نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
دوستان عزیزم سلام
لیست نت ها نوید یک عطر بسیار زیبا را میدهد !
یاس و زعفران
عنبر و چوب عنبر !
سدر و درخت نراد !
میبینید ؟
قلب و درای داون اش شاه رایحه میشوند از روی کاغذ البته !
نفهمیدم ساخت چه سالی ست ؟
تا بحال عکس اش را هم ندیده بودم .
شیشه اش مرا به یاد بازار رنگ های پودری ی هند می اندازد :)
مثل فیلم شعله :)
گویا این بطری هم روی خرده شیشه رقصیده ، کف پایش قرمز است :)
البته قرمز سیاهرگی :) مثل کبود و بنفش !
چه قلبی ! چه درای داونی !
هرچند که تجربه میگوید از کاغذ تا رایحه از زمین تا آسمان راه است و ممکن است بکلی دگرگون باشد .
لیک اگر واقعا همین روایح ملموس باشند در پله های این عطر ، قلب و پایه ای طلاگون دارد این عطر !
در کارهای نیش خیلی بهتر میتوان بر لیست نت ها تکیه و اکتفا کرد و امید به دریافت داشت .
زعفران ممکن است داغ اش کرده باشد . غلظت زعفران اهمیت بسیاری دارد در صدور و بروز رایحه اش . یاس هم که کنارش باشد بر غلظت و حرارت ناشی از هر دو می افزاید . خصوص اگر یاس اش کبود باشد .
لیک عنبر و چوب عنبر باید تعادل بخشد به رایحه از طریق عمق و تاریکی رایحه . مثل خنکای نسیم آرامی که از ته چاه بر ما میرسد .
و سپس سدر و درخت نراد !
به به ، درخت نراد آنهم دست در دست سدر ! چه میشود :)
پاکیزگی از نوع غرور و پرستیژ !
رنگ رایحه ی سدر سبز بسیار تیره است و رنگ رایحه ی درخت نراد قهوه ای ی بسیار تیره !
هر دو از جنس رنگهای خاص که زنده اند و زیبا
رنگ بطری تنها به رنگ تاپ نت اشاره دارد که اگر رنگ رایحه ی کلی ی عطر همین باشد که با سلیقه ی شخصی ی من فاصله ها دارد :)
بنظرم باید جدید باشد ورنه حداقل عکسش را دیده بودم تا کنون .
اگر هر کدام دوستان از نزدیک دیدند لطفا تست کنند و ما را نیز مطلع کنند از چند و چون اش !
هرچند که زیاد به آرماف نزدیک نبوده ام تا کنون لیک مثل دیگر برندهای همطرازش همیشه تست میکنم بجهت راهنمایی ی دوستان جوان ام که میپرسند .
کاش برندهای عالی ای که داریم در همین طراز قیمتی ، فعالتر بودند .
مثل دیویدوف ، مثل جوپ ، مثل جگوار ، مثل رایان ترادیشن ، مثل لاین ارزانترهای لالیک .
میدانید ، برندهای اینگونه کم کار شده اند و برندهای آنگونه بسیار پر کار !
خود بخود خودشان ما را سوق داده اند به آن سو . بازار تقاضا را که بابت اش سالهااا تلاش کرده بودند و کاملا به دست گرفته بودند ، دو دستی تقدیم آنها کردند و کناره گرفتند !!
خلاصه که اگر یافتید ما را هم مطلع کنید .
متشکرم :)
38 تشکر شده توسط : Sajjad Qaedi نیلوفر فرزان
دوستان عزیزم سلام
دیور اوم اسپرت ۲۰۰۸ : واو :)
روزی که اومد یه شاهکار متفاوت بود .
اوج خلاقیت دماشی در خلق یک رایحه ی خنک شاداب و زنده !
ترش ، تلخ ، تند و خنکی سرمازا
نمایش تفاوت و پرستیژ دیور در آن روزگار !
چرا اسپرت ؟
شفاف است ، زنده ست ، جدی ست ، لبخند ندارد ، تلخ است ، ورزیده است !
مثل دوش بعد از ورزش با شاورژلی خنک !
مثل اینکه ورزشی سنگین کرده باشید و سپس با همان بدن خیس از عرق داغ و شور ، شیرجه بزنید در استخری خنک که پر از پوسته ی رنده شده ی لیمو ترش سبز و ترخون خرد شده باشد :)
پوست بهترین لیموی سبز ( کوچک های آبداری که بجهت آبگیری استفاده میکنند ) را بوییده اید ؟ لیمو ، الکل و مقداری گلاب ناب را حس میکنید از آن در کنار نهایت ترشی و تلخی که از لیمو و الکل حادث میشود .
