نظرات | کامبیز سخی
ترتیب نمایش
Dark Musk
لینک به نظر 4 تیر 1402 تشکر پاسخ به مهدی کنعانی
مهدی کنعانی عزیز
تقریبا در یک سطح هستند لیک اگر نسخه ی اصیل و قدیمی تر اکسوس بلک را پیدا کنی بهتر است .
تفاوت های ریزی در برخی نت ها و غلظت آنها دارند که میتواند در پخش کلی تاثیرگزار باشد .
لاوندر نسخه ی اکسوس بلک غلیظ تر است .
به این واسطه پخش قویتر میشود .
پخش اکسوس بلک انفجاری ست و ممتد و طولانی مدت .
برای تابستان قویترین است .
استفاده کنندگان عطر دو دسته اند از این باب که عرض میکنم ، خصوص در تابستان :
برخی به قدرت پخش و سیاژ اهمیت قائل اند
و برخی بیش از پخش و سیاژ ، به زیبایی ی نت های گوناگون در عطر و اجرای دقیق آنها در کنار هم و هماهنگ با هم اهمیت میدهند .
عطر اکسوس بلک دسته ی اول را به کمال راضی میکند .
و قلب عطر تا حدودی دسته ی دوم را .

دلم میخواهد شرایط اقتصادی ی مردم عزیز و صبور مان به گونه ای شود که قدرت خرید هر عطری را که لایق تر است به راحتی داشته باشند ، آن روز و از آن به بعد عطرهایی را برایتان ریویو و معرفی میکنم که هر دسته از شما به نهایت لذت در گروه سلیقه ی خود برسید .
دوست ندارم اکنون عطرهایی معرفی کنم که اقلیتی بتوانند حظ اش را ببرند و مابقی حسرت اش را بخورند ! لطفی ندارد !
گیر افتاده ام و میدانم دوستان دیگرم نیز ایضا درگیر همین افکارند .
خواندم که یکی از دوستان عزیزمان پرسیده بود آیا روزگار پیشین لذت پوشیدن عطور بیشتر بود یا الان ؟
روزگار پیشین مثل الان نبود . ما فقط دنبال بهترین ها میگشتیم . خرید برایمان آنچنان سخت نبود . آنکه علاقمند بود به دنیای عطرها به راحتی از پس خرید بر می آمد و تنها تفکر اش تحقیق و تهیه ی بهترین بود .
اکنون " اجبار " به میان آمده است . اجبار به خوشبویی که همیشه با ماست تبدیل شده به اجبار به تهیه ی ارزان ترین ها .
دوستی میگفت پول جمع کنیم و سپس یک عطر عالی تهیه کنیم . این کار برای عوام امان پذیر است لیک برای عطربازان و عطردوستان و دنبال کنندگان این دنیا امکان پذیر نیست . چطور ؟
برای یک عطردوست حرفه ای حداقل ۱۲ عطر برای یک سال لازم است اگر بخواهد اصولی خوشبو باشد ! شاید به دو سال هم برساند آنها را با صرفه جویی لیک تهیه ی ۱۲ عطری که در اوج و قله باشد اکنون با این شرایط دشوار است .
خصوص اینکه هر سال قله ی جدیدی فتح میشود درین دنیا و طبع بهترین جوی ایشان آن را مطالبه میکند .
خلاصه که اجالتا مجبوریم به پیدا کردن بهترین های قابل تهیه !
میدانم که روز موصوف من دیگر نیستم :)
شما باشید انشاله و حظ اش ببرید !
31 تشکر شده توسط : مهریار عباس بهرامی
Sadonaso
لینک به نظر 4 تیر 1402 تشکر پاسخ به دانیال
دانیال عزیز و دیگر همه ی دوستان عزیزم سلام
مهمترین قسمت و جاذبه ی خلق یک اثر هنری ( تمامی ی آثار هنری از شعر و ادبیات گرفته تا سینما و موسیقی و نقاشی و عطاری ) کشف است !
خالق اثر ، یک واسطه است !
هنرمندان و خالقان آثار هنری ، پل بین دو دنیایند ، فیزیک و متافیزیک ، رویا و حقیقت هرچند که :
رویا حقیقتی ست که در قسمتی از گیتی اتفاق افتاده ، می افتد یا خواهد افتاد .
آنچه در این کائنات هست ( که رویا نیز از متعلقات آن است ) حقیقت است .
خالقین هنر ، خود خلق نمیکنند بلکه نقش مترجم یا راوی اثر بازی میکنند !
یعنی زبانی دیگر را به زبان ما ترجمه میکنند .
و اما مرحله ی کشف :
همه چیز را همگان دانند !
خلق هنر ( زبان ) یک پازل است .
خالق خود تنها قسمتی از پازل را روایت میکند . برخی قسمتی اصلی از این پازل بزرگ را و برخی قسمتی کوچکتر .
و سپس و به محض ترجمه ی این زبان ، به زبان ما ، پروسه ی " کمال " ( تکمیل ) و " کشف " آغاز میشود .
هر کس به زعم خود ( آموخته و تجربه ی خود ) پس از خواندن ، دیدن ، شنیدن ، چشیدن ، لمس کردن و بوییدن آن ، شروع به تکمیل آن هنر کند به جهت کمال که مقصود این است :
کشف کمال با سلاح هوش !
این پروسه توقف ندارد ( و این مهمترین قسمت است )
یعنی مثلا یک تابلو یا یک شعر صدها سال است که نقد میشود و هزاران سال دیگر نیز ادامه دارد ( نقوش انسانهای نخستین بر دیواره ی غارها کماکان نقد میشوند ) و چون " هوش " مدام در حال گسترش و کمال است ، پس هرچه به جلو میرویم آن هنر رو به تعالی مینهد !
برای یک خالق ( که قسمتی از پازل را شروع کرده است ) زیباترین و جذاب ترین قسمت این است که مدام در طی ی نقود جدید ، خود ، این پازل بزرگ را کاملتر میبیند !
و چیزهای جدیدی کشف و ربط میکند که حتی به آنها فکر هم نکرده بوده است !
مثلا : خالق یک مترجم است ، فرض کن کتابی را به زبان فارسی ترجمه کنی و سپس دیگران از این کتاب تو ، کارها کنند و سودها برند و منفعت ها به دیگران رسانند !
و تو مدام با شنیدن این اخبار بر این اعجاز عاشقتر شوی !
اعجازی که حتی فکرش را هم نمیکردی !
مثلا یک عطار رایحه ای خلق میکند و سپس پزشکان کشف میکنند که این رایحه فلان بیماری یا کاستی ی روحی را درمان یا تکمیل میکند !
هییییچ خالقی ( مترجمی ) خود خبر ندارد که سرنوشت مخلوق چه میشود ، این سرنوشت ( نقد ) را ، جمعیت رقم میزنند ، خالق تنها راوی ی این زبان جدید است و نه کاشف آن !
کشف را همگان در پروسه ی کمال رقم زنند که همانطور که عرض شد توقف ندارد .
اینشتن همان مقدار نمیدانست ترجمان اش چه خواهد کرد که خالق آونتوس !
گوالتیری نمیدانست که نام بلک افغان به ناله ی سیاه ترجمه خواهد شد و عده ای ( هرچند قلیل ) از این دریچه عطر او را ترجمه و کشف خواهند کرد و از این مسیر در راه عطر او قدم خواهند زد !
بدون شک همان لحظه ای که این منظرگاه توسط حقیر نادانی چون سخی دیده شد توانمندان بزرگتری نیز دیدند و مسیر پیمودند و دریچه ای نو باز شد به کشفی نو .
پس :
دوستان عزیزم ، مهمتر از خلق اثر میدانید چیست ؟
دقت ( اندیشه ) در آن اثر به جهت کشف !
بدون شک شما چیزی درک میکنید که خالق آن درک نکرده است !
پس کار شما به مراااتب مهمتر از کار خالق آن اثر هنری ست زیرا هر ترجمه مسیری به دنیایی جدید است .
او خالق است اما شما ، خلاق !!
شما کارتان نباشد که عطار ( نقاش ) چه نقشی زده است ! بشنوید حرف او را لیک ملاک قرار ندهید بلکه ببینید شما چه کشف میکنید !
میدانید مهمترین عصاره ی زندگی ی دکتر شریعتی چه بود ؟؟
تمام زندگی اش یک طرف این جمله یک طرف :
اندیشیدن را بیاموزید نه اندیشه ها را !!
گوالتیری تنها راوی ی این اثر است ، خالق آن نیست ! پس :
شما از آن چه کشف میکنید ؟
شاید یک کلمه ی شما ، دریچه ای به دنیایی باشد که حتی خود راوی ی آن اثر در آن دنیا غرق شود !
پس : شما نقد خود کنید و اجازه دهید دیگر دوستان شما نیز همین کنند تا به کمک " هم " زیبایی ی این دنیا آنچنان کشف کنید که خود خالق آن اثر در دنیای شما غرق شود به حظ !
ارادت ها خدمت همه ی شما :)
35 تشکر شده توسط : 🍁Shahab🍁 نیلوفر کرامتی
بدلیل سن و تجربه ی اندک و مطالعات بسیاری که در برخی امور دارم ، کمتر کسی درین خانه حضور دارد که بزرگان پیرهوش این خانه را بشناسد . از زن و مرد .
سن ملاک نیست بلکه اندوخته از دانش ، تجربه و هوش .
برخی اکنون بزرگ اند و ستون و برخی در آتیه اینگونه خواهند بود که بالقوه خمیر مایه اش دارند .
حساب دبیر عشق ما ایکاروس متمایز است که همه چیز همگان یکجا دارد ، مستعد است ، مطلع از مطالعه و کوشیده است و ایضا دود چراغ خورده است تا این ترکیب جادویی پخته شود هرچند که این حرارت ، سینه میسوزاند !
مابین او و این حقیر که در قعر فهرست اعضای این خانه ام بزرگانی حاضر اند .
هرچه پرتعدادتر شوند بر نورانیت و معطریت این خانه افزوده میشود که هر گلی را بوئیست مختص !
بزرگان نادر اند و حفظ نوادر به منظور کسب اندوخته ، دانش و تجربه وظیفه ی امثال ما کوچک تر هاست .
همگی ایشان را به نام و منش خاص خود میشناسیم .
مثلا همین جناب اردشیر پیر مغز ما از زمره ی ایشان است که سالها تجربه را در سینه نهفته دارد .
تعدادشان زیاد نیست این موسپیدان .
یکی از نشانه های ایشان حضور دیر به دیر است . دیگر نشانه تواضع و فروتنی ست . قدرت نوشتار و بیان ، ادبیات ، توان تفهیم موضوع ، تسلط به چندین هنر چه موازی چه غیر ، دوربینی ، انتقال آرامش و دعوت به آن ، اشاره به مطالب و مواردی که دور از دید دیگران و مخفی از ایشان است و کلا ، واژه ی " متفاوت " برازنده ی ایشان است و اگر هر جوان به دنبال موفقیت باشد در زندگی باید به واژه ی تفاوت تمسک جوید !
ایشان نه تنها خود را تحمیل نمیکنند که مدام در پی ی کناره گیری ، سکوت و آرامش اند !
اگر ما تشنه ی آموختن و بکارگیری ی تجارب سخت بدست آمده و هزینه برده ی ایشانیم به رایگان ، بایست مداوما ایشان را دعوت به حضور و گفتار کنیم . چیزی که ایشان از آن فراری اند !
خداراشکر بانوان فرشته خوی پیر نداریم :)
همگی جوان ، زیبا ، دلنشین ، زیبارایحه و فعال اند !
رودخانه ی مهر از چشمه ی زلال و معطر ایشان در جریان است و هر خانه ای که از این نعمت خاص و بزرگ متنعم باشد جوان است و زنده !
زندگی و سرزندگی به واسطه ی حضور معطر ایشان است .
یکی از خوشحالی ها و امیدهای من به مشهوریت این خانه ، حضور پررنگ ایشان است که خداراشکر هر روز میبینم که بر تعداد آنها افزوده میشود بلطف خدا .
قدمشان روشن به نور زیباییها و معطر به شوق و ذوق انشاله .
قبلا نیز گفته ام : هر محفلی که از زنان شاد متنعم باشد مجمعی ست منور به نور خدا .
مورد دیگر اینکه از انتقاد رویگردان نباشید دوستان عزیزم . انتقاد همیشه محرک موفقیت است و جهت فلش همیشه به سمت مثبت است . حتی انتقادهای تند که خداراشکر با قوانین جدید رو به اعتدال نهاده است . یادتان هست انتقادهای تند ایام گذشته را ؟
بقول استاد عزیزمان ایکاروس سنگ خوردن ها و میخ کوبیدن ها !
نتیجه اش چه شد ؟ :)
اولا همیشه هوشیارانی حاضرند به تغییر جهت و استفاده مثبت از آن انرژی !
درثانی هرکس که به وظیفه در برابر خدای خود و به خدمت بندگان او حاضر است از سنگ بندگان اش نمیهراسد که :
گر نگهدار من آن است که من میدانم
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد !
خلاصه که هر کس آزاد است علائق خود را بازگو کند . عیب ندارد . ما نیز کنیم :)
شک نکنید همان جوان ها نیز روزی به نتیجه ی ما رسند و اگر شجاع باشند اعتراف به اشتباه کنند و اگر نیز هوشیار نباشند که بر هوشیاران مسئولیتی نباشد .
شما عشقبازی ی خود کنید که :
صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن شتاب کن :)
عزیزید که عزیزان خدائید :)
یادتان نرود که :
شما عطر انتخاب نمیکنید که عطر شما را !
که هر که را لیاقت معطریت نباشد .
برخی لباس میپوشند و برخی میپوشند با لباس !
و این دو را از زمین تا آسمان تفاوت است !
بقول چند تن از دوستان نازنینم :
یا حق
39 تشکر شده توسط : مهدی پوراحمدی ناصر گل فر
Elysium Pour Homme Parfum Cologne
لینک به نظر 27 خرداد 1402 تشکر پاسخ به سعید رضایی شوشتری
عزیز منی سعید شوشتری بزرگوار و پردانش
من اگر بیدار شوم از خواب ، انشاله بزودی ، به فوریت با خبر خواهید شد از بس که دوستان مقید به مهر دارم در این منزلگاه که با کوتاه ترین غیبت به احوالپرسی کوشایند !
حضور مفید و ممتد برخی بزرگان چون خودت بر این خانه نعمتی نعیم است خداراشکر .
حضورتان پایدار و معطر انشاله
:)
21 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Perfumex
One Man Show
لینک به نظر 27 خرداد 1402 تشکر پاسخ به Mahdi sohrabi
مهدی سهرابی عزیز
سلام
بله . در جریان ام
یک نوع اش صابونی ست و یک نوع اش شبحی ست از مدل اصلی که بسیااار لایت و کم جان است !
مرا یاد خاطره ای انداختی که اتفاقا یک هفته نیست از گذشتن اش !
همین چند روز پیش رفتم سری بزنم به یکی از دوستان جدید عطرفروش ام .
دیدم در بین همه ی عطرهایش یک جعبه ی وان من شاو را گذاشته آن بالا با احترام !
گفتم آن را بیاور پایین ببینم !
گفت هااااان ! سخی جان دل ام نمی آید این را بفروشم ! میخواهم ببرم خانه !
گفتم عجب ! بیاور ببینم چیست این !
تست کردم . رفتم بیرون سیگاری کشیدم و برگشتم .
گفتم این را میخواهی ببری خانه ؟؟
چند خریده ای ؟
گفت فلان کس با منت برایم آورده . یک دریک هم آورده ! عطرها را به تضمین اصل میفروشد !
گفتم خب ، مشت نمونه ی خربار ! آن را تست نمیکنم !
میخواهی ظرف ده دقیقه همین را با همین عطرهای رده ی پایینی هم که در فروشگاه داری برایت بسازم ؟ البته نه این را که چندین پله بالاتر ؟
چند ثانیه با چشمهای گرد تماشام کرد :)
میدانستم میخواهد بگوید برو آقاجان اما خاطرات کمی که از من دارد را مرور میکرد در ذهن !
سپس گفت : راست میگی ؟؟
گفتم بیا مشغول بشیم . خب . فلان عطرهای زپرتی ی فلان شرکت را بیاور به اضافه ی فلان اسانس ها که مفت گران اند :)
بعد از ربع ساعت :
خب ! این تازه خام است . با این حال ، کدام بهتر است ؟؟ از نظر تو که عمرت را به عطر مشغولی کدام اصل تر است ؟؟
تازه با این مواد ، ورنه اگر بخواهم بسازم میدانم با چه بسازم !
هاج و واج گفت : آقا تو اینجا چکار میکنی ؟؟
گفتم اولا من انگشت کوچک عطاران بزرگ نیستم ، حتی عطاران همین مملکت . من اصلا عطار نیستم فقط چیزهایی بلدم .
در ثانی عطر من عطری دیگر است که او را میجویم :)
آخر شب زنگ زد که فلانی آن عطر اصل بعد از نیمساعت پرید اما عطر تو هنوز روی دستم با قدرت باقیست و هیچ فرقی هم از بو نداشتند بلکه عطر تو زیباتر است !
گفتم تازه آن عطر پخته است و عطر ما خام . بگذار پخته شود سپس دوباره تست کن !
ضمنا وان من شاو های اصلی که الان نیست ، روی لیبل باید بچ کد داشته باشند !
شیشه ی تو بچکد ندارد پس اصل نیست !
وان من شاو قدیم دیگر نیست !
وان من شاو قدیم یک شاهکار بود که یکی از زیباترین رزها را در او یافتم آن زمان .
چرا برند بوگارت دوباره نمیزند ؟
چون از قیمتی که برند بر سطوح آن مقید است خارج میشود و چون میداند مشتریان مقید به وان من شاو انگشت شمار اند ( در صورت گران بودن ) و رقبا بسیار . توجیه اقتصادی ندارد . ریفورموله هم مزید بر علت .
این عطر از معدود افسوس های دنیای عطرهاست !
با ارادت
32 تشکر شده توسط : عباس بهرامی Perfumex
Elysium Pour Homme Parfum Cologne
لینک به نظر 27 خرداد 1402 تشکر پاسخ به علی افتخاریان
شما محبوب همه ی مایی جوان رعنا علی افتخاریان عزیزم
تا چشمه ی زلال محبت دوستانی چون تو و دیگر عزیزان درین گلستان میجوشد من خشک نخواهم شد .
مهر تنها چیزیست که بر من مهم است ، این مهمترین درسی ست که از عطرها آموختم .
عمر گل کوتاه است لیک ما آموخته ایم نهایت استفاده را از او !
لیک گاهی یادمان میرود فلسفه ی گلها را !
غربت ، جسم و جان را آزرده میکند و وقتی دوستانی که " اهل " این خانه اند و بر معطریت آن میکوشند از جمع ما خارج میشوند احساس غربت میکنم ، دل ام میگیرد !
امان از روزی که امیدها مایوس شوند به دیدار دوستان ! غم انگیز است .
این خانه ی زیبا و اهالی ی زیباپرست آن تحمل متارکه ی عزیزان ندارند .
زمانی که میبینیم چشمه ی مهر در حال خشکیدن است چشمهای ما میبارد به باران نیاز لیک مباد که ازدیاد این باران ، شوره زار در پی آرد به یاءس !
مباد شنیدن صدای شکستن قلبی که مامن مهر است .
من کماکان انتظار دوستانمان کشم .
یادمان نرود که هنردوستان نازک دل اند و زود رنج !
یادمان باشد که :
پر کن قدح باده که معلوم ام نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه !
دوستان عزیزم ، شیکپوشی هیییچ نیست مگر خاطره ساختن .
هارمونی ی پوشش را میتوان آموخت به دانش و تجربه لیک استفاده از آن را که همان خاطره سازی و مقصد و مقصود باشد ، اکتساب نیست که هنر میخواهد !
اگر نیک بنگریم مقصد همه ی نت شناسی ها و عطر آموزی ها به مقصود خاطره سازی منتهی میشود !
تو پاینده باشی انشاله جوان رعنا

حسین رفیعی عزیزم سلام
متشکرم از لطف بزرگوارانه ی شما و چشم .

سرکار خانم سولماز هنرمند و مهربان جمع ما
سلام و ارادت های بسیار

سروش سلطانی عزیز درودهای بسیار و تشکر از لطف شما دوست مهربانم

امید مرادی عزیز سلام و بله ، حق با شماست که قاطعان طریق در کمین عمر کوتاه مایند .

سرکار خانم ع میرزایی
ارادت و احترام حقیر تقدیم به شمای بزرگوار

مسعود بهرامی عزیز
سلام و تشکر از دید مهربانانه ی شمای دوست

سرکار خانم فیضی بزرگوار
انتهای احترام ام تقدیم به شما

مهرداد عزیزم سلام
خواندم که چه شد !
به عرایض پیشین دقت نکرده ای !
هر عطری را که بوییدی و رایحه ی الکل را به وضوح تشخیص دادی کوچکترین شکی نکن که نسخه ی ایرانی را خریده ای . کاری به قانونی یا غیر آن ندارم که تفاوتی ندارند از دید من ! کاری هم بر آنچه که بر جعبه نوشته ندارم ! ایضا حرفهایی که فروشندگان به عوام میگویند ! هیچ عطر اصیلی ( ساخت هر کشور که باشد منهای ایران ) بوی الکل نمیدهد . دلیل و چرایی اش را هم که همه میدانیم .
خریدن عطرهای بی کیفیت توسط اعضای این خانه اشتباه تلقی نمیشود بلکه بی توجهی به دروس مقیوده !
تجدید شده ای خلاصه :)
تکرار نشود که تک ماده هم نداریم :))

عباس نوشادی عزیز سلام
چشم . هرچند که قیمت ها از روز صدور آن نظر تا امروز چندین برابر شده اند !

دوستان عزیزم
دلتان شاد باد و تنتان خوشبو و شخصیت تان معطر انشاله
که معطریت از هر کس نشاید حتی اگر عطر میلیاردی بر تن پوشیده باشد !
حضرت مسیح میگوید : هیچ چیز نیست که بر بدن وارد شود و آن را نجس کند بلکه آنچه از ما صادر شود به نیت و کلام !
خوش خویی ست که خوشبویی به دنبال دارد .
معکوس اش همیشه صادق نیست !
خدا همراهتان
40 تشکر شده توسط : جلوه مهریار
دوستان عزیزم سلام
ویکتوریا سکرت بامبشل
لطافت جزء لاینفک برخی فرشتگان است .
فرشتگان تپلی !
چند روز پیش با نوشتن یک نظر در خصوص فرشتگان تپلی ادای دینی کردم به ایشان که از کودکی دوست ترین داشتم آنها را ، که متفاوت اند الحق ، ذیل عطر جدیدی از تام فورد که دستریزش را دوست عزیزی بر من فرستاد و با بوییدن اش به یاد فرشتگان تپلی افتادم .
لیک مدیر عزیز ما صلاح دید در قسمت انجمن ثبت شود اما بر اساس عقیده ام ، زمانی که " نه " در کاری اتفاق افتد از انجامش صرفنظر میکنم .
البته من پیر شده ام و طبیعی ست حرفهایم جاذبه ی خود را از دست داده باشند :)
اکنون نیز قصد تکرار ندارم و تنها به معرفی ی عطر میپردازم .
عطر بامب شل یکی از بهترین هاست بر ایشان ، که در صورت لطافت دارند و با انتخاب رایحه ای لطیف ، سیرت ایشان نیز به آیینه نمایان میشود .
بامب شل عطر تابستان نیست . عطر زمستان نیز نیست هرچند که در هر کدام ازین فصول ، نت هایی را بر ارائه دارد لیک اوج زیبایی ی خود را در پاییز و بهار نمایان میکند و بیش از بهار ( که در بهار ، طبیعت شما را با روایح طبیعی ی بهاری در بر گرفته است ) در پاییز !
در پاییز شما از هر بابت تشنه ی بوییدن بهارید !
هیچ فصلی چون پاییز شما را دلتنگ بهار نمیکند که در ابتدای راه طولانی ی بهار ایستاده اید و طبیعت تمامی ی اسباب رنجوری ی شما را فراهم کرده است . باد اش فرق دارد ، باران اش فرق دارد ، خاک اش متفاوت است و نیز آتش اش حزین است !
دانشمندان و پزشکان شما را بر حذر میدارند از جمیع ایشان بعکس بهار !
عطرها در پاییز مهمترین نقش را بازی میکنند در احیاء روح شما به تسکین !
عطر بامب شل به تمام معنی بر تن فرشتگان تپلی مینشیند به انتهای لیاقت ایشان و انتهای هماهنگی و همخوانی با فطرت آنها !
این رایحه معرف ایشان است . در هر چهار فصل قابل استفاده است . عطر مخصوص ایشان است در منزل . چه آنها که چون فروردین گرم اند و پرشور و سراسر انرژی اند تا آنهایی که همچون آب آرام ، آنها که علاوه بر خود ، یک همزاد هماره همراه دارند به تجربه و اندیشه ، در اسفند !
همگی در کنه و بن برابر اند !
مهربانی جزء لاینفک وجود آنهاست . پیش از آنکه ایشان را بر اساس شخصیت ظاهری قضاوت کنید به یاد داشته باشید که قلبی از طلا دارند !
خون ایشان رنگین تر نیست اما شک نکنید که گرم تر است !
میدانید چرا رنگ شیشه و جعبه ی این عطر قرمز روشن انتخاب شده است ؟؟
بر آن دقت بسیار کنید !
رنگ رایحه اش نیز همین است .
مقصد و مقصود اش نیز همین است !
این رنگ سزاوار فرشتگان تپلی ست !
در پوشش و آرایش از آن غافل نشوند !
تاثیر خود را چند برابر خواهند کرد اینگونه !
تند بودن کار ایشان نیست که در انتهای تعادل ایستاده اند !
بامب شل اوج زیبایی ی اتحاد میوه ها ( جذابیت ) و گل هاست ( نازی یت ، لطافت و زیبایی )
راوی ی نظافت و پاکیزگی ست ، راوی ی جذابیت است ، راوی ی لطافت و معطریت است و نت های چوبی ی پایه ی آن به شما گوشزد میکنند که باید عمیق تر قضاوت کنید و آنچه از لطافت ، ظرافت و نزاکتی که میبینید ، در کفه ی دیگر و آنسوی دیدگاه که از نظرات پوشیده است اقتدار ، قدرت و نری یت حاضر است که در صورت لزوم به آنهایی که سطحی نگر اند قابل نمایش است !
این عطر چیزی دارد که بسیااار فراتر و مهمتر است از ماندگاری هرچند که در فصولی که گفتم ( پاییز و بهار ) درین آیتم کم ندارد .
آن مهم شخصیتی ست هماهنگ که اغلب عطرها فاقد آن اند !
پخش ؟ به میزانی که باید ، دارد .
چرا برخی ازین عطر شاکی اند ؟ :
حق دارند ! عطر آنها نیست ! رایحه ی آنها نیست ! با نوع شخصیت ، فطرت و بالاخص فیزیک آنها هماهنگی ندارد .
رویا !
نامی ست قرین و قریب به شخصیت این عطر و ایضا به شخصیت صاحبین مقصد و مقصود آن !
از تشریح یک به یک نت ها ، چرایی و چگونگی ی آنها در بازسازی ی این مهم صرفنظر کردم و تنها به همین اکتفا میکنم که گریپ فروت ، آناناس ، یاس ، گل برف و مشک وظیفه و مسئولیت نقش این رویا را بر بوم سپید تن شما فرشتگان ناز بر عهده دارند .
ایشان را به میهمانی ی تن ظریف و لطیف خود دعوت کنید تا زیبایی ی شما را بر همگان دیدنی و بوییدنی کنند !
زنده باشید و زنده بدارید اینگونه ، اطرافیان خوشبختتان را انشاله .
با ارادت
49 تشکر شده توسط : آندیا ناهید کهن
دوستان عزیزم سلام
نظرات صحیح دوستان عزیزمان را خواندم در خصوص مبحث ریفورمولاسیون .
بهترین ادله برای نیل به اهداف اقتصادی توسط برندها ، استناد به مباحث پزشکی بود .
بابت این اسناد پول خرج کردند ، هزینه کردند تا ادله جمع آوری شود !
یعنی خودشان بر علیه خودشان فعالیت کردند از طریق استخدام پزشکان و انجام تحقیقات تا بتوانند ادله ای از باب پزشکی فراهم کنند تا خود را مجبور ( ! ) کنند که عطرها را ریفورموله کنند !
لیک من از دیدگاه دیگری ، میخواهم مطلبی عرض کنم :
- عطرها ریفورموله شده اند یعنی غلظت نت ها کاهش پیدا کرده است . معنی اش این است که رایحه و دریافت آن تغییر میکند خصوص در برخی نت ها بصورت شدیدتر !
- یعنی بسیاری از نت ها در آزمایشگاه تولید میشوند ( سنتتیک ) پس کیفیت درک و نوع رایحه تغییر میکند .
- یعنی کیفیت نت ها متفاوت شده ست .
- یعنی آکورد سازی در عطرها برای نیل به جایگزینی بجای برخی نت های گران یا سخت الوصول تشدید شده است .
نتیجه برای ما عطربازان این است :
باید تمامی ی عطرها را دوباره و از نو بررسی و ریویو کنیم .
یعنی عطرهای پس از ۲۰۱۵ ( حدودا ) دیگر همان عطرهای قبل آن نیستند !
یعنی حتی باید طراحی ی شیشه ها را عوض میکردند لیک این کار از جهت فروش مضر بود .
مصادیق و ادله ی عرایض فوق در مجموعه های همه ی ما هست . کافی ست دوستانی که عطرهای قدیمی در مجموعه دارند ، آنها را با ساخت های جدید قیاس کنند ، کاملا مشهود است !
اگر من باشم اصلا نمیگویم فلان عطر ریفورموله شده زیرا این مختص یک عطر یا یک گروه نیست بلکه همه گیر است . تنها عده ی قلیلی از نیش های خاص ازین قاعده مستثنی هستند که آنهم مشخص نیست ممتد بماند !
طولی نمیکشد . بقیه نخواهند گذاشت !
خلاصه که هرچه بود گذشت :)
باید فراموش کرد ، چون دیگر به آن زمان باز نخواهیم گشت !
آن خاطرات ، آرزوی امروز شد و به همین منوال خواهد ماند . هر چند بر ما عطردوستان خصوص آنها که آن عطرها را تجربه کرده اند محل تاسف است لیک چاره ای در پی ندارد !
باید هر عطر را دوباره از نو بررسی کرد .
البته این نظر حقیر است که شاید محل اشکال باشد !
ارادت ها خدمت همه ی شما
31 تشکر شده توسط : عباس بهرامی مهران شاملو
Epic for Women
لینک به نظر 3 خرداد 1402 تشکر پاسخ به نیلا ی
درود بر شما سرکار خانم لیلا
اینگونه جملات مهم نیستند ، بلکه مهم این است که شما بر یک مهم دقت کنید :
مردان اهل دانش و اندیشه نه تنها اینگونه سخن نمیگویند بلکه به عکس !
ایشان اهل مسابقه نیستند بلکه اهل کشف اسرار و حقیقت خلقت .
برخی جوانان که اینگونه میگویند خود بزودی پرتجربه میشوند و در مسیر خلقت قرار میگیرند .
نامجویی و مسابقه بر سر آن همه جا در جریان است و جزء لاینفک غریزه ی جوانی ست .
طبیعی ست . لیک برخی جوانان از این عبور میکنند و زودتر از دیگران در مسیر حقیقت قرار میگیرند . ایشان دلی پیر و مغزی پیرتر دارند و بزودی از مابقی منفک و هویدا میشوند .
سخنان و یافته های ایشان است که قابل به تفکر است .
مسابقه همه جا هست . بر آن دقت و تفکر نکنید . مثلا دیده اید برخی از دوستان ما ، خود میگویند و خود از خود تشکر میکنند :)
اوایل فکر میکردم اتفاقی ست . برای خودم هم پیش آمده که بدون توجه انگشت بر دکمه ی تشکر گذاشته ام حین جابجایی ی نظرات . اما وقتی به صفحه ی ایشان مراجعه کردم دیدم از همه ی نظرات خود متشکر و مسرور اند :)
حال آنکه این کار نتیجه ای معکوس میدهد و آن نظر درست و زیبا بر چشم عقلا ضعیف جلوه میکند .
خلاصه اینکه برای تشخیص اهمیت جملات باید بر گوینده ی آنها توجه کرد .
دو نفر دقیقا یک جمله یا مضمون را بازگو میکنند اما از یکی می پذیرند و از دیگری خیر !
این بر میگردد به دید شنوندگان از رویه و تجربه ی گویندگان .
ما هوشیاران تیزبینی در این منزل داریم در گروه آقایان . نظرات ایشان را اگر دقت کرده باشید که همگی از دانش و تجربه برخاسته در همین راستاست . بر ایشان اینگونه مسابقات بی اهمیت است بلکه اسرار خلقت و مهمتر از آن ، اشراف و بهره گیری از آنها بجهت اخذ سعادت و اشراف به حقیقت .
موفق باشید
30 تشکر شده توسط : عباس بهرامی zero
دوستان عزیزم سلام
زنان مدیر را دیده اید ؟
بیش از مردان مدیر قابل به احترام اند !
خود هم نمیدانیم چرا ! شاید چون فراتر از انتظار اند ، دیدن چیزی که قابل پیش بینی نباشد همیشه با حس تعجب همراه است و اگر آن چیز فراتر از انتظار ، موردی مثبت باشد این تعجب با احترام آمیخته میشود .
استایل مخصوص به خود را باید داشته باشند ایشان برای تاثیر دو چندان .
لباس تیره ی رسمی ( تجربه میگوید رنگ قهوه ای بسیار تاثیرگزارتر است از مشکی زیرا راوی ی قدرت مدیری ست که از گرما و اطمینان نیز بهره میبرد . مشکی مرموز است و اعتماد را کاهش میدهد ) . آرایش ملایم با رنگهای هماهنگ با پوشش ، کیف و کفش که اضلاع کیف مهم است و از همه مهمتر : رایحه ! چرا ؟ :
رایحه نمایانگر باطن است !
یعنی چیزی که قابل دیدن نیست ، مثل پوشش که همان ظاهر باشد . رایحه ی هر شخص ، فطرت ، خلق و خو ، بطن ، شخصیت ( حتی خانوادگی ! ) ، پیشینه ، متد و نوع تربیت ، سلیقه و کلا باطنی را روایت میکند که پیدا کردن آنها زمان زیادی را میبرد به صحبت !
برای همین است که رایحه مهم است ! شاید حتی مهمترین . هرچند که برای ترجمه ی رایحه ( یافتن یک یک موارد مذکور فوق ) باید زبان روایح را آموخته باشید !
عطرها زبان خاص خود دارند . آموختن این زبان بسیار سخت است . هم استعداد میخواهد و هم سالها تحصیل و تمرین !
همین ندانستن زبان عطور است که برخی عطرها بر تن برخی اشخاص زار میزنند !
عجب عطری ست این اپیک زنانه ی آمواژ !
از همان پله ی اول میگوید من عطری متفاوت ام ، من از شاهان عطور ام !
پله ی اول اش را نت هایی تشکیل میدهند که میتوانند درای داون دیگر عطور باشند !
قلب اش از زیباترین قلب های دنیای عطرهاست ، رز ، یاس ، شمعدانی و چای !
زیباتر از این قلب دیده اید ؟؟
میخواهد بگوید من مدیری رئوف و خوش قلب ام .
درای داون اش از شاهان پایه هاست !
قطورترین ستونها ، سقف رفیع این عطر بلند بالا را بر دوش کشیده اند !
زیباترین نت های این جهان زیبا ، دور هم جمع شده اند به جشنی درخور احترام مردان ، که به تماشا ایستاده اند و با هر نگاه دست بر لبه ی کلاه میبرند و سر خم میکنند !
این یکی از عطرهائیست که حسادت مردان را بر می انگیزد به استفاده !
ده سال پیش که دوباره مجرد شده بودم نشستم جلوی تلویزیون کوچک ام روی یک فرش کوچک و دور تا دور خانه ی بزرگ ام را تماشا کردم که پر از خالی بود !
قاضی گفت هیچ چیز تعلق نمیگیرد اما قاضی ی بزرگ گفته بود زنان محق تر اند بر دریافت ، پس بدهید تا دریافت کنید !
همین کردم . قاضی ی کوچک گفت در طول خدمت ام چنین متارکه ای نه دیده ام نه شنیده ام . گفتم دستور قاضی ی بزرگ چنین است و شکی در صداقت اش ندارم .
یکسال بعد جدیدترین ، زیباترین و باسلیقه ترین وسایل زندگی را داشتم . کامل ، هماهنگ . ایضا ماشین !
چطور ؟ خدا میداند که خود هم نمیدانم !
این یکی از معجزات زندگی ی من است .
هر کس می آمد میگفت در این خانه حداقل سه زن زندگی و کار میکنند !
چقدر همه جا منظم ، تمیز و شیک است !
تنهایی سخت است . من هم برای زندگی ی لوکس ساخته نشده ام بلکه درویشی .
پنج سال بعد همه را به قیمت خرید دادم به بستگانی که بیش از من به آنها نیاز داشتند برخلاف مخالفت های بسیار والدین و خانواده ام . دوباره نشستم بر همان فرش !
اما قبل آن و در همان ده سال پیش :
عمه ام که دبیر دبیرستان بود همراه همسرش که رئیس خطوط نفت غرب کشور بود از کرمانشاه آمدند و یک هفته ای میهمان من بودند .
مرا بردند تهران منزل پسر عمه ی دیگرم که آخرین باری که دیدمش هشت سال داشت و ازدواج کرده بود . به من نگفتند چه خبر است !
شب ، پدر و مادر همسرش آمدند و سپس خواهر همسرش . اعجوبه ای بود !
اولین چیزی ازو که نظرم را جلب کرد بوی عطرش بود ! تقصیر نداریم ما ، شغلمان این است :))
دو شرکت داشت این دختر ! از دیوار راست بالا میرفت . گفتم چه عطر باسلیقه ای ! آفرین به سلیقه ی شما . چیست ؟
دستریز کرده بود در شیشه ی کوچکی . از کیفش در آورد و گفت آمواژ است . مشغول صحبت بودیم که پدرش به من گفت : ( پدرش مرد بسیااار محترم و اصیل و خوبی بود ، ترک بودند )
از تو خیلی خوش ام آمد جوان . اگر موافق بودی همین الان میروم انگشتر میخرم !!
برق مرا گرفت یکهو :)) چه شد ؟؟ هاج و واج بودم !
عمه ام با نگاه به من فهماند که داستان این است ! شما نگو قبلا هماهنگی ها را کرده اند لیک من بی خبر بودم !
کاش پدرش این را نگفته بود ، نطق ام کور شد ، من خجالتی ام اینگونه اوقات :)
همه چیزش عالی بود فقط او کوتاه بود و من دراز ! زوج چیچو و فرانکوی خوبی میشدیم :))
صبح روز بعدش به عمه گفتم تا ببینیم خدا چه خواهد :)
طالع ام معکوس دیگر مردان است !
در طول عمرم خواستگاری نرفتم اما چند باری به خواستگاری آمدند :)
اکنون هم که دیگر ترشیده شده ام :)))
خلاصه که این عطر در ذهن ام حک شد با این ماجرا و الحق عطریست خاطره ساز و خاطره انگیز !
شاد باشید انشاله دوستان عزیزم
48 تشکر شده توسط : مروارید ناهید کهن

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan