .
نور باعث شکست یا تخریب پیوندهای حساس و ظریف ترکیبات ( که تعدادشان هم کم نیست ) عطرها با هم میشود !
مواد متشکله ی عطر را بخوانید و ببینید چه تعداد ترکیبات در یک شیشه عطر موجودند به پیوند !
حال اینکه عطور جدید پرپیوندتر نیز هستند که ترکیبات آزمایشگاهی ، خود پیوندی مجزا دارند در خلق ، که عطور قدیمی ، کم تعدادتر ، طبیعی تر و باکیفیت تر بودند !
پس هر نوری برای عطرها مضر است ، بهترین جا کارتن ( جعبه ) خود عطر است .
- رطوبت
عطرها کنسرو اند ، یعنی هیچ شکافی برای ورود و خروج هوا یا مایعات ندارند !
پس چرا میگویند رطوبت بد است ؟
درستش این است :
در مکانهای مرطوب ( مثل حمام ) از عطر خود استفاده نکنید !
وقتی افشانه را فشار میدهید ، عطر خارج میشود ، اما مکانیزم اش چگونه است :
با فشار دادن افشانه ، شما مقدار معینی هوا را با فشار بر درون شیشه کنسرو عطر خود پمپ میکنید ، فشار زیاد میشود و همان مقدار بر حسب حجم از شیشه عطر شما مایع خارج میشود !
و اگر افشانه عطر شما باکیفیت باشد ، قطرات عطر خروجی را بصورت پودر خارج میکند .
به همین دلیل است که وقتی عطر شما ریزشی قطره ای یا نشتی داشت میگویند چندین بار محکم و سریع افشانه را فشار دهید تا درست شود !
چگونه درست میشود ؟ :
فشار درون شیشه به حد استاندارد پاشش میرسد یعنی : همیشه باید عطر شما فشارش بیشتر از یک اتمسفر ( فشار بیرون ) باشد .
چراغهای نفتی ی پرمزی قدیم یادتان هست ؟
که اول باید چند پمپ میزدید و سپس روشن میکردید !
قدیمی ها حتما یادشان هست :)
در اسپری ها این فشار چندین برابر اتمسفر است چنانکه برای خروج مایع نیازی به پمپ کردن هوا درون آن ندارد .
پس : وقتی در مکانی مرطوب مثل حمام از عطر استفاده میکنید ، ناخواسته رطوبت را به درون شیشه عطر خود تزریق میکنید !
عطر و آب هم که اصلا با هم سازگاری ندارند !
- بهم زدن سریع شیشه عطر
دیده اید برخی عطر خود را بشدت تکان میدهند ؟ که ببینند اصل هست و گرداب و حباب میدهد ! حال آنکه داستانی شنیده اند لیک به معنایش نرسیده اند :)
آن داستان مربوط به الکل است نه عطر :)
تکان شدید پیوند مولکول ها را دستخوش تغییر یا حداقل ناپایداری و آزار میکند .
اینها اهم دلائل تخریب عطرهاست ، چه قدیم چه جدید ، لیک عطرهای جدید را بجهت فرمول جدید ، باید از دوستان مسلط به علوم ساختی ی جدید عطور پرسید ، مثل علیرضای عزیز که عرض کردم .

تجربه خودم :
یافته های خودم هرچند پرتعداد و مفصل اند لیک برای عطور قدیم بیشتر کاربرد دارند .
مثلا :
هرچه عطر غلیظ تر باشد سرعت تخریبش میتواند بیشتر باشد !
یعنی ادوکلون ها عمری به مراتب بلندتر دارند تا پرفیوم ها ! چرا ؟
چون روغن معطر ( اسانس ) امکان تخریب بیشتری دارد .
الکل عمری طولانی دارد لیک اسانس روغنی خیر .