آن را رنده کنید و با ترخون تازه و شاداب که خرد و ساطوری شده ادغام کنید در یک ظرف چوبی و سپس کمی خاک اره و چند قطره گلاب ناب و در انتها چند قطره آب همان لیموی تازه را بچکانید و یخ پودر شده را اضافه و بهم بزنید . ببویید !! واو :)
این رایحه ی پله ی نخست است و قلب !

گریپ فروت و ترنج و لیمو و رزین .
سپس در قلب رد پای خس خس ِ خاک اره ای ی خیس و سدر پاکیزه در تاریکی و گرمای تیز و تند مزه ای از زنجبیل هویدا میشوند .
در انتها هم چوب صندل نظیف و نازکدل نورانی در کنار لاوندر تند رقصی که آرزویش ربودن قلب نازک و عاشق پیشه ی رزماری ی زیبا و رنگارنگ است می آیند :)
هر وقت اکانت سرکار خانم ماری را میبینم یاد رزماری می افتم :)
چند روزی ست غایب است این سرکار خانم ماری ی نازنین و کاربلد همیشه حاضر ما !
انشاله که سرگرم و مشغول به شادی های نوروز باشد .
خلاصه که دیور اوم اسپرت ۲۰۰۸ یک رایحه ی ورزیده ی اخم آلوده ست از جدیت البته :)
ازینرو نسخ سالهای بعد تبدیل و تعدیل شد و سعی شد لبخند و لطافت نیز در آن تزریق شود .

انشاله موفق شوید به تهیه یا تست نسخه ی اصیل این رایحه .
خبر از نسخ بازسازی شده ی این رایحه در برندهای اماراتی یا چینی ندارم زیرا تست نکرده ام لیک اگر موفق نشدید به یافتن نسخه ی اصیل دیور و مایل به تجربه ی رایحه بودید ، در برند سن سیرو ترکیه عطر Climber را تست کنید
که البته رد پای نعناع ، روایح سبز ، مشک ، آمبروکسان ، تونکا و وانیل را هم در پله های مختلف همراه با تعدادی از نت های دیور اوم اسپرت که در بالا ذکر کردم در این عطر احساس کردم لیک رایحه شباهت زیاد دارد :)
انشاله موفق شوید به یافتن یا تست رایحه ی نسخه ی اصیل دیور .
خستگی ی شما را در پایان یک روز شلوغ در میکند . مثل خوردن یک گلاس شربت خنک با موادی خنک و سرد لیک با عاقبت و ماهیتی گرم . مثل یک وان خنک پس از فعالیتی عرق زا وسط نیمروز ظهر تابستانی داغ !
از روایح لذیذ است در دنیای لذتبخش و لذت زای روایح و عطرها :)
با کیفیت ترین نوع لیمو ترش سبز و ترنج در این عطر استفاده شده ست . گویی از بهشت فرستاده اند برای جناب کریس دیور و فرشتگان عصاره اش را در شیشه چکانده اند :)
لذت جو و لذت یاب باشید انشاله
48 تشکر شده توسط : Mahdi chavoshi علی موسوی
Encre Noire
لینک به نظر 10 فروردین 1402 تشکر پاسخ به حسین رفیعی
بله جناب حسین رفیعی عزیز
البته که شما را به یاد دارم فرهنگی ی بزرگوار :)
نخست عرض کنم که حقیر مهندسی زمین شناسی خواندم هرچند از کودکی علاقمند بودم به طب و طبابت و اتفاقا بسیار در این علم مستعد بودم :)
اتفاقا در ارتش همدوره ی پزشکان بودم و خاطرات زیادی از آموزشی ی ایشان دارم و باز اتفاقا تحصیل طب کردم در ارتش ( مرابهی ) .
و اما در خصوص علاقه و تحقیق شما :
خبر خوبی برای شما در این خانه هست !
آب در کوزه فراهم است لبالب :)
جناب پروفسور اسعدی ی ما دقیقا در همین رشته که شما فرمودید مشغول به تحقیق و تفحص اند و فرمودند بزودی کتابی در همین زمینه و مضمون منتشر خواهند کرد که این حقیر امیدوارم یک نسخه ی امضاء شده ی آن را دریافت کنم :)
البته پس از پرداخت بها .
ضمنا ایشان سخاوت خویش را در خصوص پاسخ به هرگونه پرسش مرتبط با رایحه و ارتباط آن با روانشناسی و ژنتیک و کلا علم طب را در این منزلگاه معطر به اثبات رسانیده اند که این مهم افتخاری ست بر ما که بدون واسطه و رایگان از دانشمند این رشته دریافت خواهیم کرد پس با خیال آسوده و بدون نگرانی بپرسید و بر دانش خویش بیافزایید که محصلین شما نیز از شما خواهند آموخت و معطریت جناب اسعدی ی ما گسترده خواهد شد به وسعت گستره ی گیتی !
این حقیر نادان نیز در خدمت ام در صورت نیاز .
ارادتمند بویژه بر فرهنگیان شریف
29 تشکر شده توسط : علی موسوی عباس بهرامی
Encre Noire
لینک به نظر 9 فروردین 1402 تشکر پاسخ به THE LAST OF US
دوستان ارجمند و عزیزم جنابان پروفسور اسعدی ی گرامی و پرفومکس مهربان
عرض سلام ها و ارادت ها
قبل از تقدیم عرایض ام خدمت شما مطالبی را به دوستان عزیزم عرض کنم در خصوص پیام قبل و عطوری که تحت عناوین مشابه ، کپی و فیک نامگذاری میشوند .
اولا منظور عرض ام این نبود که صحبت در خصوص عطور گران قیمت و اصیل را کنار گذارده و فراموش کنید و در این شرایط خاص اخیر تنها از عطور ارزان صحبت کنید :)
یک لحظه فکر کردم مبادا عرایض حقیر اینگونه تعبیر شود !
خیر ! منظور عرضم این است که صحبت در خصوص عطور ارزان را بی ارزش و بی اهمیت یا اشتباه مطلق نپندارید .
دوم اینکه فرق بگذارید بین عطور ارزان اصیل با عطور فیک و تقلبی !
این مورد بسیااار اهمیت دارد . از نظر حقیر هرگونه صحبت در خصوص عطور فیک و تقلبی نه تنها مردود است بلکه هم ضرر به بندگان خدا و عطربازان است هم به مقوله ی عطربازی در مسیر صحیح و هم خیانت است به عطور اصیل و زحمات بیشماری که عطاران بزرگ برای نگه داشتن مسیر عطربازی در راه درست و راست از طریق ساخت و تقدیم عطور اصلی متحمل شده اند !
سوم اینکه ای دوستان عزیزم ، لفظ کپی لفظی اشتباه است ! حال چه صفت قانونی یا غیر قانونی بر آن الصاق شده باشد . دقیقا به همین دلیل است که این شبهات و اختلافات در نظرات دوستان حادث میشود ! چطور ؟
ما اصلا دو عطر کپی ( کپی یعنی تشابه صد در صدی ) نداریم !
من قریب به چهل سال است در دنیای عطور کنکاش و کنجکاوی میکنم و هنوز دو عطر را در تشابه صد در صدی ( کپی ) ندیده ام !
آیا شما دیده اید ؟
قبلا هم عرض کرده ام : ده عطر که نت هایی صد در صد عینی و تکراری و مشابه دارند ، ده رایحه ی کاملا مجزا به شما تحویل میدهند زیرا تشابه در عطور به آیتم های بسیاااری وابسته است .
مضاف بر آن من هنوز دو عطر را در تشابه کامل " رایحه " با هم ندیده ام . دو عطر هر چقدر هم که در رایحه مشابه باشند باز در نت ها و آکوردها و غلظت ها و غیره مختلف اند .
اگر موفق شدید دو عطر کاملا مشابه را پیدا کنید به این حقیر نادان نیز معرفی فرمایید !
پس :
هر عطر شناسنامه ، پیشینه ، خالق ، خانواده ، ژنتیک ، اخلاق ، نت ، آکورد ، غلظت ، طبقه بندی ( پله ) ، طبع ، دما ، مزه ، عمر و کلا خصوصیت منحصر بفرد خود دارد !
تنها میتوانیم بگوییم دو یا چند عطر در تشابه " رایحه " ی خروجی با هم هستند و همرایحه و همخانواده ی هم اند و در یک مسیر واحد سیر میکنند و در رسیدن به یک هدف همسو اند .
بنابر این ما اصلا عطر کپی نداریم .
لفظ کپی تنها برای عطور فیک و تقلبی صحیح است که نه تنها عطور تقلبی کیلومترها با عطر اصلی از هر حیث فاصله دارند بلکه مضر اند و ناسالم و از بیخ و بن مردود اند و هر کس که اینگونه عطور را بخرد یا در مورد آنها صحبت کند نه تنها عطرباز نیست که خیانت کرده است به هنر عطاری .

و اما دوست عزیزم جناب پروفسور اسعدی
چه جملات زیبایی در شروع نسبت دادید به این حقیر نادان سراپا تقصیر که هییییچ لیاقت زیبایی ی آنها را با این زشتی ای که دارم ، ندارم .
این تنها لطف شماست و اینکه چون خود زیبایید همه را زیبا میبینید .
اما مطلبی را به جان درک کرده ام :
خدا " یافتنی ست " !
و هر که او را یافت ، دیگر تمام است :)
او چنان وفادار است در دوستی که دیگر تحت هیچ شرایط شما را رها و ترک نمیکند و در همه حال با شما و در وجود شماست ( نه در کنار شما ) !
و اما من شما را خوب شناخته ام :)
شما ثروتمندترین اید در جمع بزرگ ما .
چه از سواد ، چه از دانش ، چه از نیک ضمیری و چه از مال دنیا .
شما بدون هییییچ مشکل میتوانید بهترین ، لوکس ترین ، مشهورترین و شایسته ترین عطور دنیا را آنهم به تعداد و کل برند ، تهیه کنید .
میتوانستید براحتی با سواد و دارایی هایی که از عطور و قدرت خریدی که دارید تنها به عطور لوکس بپردازید و در جمع ما به راحتی و با توانمندی در صدر جدول عطربازان خبره و کار بلد و پرتجربه بنشینید !
اسباب بزرگی را همه دارید برای تکیه زدن به جای بزرگان در این مجلس عظیم .
لیک چشمپوشی کردید و با طبع بزرگ و بلند نظری مسیری دیگر گزیدید که همانا مسیر خدمت است و لبخند خدا !
دست مریزاد !
و خدارا سپاس که این خانه کامل است به کمال اعضایش که در تمامی ی مسیرهای عطربازی به مقصد رسیده اند و آنچه را که در مقصد یافته اند به خرج و صرف سالها تلاش و تجربه ، در همه ی رشته ها و مقاصد گوناگون ، در کف دست نهاده و با احترام و تواضع تمام و با خلوص نیت به جوانان رهجوی این خانه تقدیم میکنند .
جوانان عزیز این خانه ی بی همتا ، قدر این دُر گران بها بدانید که بیرون از این خانه که محفل فرشتگان خداست ، نایاب است !
دوست بزرگوارم جناب پرفومکس
خدارا سپاس که همیشه مشمول لطف بزرگوارانه ی شما دوست عزیزم بوده ام .
و چه زیباتر از این که مفتخر شوم به دیدار ارزشمند حضوری ؟
انشاله خداوند عزیزم این لطف بی مشابه را بر من قسمت کند بر دیدار افتخار آمیز تک تک دوستان معطر ام در این منزل انس و عطر که همه ی ما ماءنوس و معطر ایم بر آن :)
چنین باد انشاله بر همه ی ما تحقق این آرزو :)
انشاله آن روز همگی معطر باشیم به اصیل ترین و بهترین عطور جهان :)
با ارادت و لبخند :)
23 تشکر شده توسط : علی موسوی عباس بهرامی
Encre Noire
لینک به نظر 8 فروردین 1402 تشکر پاسخ به Perfumex
بله دوست عزیزم جناب پرفومکس
گرچه مایل نبودم به این بحث قدیمی و تکراری ورود کنم لیک گفتم بگذار مطلبی بگویم .
وقتی در جایگاه دوست عزیز و قدیمی ام جناب ارژنگ قرار میگیرم که دکتر ام و داروخانه دارم و خداراشکر دستم به دهنم میرسد ( چشم حسودش کور باد ) و سالهاست عطربازی میکنم و عطور را میشناسم و خوب و بد تشخیص میدهم و گرانی ی عطرها خیلی برایم اهمیت ندارند و سوادش را دارم و هر زمان بخواهم عطر بخرم میخرم و خوب اش را هم میخرم میبینم حق کاملا با ایشان است و اتفاقا آنچه که گفت درست بود .
لیک درست یا نادرست بودن یک ادعا ، به شرایط وابسته است و بسیاااار درست های پیشین امروزه نادرست شده اند !
از طرفی وقتی در جایگاه آن معلم شریف که آن شب دیدم وارد میشوم حقیقت قبل چنان رنگ میبازد که نا قعر نادرستی سقوط میکند !
در فروشگاه دوست ام بودم که یک معلم شریف وارد شد .
فروشگاه شلوغ بود و بخاطر صحبت دوست ام ، عده ای مشغول پرسیدن بودند از من و من پاسخ میدادم .
شنیدم مردی ( همان معلم که بعد فهمیدم معلم است مثل مادرم ) گفت :
ببخشید آقا ، عطر دریک خوب است ؟
بلافاصله از کت و شلوارش و اصلاح صورتش و روش گفتارش متوجه شدم فردی متوسط است از لحاظ تقسیم بندی ی اجتماعی از نظر ثروت . مثل خودم .
گفتم بله . دریک بهترین است . به قیمتش توجه نکنید . دلائلی وجود دارد که قیمتش پایین است و این دلائل ارتباطی با کیفیت و ارزش اش ندارد . لبخندی از رضایت بر صورتش نشست .
به دوستم گفت : دارید ؟ دوستم گفت بله . و از کمد زیر ویترین آورد . تشکر کرد و گفت میبرم .
پرسید چقدر تقدیم کنم ؟
دوستم گفت هفتصد تومن .
بلافاصله از صورتش خواندم که خجالت کشید ! با دست اش عطر را هل داد به سمت عقب ( که یعنی نمیخواهم ) دیدم در چهره اش که دنبال دلیلی میگردد که بابت گفتنش خجالت نکشد و بتواند عطر را نخرد !
اینها همه در سه ثانیه اتفاق افتاد .
دوستم میخواست بگوید این اصل است و قیمت جدید است و فلان که ، پریدم در حرفش و گفتم : منظور دوستم این است که بیش از هفتصد می ارزد ! من که میگویم هفت میلیون ! ( و به دوستم نگاه کردم . او مرا خوب میشناسد و اینگونه زمانها سکوت میکند و با حرکت سر و لبخند تایید میکند ) وگرنه قیمت عطر سیصد تومن است .
به وضوح دیدم که آرام شد . لبخند زد و گفت :
بله . اتفاقا آخرین بار همین مبلغ خریدم . ما معلم ها مجبوریم عطرهای ارزان بخریم !
گفتم : چه کسی گفته این عطر ارزان است ؟؟ چند تا عطر میلیونی برای شما مثال بزنم که به این عطر میبازند ؟؟
دو نفر دیگر گفتند : چه خوب ! ما هم میخواهیم :)
دوستم گفت این آخرینش بود :) انشاله فردا می آورم :) در حالیکه چندین شیشه داشت لیک نمیشد در حضور این معلم عزیز به آنها به قیمت هفتصد بفروشد ضمنا آنها هم فکر کردند قیمت اش سیصد است :)
خوشحال شد و خرید و رفت .
وقتی خودم را جای این معلم عزیز میگذارم میبینم اکنون عطور اماراتی ( که البته راجع به اصل ها صحبت میکنیم و نه فیک ها که کلا مردود اند ) بهترین اند !
که در این شرایط هموطنان مرا خوشبو میکنند .
وقت هست انشاله برای پرداختن به " عطر " ها !
وقت هست انشاله برای معرفی ی عطور شایسته و بایسته .
وقت هست برای لایق ها .
اکنون آن عطری لیاقت دارد که نگاه آن جوان علاقمند به روایح را حسرت زده و اشک آلود نکند پشت ویترین .
آن عطری لایق است که وقتی آن جوان بر خود پوشید لبخند بر لبانش بیافریند ، به قیمتی که توان پرداخت اش داشته باشد .
عطری که آن شخص به خود بگوید : من عطری ناشایست و بی ارزش ندارم بلکه عطری ارزشمند !
دنیا میگذرد دوستان عزیزم .
روزگار سخت میگذرد . بزودی همه به درستی و صحت در می یابند که کدام عطرها ارزشمند اند به واقع و کدامین عطور خیر .
بزودی خواهیم فهمید که کدامین عطور راست میگویند و کدامین آنها دروغ !
وقت هست دوستان عزیزم . حتی اگر ما نباشیم دوستان جوان ما خواهند بود انشاله و درک خواهند کرد که دلیل ما چه بود و آنچه میگفتیم از نادانی نبود بلکه از دانایی ی اشراف به شرایط و بسیااار وابستگان آن شرایط !
ضمنا مشک های خوب ، خود میگویند و هیچ نیازمند به گفتن ما عطاران نیستند !
آرزو میکنم ببینیم آن روزگار را قبل از اینکه مجبور باشیم از آن سو ببینیم :)
من میدانم چرا بسیاری از اساتید این خانه خاموش شده اند !
تازه نه الان بلکه بسیار قبل تر !
دو راهی ی بدی ست الحق !
لیک در کنار هم عبور خواهیم کرد و سپس از عطوری خواهیم گفت که به " واقع " بر ما لیاقت دارند .
به چیزهایی مهمتر از اینکه این عطر اماراتی ست یا انگلیسی باید پرداخت امروزه !
ورنه هرکس که تنها پنج سال عطربازی کند مشرف میشود که عطور شایسته کدامهایند :)
آبروی من ِ عطرباز کهنه کار ، اینگونه میرود ؟
متهم میشوم که موهایم در آسیاب نادانی سفید شد ؟
همه را میفروشم به یک لبخند خدایم !
ارادت ها :)
70 تشکر شده توسط : علی موسوی نیک یوسفی
مدیریت ، پرسنل معطر عطرافشان و همه ی دوستان عزیزم که زیر این سقف گرم و بلند به مهر جمعند !
صدای طپش قلبهای مهربانتان و بوی خوش عطور مهرانگیز و متفاوت تان همه گیر انشاله و سرتاسر میهن عزیزمان گسترده به مهر به یاری ی خدای بزرگمان .
لبخند تقدیم به همه ی شما
شاید عطر تن فقرا ارزان قیمت باشد لیک مهرشان ارزشمندترین است به بها 😊
سلامتی و ثروت قسمتتان باد انشاله
پاسخ مدیر : ممنون از لطف شما جناب سخی حضور شما باعث افتخار ماست
انشالله بهترین سال زندگی برای شما و کلیه کاربران عزیز باشد
با احترام
9 تشکر شده توسط : علی موسوی عباس بهرامی
سجاد عزیزم
سلام و شادباش نوروز انشاله
چون دوستت دارم یک موردی را که بلد بودم گفتم شما دوست عزیزم نیز در جریان قرار گیرید .
هرچند که ضرب المثل گرگ باران دیده رایج است بین مردم ، لیک اشتباه است .
درست اش " چون گرگ بالان دیده است ".
بالان یعنی دام .
و گرگ بالان دیده اشاره به تجربه ی بسیار دارد و گرگی را توصیف میکند که در دامهای بسیاری گرفتار آمده لیک رها شده است و ازین سبب ، تجربه ی بسیار دارد که دیگربار در دام نیفتد !
امید که مفید باشد .
عزیز منی :)
49 تشکر شده توسط : علی موسوی یاس
مبارکتون باشه !
مگر امکان داره خوشتون نیاد ؟؟
پادشاه عطور از پادشاه برندها از پادشاه عطاران !
عطری از انگلستان !
رایحه ؟ صدر جدول !
بیشترین دقت از باتجربه ترین و سلیقه مند ترین عطار برندهای دیزاینر ( عامه پسند )
از نظر من بهترین هدیه ی جهان این عطر است !
آنهم الان و در این اوضاع !
سنگ تمام گذاشته ست آن عزیزی که تا این درجه شما را دوست دارد .
این عطری نیست که بتوانید از او ایرادی بگیرید
به شما اوج پرستیژ را هدیه میدهند این عطر و فرستنده ی آن .
شاد باشید انشاله
37 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 علی موسوی
دوستان عزیزم سلام
هر وقت این عطر را میبینم یا به دستریزش در کیفم بر میخورم ( شیشه اش گم شد ) یاد خاطره ای جالب می افتم !
مرا یاد دکتری هندی می اندازد که پوست اش همین رنگ بود و اتفاق آن شب زمستان هیچوقت فراموش ام نمیشود !
یکی از عطرهای پدرم بود که آنسال استفاده میکرد .
رایحه اش دقیقا در خاطرم هست که آن شب بارانی و نمور زمستان در یک طویله همراه با کاه های خیس و بوی اسب ها در خاطرم ثبت شد !
قبل از تعریف خاطره از خود عطر بگویم هرچند دوستان عزیزم به تفسیر و تفصیل فرموده اند .
آن سال ها ( ابتدای عرضه ) این از بهترین و باکلاس ترین عطرها بوده . عطر درباری بوده .
سفرا و وکلا و وزرا و نظامیان رده ی بالا میپوشیدند . سناتوری بوده . رایحه ای خاص و جدید و متفاوت داشته آن سالها . پدرم میگفت ایضا قدما .
اگر اهل عطرهای کلاسیک اید ، اگر از علاقمندان رایحه ی ناب ایتالین سایپرس تام فورد اید لیک توان خریدش ندارید ، اگر زمستانها کت و شلوار و اورکت یا پالتو میپوشید ، اگر طوسی پوش مشکی پوش و قهوه ای پوش اید ، اگر عطرهای خشن قلب لطیف ( ! ) را میپسندید ، اگر عطرهای جنگلی سوزنی برگی ها را میپسندید یا روایح سبز جنگلی ی کاج و سروی را این عطر برای شما مناسب است .
از جمله ی ارزانهایی ست که ارزشمند است .
حتی اگر جوانید برای سالهای میانسالی تان حداقل یک شیشه بخرید و بردارید . شک نکنید پا به سن که گذارید عاشق اش خواهید شد !
یادتان باشد این عطر دو رایحه دارد در فصل گرما و سرما . این عطر فصول گرما نیست !
ایضا دو رایحه دارد بر لباس و پوست . انتخابش با شماست . میتوانید هر دو را همزمان استفاده کنید . دلیل اش تغییر در سرعت تبخیر نت ها ست که رایحه ی ماخوذه را دستخوش تغییر میکند . تغییر رایحه در انواع لباس ها نیز به همین دلیل است و به ماهیت الیاف بستگی دارد .
و اما خاطره اش :)
لطفا دوستان خاطره باز بخوانند فقط !
یک زمستان که کودک بودم مادرم تب شدید کرد . پدرم خیلی ترسیده بود چون یک بار قبلا به همین دلیل مادرم بیهوش شده بود و پدرم چنان نگران شده بود که فرصت نکرده بود ماشین را از پارکینگ خارج کند . مادرم را بر دست گرفته بود و دوان دوان برده بود مطب دکتری که نزدیک بود و دکتر گفته بود فلان آمپول را بسرعت از داروخانه ی نزدیک بگیر . گویا داروخانه شلوغ بوده و پدرم مجبور میشود عین فیلمهای سرقت بانک بپرد روی میز و چون مسلح هم بود همیشه ، همه نگران شده بودند که چه خبر است :)
خلاصه دکتر گفته بود اگر دقیقه ای دیر کرده بودی جای نگرانی بود !
آنشب نیز ترسیده بود . زنگ زد به حوزه ژاندارمری و به افسر نگهبان گفته بود به نزدیکترین دکتر مراجعه کن و او را همراه خود بیاور منزل . آن سالها تعداد پزشکان مثل الان نبود .
ساعت تقریبا سه صبح بود و نزدیکترین دکتر ، منزل یک دکتر هندی بود .
افسر نگهبان همراه دو سرباز با جیپ میروند درب منزل دکتر .
چند دقیقه بعد تماس گرفتند که دکتر میگوید الان زمان خواب من است و نمی آیم . اگر خیلی واجب است بیمار را بیاورید .
به او میگویند خانم فلانی است . میگوید هر که میخواهد باشد !
پدرم اهل رئیس بازی نبود ، دل رحم بود اتفاقا لیک آن شب نگران و عصبی شده بود . ضمنا نظامیان قدیم تفاوتهایی اساسی داشتند با امروز . بکلی متفاوت بودند در سلسله مراتب .
شنیدم پدرم گفت : دوباره برگردید دم درب منزل و تا درب را باز کرد دستگیر کنید ببرید در اسطبل ژاندارمری ( که اسب ها را برای مراسم آموزش و نگهداری میکردند ) و ببندید و مقداری علف بخورد تا من بیایم .
و گوشی را گذاشت و با عجله رفت که آماده شود
بلافاصله پریدم بیرون از رختخواب و گفتم من هم می آیم :) سرم درد میکرد برای ماجراجویی :)
خیلی کنجکاو بودم و اهل بازیگوشی و چون اسم اسب و علف آمد هرچه پدرم گفت بمان پیش مادرت گفتم بقیه هستند پیش مادر ، من می آیم :)
تا بحال آدم رنگین پوست ندیده بودم !
دیدم یک آدم قهوه ای را که لباس راحتی ی سفید پوشیده بود با دمپایی بسته اند به تیرک اسطبل و دارد علف میخورد !
بیچاره خیلی ترسیده بود و از ترس میلرزید . با گریه علف میخورد .
مدام با لهجه ای عجیب میگفت : غلط کردم می آیم .
پدرم هم میگفت : من هیچ کار به هیچ چیز ندارم لیک تو چطور دکتری هستی که بر بالین بیمار نمی آیی ؟؟ آنهم با احترام و ادب ! با وسیله ی رفت و برگشت و دستمزد کافی ! حال بیمار هر کس که میخواهد باشد ! تو مگر پزشک قسم خورده نیستی ؟ حال که انسانیت نمیشناسی میبایست چون حیوانات با تو برخورد کرد .
او هم مدام میگفت : اشتباه کردم ، چشم ، می آیم .
خلاصه او را بردند منزل تا لباس عوض کند و کیف وسایل و دارو بیاورد و من و پدرم هم برگشتیم منزل .
یادم هست در انتها پدرم پول زیادی به او داد و او مدام میگفت این خیلی زیاد است و پدرم میگفت عیب ندارد . زیاد نیست . برو اما یادت باشد اینجا ایران است .
این شیشه را که میبینم یاد صورت او می افتم :)
خصوص لباس سفیدی که پوشیده بود بر تیرگی ی پوست اش افزوده بود .
لهجه اش برایم تازگی داشت و عجیب بود !
اشتباه کرداهه ، غلط کرداهه ، آمدن کرداهه :)
این هم از خاطره ی این عطر .
امید که لبخندی بر لبان شما نشانده باشد :)
با ارادت
43 تشکر شده توسط : علی موسوی Mahdi
Paris Edp
لینک به نظر 4 فروردین 1402 تشکر پاسخ به عباس روح‌الامین
جناب روح الامین
و دیگر دوستان نگران از آلزایمر
سلام و نوروز خوش انشاله
آلزایمر جزء لاینفک مغز آدمی ست !
همه ی ما با درصدهای مختلف به آن مبتلائیم !
من خود آلزایمر نام دارم از همان کودکی :)
تنها اسم هایی در خاطرم میمانند که برایم عزیزند یا سروکار زیادی با آنها دارم .
آدرس ها را باید حداقل دو بار بروم تا یاد بگیرم .
اما وقتی به حافظه ام سپرده شدند فراموش نمیشوند خداراشکر .
خاطراتی که برایم مهم نیستند خودبخود فراموشم میشوند .
فراموشی نعمت است !
و تنها دلیل دیوانه نشدن ما همین فراموشی ست !
و اما آلزایمر :
این که این بیماری تا چه حد وابسته به ژنتیک است و تا چه حدود تحت تاثیر عوامل محیطی و تغذیه ، باید دوست عزیزمان جناب پروفسور اسعدی پاسخ گوید .
لیک دو راهکار را من آموخته ام :
- یاد گیری ی یک زبان جدید
- حفظ کردن اشعاری که دوست دارید
یا حفظ کردن جملات و راهکارهای مهم که توسط بزرگان دنیا روایت شده یا هر علقه ی دیگری میتوانند مهم باشند در پیشگیری یا تعویق .
گرچه اطلاعاتی دارم در خصوص وابستگی ی آلزایمر به ژنتیک لیک در جایی که پروفسور این علم در بین ماست ، صحبت من درین خصوص نه لازم است و نه کافی ایضا دور از ادب است .
اما یک چیز را من بلد ام :) :
خداوند ما مهربان تر است از چیزی که میپنداریم
او ابدا ظالم نیست !
اما اینکه میترسیم که از هر چه بیزاریم مبتلا میشویم یعنی چه ؟
یعنی این نقطه ی ضعف ماست و کائنات برای پاک کردن ما از گناهان ( که مقصرش تنها و تنها خودمانیم ) از نقاط ضعف ما که بیش از هر چیز از آنها بیزاریم بهره میگیرد !
این هم بد نیست اتفاقا !
باعث میشود سریعتر پاک شویم و لایق رفتن .
پس :
اگر درست زندگی کنیم و همیشه در هر کار و هر حال خود را جای طرف مقابل و دیگران گذاریم آنوقت جای هییییچ نگرانی نیست !
در یک روز زیبا که بقول سرخ پوستان بهترین روز است برای مردن ، آنهم در صحت و سلامت کامل ، شیک پوش و معطر و خندان خواهیم رفت انشاله !
نمونه هایش را همه ی شما در بستگان و اطرافیانتان دیده اید !
و ایضا معکوسین اش را !
خلاصه که ازین دنیا زیباتر نیست بشرطی که زیبا باشید و زیبا بین !
هفت شینی که سال پیش به گمانم شرح دادم در زندگی هایتان جاری بلطف خدا .
شیشه ( آینه ) - شب بو - شمع - شراب - شهد - شانه - شیر
که معانی اش را خود میدانید و ایرانیان قدیم به صحت تمام منتخب کرده اند لیک خود میدانید چه کسانی و چرا معکوسش کردند آنهم به هفت سینی که بدترین معانی را دارد !
این هفت شین شادی بدنبال دارد برای شما انشاله بلطف خدای شادی آفرین ما .
با ارادت و لبخند :)
29 تشکر شده توسط : هاشم پور علی موسوی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan