نظرات | محسن
ترتیب نمایش
برای آقای "اندی تاور" احترام زیادی قائلم... او برای من نمادِ اراده ی یک انسان، برای عملی کردنِ ایده ها و ایجادِ کار و کسب بر مبنای علم و علاقه اش است. بسیار ساده و بدونِ تکلف، اما جهانگیر و موفق. بطری های نمادین اش را در همه جای دنیا می شناسند، اما خط تولیدِ عریض و طویلی در کار نیست... خیلی ساده، با دست پُر می شوند و با دست برچسب می خورند... و البته که اصلِ ماجرا، آن مایعِ درون بطری های پنج گوشَش است که هر کدام بیانگرِ موقعیتی خاص هستند... مثل "هوای صحرای مراکش" یا "هوای آلپ های سوئیس"... اما اینگونه نیست که بوئیدنش برایمان تداعی کننده ی مثلا "کوههای سوئیس" باشد... بلکه عطار در چینشِ نت ها و ساختِ هرم بویایی، از نقطه به نقطه ی آن موقعیت جغرافیایی الهام گرفته و بر اساس قاعده ی حرکتِ مورد نظرش در مکان، عطر را فرمول می کند. بنابراین عطرهای "تاور" به این شکل "مفهوم محور" هستند و بوئیدنِ لحظه به لحظه ی عطر، به مثابه ی سفری ست در مکانِ مورد نظر عطار، و همراه شدن با او مثل یک راهنما، تا زوایای پیدا و پنهانِ منطقه را برایتان رمزگشایی کند.

در L'AIR DES ALPES SUISSES ، عطار از مرتفع ترین نقطه ی کوهها سفرش را آغاز می کند و در طولِ پرفورمنس، مرحله به مرحله به ارتفاعات پایینتر فرود می آید. از قله های سنگی و صخره های خشنِ گرانیتی، با چشم اندازی از یخچال های ابدی و پوشش گیاهانِ کم پشت اطرافش... تا پایینتر و دامنه های پُرشیب با گیاهان پُرپُشت و معطر... و در نهایت کوهپایه و جنگل های انبوهش.
در پله ی اول و اُپنینگ... عنبرسائل، آویشن، بادرنجبویه و جوزهندی، نت هایی هستند که آکوردهای گرانیت، هوای تازه و گیاهان تلخِ ارتفاعات را می سازند... در پله ی دوم و برای نت های میانی، عطار منطقه ی "دارمَرز" (بالاتر از جنگل) را با آکوردهای سبز و گلی و ادویه ای بازنمایی می کند و برای این منظور، از نت های اسطوخودوس، ریحان، ارکیده و سوسن و روایح ادویه ایِ بیشتر استفاده می کند... لمسی از روایحِ چوبی و آکوردهای سوزنی برگ هم، خبر از ورود به جنگلِ انبوهِ پای این کوهها می دهند. اما بدنه ی عطر در پله ی پایانی، به مانند بدنه ی آلپ ها، همان جنگل های انبوه و همیشه سبزِ کوهپایه ها هستند که در اینجا، روایحِ چوبی، با نت های کاج، رُز وود و غان، لحظه به لحظه غلیظ تر می شوند و ما را به پایان سفرمان رهنمون می کنند...
چوبِ درخت غان، که در اکثر کارهای "تاور" حضورِ پررنگی دارد، همان درخت "توس" از راسته ی "توسکایان" است که بومیِ منطقه ما نیست و در عرض های جغرافیایی بالاتر (شمالی تر) یافت می شود. پس چرا رایحه اش برایمان آشناست؟ چون "توس" یا همان "غان" نسبتِ نزدیکی با "راش" و "بلوط" دارد. پهن برگ های باارزشِ منطقه ی ما که دارای رایحه ای شیرین و سبز اند و یک آروماتیکِ قوی و فراگیر ایجاد می کنند.

برای یک مخاطبِ معمولی در دنیای عطر، کارهای "تاور" بسیار سخت پوشند. بیشتر برای تامل خلق شده اند تا سِت کردن... اکثر آنها برای موقعیت های خاص و کم تکرار قابل استفاده هستند... که البته این خصوصیتِ عطرهای "نیش" است. اما "هوای آلپ های سوئیس" می تواند راحت پوش تر باشد... معتدل است و برای بهار و پاییز، در هوای آزاد می تواند لذت بخش باشد. شبیه "آمواج رفلکشن" نیست اما در همان فضاست. آروماتیک، اسپایسی، چوبی ست که در مقاطعی، رگه هایی از گل بروز می دهد و پخش و ماندگاری خوبی دارد.
36 تشکر شده توسط : بهزاد معصوم نژاد مهریار
Beach Hut Man
لینک به نظر 8 خرداد 1402 تشکر پاسخ به Perfumex
علی و آروین عزیزم... من هم دوستتون دارم خیلی زیاد. کاش یکم عمیق تر می دیدید پست رو. خود ایکاروس هم که قائل بود به سیاست های اقتصادیِ برندها. حتی همون سال ۹۵... اما از شما بعیده منکر جنبه های درستش بشید. عطر سازی و عطربازی، چیزی جز احترام به طبیعت نیست و متاسفانه ما (بشر) در حال تخریبش هستیم. مصادیقش هم دوروبرمون زیاده. نظارت چیز بدی نیست رفقا.
اما من اصلا هدفم چیز دیگری بود از این کامنت... شما ببین من خودم اول چی گفتم... شاید بعدها به شکل دیگری مطرح اش کردم. فعلا که تیرم به سنگ خورد 🙁
20 تشکر شده توسط : مجتبی          nazanin
سلام رفقا... هربار که بحث های مربوط به ریفرموله شدن عطرها، یا اصل و کپی در سایت مطرح میشه، یاد ایکاروس می افتم... در طول مدتی که ایکاروس در سایت فعال بود، بیش از هزار یادداشت ثبت کرده که مرجع ارزشمندیست و همچنان برای ما قابل استفاده و استناد هست.
بطور مشخص در مورد "ریفرمولاسیون" عطرها، این دو نقل قول را انتخاب کردم که یادآوری بشه و کاربرانِ جدیدتر هم جنبه های مختلفِ ضعیف شدن عطرها را بدانند و با احتیاط بیشتری در سایت نظر ثبت کنند. این کامنت را هم پیوست می کنم به یکی از نوشته های خودش، تا راحت پروفایلش را پیدا کنید. امیدوارم سلامت و خوشحال باشد.
.
ایکاروس * شهریور 1395 * ذیل عطر LALIQUE - Encre Noire Sport
((من چند ده هزار سطر در این سایت نظر نوشتم تا بلکه ماندگاری و پخش بوی بالا ملاک کیفیت عطرها نباشه‌. اینکه پخش بوی عطرها کم شده نشان نظام کثیف فلان یا نشان از کاهش کیفیت نیست. صد ها نفر از نوابغ علمی‌جهان که سالیانه چندین نفرشون بخاطر ابتلا به انواع لوسمی و کنسر اوروتلیال در نتیجه تحقیقات بسیار زیاد جان شون رو از دست میدن روی انواع مواد موثره ی درون عطرها تحقیقاتی رو‌انجام میدن یا گزارشاتی بهشون داده میشه که مواد مختلف بویایی رو ممنوع یا محدود میکنن. هر ساله لیستی از موادی که اسیب شون به بدن محرز شده رو به برندهای عطر میدن تا از اونها استفاده نکنن یا غلظت شون‌ رو کاهش بدن.‌در‌نتیجه ی این محدودیت ها ممکنه شاهد این باشیم که عطرمون نسبت به چند سال قبل ضعیف تر شده. . شما و ما باید ممنون‌ این‌ وقایع باشیم. برای مثال برگاپتن که از مواد موثره برگاموت هست امسال غلطت استفاده ش در عطرها محدود شد. میتونیم انتظار داشته باشیم عطرهایی با رایحه غالب برگاموت سال دیگر قدری ضعیف تر بشن. یا برندها دست به کار بشن و تغییراتی روش ایجاد کنن .))
.
ایکاروس * شهریور 1395 * ذیل عطر JACQUES BOGART - One Man Show Oud Edition
(( بطور خلاصه من یک‌ مرور دیگه به حرفهام کنم. ریفرموله علل مختلفی داره. ایفرا ، جیودان، اف دی ای و غیره سالیانه مطالعاتی بر سلامت مواد مختلف انجام میدن. یا گزارش هایی مبنی بر بیماری زایی بعضی نت ها میرسه . نتیجه یا میشه Restriction یعنی محدودیت غلظت مورد استفاده یا میشه prohibitionکه در‌نتیجه منع میشه استفاده از اون ماده در عطرها.
اما این یکی از دلایل ریفرموله ست. در معرض انقراض قرار گرفتن بعضی گونه ها علت دیگری‌ میتونه باشه. بعضی مواقع هم این یک سیاست اقتصادی برای اون برند هست. تا توجه به دیگر‌محصولاتش یا توجه به فلنکرهای اون محصول بیشتر بشه.
اما اینکه دیگران چرا ترجیح میدن که عطرشون وینتیج باشه بیشتر به سبب این هست که یا با رایحه ی اصلیش خاطره دارن یا احتمالا از پخش بوی نسخه های جدیدترش شکایت دارن. اینکه این طرز فکر غلط هست یا صحیح هست نقدش بر‌عهده من نیست. کما اینکه مردم سیگار‌ هم میکشن کما اینکه اطلاع دارن مضره یا فست فود مصرف میکنن و الخ...
اینکه چرا من بعضا نسخه های وینتیج رو پیشنهاد میدم به این خاطر هست که اون نسخه ها به دلیل مسائل بهداشتی ریفرموله نشدن. بلکه سیاست هیچ برندی تاکید بر تولید یک عطر برای یک دوره ی سی چهل ساله نیست. در نهایت بایستی اون رو از چرخه در بیارن.و البته این عطرها معمولا عطرهایی هستن که اصلا ریفرموله نشدن. بلکه ناگهان دیسکنتینیو شدن‌ .
عرض کردم که این یک بحث طولانی هست که قبلا جدا جدا تمامش رو صحبت کردم.))
28 تشکر شده توسط : R_N          nazanin
"کریستین ناگِل" عطارِ پُرکار، در یکی دو سال اخیر برای "هرمس" سه عطر فرمول کرده و در هر سه، از عنصر Sclarene یک آکورد فلزی ایجاد کرده که کمتر جایی دیده اید... این عنصر در واقع یک نتِ چوبیِ قوی و خشک است که تَه رنگ های فلزی و مدرن پدید می آورد و بویی نافذ و فراگیر دارد که یادآور اتاقی ست که در آن اتو می زنند. "ناگل" و "هرمس" در این دو سال، یک فلنکرِ خنک برای لاین "تق دِ هرمس" ساختند (که عاشقش شدم و روزانه ی امسال تابستانِ من شده است) و همچنین لاین H24 را پایه ریزی کردند. ادوتویلت که خنک، تیز و مدرن است و ادوپرفیوم که سبزتر، غلیظ تر و معتدل تر است... هر 2 کار از DNA یکسانی برخوردارند و می توان گفت چیزی متفاوت و جسورانه خلق شده است... و برای من که همیشه دنبالِ روایحی هستم که بشود به آن گفت "مدرن"، مواجهه با H24 ها عالی بود. گرچه اگر در یک جمله بخواهم بگویم، EDT برای من زیادی تیز و خشک، و EDP زیادی موسی و علفی بود. اما هردو قابل تامل و شگفت آور بودند.
ادوپرفیوم در واقع، یک فوژه ی مدرن است... یک خطِ خزه ایِ قدرتمند در جریان است که شما را به یاد عطرهای دهه هفتادی می اندازد... در عین حال و به موازات آن، یک خط مدرن هم جریان دارد که همان آکورد فلزی ست. و اگر دقیق شوید، لمسی از گل های زرد را هم احساس می کنید که رایحه را ظریف تر می کند... و قطعآ نت هایی هم هست که اعلام نشده اند. یک نت میوه ای در ابتدا احساس می شود که انگار ترکیبِ موزِ شدیدآ آروماتیک و کمی مرکبات است...رگه هایی از نعناع هم به وضوح حس می شود که می تواند از چهره های "اوکموس" باشد.
عطرهای فِرِش و بهاری/ تابستانی ذاتآ پخش و ماندگاریِ کمی دارند. و آنهایی که بهتر عمل می کنند، معمولا در پایان دَم کرده و خش دار می شوند... H24 EDP اما با اینکه پرفورمنس راضی کننده ای دارد، تا پایان فِرِش باقی می ماند.
به واقع عطر خوب و خوش ساختی ست، اما با چشمِ بسته خریدنش (آنطور که یکی از دوستان گفت) کاملا مخالفم... جنبه های کلاسیکِ "اوکموس" و جنبه های مدرنِ "اسکلارین" ریسک بالایی در خود دارند و احتمالِ نپسندیدن واقعا بالاست. اما اگر رایحه را بپسندید، قطعآ لذت خواهید برد... یک همه کاره ی تمام عیار است که تقریبا در هر فصل و هر مکانی پوشیدنی ست... باتل هم واقعا زیباست.
برای من... ای کاش فقط کمی جنبه ی کلاسیک و خزه ای اش کمتر می بود... گفته بودم سخت گیرم.
39 تشکر شده توسط : امیر یوسفی علی
Pure eVe
لینک به نظر 2 خرداد 1402 تشکر پاسخ به یاسمن نظری
خانم نظری، همینجا مینیاتوری و سمپل اش موجوده... اول یکی از اینهارو تهیه کنید. این عطر بدجوری من رو پس زد و الان در لیست "نمی پسندم" هام قرار داره...
15 تشکر شده توسط : 🄼🄾🄽🄰 یاسمن گل بانو
یک دیدگاه نه چندان دقیق در برخی عطر دوستان دیده ام... عطر هایی با طبعِ خنک و تابستانی را، لزومآ روزانه می دانند. در صورتی که خنک، معتدل یا گرم بودنِ رایحه، به فصلِ استفاده از آن عطر ربط دارد و روزانه و شبانه بودنِ آن، به استایل و لباسی مربوط است که برای پوشیدن انتخاب کرده اید. ما در شبهای 30 درجه ی تابستان هم مجبوریم عطری با طبع خنک انتخاب کنیم. تفاوت اینجاست که معمولا برای روز که سرگرم کار و فعالیت هستیم و استایل و پوششمان هم راحت و کژوال است، از روایح ساده تر و غیر رسمی استفاده می کنیم، و شبها که احتمالا در میهمانی یا مجلس یا رستوران هستیم، از عطرهایی با حال و هوای رسمی و نیمه رسمی... خب البته که استثنا هم دارد. استایل کاری بعضی از ما ممکن است رسمی باشد، یا یک جلسه رسمی در طول روز داشته باشیم. و یا شب با پوشش راحت بیرون برویم... و البته که حد وسطی هم در کار هست... پس در واقع دسته بندی عطر به روزانه و شبانه، کاملا به نوعِ پوشش بستگی دارد و شاید واژه های رسمی/ غیر رسمی صحیح تر باشد. سِرژُف "فیِرو" و "مفیستو"، کرید "گرین آیریش"، آرمانی "پروفومو" و "پروفوندو"، آمواج "بیچ هات" و "مگاماره" نمونه هایی هستند که در عینِ تابستانی بودن، مناسب پوششِ رسمی هستند و من روزانه نمی پوشمشان... به قیمت و برندشان هم ربطی ندارد... حال و هوای این روایح، کژوال و اسپرت نیست. یک روحِ اتو کشیده و رسمی دارند.
"مارلی گرینلی" در نظر من، جایی مابین روزانه و شبانه (رسمی و کژوال) قرار می گیرد... چراکه تاپ نُتِ شارپ و میوه ای اش، با ورود چوب کشمیر در قلبِ عطر، نرم و مجلسی می شود... و اتفاقا همین حدِ وسط ها هستند که همه کاره و عطر امضا می توانند باشند. "گرینلی" از اون خوبها بود. سه روز مداوم، با پیراهنِ لینِن سبز و جینِ ذغالی -فول وِر- پوشیدمش... و عالی بود. برند"مارلی" مدتی ست طرفدارانش را ناامید کرده و انگار دیگر یک خانه ی عطر نیش به نظر نمیرسد... از ضعفِ پرفورمنس در بَچ های جدید، تا نوع روایح در لانچ های اخیرش... اما فارغ از این نگاه، "گرینلی" و "سدلی" را می توان جایگزینی عالی برای عطرهای تابستانیِ سطحِ بالا (مثل اونتوس) دانست... همین عطرها هستند که تابستان، کابوس عطربازان را قابل تحمل تر می کنند.
34 تشکر شده توسط : Amir مهریار
Bvlgari Man Wood Neroli
لینک به نظر 2 خرداد 1402 تشکر پاسخ به علی افتخاریان
ممنونم علی جان... پیشنهاد هات عالی بودن مثل همیشه. "هِیلی" رو باید تست کنم. یدونه ای دوستِ من
9 تشکر شده توسط : Sepehr s شهریار
Bvlgari Man Wood Neroli
لینک به نظر 31 اردیبهشت 1402 تشکر پاسخ به IRRO
سلام رفقا... ممنونم از لطف تک تکتون. در این مورد خوشبختانه فقط یک دکانت (از همان جای مطمئن) خریدم. اما شما که غریبه نیستید، تا لبه ی بلایند رفته بودم... دانیال و سعید عزیزم، گزینه هاتون عالی اند و حتما دوباره تستشون می کنم. حسن جان کاملا درست میگید، من هم لازم دونستم یک کامنت منفی اینجا بگذارم تا دوستان، قبل از خرید تامل کنند و خدایی ناکرده متضرر نشن. ایرج عزیزم، درسته، دوستانم همین دکانت من رو تست کردند و خیلی هم دوست داشتند. بحثِ سلیقه ست واقعا... و من با حسن جان موافقم که همیشه هم کارهایی که شگفت زده مان کنند از بعضی نام ها و برند ها در نمیاد. مثلا اگر دوستی، بر اساس ساخته های شاخصِ "آلبرتو موریاس" بخواد این کار رو بلایند کنه، احتمالِ شکستش بالاست.
من سلیقه ی سخت پسندی دارم، و اتفاقا روی کارهای روزانه و آفیس بیشتر حساسم... چون روزانه ها هستند که با استایل همیشگی تان سِت می کنید و نقش امضای شمارو در هر فصل بازی می کنه... برای این موقعیت خاص، من در هر فصل به عطر نیاز دارم، وگرنه عطرهای رسمی و مجلسی که زیاد مصرف نمیشن (برای من اینطوره) ...
پارسال و سالِ قبلش، سالهای خوبی برای کشف روایحِ همسو با سلیقه ام نبود... اما امسال ورق برگشت، درِ گوشی بگم بهتون که یکی دوکار تابستانی پیدا کردم که درست نشستن همونجا که باید... وسطِ قلبم. میگم براتون حتما رفقا... برقرار باشید.
24 تشکر شده توسط : rick Sepehr s
در ادامه ی جستجوهای همیشگی ام برای یافتنِ یک دم دستیِ (روزانه/ آفیس) مناسب برای بهار و تابستانِ هر سال، به این عطرِ تحسین شده ی همگانی رسیدم... از آخرین ساخته های "آلبرتو موریاس" که روی کاغذ، می توانستم دوستش داشته باشم.
من از طرفدارانِ ژانر چوبی/ گلی هستم... اما فضایِ کلیِ یک عطر، چیزی فراتر از ژانر و آکورد و نت است... اصل و اساسِ خوب بودنِ یک رایحه برای هرکدام از ما، این است که بعد از هربار بوئیدن در مواجهه ی اول، یک WoW بزرگ و محکم بگوئیم!... فردا که دوباره پوشیدیم، بادی به غبغب بیندازیم از انتخابِ خوبمان... پس فردا هم از کشفِ پیچیدگی هایش شگفت زده شویم. در غیر این صورت شکست خورده ایم. جمله هایی مثل: ((خوبه توی کلکسیون ام باشه)) یا ((گاهی میشه پوشیدش)) در واقع نشانه ی شکست است. برای همین است که همیشه عطربازان، تاکید دارند که عطر را به دقت تست کنید... عطر محصولِ پیچیده ایست و انسان، موجودِ پیچیده تر...
خلاصه که Wood Neroli را دوست نداشتم... بر روی پوستِ خشکِ من، تُرش و غلیظ جلوه می کند و بر روی لباس حتی بدتر... کِدِر هم میشود. رایحه به ذات خوشبوست، اما برای پوشیدن، دقیقه به دقیقه به سمت یکنواختی و غیرطبیعی بودن پیش می رود...
"وود نرولی" با ترکیبِ نرولی (بهارنارنج) و برگاموت (ترنج) و کمی نتِ نمکی شروع می شود... طبیعیست... ولی زیادی و شوکه کننده ست. بهارنارنجِ غلیظی که هم زیادی ترش است و هم زیادی متراکم... بعد از آن هم اوضاع بدتر می شود... مرکبات کم کم محو شده و پایه ای مشک دار به همراهِ نت های چوبی و سبز (سدر و سرو) پررنگ تر می شود و بهار نارنجِ طبیعیِ ابتدایی، جای خود را به یک بهار نارنجِ سنتتیک می دهد که ترکیبش با آمبروکسانِ موجود در نتِ پایه، واقعآ آزار دهنده ست و تا پایان هم باقیست.
امیدوارم همیشه عطرِ همسو با سلیقه تان را بیابید و WoW بگویید ✌️
34 تشکر شده توسط : rick Perfumex
در میانه ی همه گیریِ کوید، سازنده ی پُرتعداد ترین فلنکرهای دنیا، یک رنگِ دیگر از بطری های بدن نما و نمادین اش را ارائه کرد... JPG Le Male Le Parfume
هِل، اسطوخودوس، وانیل... اگر این نام ها برای روایح مردانه کلیشه ای به نظر می رسند، باید این یکی را تست کنید تا متوجه شوید که با اضافه شدنِ "زنبق"، همه چیز تغییر کرده است... مدرن، جذاب، مجلسی و همه پسند از آب درآمده است. با اینکه اتمسفرِ کلی این عطر، ژنِ نسخه ی اصلی را حفظ کرده، ولی در ابتدا من را به یاد HOGO BOSS the scent انداخت... بعد از یک ساعت هم، که رایحه نیمه شیرین می شود و زنبق، بیشتر خودنمایی می کند، کمی به یاد 212 Se.y زنانه افتادم (جالبه!)...
بلافاصله پس از اولین اسپری، تا چند دقیقه، رایحه ی سرگردانی از هِل و اسطوخودوس که بویی پلاستیک گون دارد به مشام می رسد، ژنِ "له میل" اصلی واضح است، ولی چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد که تکه های پازل اش جور می شود... شیک تر، شیرین تر و گرم تر می شود و در پس زمینه ی رقصِ هِل و اسطوخودوس، زنبق و وانیل در بستری از چوب، فضا را تسخیر می کنند...
هِل، این نُتِ ادویه ایِ زیبا، در تمام طول عملکرد حضور دارد و یک کنتراست عالی ارائه می دهد. وانیل هم نقشِ جذابی را عهده دار است. شیرین/ دودی ست و هرچه به پایان می رود، دودی تر می شود و درای داون را مرموز و جذاب می سازد...
برای سلیقه ی من، کارِ بی نظیری بود... از آن عطرها بود که دنبالشان می گردم... مدرن، شیک و منحصر به فرد. حتما در لیست خرید من قرار می گیرد... با اینکه پرفورمنس اش روی پوست من، آنقدر قابل توجه (که می گویند) نیست.
44 تشکر شده توسط : حمید علی

تمامی خدمات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.

هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون اجازه مدیران آن غیر مجاز بوده و تبعات آن بسته به نوع تخلف، متوجه افراد خاطی خواهد بود.

Iran flag  Copyright © 2026 Atrafshan