دوستان عزیزم درودها بر شما
با خود گفتم یک تیر و دو نشان کنم با این نظر برای شما عزیزانم
رو به گرما میرویم از سویی و نیاز به عطرهایی فرح بخش داریم
و از سویی هم اوضاع اقتصادی را که خود بهتر دانید !
اینهمه عطور خنک و حتی سرد اصیل عالی داریم لیک اجالتا از دسترس بسیاری از ما خارج اند ، یعنی خارج کرده اند !
بنظرتان از تورم ، چه کس سود می برد ؟؟
اصلا چه کسانی و به چه منظور تورم را حاصل کنند ؟؟
و این ثروت حاصل ، کجا صرف شود ؟؟
به آن فکر کنید !
و هماره حکایت دم خروس و حاشاست :)
بگذریم ، اشاره به عطرهای سرد و خنک کردم یادم آمد دوستی عزیزترین دو سمپل از عطور جدید بولگاری ی آلبرتو موریاس فرستاد به مهر که ریویو کردم حضورتان ، یکی شان مثل هوای یخزده ی رشته کوه آلپ اروپا ، سرد بود و رقیق و شفاف :)
باید الان بالای ۲۰ میلیون قیمت داشته باشند ، آن موقع عطرافشان قیمتی زده بود در حد رایگان ( ! ) نسبت به کیفیت شان !
گفته بودم هر که بخرد و آرشیو کند برد کرده ست ، هم به آن قیمت و هم تیراژ ( کیفیت ) نخست را !
البته عطرافشان چون به تعداد سفارش دهد ، عطرهای ۱۵ سال پیش هم دارد گاها !
و اما این عطر :
چند عطر شرقی منجمله اماراتی را مهربد عزیز لابلای دکانت ها بر من فرستاد تا اگر خوب بودند ریویو کنم بر دوستان عزیزمان .
مثلا بین خنک ها ، یادم هست یک عطر خنک عربستانی فرستاد بنام یات مود که به حق زیبا بود ! بطری اش قایق بود :)
دکانت این عطر ، یعنی لطافه ملک الطیور هم بینشان بود ، یادم هست دربش را بوییدم و گفتم :
واو ، آناناس و سیب و لابدانیوم که عشاق هر سه ام ! یک بوی لطیف هم به مشامم خورد همراه با یک تندی ی فلفلگون ، تست اش نکردم که هم فصل اش نبود و هوا سرد بود و هم ذوق تست عطور اصیل را داشتم آن زمان ، اما رفتم به صفحه اش که نت هایش را تماشا کنم بدانم آن نت لطیف که بی شک مربوط به درای داون است و تنها حین تست بخوبی هویدا میشود کدام است ، که دیدم : به به !
اولا آن که کشمران است و آن تندی فلفلگون مربوط است به مریم گلی ، لیک به به برای قلب اش که برگ بنفشه دارد :)
برگ ها را میبویید دوستان عزیزم ، یا نه ؟
هم در دسترس اند و هم جزء رموز عطارها هستند ، معمولا لو نمیدهند و بین لیست نت ها نام نمیبرند !
ابتدا از درخت یا بوته عذر بخواهید ، تشکر کنید و یک برگ را بچینید ، تمیز کنید اول که عاری از گرد و غبار شود ، سپس خشک که شد در دست له کنید و دقیق ببوئید !
اگر میخواهید ، دو کار دیگر هم بکنید :
بچشید و همزمان هم ببوئید ، و یادداشت کنید ، اینگونه با چند بار مرور یادداشت ، دیگر فراموشتان نمیشود !
خب ، گوشی را بزنم به شارژ ، چرتی بزنم ، سپس برخیزم به عشقبازی با خدا و این بوی خدا :)
این دست از اماراتی ها ، خیلی بررسیشان سخت و زمانبر نیست بنابرین چند عدد باقیمانده دکانت های مهربد عزیز را با سرعت بیشتری ریویو خواهم کرد انشاله اگر زنده بودم .
قبل از آن این سالویا اسکلاریا را تشریح کنم برایتان :
مریم گلی یا مرموک یا کلاری ساژ ،
رایحه : شبیه لاوندر با این فرق که به چرم و عنبر نیز شبیه است یعنی آنها را هم در خود دارد ، کافوردار ، شباهتی هم به فلفل دارد ، دو نوع است : کافوری علفی و صمغی .
بعلاوه عطر گلی ای هست که روایح کهربا ، خاکی ، حیوانی و لاوندرگون را آشکار میکند .
■ لطافه ، ملک الطیور ، امارات ، ۲۰۲۲
مزه رایحه : آروماتیکی سبز ، گیاهی ، علفی ، کافوری خنک .
مناسب همه فصول منهای زمستان ، خصوص پاییز ایضا بهار
》تشریح :
عطر قشنگی ست :)
خاص است و این مهم است !
میتوان بصورت خلاصه گفت : عطری ست گیاهی و سبز و علفی و خاکی ، از برگ بنفشه ای قوی که نت های دیگری همچون آناناس و لابدانیوم ( لابدانیوم با لابدانوم فرق دارد ) و کشمران ، زیباتر شده ست ضمنا از نوعی از مریم گلی استفاده شده که در جهت و موازات برگ بنفشه باشد ، یعنی نوع کافوری علفی !
حتما تست کنید خصوص دوستانی که روایح طبیعیِ گیاهی و سبزِ علفی دوست دارند !
برای تست ، در خط درون آرنج دو پاف بزنید و یک دقیقه محصور کنید !
》 پله ها :
به محض اسپری آکوردی شاداب از جنس آروماتیک با آرپژ آناناس و با قدرتی کمتر : ترنج و سیب سبز ترش حس خواهید کرد که در پشت رایحه بخشی از رایحه مریم گلی را نیز حس میکنید که فعلا طعمی تند و فلفلگون از کل رایحه اش حس میشود !
عمر این پله تقریبا به بیش از ربع تا نیم ساعت نمی انجامد .
سپس آن رایحه خاص و لذیذ آرام آرام هویدا میشود در لحظات آغازین پله دوم و مدام قویتر و قویتر میشود !
برگ بنفشه با قدرت تمام و مریم گلی ای از جنس کافوری علفی که به برگ بنفشه کمکها میکند به انتشار زیبایی :)
اینجاست که عطر ، خاص میشود !
هیچ چیز دیگری نیست ! تمام نت های تاپ نت خاموش شده اند و یک رایحه کاملا گیاهی ، سبز ، خاکی ، کافوری ، علفی و شفاف به زیبایی و قدرت تمام موسیقی ای از جنس طبیعت را اجرا میکنند :)
گویی این دو گیاه را در دست له کرده اید و میبوئید :)
این پله مطلقا شیرینی و گرما ندارد ، خنکایی تلخ از جنس گیاهی و سبزی را تجربه میکنید .
عمر این پله حوالی سه ساعت است لیک بیش از یک ساعت میانی اش با قدرت تمام میدرخشد .
نکته : یادتان نرود ، این عمرها که میگویم ، هم بر پوشاک متفاوت میشوند و هم بر انواع ۴ گانه پوست ( صفراوی ، سودایی ، بلغمی ، دموی )
حتی نوع روایح و ترتیب ظهور و خروج نت ها هم میتوانند تغییراتی ریز را سبب ساز شوند در تمامی عطور ، لیک تلورانس تغییر روایح ، خیلی چشمگیر نیست ، اما زمان میتواند باشد !
سپس آرام آرام آن رایحه سبز قلب ، ابتدا ضعیف میشود و متعاقبا همراهی نت گلیِ گرم ، شیرین ، صمغی و خوشبوی لابدانیوم را میپذیرد !
در انتها به آهستگی ته مانده رایحه مریم گلی قلب خاموش میشود و بجای آن نت چوب کشمیر که رایحه ای شیرین ، بالزامیک ، صمغی ، کمی دودی و عمیق دارد هویدا میشود لیک برگ بنفشه هنوز بر روی پوست من لبخند میزند :)
رایحه برگ بنفشه ، کمترین قسمت اش پودری و کرمی است ، اما کشمران ته مایه ای کرمی گون هم دارد !
درای داون نیز طولانی مدت است .
》پرفومنس :
خیلی خوب در پخش ، خوب در پروجکشن و سیاژ ، ماندگاری هم خوب است بر پوست من ، خصوص قلب و درای داون طولانی مدت اند .
در نظر قبل گفته بودم که برندهای لطافه و الحمبرا در حال طی مسیری اند و سیاستی از پیش تعیین شده را پی میگیرند ، حتی یادم هست لطافه در سبقت و پیش از موعد و زمان مشخص قبلی اقدام به همکاری با کوئنتین بیش کرده بود در عطری عالی بنام تریاک ، که آزمایشی بود بر برند از قدرت ساخت و فروش بجهت تعیین زمانبندی ورود به پله های بعدی ترقی .
》زمان و مکان :
بجز زمستان ، خصوص پاییز !
چرا برای بهار نگفتی "خصوص" ؟
خواستم سخی نباشم اکنون و بنویسم خودتان تفکر کنید ، دلم نیامد ، گفتم شاید برخی دوستان جوان ام حوصله تفکر و تحقیق نداشته باشند ، پس مختصر اشاره کنم :
در بهار ، طبیعت خود مشغول پخش روایح سبز و گیاهی ست ، "عطر شما گم میشود" ، اما در پاییز بشدت هر چه تمامتر حس میشود هم بر خودتان و هم بر مخاطبین شما !
این درس که مختصر گفتم ، از مهمترین فوت های کوزه گری عطربازیست ، کمتر کسی بلد است که چرا یک عطر واحد در فصول مختلف ، با تغییراتی عمده بر مخاطبان واکنش میدهد !
عده ای متوجه فشار هوا ، دمای هوا ، رطوبت هوا و آیتم هایی دیگر مثل کیفیت مختلف عطور هستند ، اما اینی که گفتم و چند سال پیش هم فقط یک بار اشاره ای کرده بودم ، مهمترین قسمت است !
حال شما هم این مهمترین را آموختید :
- یا همراه طبیعت باشید در عطر افشاندن ، مثلا عطرهای گلی را در بهار بپوشید ، عطرهای میوه ای را در تابستان ، دودی و خاکی در پاییز و گورماند و وانیلی در زمستان !
- یا ضد طبیعت عمل کنید !
این یکی تحقیق زیادتری میخواهد و فوت بیشتر ، اما واااو بیشتر هم بدنبال دارد :)
این یک نکته ، بار این ریویو را تا سقف ریویوهای حقیر بالا بُرد که پس از عمری عطربازی یاد گرفتم ، به تجارب و تحقیق و پرسش بسیار :)
راجع به آن فکرها کنید اگر میخواهید همه بگویند : واااو !
که اگر دقیق راجع به این مهمترین فکر کنید ، چندین پله در انتخاب عطر و دانش عطربازی پیش رفته اید !
احتمالا دلیلی داشته که اینجا دستور نوشتن اش آمد :))
برخی حوصله خواندن ریویو عطور اماراتی ندارند :))
شما هم به کسی نگویید :))
البته شوخی کردم که بخندید ، بگوئید ، لیک به کسانی که ارزشمند اند ، همچون همه شما دوستان عزیزم که این حقیر خدمتتان تقدیم کرد ، خب عجب یک تیر و چند نشانی شد :)
و ادامه : روزانه ، در منزل هم میتوان تجربه کرد .
》پوشش :
هر چه میپوشید ، سبز و قهوه ای هم درونش باشد .
رنگ خاکی هم رایحه خاک عطر را تشدید کند .
البته اینها را به آموزش عرض میکنم ورنه برای همه ی عطور لازم نیست دقت بسیار به خرج دهید هرچند که من میدادم .
الان که اصلا حوصله هارمونی نداریم لیک این ریویو میماند در سایت ، انشاله به روزگار شادی همین کنیم !
چیزی دیگر یادم نمی آید !
قرار شد ریویوی مختصر بنویسم مثلا :)
آن عقاب روی شیشه را میبینید ؟
بلطف خدا همین میشویم انشاله !
شیر ژیان که بوده ایم از هزاران سال پیش ، بالهای شادی و سرور نیز خواهیم داشت به پرواز بلطف خدای مهربانمان !
عمرمان به فقر و حسرت عطور گذشت !
لیک همگی به بوییدن بهشت میرویم :)
یاد فیلم مارمولک بخیر ، پرویز پرستویی گفت فشار را کم کنید که از آنطرفِ جهنم بیرون نزند :))
پیمان قاسم خانی نوشت و کمال تبریزی کارگردانی کرد .
ارادت ها
دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هر دو سوزانند ! اما این کجا و آن کجا
:)
دوستان عزیزم درودها
فرصت نشد تمامی نظرات این چند روز را در خصوص داستان مشابهین ، مطالعه کنم ، نظر چند تن از دوستانمان را مطالعه کردم و تشکر کردم بابت زحمتی که درین خصوص بر همه ی ما به ازدیاد دانش کشیده اند ، لیک این اشاره ی طناز ارژنگ عزیز جالب بود :)
یک مورد را عرض کنم حضورتان :
بارها عرض کرده ام که هیچ دو عطری یکسان نیستند و هر عطر شخصیت خود دارد ، چطور ؟
چون عطرها زنده اند !
جسم دارند ، جان دارند ، مهر میورزند ، لبخند میزنند ، برخی ما را دوست ندارند لیک همگی جان خویش را بر تن ما فدا کنند به بخشیدن لذت بر ما و اطرافیان ما !
دیگر اینکه :
اگر دو عطر را پیدا کردید که عینا و ۱۰۰٪ با هم یکسان بودند بر من بفرمایید تا تست کنم و ده ها اختلاف آنها را استخراج و تقدیم کنم !
عطرها چون آدمیانند ، حتی دوقلوهای همسان ، یکسان نیستند !
و اما یک درس در عطربازی :
عطرهای درخواست شده و سفارش شده بر تشابه ، دو نوعند :
- Inspiration : الهام گرفته شده
- Clone : شبیه سازی شده
این دو ، در سعی به تقلید یک رایحه عطر معروف یا گران قیمت و پرفروش ساخته میشوند
》دسته ی الهام گرفته ها :
سعی میشود با تغییراتی ، دسته ی دیگری از مخاطبان آن رایحه را هدف قرار دهند .
درین دسته ، قیمت مد نظر نیست !
از تعدادی از عطربازان و مخاطبان آن عطر پرفروش با پرسش هایی ، تحقیقاتی میشود که مثلا رایحه ی این عطر اگر چگونه بود بهتر بود ؟ کدام نت ها و بوها کم و زیاد باشد بهتر است ؟ کدام نت ها حذف یا اضافه شوند خوبتر میشود ؟ خود برند نیز همین کار میکند و فلنکرهای یک عطر دقیقا به همین علت تولید میشوند تا دایره ی جذب مشتریان و مخاطبین آن عطر خاص را هرچه بیشتر گسترده کند .
》دسته ی شبیه سازی شده ها :
این دسته سعی دارد بیشترین شباهت را حاصل کند و تنها بر قیمت کمتر نظر دارد تا گوی سبقت را از عطر اصلی برباید ! یا حداقل سهمی از بازار را بدست آورد ، اما :
تحت هیچ شرایطی ( طبق قانون کپی رایت ) نمیتواند آن عطر خاص را عینا شبیه سازی کند ولی میتواند چند نت را تغییر دهد اما به قسمی این کار را بکند که رایحه عطر اصلی حتی المقدور دستخوش تغییر نشود !
اگر غیر ازین هم بود ، باز نمیتوانست !!
چون مواد اولیه ، ترکیبات ، عناصر و نت های هر برند متفاوت است و اگر عینا هم تکرار میشد باز در رایحه خروجی ، چه نت ها و چه پله ها و چه زمان ترخیص نت ها و پله ها ، متفاوت میشد !
آونتوس نتوانست رایحه خود را در دو سری تولید پشت سر هم ، عینا شبیه سازی کند !
حتی اگر دست ساز نبود !
نکته : یکی از دلائل تغییر رایحه عطرهای دیزاینر که بصورت تکنیکال و آزمایشگاهی و فرمولی ساخته میشوند ، همین است ! همه چیزِ عطرها که در بالا شمردم ، هر ساله تغییر کیفی کنند ، حتی اگر جزعی باشد باز در جمعِ هر یک ، کثیر و ملموس و محسوس شوند !
البته پر واضح است که دلائل دیگری نیز در این اختلاف خروجی رایحه دست دارند ، مثل قوانین هرساله ایفرا مثلا که مدام برخی نت ها را حذف کلی و برخی دیگر را در غلظت دگرگون میکند .
چه بگویم ، حتی یک مزرعه در دو سال متوالی ، یک جور محصول واحد نمیدهد !
یکی دیگر از مهمترین دلائل هم این است :
هر که بفکر خویش است
کوسه بفکر ریش است !!
خصوص این روزها ! که تمامی برندهای بزرگ و کوچک دیزاینر ، عطر میسازند برای پول !
شک ندارم مدیرانشان قبل از خواب ، بر خود و رخت خوابشان عطر پول میپاشند :)
هر کدام یک شیشه عطر اسکناس برای خود ساخته اند :)
فقط "تعدادی" ، آنهم نه همه ، انگشت شمار برند نیش هستند که کماکان بر هنر عطر توجه و فعالیت دارند و نه بر صنعت عطر !
خلاصه که کلون ها ، حال چه اروپایی باشند چه اماراتی ، محال است دقیقا همچون عطور اصلی باشند !
هیچ ارزانی بی علت نیست !
هیچ گرانی هم بی حکمت نیست !
اما :
من خود شخصا حوالی ۵ سال پیش در همین خانه مان شرح دادم که از طریق دوستان عزیز و بزرگی که دارم و ایشان مطلع بودند از اخبار قوانین مجلس ، باخبر شدم از قوانینی جدید که اهم اش خروج عطر از سبد سوبسید خانوار از سویی و تخصیص مالیات گزاف ( همچون دیگر کشورها ) بر عطرها از دیگر سو ، و باز از سویی دیگر ازدیاد قیمت ارز ، و باز هم از دیگر سو اجرای تحریمهای جدید ، همگی باعث شد براحتی حدس بزنم بناست قیمت عطرها سر به فلک گذارد !
عطرها در ایران ، حتی از کشورهای تولید کننده شان به مرااتب ارزانتر بود چون کشورها مالیات خرده فروشی داشتند و ما نداشتیم !
برندها که بر ما بصورت کلی میفروختند مالیات نمیگرفتند حال آنکه در کشور خودشان پس از خروج از کارخانه مالیات خرده فروشی وضع میشد .
از چند جبهه به دنیای عطربازی های ما حمله شد !
ایضا میدانستم که ازین بازار محصور و بسته ، تعدادی بسیار برند ایرانی از ریز و درشت و فیک و اصل ، همچون قارچ سر بر خواهند آورد !
که چون نابلد اند ، سلامتی خوشبو محوران تحت تاثیر قرار خواهد گرفت به احتمال زیاد !
اما :
با خبر شدم که همزمان دنیای عطر دارد از غرب به شرق نقل مکان کند !
عمان ، امارات ، عربستان ، کویت ، قطر و ...
که در کیفیت ، سعی خواهند کرد !
که تمامی حدس ها که محدوس شد و تعدادی را در سایت نوشتم ، برخی متاسفانه و برخی خوشبختانه ، همگی تقریبا به وقوع پیوست !
همان موقع هم عرض کردم : امارات ۴ جور تولید دارد :
- نیش ها و ایندی نیش ها :
که با غرب براحتی رقابت خواهند کرد ، مثل ویدیان مثلا !
- دیزاینرهای برندهای غول عطرسازی غرب :
که بدلائل مالیاتی و کارگر ارزان ، شعبه ای را در امارات احداث و تولید خواهند کرد ، مثل برند خانم جو مالون مثلا !
( این یکی یادم هست الان ، چون چند شیشه خریدم به سفارش دوستان ، برندهای بسیار دیگری نیز هستند درین لیست )
- برندهای دیزاینر رتبه اول :
که ابتدا سعی میکنند از طریق کلون سازی ، هم معروفیت و هم ثروت بدست آورند تا سرمایه دورخیز برای استخدام عطارهای گرید ۱ فراهم و به برندهای غربی برسند ، مثل لطافه و الحمبرا مثلا . سیاست دوم ایشان پس از کلون سازی و پیش از رسیدن به گرید ۱ در صنعت عطور ، الهام گرفته سازی خواهد بود ، که الان شاهد هستم که ورود کرده اند به این مبحث بعنوان پله دوم قبل از آخرین پله .
- و در انتهای لیست برندهای درجه ۲ به بعد :
که فقط کلون میسازند و تنها همتشان این است که کیفیت کلون ها مدام بهتر شود ، چه از چرخه ی عطر و چه کامپوزیشن و چه فلاکن ایضا پرفومنس !
مثل فراگرانس ورد و جانوین و روونا و مابقی
که بی شک از ویدیان و مشابهین اش که در راس این هرم اند هر چه به پایین آییم تعداد برندها بیشتر شود تا کف هرم که همین کلون سازها هستند که بسیارند و من بجز آن چند تایی که نام بردم بقیه را نمیشناسم .
ضمنا : معلوم است دیگر !
که سهم ما درین بلبشوی مادی و معطری کدام است با تاسف !
حال باید چکار کنیم ؟
دوستان عزیزم ، اولا اسانس روغنی را فراموش کنید ! چرا ؟
هیچکدامتان ، به تاکید عرض میکنم چون نگران سلامتی شما هستم ، هیچکدامتان به اندازه من نه عطربازی کرده اید ، نه تحقیقات کرده اید در اسانس های مختلف تمامی کشوران جهان :
اکنون ، هیچ اسانس بدرد بخوری که ، بماند ، شاید کاملا سالم و استانداردی در بازار نیست !
چرا نیست ؟
چون در تحریم ۱۰۰٪ هستیم ایضا بدلیل قیمت ارز ، کسی اسانس استاندارد نه میتواند بیاورد و نه سودی بر وی دارد !
شما میتوانید برای هر گرم ، حداقل ۵۰۰ هزار تومان پرداخت کنید ؟؟
تنها عده ای بصورت مسافری شاید بیاورند آنهم یا برای خود یا مشتریانی خاص ، به سفارش !
این از اسانس .
و اما کلون ها :
چاره ای نداریم ، مجبوریم ، اگر میخواهیم نه بر حسب عادت ، که بر حسب شخصیت شکل گرفته ما درین همه سال ها معطر بودن ، عطر بخریم مجبوریم صرفه جویی کنیم .
- پول روی هم بگذارید و شراکتی عطر اصلی بخرید .
- عطر اصلی را قسطی بخرید .
- تعداد پاف را کم کنید تا دیرتر تمام شوند .
- بگردید بین برندهای اصلی و رایحه ای که دوست دارید ، عطور قویترش بخرید تا از تعداد پاف کمتر استفاده کنید .
خیلی طول نمیکشد ، نگران نباشید !
این داستان عطر اصلی هم خود داستانیست !
از هر ۱۰۰ شیشه عطر در بازار ۷۰ عددش اصل نیست ! اغلب اصل ها هم در تهران یا شهرهای بزرگ حضور دارند . دقت کنید بر انتخاب سایت یا فروشگاه !
حتی عطور امارات که همسایه دیوار به دیوار ماست ، در ایران نیست ، یعنی آن آمار ۷۰٪ فیک که گفتم ، برای اماراتی ها ( چون پرفروش تر اند ) به مراتب بالاتر است و بلکه به ۹۰٪ هم برسد !
- اگر هیچ راه دیگری نداشتید ، اگر مجبورید عطر کلون یا همان مشابه بخرید ، حتما از دوستان کاربلد ما درین شاخه مثل جناب دکتر اسعدی محترم و دیگر دوستان عزیز ما مشاوره بگیرید !
قدیم ها همیشه میگفتم : هیچ کس سرطان عطر نگرفته تا کنون !
این را به طنز میگفتم ، لیک اکنون ممکن است این طنز شاد ، به طنزی تلخ بدل شود با شرایط حاضر کشور ما که هر کسی را به ساخت عطر فیک و کسب ثروت بادآورده ترغیب میکند !
یا حتی ممکن است قصدی بد نداشته باشد بلکه نیتی خیر ، لیک چون این علم نوپاست در کشور ما و کسی درین اهم تجربه ندارد ممکن است ناخواسته آن طنز تلخ را بسازد !
خلاصه دقت کنید !
نکته بسیار بسیار مهم در عطور مبهم :
هر چه پرفومنس قویتر ، عطر بهتر ؟؟
من که نظری معکوس دارم ، شما را نمیدانم !
آیا آن ترکیباتی که سااالها پیش ، عطور را ماندگار میکردند ، هنوز هم هستند ؟؟
یا موادی دیگر این وظیفه را انجام دهند در عطور جدید ؟!
بر این پرسش ها تفکر و تحقیق کنید !
حرف زیاد زدم ! ببخشید ، خودم بیشتر از شما خسته شدم لیک چون هم دوستتان دارم و هم موءظف ام بپاس تجربه بیشتر ، اینها را عرض کردم که بدانید ، ورنه خودم کمی میدانم :)
ارادت ها
دوستان عزیز عطرافشان ام
درودها بر شما
داشتم به این فکر میکردم که بسیاری از عشاق ما در روایح ، بطری ها و شیشه هایی که در هر کدام ، سرنوشت ها ، زندگی ها و خاطراتی نهفته است ، مخلوق این عالیجناب عطرها دامنیک روپیون است !
بی شک بخشی از عشق های ما رایحه دوستان ، مدیون اوست !
بزرگترین برندهای جهان عطر نیز مدیون اویند ، نامدارانی چون : فردریک مال ، ایو سن لورن ، جیورجیو آرمانی ، جیونچی ، گوچی ، دیور ، پاکو رابان ، ایسی میاک ، هوگو باس ، تیری موگله ، لانکوم ، ویکتور اند رالف ، الفکتیو استودیو ، چوپارد ، باربری ، کالوین کلین ، کنزو ، آزارو ، نیشانه ، مرسدس بنز ، لالیک و ... !
دیگر حافظه ام یاری نمیکند اکنون !
کدام برند مشهوری ، مُصر و مفتخر نبوده به همکاری با ایشان !
اگر امضاء برخی عطاران ، چون وی ، و انگشت شماری دیگر بر هر عطری باشد ، نمره ی توفیق در بلاندبای را بحدی چشمگیر افزایش میدهد !
یعنی اگر عطری در گروه علاقمندیهای شما بود و نام بزرگی در ذیل آن ، مجوزی ست بر خرید بدون تست برای : "عطربازان" البته !
قانون عطربازی را که فراموش نکرده اید دوستان عزیز و جوان ام : بلاند بای ممنوع است !
و اما همکاری این عطار بزرگ با برند کستوم نشنال تحت عنوان : هوم .
اجازه دهید قبل اش یک نکته خیلی مهم و راهگشا را در عطربازی خدمتتان تقدیم کنم ، که فکر کنم قبلا یک بار دیگر اشاره کرده ام :
☆ هر برند ، بیشترین سعی ، همت و توان خود را از هر لحاظ به خرج میدهد برای دو عطر ، در بین تمامی عطرهای خود :
● مدل : فور من ، هوم ، هیم یا هر واژه ی دیگری که دلالت بر مردان کند به زبانهای مختلف .
● مدل : فور ویمن ، فم ، هِر یا ایضا هر واژه ی دیگری بر زنان .
از بهترین عطاران ، طراحان فلاکون ، پکیج و تمامی آیتم های عطر بهره میگیرد !
بیشترین هزینه را صرف میکند ، از بهترین مواد و ترکیبات استفاده و کمترین سود را طلب میکند ! چرا ؟
چون این دو شیشه عطر ، تابلوی تبلیغات هر برند است ! هر برند با این دو عطر بر تمامی عطردوستان و رایحه جویان جهان ، ایضا دنبال کنندگانِ برندهای بزرگ دنیا و دنبال کنندگان عطارانشان ، معرفی میشود !
هر عطر دیگری را که تولید کند ، به محض شنیدن نام برند ، شما به یاد این دو عطر یا حداقل ، یک عطر جنسیت خود می افتید !
بنابرین :
میخواهید برندها را بشناسید ؟ میخواهید دامنه ی فعالیت ، نوع ارتباطش با عطاران و قدرت برند در جذب و همکاری با آنها ، توان آنها در خرید یا ساخت نت ها و بسیار متغیر مهم دیگر را بررسی کنید ؟
کافی ست بر این دو محصول دقت کنید !
در تمامی برندها ، این دو مدل موجود و آنها را معرفی میکند به بهترین شکل ممکن !
نه مثل تبلیغات تیزری نامفهوم ( عطر محصولی ست که فقط باید چشید ! ) بلکه در عمل با همین روش !
این دو شیشه ، یا حتی یک شیشه ی جنسیت خود ، کمک ها میکند به شما ، خصوص اینکه بفهمید : آیا اصلا این برند با سلیقه ی شما هماهنگ است ؟ ( منظورم رایحه نیست ) و ارزش دنبال کردن اش را بر شما دارد ؟
یا بهتر است وقت محدود خود در عطربازی را صرف برندی دیگر بین اینهمه کنید ؟
همه ی شما دوستان عزیزم بارها و بارها با این دو مدل عطر در برندهای مختلف سروکار داشته اید ، عرایض بنده را در ذهن قیاس کنید !
و اما تلاش برند کستوم نشنال برای خلق عطر مردانه خود ، با کمک بزرگعطار دامنیک روپیون تحت عنوان : کستوم نشنال هوم !
ضمنا ایتالیا را که میشناسید ! قبلا راجع به کشورهای مختلف و چگونگی قدرت آنها در ساخت عطور و قیاس آنها ، عرایضی تقدیم کرده بودم خدمتتان !
ایتالیا عطرهایی "ناز" میسازد ! همچون مالِنا :)
نمیدانم چرا یاد ویتوریو دسیکا افتادم :)
سینمای جهان مدیون ایتالیاست ، هنوز هم هست که بزرگترین های جهان از کارگردانی و بازی ، یا ایتالیایی اند یا از تبار آنند !
فرانسویان دو دوزه باز و غیر قابل اعتماد ، انگلیسیان مکار و مستعمَر و آلمانیان خودخواه و قدرناشناس !
منهای آلمان که اکنون در اسانس تسابق میجوید ( البته برندهای خوبی داشت آلمان مثل هوگو باس که تماما در آلمان تولید میشد ) ، فرانسه و انگلیس در عطر پیش اند !
فرانسویان که پیشینه ای کهن دارند در ساخت عطر که حمام نمیکردند ( ! ) و انگلیسیان که از هر چیز در جهان ، بهترینش را برای خود و صنعت خود میخواستند و شاهزادگان عطور جهان ، نتیجه ی استعمار و استثمار ایشان است از بهترین مواد خام سرتاسر جهان !
ضمنا جناب روپیون تبحری خاص دارد در عطور زنانه ! بانوان عزیز عطرافشان ، تعقیب کنند نوع فعالیت او را !
■ ایتالیا کستوم نشنال ، کستوم نشنال هوم
دامنیک روپیون ، ۲۰۰۹ ، گرم و معتدل ، مردان .
آکورد غالب : اسپایسی چوبی
عجب عطر قدرتمندی !
اگر از دوستداران عطرهای اسپایسی هستید ، این عطر از بهترینهاست برای شما !
آکوردی قدرتمند با پیشاهنگی ادویه و آرپژی دارچین در شروعی طوفانی با پشتوانه ی ترنج .
با همراهی واپسینِ هل و میخک و آویشن و فلفل سیاه ، که هل و دارچین مسئول گرمای رایحه اند در کفه ای و میخک با قدرت مضاعف در کفه دیگر وظیفه ی تعادل حرارت را دارد به قسمی که خروجی رایحه معتدل باشد . آویشن نیز علاوه بر وجهه ی سبز سازی رایحه ، در تعادل به میخک کمک میکند و فلفل سیاه ، آکورد حاصله را دارک ، تیره و تند میکند تا آماده حضور پچولی شود در پایه در تقابل با نت قدرتمند لابدانوم !
رایحه تقریبا خطی ست ، یعنی چه :
پله های اول و دوم ( تاپ و قلب ) همانی اند که معروض شد و چون دست به هم داده اند و هر کدام هم طولانی مدت اند در زمان ، مشترکا یک آکورد را ساخته و رایحه ای تقریبا خطی را در بلندای زمان تقدیم شما میکنند !
تکامل رایحه شامل دو ساختار است !
ساعت ها صبر کردم تا عطر به درای داون ورود کند ! عجب عطر ماندگاری !
چندین بار در این انتظار خوابم گرفت از تاریکی رایحه لیک کار را آنکس کرد که تمام کند :)
پس از ساعت ها تیک تاک ، پله آرام تغییر کند آثاری از پچولی هویدا میشود و تا میخواهد رایحه را از تعادل به سمت خنکای خاک آلود بکشاند ، لابدانوم داغ :) دوباره حواس همه را پرت میکند و تا میخواهند بفهمند چه شده ، میبینند غرق اند در حرارت و جاذبه ی لابدانوم زیبا و معطر :)
همیشه همین است !
از قبل فکرها کنی که چنین کنم و چنان کنم !
حتی تمرین ها کنی !
اما یکهو چشم باز میکنی و میبینی :
گرفتار که بماند ، غرق شده ای تا لب !
سپس پرسد : جان به لب رسید ؟؟
میگویی : جان چیست ؟ لب کجاست ؟ من کی ام ؟ اینجا که راست ؟
سر تا پا ، چشم و نیاز بر آز و ناز !
:)
فلفل صورتی نیز در پله سوم در بک گراند بکار گرفته میشود تا رایحه در درای داون ، در منتهای زیبایی مردانه شکل بگیرد تا عطر در فرود به پایان نرسد بلکه کماکان در فراز و رنگ رایحه همانطور تیره باقی بماند !
عطری قوی ، مردانه ، ورزیده ، تاثیرگذار ، بازخوردگیر است .
سن رایحه ۳۰+ سال است .
با همه جور پوشش همخوان میشود .
با رنگهای تیره ، با طیف قهوه ای و ذغالی و فیلی و طوسی تیره زیباست .
برند نیز با انتخاب رنگ طوسی تیره بر جعبه عطر ، مخاطبین این عطر را راهنمایی کرده ست .
پرفومنس قوی در هر ۴ شاخه
زمان عطر عصر است تا طلوعی دیگر .
فصل عطر منهای تابستان قابل به پوشیدن است لیک اوج زیبایی عطر در بهار و پاییز است ، خصوص پاییز که فشار و تراکم هوا متفاوت است .
دوستان عزیزم امید که مفید باشد
ارادت ها
درود بر دوستان عزیزم
امشب کمی غمگین ام ، یادم آمد مهربد عزیزم گفت در بین دکانت ها ، دستریزی هست بنام سکرست که رایحه ای کلیسایی شبیه به برخی کارهای سورچینلی دارد ( میداند کارهای سورچینلی را دوست دارم خصوص Reliqvia ) .
برخی اوقات ، دنیا و دنیائیان شما را چهارمیخ میکنند به دریافتهای بیش خود !
رفتم سراغش !
لابراتوریو اولفاتیو ، ایتالیا ، ۲۰۱۸
ساکرست ، لوکا مافی ، معتدل ، یونی ، ادوتویلت
بر تنِ هر دو جنس مینشیند ، که او را غمی دیگرست و بر جنسیت اندیشه نمیکند !
شباهتش با reliqvia ؟
شُبهات و شِباهات را حس های بویایی مختلف مخاطبان درک میکنند ، ازین است که همیشه میگویم : نگوئید مشابه فلان عطر را معرفی کنید زیرا هر عطر شخصیت و کارکتر خود دارد ، حتی اگر دقیقا نت هایشان تکرار شده باشد !
مگر برندهایی که این داعیه را دارند و اصلا به همین دلیل تاسیس شده اند یا اجالتا به علت مشهور شدن یا فروش بیشتر این ادعا را دارند ، که اتفاقا هیچ یک موفق نیستند به تشابه سازی با دقت بالای ۸۰٪ !
هیچ ارزانی بی علت نیست و هیچ گرانی بی حکمت نیست !
حتی یک عطرِ دست ساز توسط همان عطار خودش ، نمیتواند دو سال پی در پی ، بصورت ۱۰۰٪ تکرار شود !
حتی اگر فرمول ، نت ها ، پله ها ، وسایل ، زمان ، مکان و روش دقیقا یکی باشد ، مواد خام هم دقیقا از یک محل استحصال شده باشند ، باز هر ساله یک جور رشد نمیکنند و یک جور رایحه نمیدهند !
نمونه های بسیار دارد که شهیرترین اش آونتوس است !
حتی اگر سخت افزار عینا یکی باشند ، نرم افزار و خروجی عطر حداقل دوتاست :)
خیلی وقت ها هم مسائل اقتصادی و مالی در بین است ، ازدیاد قیمت مواد خام از پی درخواست مضاعف بجهت ساخت یک عطر جهانگیر ، توسط برندهای مختلف ( حتی اگر آزمایشگاهی و سنتتیک باشد ) ، تقابل عرضه و تقاضا ، و یا ازدیاد طمع انسانی !
ازین است که هماره به دوستان عزیزم سفارش موکد کنم :
اگر عطر جدیدی از هر حیث عالی و ممتاز درآمد ، بلافاصله چند نسخه آرشیو و دپو کنید :)
شک نکنید نهایتا به ۳ سال نمی انجامد !
چرا ؟ اگر هم بخواهند ( که نمیخواهند ! ) نمیتوانند بیش ازین با همان کیفیت و قیمت و سیاست تیراژ کنند !
و اما سکرست :
این عطر ، یک بمب شلوغ است !
یعنی چه ؟
یعنی اولا در ابتدا قدرتی بالا و قوی دارد در پخش و انفجار روایح اش ، گرد و خاک و سر و صدایی میکند لیک پس از اندک زمانی چشم بر هم میگذارد و آرام میشود !
دوما شلوغ است ، همه جور آکوردی دارد ، عجیب است !
رایحه ای صمغی ، اسپایسی ، بالزامیک ، اینسنسی ، بخوری ، چوبی ، تنباکویی ( توتون ) ، عودی ، گورماند ( بخش آجیلی ) ، انیمالیک و حتی اندولیک ! ( در بک گراند )
آرپژی مشخص و مجزا ندارد ، یکهو مثل بمب ، همه میریزند بر سر حس بویایی ما !
لیک عود را میتوان همه جای عطر "دنبال" کرد !
هرچند کوتاه است در زمان ، لیک بلند است هم در سروصدا و هم در لیست آکوردها ، هرچند که نت هایش طومار نیست !
المی ، کندر ، زعفران ، هل ، بخور ، رزین ، عود ، فلفل سیاه ، سیپریول ، مصطکی ، کهربا ، مشک و چوبهای : سدر ، گایاک ، کشمیر و صندل سفید درین عطر محسوس اند .
و مهمتر از همه : لابدانوم یا بلسان سیاه که داستانها دارد این صمغ سیاه و از کهن ترین عناصر بویایی ست در تمدنهای جهان و میگویند اگر لابدانوم نبود هیچ عطری تولید نمیشد به معنایی از عطر ، که ما میشناسیم !
یک جایی انشاله بر شما تعریف خواهم کرد !
عجیب است ، هیچ نت سیتروسی در عطر حس نکردم ! با وجودیکه المی ( لامی ) اگر در تاپ نت بکار گرفته شود ( که اینجا در تاپ نت هست ) رایحه ای مرکباتی می آفریند و یادآور لیموست در کنار وجهات بالزامیک و رزینی ی تند اش !
و باز عجیب تر که هیچ نت یا آکورد فلورالی محسوس نبود برایم !
اکنون دو ساعت است که تست شده و رایحه به فاز استراحت و اسکین سنت رفت !
لیک سیاژ دارد !
تنها حوالی نیم ساعت ، شروعی طوفانی داشت از تمامی آکوردهایی که میشناسیم منهای آکوردهای فلورال و سیتروس و آکواتیک !
سراسر صمغ و رزین و ادویه و بخور و عود و چوب است !
رنگ رایحه سیاه ذغالی و قهوه ای سوخته ست !
برای بیرون مناسب نیست که بگویم با این رنگها بپوشید !
یک و نیم ساعت پس از آن ، پخشی خوب داشت لیک یکهو ساکت شد !
عیب عطرهایی که شروعی انفجاری دارند همین است ، اگر هم در ادامه نسبتا قوی باشند ، در قیاس با شروع طوفانی شان ، توقع بالا میرود !
از سویی حس بویایی ما با آن شدت و شورِ ابتدا ، کالیبره میشود و از پسِ آن ، برای خودمان گویی خاموش شده ست !
اما اگر مخاطبی درست در زمانیکه ما فکر میکنیم عطرمان خاموش شده ست به ما ملحق یا نزدیک شود ، بوی عطر ما را به قوت احساس خواهد کرد !
چون در زمان شروعِ طوفانی در کنار ما نبوده و حس بویایی اش با آن شروع طوفانی کالیبره نشده ست !
این نکته مهمی ست در "قضاوت" ما راجع به عطرهامان دوستان عزیزم !
نکته : در قضاوت عطرهامان ، چه رایحه و چه پرفومنس ، هرگز تنها به خود ، بینی و حس بویایی و حتی حس سلیقه خود مکتفی نباشیم !
نکته بسیار مهمتر طبق سالها تحقیق و تجربه من :
سلیقه ی ما را ، دیگران به ما میشناسانند !!
و : دیگران دخیل تر اند بر سلیقه ما ، تا خود ما !
راجع به این جملات ، فکرها کنید !
پس از دو و نیم ساعت عطر به مرحله درای داون میرسد ( بر پوست من که قریب به اتفاق عطرها در نهایت ماندگاری اند ) ، چوب ها و کهربا و مشک و عودی که "بنظر میرسد" در راه تضعیف است .
ستون عطر چوب صندل سفید است که با مشک و کهربا دست در دست دارند :)
عطر عجیب و جالبی بود !
بیش از اینکه مناسب مکان یا زمان خاصی باشد مناسب خودتان است و تنهایی ی خودتان !
آن زمانها که غرق در افکارید و بین عطرهایتان ، دنبال یک همسفر لایق میگردید برای ساعاتی تغریق در افکار ، یا تَوصیل به ریسمان او !
طوفان اش هم به همین دلیل است که گویند :
چون فرشتگان به تو نزدیک شوند ، گاهِ طوفان است بر بال ایشان :)
غمگین ام !
اکنون که آرامشی از انفجار مستولی ست ، گویی از درون ، سلب آرامش از انفجار افکار ، مهیاست
خدایا ، هیچ زمان دیگری همچون این زمان مستدعی و ملتمس رایحه شادی از سوی تو نبوده ام و شاید نبوده ایم !
پ ن :
رایحه reliqvia بر من یادآور اتفاقی ست ، که در روزهایی میپوشیدم به تست و شناسایی ، که یکی از عزیزان ام گرفتار بیماری سرطان بود !
به پزشک جراح اش که از بهترین ها بود و هست در جهان گفتم :
آماده ای به سخت ترین جنگ جهان ؟
در نگاه اش هم تعجب دیدم هم اشتیاق به شنیدن ادامه و چرایی !
پس ادامه دادم : هم باید با بدترین بیماری جهان بجنگی در سخت ترینِ جنگ های جهان و هم بایست با متاستاز بجنگی به همان میزان ، لیک سختی و اهم اش اینست که بیمار ما ، نمیرد !
گفت با لبخند : تا کنون کسی با این ظرافت و این دقت نگفته بود این موضوع را به من آنهم با این گویش و ادبیات ! از سویی هم ترس وجودم را گرفت !
گفتم : این نشانه خوبیست و دلائلی خوب را حکایت کند ! که هماره موفقیت آنسوی ترس است ، ضمنا چون مقرر است موفق شوی بلطف خدای مهربانمان ، شبکه منفی با اسباب "ترس" تو را احاطه کند به عدم توفیق ، که چاره ای دگر ندارد !!
صبوری و توکل اش با ما ، دستهای شافی خدای ، با تو ، که هر دردی را علتی ست و هر درمانی را معلولی ، به تجربه ی قانون او !
مدتی با چشمهای گرد شده مرا نگاه کرد ، دست دادیم و خداحافظی کردم ، حین رفتن از انعکاسش در شیشه های سکوریت میدیدم که هنوز ایستاده و مرا نگاه میکند !
ارادت ها
هومون عزیزم
درودها بر تو
اکنون فرصت ندارم پس موجز گویم نه تفسیر ، اما : مکفی !
دقیق میدانم چه میگویی :)
لیک ، میپردازم از درگاهی دیگر ، که دوستان عزیزم ، دید ، اشاره و پرداخته اند :
با نظر محسن جمالیان عزیزم موافق ام !
اکنون زمان رفتن نیست ، بگذار رایحه ی "واپسین" را از پسِ رایحه ی غبار و گرد و خاک و دود ببوئیم !
بسیاری از دوستانمان اکنون یک پای بیرون گذارده اند و یک پای درون !
لیک ما مانده ایم که : زمان بودن است !
اینهمه سااال ماندیم ، به بوییدن رایحه آرزوها باز هم میمانیم تا بوییدن عطر رفاه !
الان تلویزیون خواند در یک فیلم ایرانی :
که صبح تا شب ، بیرون کار میکنیم تا شب درون خانه رایحه ی "یک لقمه نان" داشته باشیم !
زن و مرد دنبال راهی میگشتن و عهد بستن ، نون و پنیر یا کباب دل خوش میخواد !
میبینی ؟؟ شاهد از غیب میرسد :)
خدا زنده اس !
و اگر ، رایحه شادی و رفاه تجربه نکردیم ، که این کمترین حقِ حس بویایی ماست به چشیدن ، آنروز همه با هم میرویم به جوییدن و یافتنش ، هرچند شخصا هیچ رایحه ای را زیباتر از رایحه دامان مادر سراغ ندارم !
هرچند که دامان اش خاکی و آلوده به عطر اشکهایی حزین باشد !
میمانیم به افشاندن عطر شادی بروزگار ناشادی !
میخواستم بنویسم : تا خدا چه خواهد لیک یافته ام که : خدا همان خواهد که ما خواهیم :)
بروم ، که اگر نروم همان یک لقمه نان هم ندارم
دوستان عزیزم
درودها و سلام ها
تا مدیر عزیزمان مرخص نکرده مرا با موزیک :) این چند ریویو باقیمانده دکانت های مهربد نازنینمان را تقدیم کنم !
خبری که مرا بسیار خوشحال کرد تماس مهربد عزیزم بود چند شب پیش ، که خیالم را آسوده کرد به سلامتی اش خداراسپاس .
گویا مسافرت بوده چند هفته ای را ، امید که شادترین باشد که لایق است ، این جوان سخی و مهرپرداز و عطرافشان !
و اما این عطر ناز :
یادتان هست گفته بودم عطور لایق بر پوشیدن در منزل ، کمیاب اند ؟
منظور از منزل ، خانه خودمان نیست ، بلکه منظور کلا عطور زیر سقف است که شامل منزل خودمان ، بستگان و یا مهمتر از همه : میهمانی های خانوادگی یا حتی نیمه رسمی است !
عطرهای قابل استفاده در منزل ، از هر باب سخت تر اند از مابقی ، که باید تمامی آیتم ها را دارا و بسیار پارامتر را رعایت کنند !
خصوص میزان پخش و پروجکشن را ، که بسیار حائذ اهمیت اند و اگر کمی ، تنها کمی ضعیفتر یا قویتر جلوه کنند ، آنوقت میتوانند شکایت مخاطبین را به دنبال داشته باشند که ای کاش این رایحه جذاب کمی قویتر یا ضعیفتر میبود !
این عطر به حق ، نمره ی قبولی گرفت از من بابت مواردی که معروض شدند !
دوستان عزیزم ، هر عطری که در برندهای صاحب نام ، شهیر و بزرگ ساخته میشوند ، از زیر ذره بین چندین کارشناس خبره عبور میکنند و اگر بابت هر آیتم جداگانه نمره قبولی نگیرند و سپس در معدل قبول نشوند ، هرگز به تولید انبوه نرسند ، که برند راجع به هر چیز ریسک کند راجع به درآمد ریسک نخواهد کرد !
منتها ما ایرانیان بالاخص ، عطر را تنها محصولی میدانیم که بویی خوش داشته باشد و از آن مهمتر : پرفومنس قوی داشته باشد !
در غیر اینصورت مردود است از دید ما :)
قدیم ، تعریف عطر همین بود !
مایعی خوشبو و مانا !
لیک امروزه ، عطور طبقه بندی و شاخه پردازی شده اند ، دقیقا همچون یک درخت بزرگ !
که برای هر دسته و رسته ، عطری با مشخصات همان درخواست تولید میشود .
از نظر من پرفومنس این عطر ، باتوجه به هدف ، مقصد و مقصودش ، کاملا نمره ی قبولی میگیرد !
یونیس.کس است ؟
بله ، اما :
کدام مردان ؟
مردان شیکپوش ، مقید ، آداب دان ، مهربان و از همه مهمتر : هنرمند !
آنهایی که دستی بر ساز ، موسیقی ، شعر ، سینما یا سایر اقسام هنر اند ! کمی وسواسی در نظافت و هارمونی پوشش !
در میهمانی هایتان ، در فامیل ، حتما چنین مردانی را دیده اید !
گویش ایشان و نحوه ی تکلم شان فرق دارد !
همیشه منظم اند ، شیک پوش ، هارمونی دان ، سر و صورت اصلاح کرده ، اهل شعر و شعور و مهمتر : معطر !
کدام زنان ؟
شوخ و شنگان زیبا ، لبخند لحظه ای لبهایشان را ترک نمیکند ، وقتی میخندند دندانهای ردیفشان دیدنی ست !
پر سر و صدا ، شلوغ کن ، فرز ، با آرایش ملیح !
بر سلیقه پوشش ایشان دقت کرده اید ؟؟
رنگ تند ، غلیظ و جیغ نمیپوشند ! چرا ؟
چون خودشان شلوغ اند :) این یعنی توازن !
قلبشان هم الماسین است :)
برعکس ، آنها که ساکت و سنگین اند ، اغلب رنگهای غلیظ ، مثل مشکی یا قهوه ای سوخته ، سورمه ای و زرشکی تیره ، یا رنگهای تند میپوشند ، مثل سبز فسفری یا قرمز جیغ !
سن ، در انتخاب رنگ پوشاکشان دخیل است لیک همه معمولا تیره پوش اند !
اما شک نکنید ، قلبشان روشن و نورانی ست !
معمولا آرایشی تند دارند .
تمام زنها گل اند ، لیک همچون تنوع گلها ، هر یک بویی زیبا و منحصر بفرد دارند .
برخی از درون پرهیاهو اند و از بیرون آرام ، و برخی از درون آرام و از بیرون همچون بمب شادی و سرور :)
البته اینها که از پوشش گفتم ، برای مراسم رسمی یا ویژه مثل عروسی ها ، عقدها ، پاتختی ها و تولدها نیست ! آنجا پوشش ها ، از قواعد و قوانینی دیگر تبعیت کنند !
خلاصه : بر همه چیز دقت کنید !
که چرا این ؟ جبر یا اختیار ؟ ارتباط با شخصیت و روان ؟ پوشش و عطر ، زبان روان و شخصیت اند !
نکته : این عطر ، زنان را بسیار زیباتر ، عمیقتر و باشکوه تر جلوه میدهد !
خصوص قلب و پایه اش !
خب ، نکته مهم در خصوص این عطر :
نت های گل صد تومانیِ بسیار زیبا و آسمانتوسِ چشیدنی را درین عطر بشناسید !
این عطر مرجع خوبیست بر این دو نت !
》گل صد تومانی :
آن رایحه ی قوی ، غلیظ ، شهد مانند و گلی ویژه را که شبیه شمعدانی ست ( تلفیق رز و یاس ) در قلب این عطر ، که به وضوح میرقصد و رایحه میپراکند ، گل صد تومانیست !
فرقش با شمعدانی این است که غلیظ تر است ، عمیق تر است و شیرینی اش مغلوب است ، یعنی وجه ی شیرین اش به وجه گلی اش میبازد ، چینی ها گل صد تومانی را پادشاه گل ها مینامند !
》گل آسمانتوس :
osma : معطر و anthus : گل
رایحه : گلدار سفید ، هلویی ، بنفشه ای ، شیرین ، شیری ، زردآلویی .
ویژگی آکوردی : رایحه ای شبیه چای سیاه دارد .
آن رایحه چای مانند میوه ای گلی ، مربوط به آسمانتوس است در قلب !
■ نت های پله ها :
این نت ها را به خوبی و راحتی میتوانید در پله های این عطر تشخیص دهید :
》پله اول ، تاپ نت
لیمو شیرین ، پوست لیمو شیرین ، گریپ فروت ، آسمانتوس ، سایه ی چوب سدر ، فلفل صورتی
زمان پله : بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه ، وابسته به نوع پوست
》پله دوم ، قلب
گل صد تومانی ، گل آسمانتوس
و سنبل ختایی که رایحه ای :
سبز ، گیاهی ، علفی ، خاکی ، فلفلی ، تند ، مشک دار ، شیرین و غنی دارد .
قدمای مذهبی آن را ریشه روح القدس مینامیدند !
لیک سنبل ختایی درین پله و عطر بسیار ملایم تر است از دوی دیگر و در پشت آنها ایستاده ست
زمان پله : طولانی ، بر پوست من ۴ ساعت !
》پله سوم ، پایه ، درای داون
وتیور ، سدر ، چای .
زمان پله : طولانی
رنگ رایحه : رنگ این عطر گلی ست !
با رنگ های گلی خصوص صورتی ، سفید ، یاسی ، آبی و ... راحت سِت میشود ، فقط رنگ ها باید باز و ملایم باشند !
برای مردان : رنگ قهوه ای ، ذغالی و خاکی ، نت های درای داون را پررنگ کند .
لیک پیراهن صورتی کثیف ، آبی روشن و لیمویی باز عطر را زیباتر اما با وجهه مردانه تر جلوه میدهد !
این پوشش نیمه رسمی میهمانی بود که عرض شد ، برای درون منزل خویش توفیری ندارد ، معمولا در منزل از پوشش روشن چون سفید استفاده میشود که اتفاقا عالیست با این عطر .
پرفومنس :
از نظر من عالیست برای استفاده در محیط بسته مسقف !
نکات مهم را فکر کنم گفتم ، چیزی دیگر یادم نمی آید ، اعصابم خراب است !
پس از شام مشغول برداشتن کنجدهای نان بر زمین ریخته بودم که فهمیدم یک مورچه را بجای کنجد نیمه جان کرده ام ، او هم داشت غذا میخورد ، گویی زهر مار خوردم :(
ذره بین بیار ، کدام دست و پایش شکسته است ، اصلا این یک مورچه کجا بود و ... !
لنگان لنگان رفت لیک گویی دست و پای من شکست !
پ ن :
- آقا جان اتفاقی نیفتاده ! جناب مدیر ما این روزها تحت فشار است ، از بیرون و درون !
خودتان تفکر کنید در خصوص این روزها ، حدس خواهید زد !
بر خانم مونا نیز جایی نوشتم ، و ایشان نیز بخوبی درک کردند !
چند روز پیش بر من نوشت :
فلانی ، خدا شاهد است وقتی مجبورم نظری را حذف کنم آنقدر ناراحتم که کل روزم را تحت الشعاع قرار میدهد و مدام به آن فکر میکنم !
مدیر ما جوانی لایق است ( از کجا دانستم ؟ نه افتخار دیدار داشته ام و نه سعادت گفتگو ، حتی اسم ایشان نمیدانم لیک بیش از انشائشان ، ایشان را میشناسم ، حتی میدانم چه زمانها در طول روز ، چگونه حالی دارد ! مثلا صبح ها کمی نگران و کم طاقت اند ، عمده ی نظرات حین صبح رد تایید میشوند لیک از عصر به بعد شادمان تر اند :)
مثلا چون مرا محترم میشمارد و از بزرگی خویش ، مرا بزرگتر ( از سن و نه دانایی ) میشمرد ، تغییرات را از من شروع کند هرچند که همه ی دیگر اعضاء همان کنند که من .
پیش خویش گوید : وقتی بر پیر مردان :) قانون اعمال کنم ، جوانان نیز تبعیت کنند و ناراحت نشوند !
عیب ندارد ، بلکه این نشانه ای خوب است ، تنها زحمتش بر من اینست که باید خط کشی کنار خویش بنهم و در انتهای کار ، قبل از ثبت نظر ، یک خط کش بگذارم و اندازه بزنم تا از حدود خارج نشده باشم :)
هرچند که دقت کردم بر این ریویو ، لیک اکنون ساعت ۶ صبح است !
معنی اش اینست که جناب مدیر نازنین و خندان ما ، صبح این نظر را خواهند دید !!
خدایم رحم کناد :))
میترسم فراموش کنم یا پاک شود ، ورنه صبر میکردم و غروب ثبت میکردم :))
خلاصه که او یک نفر است و ما چندین !
من درک اش کنم .
و یک نکته بسیااار مهم :
من آدمی نیستم که "لطف ها و مهرها" فراموش کنم ، بر بی بویان نکرده ام ، برسد به خوش بویان و معطران !
ارادت ها
با عطر لبخند 🌹:)
دیشب داشتم به این مورد فکر میکردم :
که تمااام عمرم را درگیر این داستانها بودم :
- باز رفتی سراغ عطربازی ؟؟
- هم دوباره عطر خریدی ؟؟
- پسر جان تو بیماری ها !!
- یه بوی جدیدی میاد ، دوباره عطر خریدی ؟؟
- تست ؟ تو گفتی منم باور کردم !
- پس عطر دوستته ؟ خودتی !
- پدرم : خدااای من ! پسر عزیزم ، شاخه ی شمشاد ، درسته که من هم عطرباز بودم ، اما من نمیرفتم تمااام شیشه های گالری عطر رو بیارم در اطاق ام سپس یک شیشه انتخاب کنم ! "همانجا" یک شیشه انتخاب میکردم و می آوردم منزل ، توجه فرمودید ؟؟
- کسی یادش میاد کامبیز دروغ گفته باشه ؟؟
بقیه : بله ، فقط راجب خرید عطر !!
- یعنی چه ؟ اینا همه اش هدیه اس ؟؟ چطوره که "همه" به ما عطر هدیه نمیدن ؟؟
- یعنی امسال تو فقط عطر هدیه گرفتی !!
- یااا خدا ! همه اش مال خودته ؟؟
- شنیدم یه مغازه عطرفروشی رو چند روز پیش زدن ، هاااا ؟؟
- این عطر جدیدی که "خریدی" خوب نیست !
من : کدام عطر جدید ؟؟
اون : دم خروس زده بیرون ، نکنه میخوای بگی دماغ من مشکل داره ؟؟
- آقا تا حالا کسی رو دیدی پول نون شبش رو عطر بخره ؟؟
بقیه : نه ! مگه اینکه دیوانه باشه !
اولی : هیسس ، نشسته اینجا ، میشنوه !!
- آقا این چه مسخره بازیه ؟؟
عطر شب ، عطر روز ، عطر عصر ، عطر طلوع ، عطر غروب ، عطر باران ، عطر آفتاب ، عطر زمستان ، عطر تابستان ، بهار ، پاییز ، مهمانی ، عروسی ، عطر چیز ، جشن فلان ، مراسم بیسار ، اتفاقات ویژه ، رنگ لباس بهمان ، اووووه !
اونیکی : عطر دستشویی و حمام یادت رفت !!
یکی دیگه : تازه ، اون کارم عطر داره !!
اولی : گفتم عطر "چیز" دیگه !
دومی : عه ، فکر کردم "اتفاقات ویژه" اون بود !
من : لا اله الا اله ، چه گیری افتادم با شما ، آخه شماها نمیفهمین ، تقصیر منه ؟؟
- میگم تو "یک" سیگار میکشی ، برا اون یه سیگار ۵۰ تا عطر داری ؟؟
- پسر ، پیامبر که عطرباز بوده باید بیاد سر کلاس عطربازی تو !
- برای نهادن چه سنگ و چه زر !
- هی پولاتو بده شیشه ، استفاده ام که نمیکنی ، بعد که خراب شد بریز دور !
من : عطر خراب نمیشه !
اون : میدونم ، تو خراب میشی !!
- جل الخااالق ، آقا اینا همه ، بوهاشون با هم فرق داره ؟!
- اییینهمه کت و شلوار و لباس مختلف ، اینهمه عطر ، میگم تو برا هر دست لباس یه شیشه عطر میخری ، یا برا هر شیشه عطر یه دست لباس ؟؟
من : آقاجان من بیش از ده ساله که نه لباس خریدم ، نه عطر ( این راسته واقعا )
اون : آره ، راست میگی ، معلومه !!
- من یه عطر دارم دماغم از کار افتاده ، چجوریه که تو اینهمه داری و همه میگن دماغ فلانی ؟؟
- میگم عطرِ چیزم داری ؟؟
من : عطر چیز چیه ؟!
اون : دی ، همون چیزه دیگه !!
- یه عطر بده برا گربه ام .
من : چرا برا گربه ات ؟؟ برا خودت نه ؟
اون : اونو که میدی !!
- یکی از دوستام که مواد میکشه :
سخی جان قربونت برم ، من درسهااا یاد گرفتم از تو !
من : از من ؟؟ در چه مورد ؟؟ خنثی کردن بو ؟
اون : جاسازی دیگه !!
- دوباره عطر خریدی ؟؟ نخیر ، این آدم نمیشه !
- تو عطر بخر منم چکش میخرم !
- میگم پی پی اژدهای هفت سر هم بوئیدی تو ؟
من : آره ، اما اگه گفتی چرا فقط یکی از هفت اثر بوی تو رو میداد ؟؟
اون : هااا ؟! اثر ؟ کدام اثر ؟ هفت اثر ؟!
- میگم اون عطره که "باید" به من بدی ، چه بویی داره ؟
من : بوی دماغِ سوخته !
- تو اگه جرئت داری یه عطر دیگه بخر !
- بازم عطر ؟ فکر نان کن که خربزه آبه !
اونیکی : بازم به خربزه ، عطر که آبِ آبه !
اولی : راستیما ، عطرای امروز !
- عطر خریدن کم بود ، عطرسازیم اضافه شد ؟
- ببین کیا ( یعنی ما ) کیا رو پولدار میکنن !!
- میگم بین اینهمه عطر ، بدترینش کدومه ؟
اونیکی : اونکه تو بپسندی !
اولی : نه واقعا میخوام بدونم چه بویی میده !
دومی : بوی جوراب تو !
اولی : دیدی کامبیز جان ، یه عطر بهم بده تا این دیگه اینو بهم نگه !
من : توی این سناریو که ریختین ، من دیالوگ ندارم ؟؟ بگو یه شیشه عطر بده دیگه ، راحت !
دومی : پس یکی ام بده من !
- چرا نمیای توو ؟
من : شما برین منم میام
یکی از اونا : میخواد بره سر جاسازش توو ماشین ، حتما دوباره عطر خریده !
- خب ، هدیه ی کامبیز که معلومه چیه ، باز کن ببینیم بوش چطوره !
من : دی ! از کجا معلوم که عطر باشه ؟؟
اونا : برو بابا ! یالا باز کن از کنجکاوی مُردیم !
- ازین به بعد هر چی عطر بخری مال ماست !
- میخوای عطر بخری ؟ بخر ! فقط قبلش باید ده برابرشو نقد بدی به من !
- عه ، کامبیز کتاب هدیه آورده !!
اونیکی : محاله ، حتما داخلش عطره ، مثل فیلما که اسلحه میذارن داخل کتاب !
یکی دیگه : حتما خوشبو کننده هواست به شکل کتاب ، باید بذاری رو طاقچه !
یکی دیگه : نخیر ، کتاب عطرسازیه حتما !
من : لا اله الا اله ! مولانا عطر نیست ؟؟
همه : عه ه ه ه ، بابا ما کلی حدس زدیما !!
- تو فقط دماغتو تربیت کردی ؟؟
- دیروز یه عطر دیدم تو خیابون که توی کلکسیون تو نیست ، چطور ممکنه همچین چیزی ؟؟
- شنیدم چند ساله که عطر نخریدی !! راست میگن ؟؟
من : آره
اون : حالا دیگه باور کردم آخر دنیا شده !!
- توی بازیهای خانوادگی :
نوبت منه ؟ رنگی که توی عطرهای کامبیز نیست
بقیه : عه ه ه ، آقا این خیلی سخته !
یکی : رنگ آخرت !
اونیکی : اتفاقا چند تا عطراشو بهم گفت بوی آخرت میده !
بقیه : بابا ، رنگ نه بو ! همه رنگی هست توشون
اولی : باشه ، پس عطری رو بگین که بلد نیست
من : دوباره منو سوژه کردین !
یکی دیگه : خدایی عطری هست که تو بلد نباشی ؟؟ ( این ماجرا مال خیلی سال پیشه )
من : بعله ، صدها عطر هست !
همه : آآآ ، مگه چقدر عطر هست تو دنیا ؟؟
- میگم رایحه سازی ، آخری هم داره ؟
اونیکی : بعله ، رایحه مرگ !
یکی دیگه : کامبیز جان ، بوی مرگ چه شکلیه ؟
من : خفه ! ، ، ، تقریبا این بوئه !
اونیکی : دی ، کامبیز جان تو که ازین اخلاقا نداشتی !
من : یعنی تو این موزی رو نمیشناسی ؟؟ اشاره و لبخندشو ندیدی ؟
اونیکی : جل الخالق ، تو که روت اونور بود !
من : رایحه ش رسید ! ( توی زه استیل قاب نقاشی روبروم دیدمش :)
همه : آقا این کامبیز خیلی عجیبه ها !
یکی : من بارها ازش ترسیدم !
اونیکی : بعضی وقتا میگه رایحه لبخندا ! اما اشاره ؟
یکی دیگه : اشاره رایحه داره دیگه ، وقتی تو جاییت رو حرکت میدی باد تولید میشه بعد
من : اراجیف کافیه ورنه رایحه بادمجان زیر چشمِ چپ همراه با باد هوکِ راست رو میچشین همتون الان
- و ....
میتونم ۲۴ ساعت ادامه بدم
دیشب صفت "شیرین زبان" که جناب خردمهر به لطف در نظرشان قید فرمودند ، مرا به دو خاطره شیرین برد از دو استاد دانشگاه ، که یکی مرا شیرین زبان خطاب میکرد و دیگری که ارمنی بود و شلوغترین کلاس دانشگاه را داشت مرا شیرین بیان خوشبو مینامید !
داستان های این دومی ، زیبا و خندان است که انشاله روزی همراه ریویو عطر آن روزگارم تعریف خواهم کرد اگر زنده بودم .
سپس یاد این خاطرات افتادم که استاد ، ربع ساعت اول کلاس را میگفت : شیرین بیان خوشبو ، بگو !
و من که اغلب نمیدانستم چه بگویم ، از همه چیز میگفتم خصوص از عطر و همه میگفتند شیرین ترین لحظات ما ، همین ربع ساعتهای این کلاس است !
استاد میگفت : میبینی شیرین بیان خوشبو ! شلوغی کلاس بابت من نیست ، بابت توست !
:)
عمر گران میگذرد خواهی نخواهی
سعی بر آن کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
زانکه بود رحمت او لایتناهی !
پ ن :
این متن را چرا نوشتم ؟
این روزها هر عیبی که دارد ، خواصی نیز دارد !!
عطر خریدن اجالتا لغو شده ست !
معتادان ترک کرده اند !
عطربازی اجالتا کرکره اش پایین است !
چون حوصله نیست و از سویی هم خطراتی در بین هست برای شیشه ها ، اکثرا جمع و جور کرده اند و ازین باب هم دیگر خبری از آن حرفها نیست :)
من که سااالهاست جمع کرده ام ، حتی لباسهایم را ، و دیگر هیچ نخریدم !
البته همه که چند عطر ندارند ، باید بخرند و خوشبو باشند .
برخی هم که هرچه ما فقیرتر شویم ، ایشان ثروتمندتر میشوند :)
یادتان نرود این نکته مهم اقتصاد را :
پول در جامعه ، کاملا ثابت است ، پس اگر نزد کسی جمع تر ( بیشتر ) شد معنی اش این است که از جاهای دیگر کاسته شده است !
انشاله که روزی چندین عطر بخرند !
بهرحال که برخی "باید" عطر بخرند ، چه گران چه ارزان ، نمیشود که خوشبو نباشند و حال که مجبورند بخرند ، چه بهتر که بهترینش را بخرند !
خلاصه که حُسن این روزها کمتر شنیده شدن این حرف هاست !
میدانم و شک ندارم که همه تان شنیده اید ازین دست جملات :))
شما جوانان نشنیده اید ؟؟
صبور باشید ، نوبت شما هم میرسد :)
ارادت ها
امید که لبخندی بر لبهای زیبا ، زیباسخن و معطرتان نشسته باشد ، که هفته با لبخند آغاز کنید و با لبخند پایان دهید بلطف و مهر خدا
:)
یک مطلب هم در خصوص فرمایش جناب مدیر عزیزمان مضاف کنم :
این ، همان تغییری ست که چند روز پیش عرض کرده بودم .
مدیر عزیز ما چون مرا دوست دارد همیشه تغییرات را از حقیر شروع کند :)
لیک مطالب خط آبی که ممکن است از بحث عطر خارج شود آیا کماکان هست یا خط آبی نیز حذف میشود ؟
پاسخ مدیر : سلام عرض ادب
وقت بخیر
نظرات غیر مرتبط با محصول طبق قوانین جدید بخش نظرات دیگر امکان تایید ندارند
و می بایستی در بخش ( فروم : خاطرات عطربازی ) ثبت شوند
کاربر زمانی که وارد صفحه محصول می شود می بایستی در مورد خود کالا اطلاعات کسب نماید.
مورد مذکور شامل تمام کاربران می شود و می بایستی تمام کاربران رعایت کنند.
با احترام فراوان
نظرات پاسخ که با خط آبی هستند ممکن است از بحث در مورد عطر فراتر رفته باشند ( تا حد مشخص مشکلی ندارد )
خوووب !
شکر خدای را چگونه بجا آوریم ازینکه بانو مونای زیبای این خانه ، روی برگرداند به سمت ما به لبخند چون ماه شب چهارده با آن دسته گل سرخ ، و سپس نور خدا بر ما جاری و گسترده شد ؟!
چه کار بسیار بزرگی کرده ایم به نیکویی ، که خدای مهربانمان هرآنچه زیبای کم نظیر هست در این سرزمین الماسزاد ، همه را یک به یک جمع کرده ست و میکند کماکان درین خانه معطر که هر نفر شمعی معطر در آن روشن کرده ست بیادمان نور خدای اهورا !
چند شب پیش ، تصویر اکانت یکی از بانوان را می دیدم که مخلوقی ست در نهایت زیبایی !
به خدای قدرقدرتِ شدیدالقوای خود گفتم :
هیچ معلوم هست چه میکنی آقاجان ؟؟
کمی آرام تر ! ما که چون تو شدیدالقوا نیستیم ! چشمانم ضعیف شد ، انقریب باید عینک ته استکانی بزنم :))
که گفت بر رخ خوبان نظر خطا باشد ؟؟
خطا بُود که نبینی روی زیبا را !
لیک آخر کدام را ببینیم به دیدن قدرت تو ؟!
یک از یک زیباتر ! در صورت ، در سیرت ، در کلام ، به تمام !
هوش از سرم پرید ، تا صبح در عطرافشان میچرخیدم :)
گفتم اگر روزی عطرافشان دعوت به حضور اعضاء کند ، من باید با آمبولانس بیایم و کیف ام پر باشد از قرص قلب و فشار خون :))
من اگر مابین اینهمه زیبایی و نور خدا قرار گیرم ، محال است از هوش نروم :)
توان تحمل اش در من نیست :)
امشب نیز سرکار که روی برگرداندید سمت ما پروانگان زیبایی پرست ، دیگر باید تا صبح گرد شمع وجودتان بگردم به نیایش و تعظیم و تسجید به پروردگار زیباساز خود :)
برخی اوقات دوست دارم همچون ماتریکس از گوشی عبور کنم و بیایم آنطرف بگویم سلامن علیکم :)) آمدم عطر شما ببویم و سخن دل بگویم و رفع زحمت کنم :)
حال شما بگو فلان جا بمب خورده و شیشه ها بر زمین ریخته و ... !
من میگویم : جواب بمب شماها را که دهد ؟؟
که ما زیباپرستان را با خاک یکسان کنید ؟؟
شماها که بمب اتمید آقاجان :)
اگر بخواهم نام برم ، شما بفرما نام کدامیک را ازین لیست طولانی حذف کنم ؟؟
که ندیدم بانویی بر این خانه پای گذارد که زیباترین نباشد به صورت و سیرت و کلام و سلیقه !
به قول قدما : همه چیز تمام !
زنده و جاوید باد تمامی شما بانوان ایرانزمین که ما ایرانیان نگوئیم ، جهان گوید که زنان ایران برترند از هر بابت !
شما لایق شادی و شادی لایق شماست !
غرق در شادی باشید و سایه تان مستدام بر سر همسران ، دوستان ، دوستداران و عزیزانتان .
پ ن : حیف نیست سرکار خانم مونا ؟؟
اخم ، غصه و ناراحتی بر این روی زیبا ؟؟
کاش زنان بدانند ، شاد نبودن ایشان ، با مردان چه میکند !
گویی خورشید از ما قهر و غروب کرده ست !
برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در کار جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
:)
تا خدای ما زنده است ، ما شادیم
اینهمه گفتم بلکه شاد شوی و شاد شوید همه به لبخند ، که میدانم شما گل ها زودتر از ما خارها ز غم ها پژمرده شوید ، و اگر بانوان پژمرده شوند ، اتمام زندگی و شادی مردان است !
هماره به همه میگویم : خانه ای که زنان اش شاد و رقصان اند ، خودِ بهشت است !
به بامدادان معطر بشو به عطر و لبخند ، سپس برو زیر نور ماه و به صاحب ما و کائنات بگو : ما را رها و آزاد کن ز شر اشرار به کل ، از انس و دیو و هر مخلوقی که در شبکه منفی حضور دارد به آزار آدمیان ، دور و نزدیک !
دعای فرشتگان مجاب است
:)
این دسته گل ها تقدیم به همه ی شما
بوی عطرشان با شما
🌹⚘💐
سلام و ارادت خدمت دوست عزیزمان
جناب خاطرات یک گور کن
نام انتخابی شما را که در نوتیفیکیشن ( چقدر طولانیست این نوتیف... ! همان زنگوله خوبست :) دیدم ، گفتم یااا خدا ، جناب گور کن آمد به کندن گور ام :))
البته مزاح بود که خود در بدو ورودت باخبر شدی که دوستت دارم :)
و اما پاسخ پرسش جنابعالی :
اتفاقا در همان نظر ۵ سال پیش ام ، قید کرده ام لیک اکنون ریزتر گویم :
- اولا آن قیمت مقیود ، قیمت مقصد است ، یعنی اروپا و امریکا
مثل تریاک که در افغانستان گونی گونی کنار خیابان گذارده اند به فروش ، به مفت تقریبا ، لیک یک گرم اش در اروپا و امریکا ، یکی از دوستان که از آلمان آمده بود قیمتی گفت که شاخ درآوردم !
تریاک ممنوع است لیک باریجه نه ؟
فرقی ندارد ، وقتی تنها یک کشور در جهان تولید کننده چیزی باشد ( ارمنستان هم دارد لیک نوع ایرانی اش چون طلا مرغوب است ) ، بازار سیاه و زیرزمینی و کلی قاچاقچی تعیین کننده پیدا میکند !
- صمغ طلائی اش متفاوت است با دیگر ، چندین نمونه دارد ، آن گرانترین ، محصولی خاص است مستحصل از اساتیدی خاص در این زمینه در غرب !
- ایران منبع و معدن باریجه است لیک آن نوع اقتصادی مرغوب که صادراتی ست ، در عطاریها یافت نشود ، مثل خیلی دیگر از گیاهان ایران !
مثلا برخی گل ها و گیاهان ، همه جا هست لیک فقط نوع شیرازی اش مرغوب است !
یا مثلا سبزی همه جا هست لیک نوع خوزستانی اش عطر و بویی دیگر دارد !
هندوانه همه جا هست ، لیک هندوانه خوزستان ، همان بیضی های بزرگ یکدست سبز پسته ای ، که بچگی ها میخوردیم و اکنون فقط عرب های عربستان میخورندش ، عطر و بو و مزه ی دیگر دارند !
البته به یمن ممنوعیت صادرات ، انشاله امسال بعد از چندین سااال ، شاید دوباره مزه اش را خودمان بچشیم :)
- نوع طلایی شهیر آن صمغ ، که در کارخانجات مقصد در اروپا و امریکا ، از مواد خام ایرانی استحصال میشود ، ۱۷ برابر طلا در وزن برابر ارزش مادی دارد !
اینکه همیشگی ست !!
نفت ، زعفران ، انواع فلز خام و کلی مواد و عناصر و حتی میوه دیگر را از ما به مفت میخرند ، سپس استحصال و فرآوری میکنند و صدها برابر به خود ما و جهانیان میفروشند !
آنقدر که چند سال پیش ، سروصدای عده ای درآمد و قانون منع خام فروشی لایحه شد !
لیک ، چون همیشه ، عاقبت اش بماند !!
اگر تحریم ها لغو شد ، آنوقت به شما خواهم گفت چه میشود !
اینکه گفتم : روزی چند شیشه عطر معرفی میکنم که بخرید ، نه شوخی ست نه عجیب !
اتفاق میافتد به یاری خدایمان !
که عمرمان در حسرت کسانی گذشت که ما بر ایشان آرزوئیم و حسرت طالع ما میخورند که چرا ما ایران دنیا آمده ایم و ایشان مثلا در کره !!
این را به واقع ، مهندسین کره جنوبی که دوستان من بودند در سد گدارلندر مسچد سلیمان به من گفتند ! بارها و بارها !
ایضا چینی های قورباغه خور ، در سدهای دیگر :)
میگفتند شما خود خبر ندارید که ثروتمندترین مردم جهانید و آنچه همه دارند در کل جهان ، شما به تنهایی یکجا دارید !
لیک ، چه گویم که ناگفتن ام بهتر است !
عمرمان به فقر گذشت همچون فقیر گرسنه ای که در خرابه می زید لیک زیر پایش گنج قارون دفن است !
خلاصه که دوست عزیزم ، آن صمغ طلایی مستحصل در غرب از باریجه ما ، که در هر عطری که ریخته شد قیمتش سر به فلک میساید ، زمین تا آسمان با آنچه در عطاریها یافت شود ، از همه بابت خصوص کیفیت رایحه خروجی ، توفیر دارد !
لیک آفرین به شما که توصیه های این حقیر را جدی گرفتید ، هماره به دوستان ام گفته ام :
با یک عطار دوست باشید و از هر ماده ، تنها یک گرم بگیرید که اصلا قیمتی ندارد و تقریبا مجانی ست !
اما برای تربیت بینی و حس بویایی شما ایضا شناخت روایح و قیاس آنها با یکدگر ، برای شما میلیاردها ارزش دارند !
ارادت ها تقدیم به همه ی دوستان نازنین ام
دوستان جان ام
خردمهر ، احدی و شهاب
ارادت های این حقیر تقدیم به شما
جناب خردمهر
که عاشق سلیقه ات هستم به تمام ، خصوص انتخاب نام ات ایضا اشعار انتهای کلام ات !
گردهمایی عطرافشان به حضور ، بر من خطرناک است :))
البته خداراشکر جناب دکتر اسعدی هست !
به وی گویم : از کنار من تکان نخور که هر لحظه امکان دارد از هوش بروم از دیدن اینهمه فرشتگان زیبا و لبخندهای الماسین ایشان ، اینهمه مردان خردمند و شیکپوش ، اینهمه معطریت رها شده در فضای این خانه زیبا !
از کنارم تکان نخور :))
اینهمه سال تحصیل کردم تا بالاخره کشف کردم خرد یعنی چه ! همین دو کلمه به معنی کافیست هرچند که یک کتاب تفسیر دارد این خرد !
خرد یعنی : خُرد شو !!
و خردمند یعنی : کسی که به مقام هیچ شده ، رسیده !
و این نام بر توی بزرگ متواضع بامصماست !
خردی که به مهر مزین است ، اصلا خرد یعنی مهر و مهر یعنی خرد !
زنده باد
جناب احدی نازنینم
درودها بر شما
که از من جلوترید ! من در دوره ابتدایی ، حافظ را تمام کردم به جهد پدربزرگ به روخوانی ی بدون غلط ، معنی و مهمتر از همه : تفسیر یا همان رمزگشایی ( که گاها معکوس معنی ست ) لیک هرگز حفظ نکردم ، اما ۷۸ رباعی خیام را حفظ بودم که هنوز هر وقت میخوانم چه خیام و چه حافظ را ، مویهای تنم می ایستند از شعف !
از عطرافشان بروی ؟؟
نمیتوانی !
هیچ کس نتوانسته ست !!
میگویند میروند ، و میروند ، لیک به فاصله کوتاهی برمیگردند :)
عده ای شجاعت دارند ، همچون آقای افشار !
خود را معرفی کنند ، چرا ؟ چون خود ، در خود شاهد تغییری بوده اند ضمنا شجاعت از هر کس نشاید !
عده ی بیشتری نیز برمیگردند با اکانت جدیدی !
عده ای نیز برگشته اند لیک متنی نمینویسند :)
رفتن از عطرافشان محال است لیک مدت غیبت بستگی به چند چیز دارد از لحاظ روانشناسی ، که اول نوشتم اما سپس پاک کردم :)
اما حکایت افرادی چون شما ، مجزاست !
شما بروی ؟؟
برو ، که اگر شما توانستی ، با این قلب رئوف بر همه ی ما و مهر ما پشت کنی ، پس ما هم میتوانیم و یاد خواهیم گرفت :))
میخواهی ازین هم تنهاتر شوی ؟؟
این تعداد معطر همسلیقه اهل خرد و این تعداد فرشته ی زیباروی ، کجا هست به مهر ، تا ما هم برویم :)
شهاب معطر ما
که صورت ات چون نام ات نورانی ، زیبا و خندان است و مدام چون شهاب ، بدنبال خود نور و معطریت پخش کند !
و چشمهایت که لبریز است از عمق دانش و هوش ، همچون موهای سپید ات به سند خرد و منش :)
درودها بر تو جوانمرد رعنای زیبارو
اتفاقا ، آنچه دارم ، اگر زیباست ، تجمیع زیبائیهای تک تک شماست که از هر کدامتان مطلبی آموختم و در کنار شما ، بوی گل گرفتم ورنه همان خاری ام که بودم :)
یکبار خواستم همچون خودت ، نام فرشتگان این خانه ، از زن و مرد بنویسم :)
نوشتم ، ثبت شد ، سپس :
ای داد بیداد !!
اصل کارها را که ننوشتم ، دی !!
دوباره ، سه باره ، چهارباره ، ... ، ویرایش کردم !
مدیرمان کلافه شده بوده حتما از دستم :))
آخر کار ، نزدیکترین دوستان خودم را مقیود نکرده بودم !!
به خودم گفتم : عیب ندارد ، ایشان بقول سرکار خانم مونا : دوست نزدیکتر از من به من است !
چون خودِ من اند ، پس نام خود را که نباید مذکور شوم :))
خلاصه که توبه کردم :))
اکنون اگر بخواهم نام آنها که دوستشان دارم را بنویسم ، یک شب تا صبح زمان میطلبد به قید :)
باید همه را بنویسم که تعدادشان بیش از یکصد است خداراسپاس !
انشاله به میلیون رسند خوشبو فرشتگان این خانه
ارادت ها به قلب مهربان ات
:)