تغییرهای : رنگ ، شفافیت ، رایحه ، غلظت و حجم از نشانه های تخریب اند . اما :
اما این دوی آخر ، یعنی غلظت و حجم میتوانند ادله ی تخریب نباشند بلکه شیشه عطر شکافی برای عبور هوا داشته ست لیک شیشه عطر در جعبه خودش و در محل مناسب با دمای مناسب و بصورت ایستاده بوده است ، اینگونه الکل و آب دی یونایزد به آرامی و در طول زمانی طولانی تبخیر شده اند ! این علاج دارد .
حتی میتواند شکاف هم نداشته باشد لیک میزان عطر باقیمانده ۱۰٪ شیشه یا کمتر از آن باشد ، اینگونه باز هم مایع عطر بجهت رسیدن به تراکم بخار در درون شیشه ، کسر و غلیظ میشود . اینهم علاج دارد .
غلیظ شدن مایع عطر ( که همراه تغییر رنگ مایع عطر است اما نه تغییر شفافیت ، یعنی عطر کدر نمیشود و رایحه روغن مانده نمیدهد ) تغییر پله و نت های پله را موجب میشود !
که پس از علاج کردن و تنظیم غلظت هم به حالت اول برنمیگردد هرچند که مایع عطر به حجم و غلظت قبل بر میگردد !
این ماجرا هم ، نت به نت ، پله به پله و عطر با عطر هم فرق دارد !
برخی اوقات در برخی عطور ( مثل عطور سبز و آکواتیک ) برخی نت ها در گذر زمان قویتر در رایحه اما ضعیفتر در بخشهایی از پرفومنس میشوند ، مثلا وتیور بسیار قوی میشود در رایحه اما پروجکشن اش ضعیف ، پخش اش قوی و ماندگاری اش ضعیف و سیاژش نابود میشود !
و برخی نت ها مثل نت های برخی گل ها ضعیف میشوند !
و برخی چون نت های آکواتیک و سیتروسی ها کلا حذف میشوند !
پیچیده است و طولانی ، از آن بگذریم بهتر است :)
نکته مهم بر حسب تجربه شخصی حقیر :
عطرها تاریخ انقضاء ندارند دوستان عزیزم !
اما تاریخ مصرف دارند !
بزبان ساده تر :
تا وقتی افشانه عطر را فشار نداده اید ، عطر شما در شرایط مطلوب نور ، دما ، رطوبت و تکانه ، تخریب یا مرگ ندارد .
اما بمحضیکه از آن استفاده کردید ( شروع ورود هوا و اکسیداسیون ) تخریب آغاز میشود ، یعنی آن تاریخ مصرف مندرج در ذیل شیشه ، اغلب ۳۶ ماه ، صحیح است .
اما همین هم بستگی به میزان درصد خالی شدن شیشه از مایع دارد ، هرچه مایع کمتر باشد امکان و درصد تخریب بیشتر میشود !
میخواهید دکانت بردارید ؟ آنرا در شیشه ای مات و تمیز بریزید طوریکه کاملا پر شود !
میدانم خسته شده اید ، من که خسته شدم :)
تازه اگر بخواهم عطر به عطر ، گروه به گروه و نت به نت بگویم که میشود مثنوی هزار من :)
انشاله اوضاع که درست شد ، هر عطری را که دوست دارید و پسندیدید ، چندین نسخه بخرید و تعدادی راآرشیو کنید به روش درست و مابقی را با خیال راحت مصرف کنید و تمام کنید ، این نگرانی در آرشیو کردن هم در مملکت ما مضاعف است !
یکی بدلیل ضعیف شدن عطور
یکی هم بدلیل ضعیف شدن ما :)
بقول قدما کاسه بیمار شده ایم :)
یک عطر میخریم با هزار محاسبه و قایم باشک بازی و سپس حتی دلمان نمی آید روزی یک پاف هم بزنیم از ترس اینکه اگر تمام شد چه کنم ، اگر استفاده نکنم و خراب شد چه کنم ؟؟
کاسه ی چه کنم چه کنم را که قدما بشدت میترسیدند ، به دست ما دادند همان ها !!
یعنی به هر شش جهت که می نگریم باید بگوئیم : چه کنم ؟!
عطربازی هایمان به یک صدم رسیده اما باز هم چه کنم ها باقی ست !
ای خدا ، تا به کی ، تا به کجا ؟
حتی برخی اوقات خجالت میکشم به خوشبویی و شیک پوشی ! خدا میداند !

39 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
Wulóng Chá
لینک به نظر 5 دی 1404 تشکر پاسخ به Mahyar
دوستان عزیزم
درودها بر تک تک شما
میخواستم مطالبی باقیمانده را خصوص در مورد مهم و محق مهرداد عزیز که نیمه کاره ماند ، در پانوشت یکی از ریویوها عرض کنم لیک دیدم طولانی میشود آن ریویو ، بنابرین اینجا و در پاسخ به دوست عزیزم مهیار نازنین بر شما بهترینها خواهم نوشت .
ابتدا :
مه یار عزیزم یار ماه :)
من همیشه ملطوف مهر بیکران تو بوده ام و ازین باب مفتخرم .
آن کتاب به دو دلیل کتاب نابینایان انتخاب شد در فیلم :
- دلیل مهم : میخواهد بگوید هر آگاهی مهم و کارساز بصورت رمز موجود است و باید رمزگشایی شود .
مثل کاری که ما با عطرها میکنیم !
چرا رمز ؟ چرا خیلی راحت و بی پیرایه نمیگوید ؟
چون اینجا جهان تضادهاست !
( پس همه نباید بدانند ، که ابزار بدخواهان خواهد شد ! )
یعنی هر چیز ضدی دارد ! چرا ؟
چون اینگونه "اختیار" شکل میگیرد به : انتخاب !
چون تمااام زندگی ما در این مرحله ، مواجهه با دوراهی هاست !
یعنی دنیای تضادها !
این تضاد چه سودی دارد ؟
الک میکند همه چیز و همه کس را !
- دوم :
میخواهد بگوید : تمامی نشانه ها در اطراف ما موجود است و ما در آن آیت ها غرقیم لیک ، نمی بینیم !!
کسی باید بر ما ترجمه کند !
حکما ، شعرا ، دانشمندان ، هنرمندان ، اساتید هر رشته همگی پیام آوران اویند ، یعنی اویی را که ما در آن غرقیم بر ما ترجمه میکنند به دیدن !
درست مثل عطرها ، که نیاز به مترجم دارند .

و اما موردی که نیمه ماند در خصوص فرمایش مهرداد مهر داد عزیز
قبل اش بگویم که منظور این نظر هیچ شخص خاصی نیست ، که اتفاقا دفاعیه یکی از اشخاصی که قبلتر متهم شده بود را خواندم و پسندیدم !
چندین دلیل وجود دارد که یک نفر متنی را کپی میکند و بنام خود منتشر میکند !
مثل موارد : شغلی ، درآمدی ، نیاز به مطرح شدن در گروهی خاص ، نام جویی ، تسابق با دیگران ، نیاز به دیده و شناخته شدن بجهت ورود در شغلی جدید و خیلی دلائل دیگر .
که هر کدام ، خود داستانی مفصل دارد .
اما همانطور که قبلا گفتم ، این کار بسرعت کشف میشود ، و منتشر کننده اش الک میشود !
یعنی به سرعت خواندن چند خط اول متن اش !
چطور ؟
- اگر قدیمی هر سایت باشد :
در قیاس با نظرات قبلی اش :
املاء و انشاء اش بسرعت برق تغییر کرده است !
واژگان اش بسرعت نور ، چندین پله تغییر کرده است !
سواد اش یک شبه به اوج رسیده است !
توان اش در خصوص آن مورد مطروحه ، یکهو به انتهای آن رسیده است !
:)
- اگر جدید الورود باشد در هر سایت :
آنقدر دوستان موشکاف هستند که با چند نظر یا مکاشفه ، توان ایشان را محک بزنند یا در نقاطی دیگر تعقیب کنند .
آیا اصلا این کار صحیح و آموزنده است یا نه ؟
اولا تنها آموزندگی اش همین است که اگر امروز دیگران متوجه نشوند ، فردا خواهند شد و اتفاقا هر چه بیشتر طول کشد : شخص بالاتر رفته و سقوط اش شکننده تر خواهد بود !
نردبان این جهان ، ما و منی ست
عاقبت : این نردبان افتادنی ست !
لاجرم آنکس که بالاتر نشست
استخوان اش سخت تر خواهد شکست !!
یعنی اگر شخص برای ریویو کردن عطور و ادبیات و واژگان و املاء و انشاء برای همه ، دانشگاه هم رفته باشد ، چند سالی طول میکشد تا آرام آرام و در هر نظر ، خوانندگان ببینند که کمی از قبل بهتر شده ست تا به مرور به اوج رسد ، ناگفته نماند برخی جوانان در ادبیات ، زبان و واژگان تبحر و استعداد دارند که برمیگردد به نحوه تربیت و نوع خانواده و دریافت احسن آموزش حین تحصیل خود که در همین خانه نمونه هایشان را داشتیم و داریم خداراشکر لیک ایشان از بدو ورود همین بوده اند و کماکان همینند و روز بروز نیز پروازشان رفیع تر خواهد شد انشاله .
وقتی در یک سایت زندگی میکنید خصوصیات شما به فوریت و در گذر زمانی کوتاه شناخته میشوند ، پس آنگاه تغییری فاحش نیز بسرعت دیده و کشف میشود !
یعنی هر جمع میدانند تلورانس توان هر شخص تا کجاست !
کپی کار همیشه بوده و هست و خواهد بود ، خوانندگان باید عاقل باشند و هرگز اینگونه کارها را تایید و تبلیغ نکنند که خاطی تشویق به بزه نشود !
که اینگونه ایشان نیز در بزه شریک اند !

حال که کپی "بد" است چه خوب است ؟
خودمان باشیم !
به همین سادگی !
یک مورد بسیار مهم :
دوستان عزیزم ، اصلا نگران نباشید که ممکن است در ریویو یک عطر اشتباه کنید ، نت ها را اشتباه حدس بزنید یا هر اشتباه دیگری !
اولا :
نت ها دیگر طبیعی نیستند ، سنتتیک شده اند و اغلب نت های سنتتیک برای هر کس ممکن است جور دیگری احساس شوند .
دوم :
که بسیار مهم تر است :
اصلا مهم نیست که سازنده ی عطر ، چه نت هایی را در عطر بکار گرفته ست !
بلکه مهم این است :
ما عطربازان ، دوستداران و مصرف کنندگان عطر ، چه نتی را در عطر حس میکنیم !
تمام زحمت او ، سواد او ، کوشش او ، فن و فوت او ، پیشینه و پسینه ی او ، حتی اعتبار نام او ، همه اش : به نظر ما منتهی میشود !
که بگوییم :
- خوب است !
- یا اصلا خوب نبوده است !
- یا فلان نت را ریخته ای در عطر ؟ خیر ، ما فلان نت دیگر را حس میکنیم !
- یا مثلا نت الف را بکارگرفته ای و عطر را تند معرفی کرده ای ؟ من شیرینی نت ب را حس میکنم که تندی نت الف را پوشانده است !
بنابرین :
چیزی که مهم است : نظر شماست ، که تمام هم و غم او ، تایید یا عدم تایید شماست !
ممکن است اشتباه کنید ؟ :
چه کس اشتباه نکرده است ؟؟
هیچ میدانید به چه کس گویند : مجرب ؟
یعنی کسی که بیشترین تجربه را دارد !
یعنی : کسی که بیشترین اشتباهات را مرتکب شده و از هر اشتباه درسی برداشته ست !
یعنی : هرچه اشتباه بیشتر = مجرب تر !
جویای نام بودن خوب است و باعث تسابق ، تربیت و رشد میشود لیک بشرطی که به تقلب منتهی نشود که آورده ای معکوس دارد .
ضمنا : ساده بنویسید ، طوری که جوانان جویای عطر هم براحتی بخوانند و بفهمند .
چند ماه پیش ( که غایب بودم ) دوستی قدیمی که عطربازی بزرگ است گفت : تو چرا به روش خودت ریویو نمینویسی ؟
منظورش یک نوع ریویوی بود که سالها پیش بر روی برگ A4 مینوشتیم و به هم میدادیم که پر بود از اصطلاحات و کلمات خاص عطربازی و ...
قلمبه و سلمبه بقول معروف :)
گفتم اولا شما چرا نمینویسی ، باز گلی به جمال هر کس که خوب یا بد ، کم یا زیاد مینویسد در ثانی بهترین ریویو ، ریویویست که یک جوان تازه وارد بفهمد و راغب به مطالعه بیشتر شود !
گفت پس ما چه ؟
گفتم اولا شما که استاد منی و شما باید بنویسی که نمینویسی باتاسف لیک اگر میخواهی بدانی که این محصل درس ام بهتر شده یا نه ، چشم ، ریویو یک عطر را هم تقدیم شما میکنم با کمال میل :)

مورد بعدی : کلون ها یا به زبانی : مشابهین اقتصادی ( هرچند همیشه گفته ام مشابه ، اشتباه است که هر عطر شخصیت خود دارد )
دوستان عزیز جوان ام ، مراقب باشید در کلون ها غرق نشوید !
میدانید چه میشود در گذر زمان :
- سلیقه ی شما بدون اینکه متوجه باشید تغییر میکند !
آنهم سلیقه ای که بخاطرش سالها زحمت کشیده اید !
بارها گفته ام :
کلون ها تنها به یک کار می آیند :
میخواهید عطری را تست کنید اما وجود ندارد ، پس میتوانید " حال و هوا " ی آن را با بوییدن کلون اش حدس بزنید !
اوضاع مالی خراب است ؟
درست ، اولا که صبور باشید بی شک اینطور نخواهد ماند برای مدتی طولانی درثانی هنوز برندهای ارزان و خوب هستند .
اجالتا تنها به خوشبویی اکتفا کنید و : تست عطور اصیل و لایق .
و اما مبحث عطور اماراتی که اینروزها خوشحال اند در کشور ما :)
عطور اماراتی دو نوعند :
- کلون ها
که برای شما ( عطربازان ) همیشه مردودند .
- عطور شاخص و نیش
که از بهترین های دنیای عطورند .
قبلا هم عرض کرده ام : کلون ها ، برای تجربه ی نوجوانان تازه وارد به دنیای عطور خوبند ، با اینها شروع میکنند و آرام آرام پله ها را بالا می آیند و نه برای شما عطربازان کهنه کار !
که میشود پایین رفتن پله ها :)
خلاصه که مراقب سلیقه ی به زحمت بدست آمده ی خود باشید !
عشقبازی و عطربازی با خوشبویی فرق دارد !
ضرر و زیان چند وجهی آنها نیز بماند که مهمترینش تغییر سلیقه و اشکال در حس بویایی ست .
یک مورد را مضاف کنم در ویرایش که مباد دوستان عزیزم در خصوص دوست هنردوستمان جناب دکتر اسعدی دچار سوء برداشت شوند خدای ناکرده :
جناب اسعدی بطور کامل و بصورت کلی ، عطور اماراتی را تحت نظر و سیطره ی تجربه خود دارد ، یعنی هم عطور کلون اماراتی را بررسی و نقد میکند و هم از آن مهمتر و دقیقتر ، عطور نیش اماراتی را که این دومی را شخصا با علاقه دنبال میکنم از طریق مطالعه نظرات دقیق ایشان .
ضمنا جناب دکتر عطوری نیش را از امارات در کالکشن شخصی دارد که من تنها مطالعه کرده ام و هرگز امکان تست آنها برایم فراهم نبوده است ، این ناشی از پیگیری و علاقه بیش ایشان به هنر عطاری خصوص هنر عطاری شرقی ست که به مراتب از حقیر پیشروتر اند بواسطه ی تست و تجربه .
برایشان موفقیت روزافزون آرزو میکنم و امید که عطرهایشان نیز همچون خودشان به زوجیت عاشق شوند که الحق ایشان شایسته کمال اند با منش و خصوصیات رفتاری نیکی که دارند .
پاینده انشاله :)

مورد دیگر :
بر پخش و ماندگاری تاکید نکنید دوستان عزیزم بلکه بر جنس و کیفیت رایحه ی عطور .
پخش و ماندگاری اهم عطور نیست !
یکی گفت فلانی یک عطر به من معرفی کن آخرِ پخش و ماندگاری !
گفتم : نفت !
دیدم با تعجب نگاه میکند ، گفتم پاسخ پرسش شما ، با آنهمه تاکید بر پخش و ماندگاری ، نفت است ، البته گازوئیل هم بد نیست اما بنزین زودپر است :)
هرچند که شخصا عاشق پروجکشن و سیاژ ام :)
این دو را خیلی میپسندم ، اولی را بر تن دیگران ( که مدام ببویم وقتی نزدیکشان ایستاده ام ) و دومی را برای خودم :)
از بین پخش و ماندگاری و سیاژ و پروجکشن ، تنها سیاژش مال ماست که البته هرچند آن نیز به ماندگاری مربوط است لیک پرفومنس در اصل مال مردم است !
مثل دختران که میگفتند مال مردم اند :)
لیک این جمله هم مال قدیم بود !
مگر اینکه :
در خانه یا خلوت خود با یک عطر سر کنید به عشقبازی ، که آنهم پرفومنس نمیخواهد !
دیگر آن عطور ِقدیم نیستند ( میخواستم بنویسم مردند دیدم عشق هرگز نمیمیرد ضمنا مردن و مرگ کلماتی اشتباه اند در معانی ما ) هرچند که گاه و بیگاه پسر و دختر عموهای رنجور و نحیفشان را بین عطور می بینیم به دیدار :)
با این وجود آنچنان گران دیدار شده اند و گران قیمت که همان نباشند بهتر :)
حرف هایم طولانی شدند ، عذر بابت اش .
امید که مفید باشند
ارادت ها تقدیم به همه ی شما خوب معطران این دنیای امروزه بی بو یا حتی بدبو !
با امید به بهاری پرشکوفه سپری کنیم این روزگار تیره و تار و سرد مه آلود بدبو را
که حتی برخی خوبان نیز بدی آموختند از دیگران به انجام !
آنهم در زمانی که خوب بودن نعمت شده است ، نه وظیفه !
💐
35 تشکر شده توسط : Mehran جلوه
دوستان عزیزم
شب یلدا تون مبارک و میمون باد
اگر تاریخ ایران را مطالعه کنید ، از یک حقیقت و تفاوت با همه ی ملل دیگر مطلع میشوید و آن چیست ؟
هیچ ملتی به اندازه ایرانیان در پی شادی نبودند ، شادترین بودند !
به هر بهانه جشن بر پا میکردند !
تقویم ایرانیان لبالب بود از جشن های متنوع !
نوروز ، کاشت محصول ، برداشت محصول ، اولین و آخرین محصول ، آغاز هر ماه که هر ماه فلسفه خود داشت ، جشن های آغاز فصول ، طولانی ترین شب و روز سال ، جشن های خارج از تقویم مثل جشن باران و برف ، جشن های حصول محصول دیم ، جشن های تولد و نامزادی و عقد و ازدواج و بسیاری جشن ها و کارناوال های دیگر به بهانه های مختلف .
دنیا بر توازن است ، تمام غم و غصه های میزان آن را مدتهاست به پرداخت مشغول ایم !
از بس باریدیم خشک شدیم و ازینروست که طبیعت به بارش ما اکتفا کرد !
بارشی شوره زار !
خدای را سپاس که اندک آن جشن ها باقیست هرچند که همچون عطور ، مصنوعی شده اند !

عطر شب یلدای امسال :)
یکی از زیباترین های امروزه در رایحه را پیدا کردم !
دیشب ، تمام باقیمانده های عطرهای ریویو نشده مهربد را آوردم ، خداراشکر کم اش باقی مانده ، یک به یک درب های همه را بوئیدم .
وقتی به این عطر رسیدم ، دیدم چنان زیباست در رایحه که نمیتوانم از آن عبور کنم !
عجب رایحه ای خدای من !
به معدود روایح امروزی ، به اندک مایعاتی که امروزه در شیشه های خوش آب و رنگ میریزند میتوان گفت : عطر !
یعنی از همان بوییدن درب عطر معلوم میشود ، برسد به تست آنها .
این "عطر" صحرین ویند از جمله این معدودهاست !
نسیم صحرایی که صحابی ، کهکشان ها و ستارگان به زیباترین و پرنورترین حد امکان ، میدرخشند در آسمانش !
جایی که زیر پایتان تریلیون ها کهکشان ، به جنبش به شکل شن موجودند !
تو گویی دنیایی دیگرست صحرا !
آنها که بوده اند و شب ها گذرانده اند به انجام نجوم و کشف کشوف و شهد شهود ، باخبرند و میدانند که چه میگویم !
اگر نرفته اید ، حتما شبی را همراه یک بَلَد آنجا بگذرانید و تنها : شاهد باشید !
عطر آنجا را ببوئید !
از کهکشان تا شن ها ! گیاهان و جانداران !
و حتی عطر سوسک سرگینی که با ناراحتی از خدا راجع به علت خلق انسان پرسید ، آنهم در دنیایی که همچو اویی مهم ، بزرگ و کارآمد خلق کرده ست !
داستانش را که میدانید :)

این رایحه "عطر" صحرین ویند الحق زیباست !
الان خیلی خسته ام ، تست نکردم لیک شیشه اش را جدا گذاشتم همراه زرجوف رنسانس که انشاله در اولین فرصت و در نوبت اول تقدیم حضور معطر شما کنم .
حتما عطر دیشب خود را ریویو کنید !
یادتان باشد ، یکی از بهترین شب ها برای شناخت یک عطر ، شبی ست که بیدار بوده اید و از همان ابتدا عطری را استفاده کرده و خصوص بازخورد آن را در جمع تجربه کرده اید !
یعنی در شب یلدا باید یک عطر بر شما روشن شده باشد چون خورشید :)
اینگونه فرصت ها و مجالس مشابه را هرگز از دست ندهید به عطربازی و حصول بازخوردها !
حتی اگر لازم است از تک تک حاضران بپرسید و نظرخواهی کنید !
اتفاقا خوشحال هم میشوند به چند دلیل ، که اهم آن این است که : سلیقه ی خود را نزد شما مهم خواهند انگاشت و تلقی خواهند کرد !
باعث نزدیکی و مهر میشود .
یادمان باشد که اگر پرسیدیم ، هرگز نباید با نظر ایشان مخالفت کنیم یا جبهه بگیریم !
هرچه که گفتند ، آن درست است و اصلا منظور نظر ما نیز همین است ، و سپاسگزار خواهیم بود بابت مشارکت !
ما بیش از همه میدانیم : تعدد سلائق به تعداد انسانهاست !
اهم آمارگیری برای ما : درصد است .

دوستان عزیزم یلداتان مبارک و انشاله این آخرین یلدای غمگین عطر ما باشد !
شام بخت ما رو به نور باد و سحرش نزدیک به می ی سحرگاهی !
ارادت ها تقدیم به شما
💐
49 تشکر شده توسط : Mehran جلوه

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan