سلام
من تازه ۲ ماه وارد دنیا عطر شدم و تو همین مدت کلی عطر خریدم. اگه بخوام لیست کنم.
۸۰، ۹۰ میل دکانت و سمپل از عطر های مختلف دارم. غیر از اون باتل کامل این عطر ها رو هم خریدم
لاتوسکا و رجیو برند زرجوف
کالان برند مارلی
رد توباکو برند مانسترا
پراید کالکشن برند ژان پل گوتیه
ماسک نویر برند نارسیس رودریگز
کلاب د نوبت میلستون برند آرماف
خنجر و بدیع العود فور گلوری برند لطافه
استرانگر ویس یو صندلوود برند جورجیو آرمانی
پورپوس برند امواج
و همچنان دلم میخواد چند تا عطر دیگه بخرم مثل
بویس امپریال برند استنشیال پرفیومز ، له مل له پرفیوم برند ژان پل گوتیه، باراوندا برند ناسوماتو و...
اما مسئله مهم اینکه سالی چند تا عطر باید بخریم؟ جوری که مصرف بشن و خراب نشن
شما ها خودتون سالی چندتا عطر میخرید؟ سالی چند تا عطر رو تموم میکنید؟
ممنون از توضیحاتتون. این نکاتی که گفتید رو قبلاً رعایت نمیکردم.
ولی مثلاً اخیرا تمام عطر هام رو کشویی از کمد گذاشتم که هم دور از دسترس دید اطرافیان باشه هم طول عمر بیشتری داشته باشه و ۲، ۳ تا عطر بیشتر دم دست نذاشتم و دیگه راجب عطر ها با اطرافیان که علاقهای ندارند صحبتی نمیکنم
اما نکته جالب این هست که به واسطه عطر و روایح دوست جدیدی پیدا کردم که اتفاقا فردا قرار هست همدیگرو ببینیم...
خیلی عالی
آرزوی موفقیت و دل خوش برای همه خصوصا شما 🌷
خیلی ممنون که کامل توضیح دادید
دقیقاً درسته تو خرید عطرهام ماندگاری بالا و پخش بوی خوب خیلی مدنظرم بود اما تنوع رایحه ها رو گیجی اسمش رو نمیشه گذاشت. تقریباً هر عطری که بوش رو خوشم میاد رو میخرم خیلی درگیر این نیستم چه نت هایی داره. البته چندتایی هم این وسط ها بلایند بای کردم که خب از بعضی راضی بودم از بعضی ها هم نه.
اون موقع که این سوال رو پرسیدم هدف این بود که بدونم بقیه چه تعداد میخرن و اینکه عطر هام خراب نشن! بعد از اون هم چند تا عطر دیگه خریدم که هنوز حتی 4، ۵ تاشون رو بازشون نکردم تا خراب نشن. چون یادمه عطر 212 VIP از برند کارولینا هرا داشتم که بعد از ۳، ۴ سال خراب شد.
متاسفانه باید اعتراف کنم که خیلی هیجانی برخورد کردم تا 1، ۲ سال دیگه احتمالا هیچ عطری نخرم تا چند تا از این هایی که دارم تموم بشه. غیر از اون با این افزایش قیمت ها آدم دلش به خرید نمیره عطری که 10 تومن بوده شده 20 تومن و عطر 20 تومنی شده ۳۰ و خورده ای.
من دیشب بعد از ۳ سال دوباره رفتم سراغ نویر از تام فورد و به نظرم بوش خیلی از آخرین بار که زدم عوض شده. شاید بگین بعد از سه سال چی یادته ولی من اون بوی پودری ای که همیشه نویر رو باهاش میشناختم دیگه پیداش نمیکنم. نه جاش بد بوده و نه گرم بوده ولی کمتر از نصفی ازش مونده.
بو تا بو، برند تا برند واقعا فرق داره، عطر عودی رزینی انقضا نداره. ولی بوهای سیتروسی گلی زود انقضا میشن.
جالبه که گلی ها زود انقضا میشن چرا که خیلی از بوی گلها طبیعی نیستن، طبیعی هاش مثل بوی گل رز هیچ وقت انقضا نمیشن.
اگر میخواین عطری بخرین که عمری بمونه برین سراغ آمواژ و زرجوف، هنوز الکساندریا تکون نخورده. اگر هم دیزاینری میخواین فقط دیور. نمیخوام بگم مابقی بد هستن ولی من عطرهای دیور رو از سالها پیش دارم و داشتم، هیچ کدوم عوض نشدن. شنل هنوز همونه ولی هیچ کدوم به اندازه دیورهام عمر ندارن. ysl هام هم اون قدیمی هام رو همسرم زد و تموم کرد. فقط ۳ تاش مونده که اونا هم دیگه اونقدر قدیمی نیستن. البته به جز تاکسیدو که هم جدیده و هم دست خودمه.
در آخر من متوجه تغییر بو در برندهای: شنل، YSL، ورساچه و بلگاری نشدم ولی بعضی وقت ها حس میکنم بعضی هاشون دیگه اون ماندگاری روزهای اول رو هم ندارن.
تامفورد هم قدیمی خیلی دارم. ولی نویرش به صورت حتمی عوض شده. اما بلک ارکید به هیچ عنوان تکون نخورده.
در آخر من یک چیز بگم: بعضی از این تغییرها بد نیستن مثل نویر. درسته عوض شده ولی بد نشده و اتفاقا احساس میکنم بهتر شده. اما اکثرا اصلا خوب نیستن.
سلام دوست من
اميدوارم در صحت و سلامت باشى
منم چندى پيش سوال مرتبطى مطرح كردم: چند تا عطر داريد؟ تا چه مدت از خريد عطر بى نيازيد ؟
بعضى دوستان محبت داشتن و جواب دادن.
ميخواستم ببينم براى اين كنجكاوى و علاقه آيا مرزى وجود داره و اگر هست كجاست؟
من در مجموع و تقريبا نزديك دويست عطر خريدم تو سالهاى عطربازيم..
طبيعتا. بعضى از اين ٢٠٠ عطر رو چندباره خريدم كه با يه تقريب نزديك به واقع حدود ٣٠٠ باتل عطر عمدتا بين ٨٠ تا ٢٠٠ ميل، خريد من و مشتمل بر مصرف و هديه دادن و گرفتنه!!
حالا از كجا ميدونم؟ يه بار با دقت تو فرگرنتيكا با دقت پروفايلم رو تكميل كردم و تا تونستم از حافظم كار كشيدم...
همونطور كه حدس ميزنى اونا طيف وسيعى از عطرا بودن: دم دستى و اقتصادى، ديزاينرى ها با رِنج قيمت متنوع، نيش.
يه بار با مرور عطراى گذشتم با وجود وسواس و تحقيق در انتخاب، ديدم اگه قرار بود با شناخت و تجربه الانم انتخاب كنم از بين ٢٠٠ مدل عطر فقط هفت تاش رو ميخريدم و البته با معدود عطرهايى كه نگرفتم هم اونو به ٩ تا افزايش ميداد!!!
جالبه اين ٩ تا همشون عطرها مين استريم و غيرنيش هستن..
آقا بنيامين؛ الان كه خدمت شما اينا رو ميگم ٣٦٠٠ ميلى ليتر عطر دارم. منم مثل شما مصرف كننده ام و كلكسيونر نيستم. اگر روزى ١٠ تا ١٢ اسپرى تقريبا معادل ١ ميلى ليتر عطر استفاده كنم تا حدود ١٠ سال عطر دارم!
ميدونم با اين توضيحات متوجه شدى كه عطرهاى موجودم خيلياش مورد علاقم نيست.
هيچ عطر ايده آب و كاملى از نظر من وجود نداره و به مرور به عنوان مصرف كنندگان علاقمند متوجه اين موضوع ميشيم.
در اين قسمت گفتگوها يه بار ديدم يكى از كاربران عزيز عطر amber Russ رو با حسى از حسرت تو ويش ليستش قرار داده بود و من خيلى ناراحت شدم چون صرفه نظر از اٌپنينگ كوتاه مدت عطر بقيه رايحش دوست نداشتم و ١٠٠ ميل عطر مطلوب يك يا چند نفر از عزيزان رو به عنوان خوشبوكننده دستشويى استفاده كرده بودم!!!
اگر امكان سواپ وجود داشت شايد قسمتى از خطاهاى خودمون رو ميتونستيم اصلاح كنيم و همه با هم اين مسير رو بهتر طى ميكرديم.
با آرزوى حالى خوش براى شما و ديگر دوستان همراه
بنیامین عزیز
ضمن تایید فرمایش دوستان عزیز که بخوبی موضوع رو موشکافانه توضیح دادن، بنده هم سعی میکنم در حد سواد اندک خودم، خیلی ساده نظرم رو بگم:
بخش اول:
دنیای «اعتیاد» دنیای گستردهای هست و الزاماً اونطوری نیست که در تصورات اکثریت ما جنبۀ منفی اون رو درنظر میگیریم(مثل مواد مخدر)
همونقدر که اعتیاد به هروئین از نظر عامه مردم بد و نادرسته، درسخوندن زیاد هم (اونی که روزانه 20 ساعت درس میخونه) از نظر روانشناسی نوعی «اعتیاد» هست و اگر نیاز به درمان داشته باشه، روش کلّی درمانش تفاوت چندانی با درمان هروئین نخواهد داشت!! با این تفات که یکیش(هروئین) بسیار منفوره اما اعتیاد دوم (درس خوندن زیاد) نزد عامه مردم خیلی هم خوبه! به عبارت دیگه هر نوع اعتیادی از نظر عامه، الزاماً بد نیست و حتی چهبسا ممکنه نوعی ارزش هم محسوب بشه.
ما بجز اعتیادهایی که میشناسیم (مثل مواد مخدر و رفتارهای پرخطر و ...) انواع دیگر اعتیاد رو داریم که بعضاً میتونه به شدت مخرّب و آسیبزننده باشه. شاید باورش سخت باشه اما مثلا کبوتربازی (در لفظ عامیانه: کفتربازی) یکیشه. همینطور قناری بازی و ... منظورم کسی نیست که دوسهتا کبوتر یا قناری تو خونه داره، منظورم افرادی هستن که تمام زندگیشون رو کبوتر و قناری تشکیل داده و از زن و زندگی و حتی بچههاشون براشون مهمتره(در مورد سایر پرندگان، اینقدر وضعیت خطرناک نیست)
خودم شاهد از هم پاشیدن زندگی یک آقای پزشک محترم بودم که کبوترباز قهّاری بود و زمان انتخاب نهایی بین «همسر» و «کبوترهاش» با نهایت ادب و احترام گفت: ببخشید کبوترهام! (پزشک مودبی بود انصافا) و خلاصه اینکه کارشون به جدایی کشید.
حالا اینقدر روضه خوندم فکر نکنی خودم بچه پیغمبرم! خیر. من هم در زندگیم(بجز سیگار) اعتیادهای دیگری هم داشتم. زمانی که شروع به نگهداری ماهیان زینتی کردم بعد از یکسال که به خودم اومدم دیدم تمام زیرزمین منزل پدریم شده آکواریوم، تمام دغدغهام شده پیداکردن بهترین غذا برای ماهیان و برای گوشتخوارها هم تهیه بهترین غذای دستساز و همچنین اینکه اگر ماهی خاصی در شهر خودم نبود، با قطار میرفتم ساختمون پلاسکو(اون زمان طبقه پایینش مرکز ماهیفروشان زینتی بود) و مثلا دوتا ماهی از فلان نژاد میگرفتم و اکسیژن تزریق میکردم و میاوردم شهر خودم و ...
خب این اگه اسمش اعتیاد نیست پس چیه؟ کلّی طول کشید تا تونستم بذارمش کنار و الان حاضر نیستم حتی یک تُنگ ماهی قرمز هم داشته باشم!
اعتیاد دیگرم گل و گیاه بود و اون دوران، کلّی میگشتم و هزینه میکردم برای پیدا کردن بذر فلان گل کمیاب و خاک وارداتی گرامافلور از آلمان!! برای جوانه زنی اون بذر گرونقیمت و .... که خداروشکر اونها رو هم کنار گذاشتم.
اگر اشاره نمیکردی به اینکه 2 ماهه وارد این وادی شدی، قطعاً اینهمه روضه نمیخوندم برات. اما اینکه در عرض 2 ماه اینهمه عطر خریدی اصلاً نشونه خوبی نیست. امیدوارم متوجه منظورم شده باشی :)
و اما بخش دوم:
ما قرار نیست دو واژه «عشقبازی» و «اعتیاد» رو با هم قاطی کنیم. هرچند اونقدر مرزهاش شفاف هست که همپوشانیهای زیادی با هم دارن. ما کلکسیونرهای زیادی داریم که نگهدارندۀ انواع اشیا یا حتی عطر هستن. اما قرار نیست در هر مناسبتی، مدتی ذهنشون درگیر این باشه که از کدومش استفاده کنن. چون در اینصورت، در مدت کوتاهی از پا خواهند افتاد.
از نظر علمی، ما در مغزمون چیزی میگذره که بهش میگن «حسابداری ذهنی» یعنی مغز ما دودوتاچهارتای خودش رو انجام میده. اما گویا کمی ریاضیش ضعیفه و در این مورد لنگ میزنه! :)))
چرا؟ چون هزینه بهدستآوردن با هزینه ازدستدادن در مغز ما یکسان نیست. هزینه ازدستدادن چیزی نزدیک به 2 برابر «لذت» بدستآوردن به ما «درد» ازدست دادن تحمیل میکنه.
سخت شد؟ مثال میزنم:
مثلا من دختری هستم که 2 خواستگار با شرایط عمومی یکسان(چهره و تیپ موردنظر و ...) دارم:
یکیش جراح مغز و اعصاب و دیگری کارتنخواب!
خب در اینجا کار سختی ندارم. چون تکلیف روشنه و هزینه از دست دادن مورد دوم اونقدرها درد نخواهد داشت!
اما تصور کن که من 4 خواستگار دارم(بازهم با شرایط عمومی یکسان که همگی مورد تایید من هستن) شامل:
جراح مغز و اعصاب
جراح چشم
جراح پوست و زیبایی
جراح ارتوپد
خب در اینجا مغز من هنگ میکنه چون اگه «لذت» به دست آوردن یکی از اونها رو 100 درنظر بگیریم «درد» از دست دادن سه تای دیگه (با توجه به 2برابر بودن) تقرییباً معادل 600 خواهد بود.
شاید به همین دلیله که عمو حسن(شما...عی...زاده) وقتی برای دخترش 11 خواستگار میاد که یکی از یکی بهتره (تاجر و وزیر و وکیل و استاد و دکتر و مهندس و ...) آخرش میگه: «شما بگید.... شما بگید»
همین «شما بگید» از نظر علمی تحت عنوان Decidophobia یا فوبیای تصمیمگیری عنوان میشه که طرف قادر به تصمیمگیری بین گزینههای فراوان و مشابه نیست.
میان نوشت: دیده شده طفلک هنوزم بعد از چند دهه، بعضی وقتا توی خیابون راه میره و میخونه: یکیشون خییییییییییلی خوبه! (ولی هرگز کسی نفهمید کدومشون خیلی خوبه)
:)))
بر همین اساس اگر قصدت شروع تبدیل شدن به یک کلکسیونر عطر(عشقبازی) هست بهت تبریک میگم. میتونی صدها شیشه مختلف رو نگهداری کنی اما خودت به عنوان یک کلکسیونر میدونی که نهایت استفادهات بین مثلا 5 گزینه هست. اما اگر دنبال عطر خاصی برای امضا هستی، به نظر راه درستی انتخاب نکردی(اعتیاد)
چون به قول پروفسور «بری شوارتز» تعدد گزینهها هرگز منجر به انتخاب رضایتبخش نخواهد شد و هرچقدر که میگذره، صاحب باتلهای عطر بیشتر، اما تجربه رضایت کمتری در زندگی خواهی شد :)
موفق باشی
واقعا لذت بردم از مثالت و توضیحاتت که حوصله کردی و وقت گذاشتی برای این مساله
ببین بنیامین جان شاید باورت نشه خوب اما من از تو بدترم و اینکه بعد یه مدت هم از یه عطر زده میشم شاید باورت نشه پارسال ۴۰ تا رایحه مختلف تهیه کردم اما نشد که نشد آخر سر میمونم که چجوری استفاده کنم ازش و در اخر بین دوستان تقسیم میکنم
اما در کل ادم باید ۳ تا عطر گرم داشته باشه سه تا عطر خنک در سه رایحه مختلف
مثلا من خودم آنجلز شیر میزنم تو زمستون در کنارش ورساچه اروس و غیره
اما تو تابستون دیگ سخته که آنجاز شیر بزنم و باید برم سمت عطر خنک مثلا با رایحه لیمو
پاینده باشی داداشم